این پژوهش به منظور بررسی وضعیت عوامل سازمانی و ارتباط آن با تحلیل رفتگی شغلی کارکنان به صورت توصیفی تحلیلی(از نوع همبستگی) در سازمان بنادر و کشتیرانی بندرانزلی انجام شده است.در این پژوهش 135 نفر از کارکنان شاغل در این سازمان با استفاده از روش گزینش تصادفی شرکت داده شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه تحلیل رفتگی شغلی(مسلچ) و پرسشنامه پژوهشگر ساخته عوامل سازمانی می باشد.نتایج پژوهش نشان می دهند بیش از کارکنان از نظر تحلیل رفتگی شغلی در کلیه ابعاد اعم از تحلیل عاطفی، فقدان موفقیت شخصی و مسخ شخصیت در حد بالا قرار دارند. نتایج آزمون آماری پیرسون نیز حاکی از این است که عوامل سازمانی موردنظر شامل ساختار، حقوق و دستمزد، سبک رهبری، امنیت شغلی، فرهنگ، بهداشت محیط کار، فن آوری و استراتژی سازمان با تحلیل رفتگی شغلی ارتباط دارند.
جهت بهبود بهره وری و اثربخشی نظام آموزش عالی و جامعه دانشگاهی کشور، باید عوامل موثر بر رضایت شغلی اعضای هیات علمی مورد بررسی قرار گیرد. هدف این مطالعه توصیفی – همبستگی بررسی عوامل مؤثر بر میزان رضایت شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا بر اساس نظریه دوعاملی هرزبرگ می باشد. برای این منظور 85 نفر از اعضای هیات علمی به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و اطلاعات و داده های لازم از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. بطور کلی اعضای هیات علمی از شغلشان نسبتا راضی بودند. ولیکن میزان رضایت شغلی اعضای هیات علمی زن بطور معناداری بیشتر از رضایت شغلی اعضای هیات علمی مرد بود. میزان رضایت از عوامل بهداشتی بیشتر از عوامل انگیزشی بود. میزان رضایت شغلی اعضای هیات علمی زن بیشتر از اعضای هیات علمی مرد بود. عامل "ماهیت کار" بیشترین بعد انگیزشی را برای اعضای هیات علمی داشت و کمترین بعد انگیزشی مربوط به شرایط کاری بود. هیچکدام از ویژگیهای فردی (سن، سابقه، مدرک تحصیلی و رتبه دانشگاهی ) با رضایت شغلی رابطه معنی داری نداشتند. نتایج حاصله از رگرسیون نشان داد که 65 درصد واریانس نمرات رضایت شغلی اعضای هیات علمی توسط عوامل ماهیت کار و رشد و توسعه فردی قابل تبیین می باشد.
توسعه روزافزون جامعه شهری متأثر از رشد بی رویه جمعیت و مهاجرت، به ساخت و سازهای بدون برنامه ریزی وگسترش مهار نشدنی آن منجرگردیده و تغییرات زیادی را در ساختار فضایی شهرها موجب شده است. ازاین رو لزوم هدایت آگاهانه و سازماندهی اساسی و طراحی فضایی زیستی مناسب را صد چندان نموده و همچنین، تغییرات بنیادی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، دگرگونی های وسیعی را در ساختار فضایی مجتمع -های زیستی طلب م ی نماید. شکی نیست که چنین تحولاتی نمی تواند بدون برنامه ریزی شهری و هدایت مؤثرشهرسازان پیش رود. برنامه ریزان شهری و منطقه ای با تکیه بر فرمول بندی، در تنظیم برنامه ها و اتخاذ سیاست ها، نیاز مداوم و پیوسته به کسب و دریافت اطلاعات دارند . برنامه ریزی و طراحی شهری از شناخت تا طراحی و اجرای برنامه های شهری نیازمند اخذ اطلاعات سریع، صحیح، دقیق و به هنگام از محله، شهر و منطقه می باشد. تاکنون عناصر کارتوگرافیکی (گراف، هیستوگرام, نقشه, عکس، عکس هوایی، تصویر ماهواره ای، نقشه عکسی یا تصویری و سامانه های اطلاعات جغرافیایی ) به عنوان ابزار اصولی به تأمین اطلاعات صحیح و معرفی امکانات و محدودیت های شهر و منطقه کمک نموده و بستر برنامه ریزی و طراحی شهری را فراهم می کرده است. دانش کارتوگرافی طی سال های اخیر متأثر از الکترونیک، ماهواره و اتوماسیون در آستانه تحولی بنیادی قرارگرفته است و علاوه بر نقش تعیین کننده شبیه سازی به تکنیکی بی نظیر، در مدل سازی (طرحی برای آینده ) به منظور طراحی و برنامه ریزی و آزمون فرایندها و تجزیه و تحلیل نتایج قبل از اجرا تبدیل گردیده است. هدف این مقاله، پژوهشی است تا تأثیر اتوماسیون را در تحول کارتوگرافیک و تبدیل آن به تکنیکی برجسته و مؤثر در برنامه ریزی شهری و منطقه ای تبیین و به ارائه الگویی مناسب به پردازد
یک از پرسش های اساسی پرسش از حقیقت زمان است.زمان مانند وجود،مفهومی آشناست،به نحوی که همه ما آن رامی شناسیم ولی کنه و حقیقت بسیار مبهم و مخفی است.به همین جهت است که در طول تاریخ اندیشه بشر،فیلسوفان و اندیشمندان هرکدام تعریفی از آن بدست داده اند که با سایر تعاریف متعارض یا متفاوت بوده است.مقاله حاضر به دیدگاهی کاملا متفاوت از زمان پرداخته است،دیدگاهی که می توان آن را دیدگاه پدیدار شناختی-هرمنوتیک نامید.در این دیدگاه،زمان نه مقدار حرکت دانسته می شود(ارسطو)و نه وعاء خارجی موجودات(اندیشه های پوزتیویستی)و نه کیفیتی نفسانی(برگسون)و نه شرط شهود حسی(کانت)و نه براساس آگاهی بی واسطه (هرسول)مورد توجه قرار می گیردبلکه زمان براساس درعالم بودن آدمی و آدمی به عنوان ناحیه ظهور موجودات مورد بررسی پدیدار شناسانه قرار می گیرد.دراین بررسی نشان داده می شود که زمان ارتباطی وثیق با ساحات هستی آدمی یعنی تفهم،حال و زبان دارد.هریک از ساحات سه گانه آدمی با ساحتی از سه ساحت زمان مرتبط است.تفهم به دلیل آنکه برامکان ها متکی است به آینده مرتبط است ،حال به جهت آنکه موقعیت آدمی با آن منکشف می شود با گذشته و زبان (روزمره)که نشانه ای از سقوط آدمی در اشیا است،با حال حاضر مرتبط است.بنابراین هستی آدمی زمانمند است و زمانمندی آن نیز به واسطه وقت داشتن آن ممکن گردیده است.تاریخ نیز حاصل وقت داشتن آدمی است.
"طرح مساله: پژوهش حاضر با هدف تحلیل دیدگاه دانشجویان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) در زمینه عوامل موثر در بروز انحرافات اجتماعی انجام شده است.
روش: نمونه پژوهشی شامل 120 دانشجوی پسر و دختر تحت پوشش کمیته امداد است که با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی گزینش شده بودند. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته که شامل 48 گوپه است گردآوری گردید. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد.
یافته ها: یافته ها نشان می دهند که از کل واریانس تبیین شده، 24.05 درصد را عامل «خانواده و گروه همگنان»، 22.21 درصد را عامل «اعمال کنترل شدید»، 22.16 درصد را عامل «وضعیت اقتصادی» و 21.47 درصد را عامل «امور فرهنگی- آموزشی» تبیین می کند.
نتایج: نتایج نشان می دهند که چهار عامل «خانواده و گروه همگنان»، «اعمال کنترل شدید»، «وضعیت اقتصادی»، و «امور فرهنگی- آموزشی» 89.89 درصد از واریانس متغیرهای تحلیل را تبیین می کنند که در بین این چهار عامل، عامل «خانواده و گروه همگنان» بالاترین میزان تبیین واریانس انحرافات اجتماعی را دارد."
واصل بن عطا در مدینه طیبه به دنیا آمد.نخست درهمان شهر پیش پسران محمدحنیفه،فرزند امیرالمومنین ،علی (علیه السلام)درس خواند،بعد به بصره رفت و به جمع شاگردان حسن بصری پیوست.باحسن در مساله «مرتکب معصیت کبیره»که درآن وقت از مسایل بسیارحاد جامعه اسلامی بود،به مخالفت برخاست؛از مجلس درس حسن کناره گیری کردو معتزلی نام گرفت.او از ادیان و مذاهب عصرش به خوبی آگاه و مناظری بسیار نیرومند و چیره دست بود و خود عقاید و افکار خاصی داشت؛در تبیین عقاید دینی روش عقلی برگزید و برای شناساندن روشو نشر افکارش نمایندگان و مبلغانی به اطراف و اکناف فرستاد،کتب و رسالاتی تالیف کرد،که ازبین رفت و آنچه اکنون از عقایدش می دانیم،از نوشته های دیگران است.واصل موسس فرقه معتزله و بنیان گذار اصول این فرقه شناخته شده است. او علاوه بر اطلاعات وسیع و عمیق دینی و کلامی و بهره مندی از قدرت برتر مناظره و مباحثه،از ادیبان بسیار معروف زمانش به شمار می آمده است.با اینکه شکسته زبان بوده و قدرت تلفظ حرف «راء»نداشته ،در اثر استعداد و قریحه قوی و مهارت و اطلاع گسترده از لغات و ترکیبات زبان تازی با اسقاط «راء»،ارتجالا فصیح ترین قصاید رامی سروده است،به گونه ای که مورد اعجاب و تحسین شاعران نامدارعصرواقع شده است.