در تعدادی از روستاها ی د ور افتاده در منطقه ای از کردستان، یک گروه کوچک از جنگجویان اسلامگرای افراطی به عنوان شاخه ی کردی القاعده متهم شده و از آن پس به هدف تازه ای از جنگ بین المللی علیه تروریسم تبدیل شده است. این گروه برای بازسازی وجهه ی خود در انظار عموم همچنین رفع محدودیتهای ایجاد شده انصار الاسلام نام گرفت. این گروه برای تداوم حیات خود در اطراف کوههای صعب العبور بالاتر از شهر حلبچه درجنوب غربی عراق دقیقاً درنز دیکی مرز ایران،یک اتحادیه ی منطقه ای مستقل را بوجود آورده است.این اتحادیه نقش خود را بعنوان یک اقلیت خرابکار در عرصه ی سیاسی کردی عمدتاً سکولار در حکمرانی سلیمانیه تقویت کرد. انصار الاسلام در یک جنگ فرسایشی با نیروی نامنظم حکومیت اقلیم درگیر بوده است وگاه بی گاه به اهداف سکولار کردی با درجات متفاوتی از موفقیت حمله کرد ه است. احزاب کردی عمده که کنترل حریم کردستان در شمال عراق را به عهده دارند به منظور شکست دادن این مقاومت محلی از طریق مداخله ی خارجی، بر تهدید جدی این گروه و رابطه آن با تروریسم تاکید کرده اند.
امروز، که «گردشگری روستایی» به عنوان بخش مهمی از فعالیت های توسعه ی روستایی پذیرفته شده، لازم است که از آن در راستای بهبود و شکوفایی مستمر بخش های مختلف روستا بهره گیریم و از آن به مثابه ی اهرمی در جهت پیش برد توسعه ی مثبت روستایی استفاده کنیم.
مطالعات نشان می دهد که گردشگری روستایی به شدت رشد کرده است و در بسیاری از مناطق روستایی یک فعالیت مکمّل و پذیرفته تلقی می-شود. ماهیت این فعالیت ایجاد اشتغال و درآمد و متنوع سازی اقتصاد، مشارکت اجتماعی و استفاده از منابع محلی است.
اگر در روستاهایی که تا حدی توان جذب گردشگران را دارند، یک برنامه ریزی دقیق و مدوّن با هدف توسعه ی روستایی انجام پذیرد، گردشگری روستایی می تواند موانع و مشکلات فراوانی را مرتفع سازد و شاخص های توسعه را در مناطق روستایی را تقویت کند.
اگر در مباحث جهان شناختی پذیرفته باشیم که هستی دارای دو بخش عالم غیب و عالم شهادت است و این مساله نیز مستدل شده باشدکه هر امری که در عالم شهادت رخ میدهد در مبادی عالیه و عقول مجرده ثبت و ضبط است، در نتیجه دسترسی به عالم غیب به معنای پذیرش اتصال وارتباط نفس انسانی با مبادی عالیه است دراین مقاله سعی شده است با تبیین دیدگاه ابن سینا درباره نقش متخیله در ارتباط با غیب، ابتدا با ارائه مقدمه و مدخلی پیرامون نقش تخیل در تفکر و ادراک کلیات به بررسی نحوه کارکرد متخیله در دریافت امور غیبی پرداخته شود، از این رو با تبیین فلسفی مقوله وحی و رؤیا به عنوان دومقوله اصلی درارتباط با غیب به چگونگی کارکرد متخیله در معرفت شناسی این دو مقوله پرداخته شده است.
از دیرباز نظریه تناسخ و بازگشت ارواح پس از مرگ و انتقال آن از بدنی به بدن دیگر، در مکاتب خاور دور مطرح بوده است.
این نظریه که از حکیمان مشرق زمین به جا مانده، و زیربنای عقیده آیین هایی چون «هندوئیسم» «بودیسم» و «جینیزم» گشته و مقبول گروهی از ساکنان مغرب زمین و برخی فرق منسوب به اسلام نیز شده است.
دانش مندانی بزرگ نیز این ایده را مورد بحث و انتقاد قرار داده اند که از میان آنان تلاش حکیمان و عالمان مسلمان یادکردنی است.
این مقاله ضمن تبیین این ایده، بطلان آن از دیدگاه حکیمان و عالمان مسلمان و ناسازگاری آن با آموزه های دینی را بررسی می کند .