در این پژوهش کاربردی که با استفاده از تحلیل محتوا انجام شده است، کارایی دو رویکرد جستجوی موضوعی: زبان طبیعی و واژگان کنترل شده با استفاده از معیارهای ربط، دقت، بازیافت و ریزش کاذب، در دو پایگاه کتابشناختی پیوسته (کتابخانه کنگره واریک) مقایسه شده است. سی عنوانمربوط به موضوعات کتابخانه، کتابداری و اطلاع رسانی به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای هر عنوان راهبردهای جستجوی زبان طبیعی و کنترل شده به دست آمد. پس از انجام جستجوها و ارزیابی ربط پیشینه های حاصل، دقت، بازیافت و ریزش کاذب در دو رویکرد مذکور با هم مقایسه گردید. نتایج نشان میدهد بازیافت رویکرد جستجوی زبان طبیعی در هر دو پایگاه بیش از رویکرد موضوعی کنترل شده می باشد. دقت رویکرد زبان طبیعی در پایگاه اریک بیش از کنترل شده میباشد اما، در فهرست پیوسته کتابخانه کنگره تفاوتی معنادار مشاهده نشد. رویکرد زبان طبیعی در پایگاه اریک ریزش کاذب کمتری به همراه داشته است، در حالی که در فهرست کتابخانه کنگره تفاوت معنادار نیست. پیشنهاد تحقیق حاضر این است که برای کسب نتایج جامع در جستجوهای موضوعی در پایگاههای کتابشناختی پیوسته، ترکیبی از دو رویکرد زبان طبیعی و کنترل شده مورد استفاده قرار گیرد. برای انجام جستجوهایی که جامعیت نتایج حاصل از آنها اهمیت چندانی ندارد و هدف، به دست آوردن تعدادی پیشینه مربوط است، رویکرد زبان طبیعی مزیت بیشتری دارد.
رویکرد غالب در متون مربوط به اندیشه اقتصادی، رویکرد بررسی انفرادی اندیشه ها ی اقتصادی است .هر چند رویکرد انفرادی، صلاحیتهایی دارد ولی اندیشه های اقتصادی را می توان با رویکرد دیگری به نام ""رویکرد مکتب فکری"" نیز بررسی کرد.رویکرد مکتب فکری دارای مزایایی است که در مقاله بر شمرده شده است. در این مقاله نخستین اندیشه های اقتصادی که ویزگی مکتب فکری داشتند، با استفاده از این رویکرد بررسی شده است.بدین منظور سه مکتب سالامانکا ، مرکانتی لیسم و فیزیوکراسی معرفی و تحلیل گردیده و زمینه پیدایش، دوره حیات ، بنیانگذار و نمایندگان و اصول هر مکتب اقتصادی برشمرده شده است.سپس دیدگاههای آن مکتب ، مورد ارزیابی انتقادی قرار گرفته و تجدید حیات این اندیشه ها در سالهای اخیر معرفی گردیده است.
فرزندپروری، به شیوة غالب بر تربیت فرزندان از سوی والدین اشاره دارد و بر چگونگی رشد و تکوین شخصیت کودکان تأثیر به سزایی دارد. در کشورهای غربی تحقیقات گسترده ای در مورد سبک های فرزندپروری و پیامدهای آن صورت گرفته است و بر آن اساس چهار سبک فرزندپروری مطرح شده است: فرزندپروری مقتدرانه، فرزندپروری مستبدانه، فرزندپروری سهل گیرانه و فرزندپروری مسامحه کارانه. این طبقه بندی بر پاسخ دهی و تقاضاهای والدین مبتنی است. در متون و احادیث اسلامی نیز به شیوة تربیت فرزندان از دیدگاه معصومین(ع) اشاره شده است. از دیدگاه اسلامی مسئولیت اصلی فرزندپروری، به عهدة پدر و مادر است. آنها باید برای آموزش و تربیت فرزند، بهترین شیوه ها را به کار گیرند. هریک از سبک های فرزندپروری با بروز و نگهداری رفتارها و ویژگی های خاصی در فرزندان رابطه نشان داده اند؛ برای مثال عزت نفس بالا، پیشرفت تحصیلی و کفایت های اجتماعی ازجمله متغیرهایی است که با فرزندپروری مقتدرانه رابطه دارد. همچنین مشکلات رفتاری، افسردگی و سایر مشکلات روان شناختی با فرزندپروری مسامحه کارانه مرتبط اند. با توجه به اینکه پژوهش های مربوط به فرزندپروری غالباً در کشورهای غربی صورت گرفته اند و با توجه به اهمیت فرزندپروری و تأثیرپذیری آن از مسائل فرهنگی، مطالعة حاضر با هدف بررسی تطبیقی سبک های فرزندپروری در کشورهای غربی و از دیدگاه دانشمندان اسلامی صورت گرفته است. به این منظور سبک های فرزندپروری و تأثیر آن بر رابطة والدین و فرزندان و بروز مشکلات رفتاری، شناختی و روان شناختی توصیف و تبیین شده است.
آموزش و پرورش تلفیقی، فنونی تدوین کرده که با استفاده از آن در کلاس درس می توان شاهد رشد در چهار زمینة درون فردی, میان فردی، برون فردی، و ماورای فردی بود. آلبرت اینشتین معتقد است که: «رشته های گوناگون فقط نشانگر دانش محدود بشر در باره هستی بوده و باید رشته های متفاوت درهم تنیده گردد و توصیفی کامل از جهان هستی ارائه شود».
برنامه های درسیِ موضوع محور, محتوای درس ها را برای دانش آموزان به صورت خشک, بی روح, انتزاعی و غیرمنطبق با کیفیت یادگیری، در محیط طبیعی ارائه کرده است و هرچه به عمق موضوع های آموزشی افزوده گشته، جدایی از زندگی بیشتر شده است و این رویکرد, یادگیرنده را به سوی یک بُعدی بودن, و اعتقاد بدون دلیل و رقابت به جای همکاری سوق داده است؛ در حالی که وقتی انسان در زندگی با یک مسأله، یا با یک موقعیت چند بُعدی مواجه می شود, نمی پرسد چه بخشی ریاضیات, چه بخشی علوم و کدام بخش مفاهیم تفکر اخلاقی و اجتماعی است، بلکه سعی می شود برای حل مسأله و گذار از یک موقعیت، منابع مختلف دانش و مهارت لازم را به دست آورد. این پژوهش با توجه به کاستی های فعلی نظام برنامه ریزی درسی کشور، به دنبال چشم اندازی برای برنامه های تلفیقی دوره ابتدایی است که با توجه به مسأله محور بودن آن، پرورش مهارت های تفکر اجتماعی و اخلاقی در سطوح بالاتر را در پی دارد.
هدف کلی این پژوهش، بررسی و تحلیل عناصر برنامه درسی تلفیقی علوم با مفاهیم اخلاقی در چند کشور منتخب است.
جامعه آماری در این تحقیق، کشورهای شرکت کننده در مطالعه بین المللی ریاضیات و علوم (TIMSS) بوده و انتخاب نمونه با توجه به درهم تنیدگی برنامه علوم با مفاهیم اخلاقی آمریکا, کانادا و استرالیا انتخاب شده است.
روش اجرای تحقیق از نوع توصیفی, تحلیلی است. از اسناد برنامه های درسی علوم دوره ابتدایی و کتاب های مرجع شامل دائره المعارف های تخصصی تعلیم و تربیت و برنامه های درسی به صورت تحلیل محتوا استفاده شده است.