تاسیس و اداره مناطق آزاد تجاری با هدف تشویق و ترویج صادرات ، انجام پروژه های صنعتی و حمل و نقل آسان کالاها و خدمات یکی از ابعاد زیبای جهانی شدن فعالی است . تاسیس سازمان منطقه آزاد جبل علی موسوم به خضرا توسط دولت امارات متحده عری نشان دهنده خط مشی موافق این دولت با مقتضیات جامعه بازرگانی بین المللی در انجام اصلاحات متعدد و تسهیل سازی محدودیتهای بازرگانی در این کشور است . مستثنی شدن شرکت های فعال در این مناطق از شمول قوانین داخلی و مالیاتی منجر به شکل گیری نوعی مصونیت برای این شرکت در انجام فعالیت در مناطق آزاد تجاری شده است ...
آنچه به روشنی قابل بررسی است این واقعیت است که جهانی شدن اقتصاد به یک ارزش جهان شمول تبدیل گشته است . به لحاظ این مطلوبیت ارزشی که ناشی از تحولات وسیع و گسترده تکنولوژیک و اقتصادی در سده گذشته است . در بطن خود به مشروعیت فراینده تر یکی از قدیمی ترین دکترینها در قلمرو اقتصاد یعنی تجارت آزاد منجر گشته است . مقبولیت مفهوم تجارت آزاد امروزه از چنان وسعتی برخوردار است که حتی پدر روشنفکرانه آن آدام اسمیت را نیز متعجب می سازد . رقابت و تلاش برای کسب بازار جهانی در جهت فروش کالاها و خدمات اقتصادی برای کشورهای اجتناب ناپذیر است چرا که بقای سیاسی و اقتصادی جوامع به آن گره خورده است ...
مقاله مبانی نظری ساختار تعامل پلیس و مردم در راستای اجرای سیاست های کلان فرماندهی نیروی انتظامی و با هدف پایان نگاه تک بعدی ناجا به مقوله نظم و امنیت شهری و بهره مندی پلیس از سرمایه های اجتماعی تالیف شده است.
این مقاله درصدد شناخت تعاملات پلیس و مردم، تدوین الگو و بازسازی مجدد روابط متقابل ناجا با جامعه است. اهمیت این موضوع از جنبه های سازمانی و اجتماعی قابل اشاره است. به خصوص اینکه تعاملات اجتماعی پلیس راه گشای بسیاری از تنگناهای سازمانی و برنامه ریزی در محورهای زیر است:
فرایند اعتماد سازی برای مشارکت مردم در طرح های انتظامی و امنیتی ناجا.
ناخت راه های تقویت گرایش مردم به نظم و امنیت و نحوه مشارکت آنان با پلیس در مواقع بروز بحران های اجتماعی.
شناخت قواعد و هنجارهای تعاملات اجتماعی پلیس و مردم در چهار حوزه گفتمانی، عاطفی، مبادله ای و قدرت (اقتدار).
دیر زمانى است که رسم جامعه علمى بر این بوده است که حوزه دانش ها را از یکدیگر جدا سازد تا دانش پیراسته از داورى ها و انگاره هاى پیشینى و شخصیتى مقبولیت عام یافته، پیشرفت شتابان ترى بیابد. در اقتصاد هم مدت هاست که این تقسیم بندى، در قالب اقتصادى اثباتى Positive Economic و اقتصاد دستورى Normative Economic یا علم و مکتب رخ نماینده است. این تفکیک موجب گشته است تا بسیارى از باورهاى ارزش در قالب هاى نوین مورد بى مهرى واقع گردند و این دو جانب جداى از هم حرکت کنند و از تعامل سازنده محروم گردند. در این نوشتار به دو حوزه یاد شده تحت عنوان گزاره هاى اثباتى و دستورى پرداخته شده است. مقصود از گزاره هاى اثباتى، هر جمله قابل صدق و کذب و رد و اثبات ناظر بر واقعیت خارجى است. به عبارت دیگر گزاره هاى اثباتى حاکى از هست ها و نیست ها و گویاى واقعیت خارجى است. در مقابل، گزاره هاى دستورى از بایدها و نبایدها و ارزش ها حکایت مى کند. اندیشمندان اسلامى در خصوص گزاره هاى دستورى اسلام، یعنى احکام اسلامى، قائل به پیوستگى آن ها با گزاره هاى اثباتى شده اند که تحت عنوان مصلحت و مفسده ذاتى احکام در بحث هاى اصولى و کلامى بدان پرداخته شده است. این تحقیق بر آن است که در جاهایى که قرآن به صراحت از واقعیات خارجى در روابط على و معلولى و یا از هست ها در حوزه مسائل اقتصادى، چه در فلسفه احکام و چه در طرح استقلالى آن ها سخن مى گوید به کاوش پرداخته، و آن ها را استخراج نماید. این گزاره ها در 4 گروه گزاره هاى حاکى از تأثیر عوامل اقتصادى بر دیگر حوزه هاى فردى و اجتماعى، گزاره هاى حاکى از تأثیرات عوامل مؤثر بر مسائل اقتصادى، گزاره هاى حاکى از فتارهاى اقتصادى و گزاره هاى حاکى از سنت ها و قوانین عام الهى که بر مسائل اقتصادى نیز حکومت مى کنند، دسته بندى شده است.
این نوشتار نگاهى مقایسه اى به معناشناسى، «ایمان»، در نظرگاه فخررازى و علامه طباطبایى دارد. در نگاه فخررازى، «ایمان» تصدیق قلبى است و عمل و اقرار تمام یا جزء ایمان نیست، زیرا مراد از این «الکبیر» تعریف ایمان به معرفت شایسته نیست، زیرا مراد از این معرفت همان تصدیق منطقى است نه قلبى. در برابر فخر رازى، علامه «ایمان» را تصدیق مى شناسد و مراد ایشان از تصدیق همان اعتقاد و علم است که در اصطلاح تصدیق منطقى خوانده مى شود. افزون بر این، در نظر گاه علامه طباطبایى لحاظ قید «التزام عملى» در تعریف «ایمان» ضرورى است و آیاتى از قرآن نیز حکایت از این ضرورت دارد. اما عمل، خود ایمان یا حقیقت آنها نیست، بلکه اثر ایمان شناخته مى شود.
تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین شیوه های حل تعارض ارتباطی با سلامت روانشناختی دانشجویان می پردازد. 420 آزمودنی (148 پسر و 272 دختر) از میان دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه های تهران به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و مقیاس های مونش و شیوه های حل تعارض رحیم را پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی، تحلیل رگرسیون گام به گام و آزمون t گروه های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همبستگی بین متغیرها نشان داد که شیوه حل تعارض از نوع همراهانه و مصالحه گرانه با سلامت روانشناختی رابطه مثبت دارد (p<0.01). تحلیل رگرسیون گام به گام نیز شیوه های همراهانه و مهربانانه را پیش بینی کننده های معنی داری برای متغیر سلامت روانشناختی نشان داد (p<0.01). هم چنین بر اساس نتایج معلوم شد افرادی که از شیوه حل تعارض سازنده استفاده می کنند در مقایسه با آنهایی که روش غیر سازنده را به کار می برند از میزان سلامت روانشناختی بالاتری برخوردارند (p<0.01). در ادامه با استفاده از آزمون t گروه های مستقل مشخص شد که دو جنس از نظر شیوه مقابله با تعارض و همین طور سلامت روانشناختی، تفاوت معنی داری با هم ندارند.
. در این تحقیق نشان داده شده است که افزایش خطرات نسبی منجر به مرگ، با افزایش سن رابطه مستقیم دارد و کاهش میانگین مقدار انرژی مصرفی روزانه (کیلوکالری بر کیلوگرم در روز) با افزایش میزان مرگ مرتبط است. اصولا این روابط، بیشتر به علت بالا بودن سهم انرژی مصرفی در دوره ی غیر فراغت (خانه داری) است که به طور میانگین 82 درصد کل فعالیت زنان را تشکیل می دهد. نتایج به دست آمده، اهمیت انرژی مصرفی دوره غیر فراغت را در ارزیابی کل فعالیت نشان داد و رابطه معکوس میزان فعالیت جسمانی با خطر مرگ زنان را تایید می کند. در نتیجه این تحقیق، فقدان فعالیت جسمانی، عامل خطر مستقلی برای بیماری قلبی - عروقی و مرگ است و افزایش متوسط در انرژی مصرفی ممکن است به کاهش چشمگیری در میزان مرگ بینجامد.
هدف این پژوهش، بررسی دیدگاه مدیران ارشد بخش تربیت بدنی درباره نقش عناصر فرایندی خصوصی سازی و تاثیر آن بر انتقال وظایف ورزش قهرمانی از سازمان تربیت بدنی به کمیته ملی المپیک بود. بدین منظور ، هشت گروه اصلی از مدیران بخشهای ستادی و اجرایی سازمان تربیت بدنی، مدیران تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باشگاههای ورزشی مورد پرسش قرار گرفتند.
روش پژوهش نیز بررسی کتابخانه ای، تحلیل مطالعات انجام شده، میدانی و پیمایشی بود. این تحقیق با استفاده از پرسشنامه که یکی از ابزارهای تحقیق زمینه ای به شمار می رود، دیدگاه مدیران ورزش کشور، در مورد سیاست خصوصی سازی و انتقال وظایف ورزش قهرمانی از سازمان تربیت بدنی به کمیته ملی المپیک بررسی شد. از اعتبار و پایابی پرسشنامه، پس از تایید و وفاق در مورد بررسی شاخصها و قابلیت اعتماد استفاده شد.
پرسشها به گونه ای تنظیم شده بودند که فرضیه ها ی پژوهش به خوبی مورد بررسی قرار گیرند. بر اساس نتایج تحقیق 72.8 درصد مدیران ورزش کشور نقش خصوصی سازی را در انتقال وظایف ورزش قهرمانی از سازمان تربیت بدنی به کمیته ملی المپیک مثبت ارزیابی کردند. در این میان، مدیران حوزه های آموزشی ورزشی کشور بیشترین توافق ( 78.3 درصد) و مدیران اجرایی کمترین توافق ( 69.4 درصد) را با این انتقال وظایف ابراز داشتند
پدیده ای هم چون تصوف در جامعه اسلامی به قدری سابقه طولانی دارد که اصولاً مانع از هرگونه بررسی جامع و مانع در خصوص جنبه های مختلف حیات اجتماعی این نهاد می شود لذا گشودن هر بحثی در هر زمینه و مقوله ای از این نهاد بخودی خود کامل و جامع نخواهد بود. مقاله حاضر عهده دار بحث درباره یکی از گوشه های کمتر کاویده تصوف است و می کوشد تا روشن کند که بیشترین منتقدان در میان مشایخ نام آور و نویسندگان آن یافت می شود و نشان دهد که بزرگان تصوف تا چه اندازه به آسیب شناسی جریان تصوف حساس و بیدار بوده اند، در اینجا صوفیان خود آئینه یکدیگر شده اند، و انتقادهای جاندار و اساسی نسبت به صوفی نمایانی که در همه اعصار تعدادشان به مراتب بیشتر از صوفیان راستین بوده است وارد کرده اند گرچه این انتقادها تنها متوجه صوفی نمایان و مدعیان دروغین تصوف نبوده و گاه دامن مشایخ بزرگ را نیز گرفته است.