سیاست گذاری توسعه کارآفرینی و حمایت از کارآفرینان در سطوح کشوری و حوزه های صنعتی، پیشینه ای چند صد ساله دارد. اما کمتر از یک دهه است که مدیران شهری و شهرداری های شهرها و مناطق کمتر توسعه یافته در گوشه و کنار جهان به مدد حمایت هایی سازمان یافته از کارآفرینان شهری توانسته اند طرحی نو در جامعه شهری خود در اندازند و از فاصله خود با شهرها و مناطق توسعه یافته...
سعادت اجتماع در گرو قانونمدار بودن رفتارهای افراد جامعه است. از طرفی میزان سازگاری رفتار افراد جامعه با قانون بر اساس درک صحیح آنها از بایدها و نبایدهای قانونی شکل می گیرد که خود حاصل آموزشهایی است که افراد در طول زندگی دریافت می کنند و آنها را پیوسته تمرین می کنند. در این مقاله نشان داده شده است که چگونه حوزه قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی و رفتارهای ترافیکی شهروندان می تواند با تأثیرات وسیع فرابخشی خود پایه های باور و التزام جامعه به قانون و در نتیجه سعادت کلی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد و در عین حال شاخصی از میزان ترقی و توسعه مدنیت هر جامعه ای محسوب گردد و در پیدایش علل ارتکاب جرایم نیز اثرگذار باشد.
حقوق حاکم بر حوادث رانندگی با حقوق بیمه و قواعد آن مناسبات مشترک بسیار دارد. جبران خسارات ناشی از حوادث مذکور و کمک به بازسازی نیروی انسانی و بازگشت مصدومان به وضع سابق، از مهمترین اهداف مشترک آنها است. اشتراک در هدف، سبب ارتباط متقابل قواعد اصولی و فنی آنها می شود و برای تفسیری پیوسته از این قواعد و هماهنگ نمودن اصول آنها نباید یک سویه اقدام نمود. امروزه بیمه را با حادثه رانندگی و قواعد رانندگی را در ارتباط با بیمه تصور می نمایند. این پیوند بی دلیل نیست و سهم عظیم حوادث رانندگی و پوشش بیمه ای آنها که به صورت ملموس در زندگی مردم دخالت دارد، توجیه گر آن می باشد. بنابراین رسالت واقعی قواعد رانندگی و بیمه ای در آن است که علاوه بر پیشگیری از حوادث زیانبار، به نحوی عمل نمایند که در تعارض با هم نباشند. در این نوشتار بخشی از این هدف و عمده ترین وجوه رویه قضائی در پیوند بیمه و قواعد رانندگی مورد تحلیل مختصری قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی دوره دکتری تکنولوژی آموزشی در سطح جهانی و ارائه برنامه ای جامع جهت راه اندازی این دوره در دانشگاه علامه طباطبایی انجام شد. سؤال های اساسی در این پژوهش عبارت بود از: دوره دکتری تکنولوژی آموزشی در سطح جهانی دارای چه ضرورت ها و اهدافی بوده و چگونه اجرا می شود؟ چگونه می توان دوره دکتری تکنولوژی آموزشی درایران را براساس تجارب جهانی طراحی و اجرا کرد؟ به منظور بررسی تجارب جهانی و پاسخ به سؤال های فوق، تعدادی از دانشگاههای معتبر جهانی انتخاب و برنامه آموزشی آنها در دوره دکتری تکنولوژی آموزشی موردمطالعه قرار گرفت. با استفاده از نتایج مطالعه انجام شده، پرسشنامه ای به منظور طراحی دوره دکتری رشته مذکور در ایران تهیه و پس از محاسبه روایی و پایایی آن در اختیار اساتید و کارشناسان ارشد این رشته قرار گرفت. با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی
یافته های بدست آمده با بهره گیری از روش های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نهایتاً یک برنامه آموزشی مبتنی بر تجارب جهانی و نیازهای ملَی ارائه گردید که در متن مقاله حاضر به جزئیات و چگونگی انجام این امر پرداخته شده است.
سماع و وجد از امور پسندیده و رسوم اختیاری در نزد صوفیه است که ایشان آن را به اجتهاد خود وضع کرده اند، بنابراین می توان انتظار داشت که علاوه بر معنای ظاهری، پوشیدگی هایی نیز در این رسم و امر باشد. هدف از تدوین این مقاله، دستیابی به این سرّ و نیک فهمیدنِ این رسم است.
در نزد این طایفه، سماعِ درست، شنیدن به حق است و شنیدنِ هر چیز بر پایة حق و حقّانیت آن. این امر بنای آن می گردد که اهل سماع با عنایت به بحث وجد در سه طبقه جای گیرند: طبقة اول ابنای حقایق هستند که در سماع، گفت و گوی خود با حق را می شنوند. ایشان را «واجدان مفتون» خوانند.
طبقة دیگر اهل مناجات اند که به واسطة درک معانی کلام و ابیات، سماع ایشان به گونة خطاب دل ایشان با حق است. ایشان را «واجدان مغلوب» خوانند.
اما طبقة سوم که حقانیّت شان در نزد صوفیه محرز است را فقرای مجرد نامیده اند زیرا سماع ایشان به دلیل بریدن از جملة تعلقات دنیایی، حقیقی و با صفایِ باطن است. صوفیه ایشان را «واجدان منظور» می نامند.
هدف این مقاله بررسی ارزشیابی به ویژه ارزشیابی آموزشی در سیرة پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است. یافته های این بررسی نشان می دهد که در سیرة معصومان(ع) انواع ارزشیابی از قبیل ارزشیابی معلم و فراگیر، ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و پایانی، ارزشیابی شفاهی، ارزشیابی انفرادی، ارزشیابی هدف گرا و ارزشیابی مشارکتی مورد توجه بوده است.
این مقاله به بررسی مسئولیت حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی پرداخته و روش تحقیق مورد استفاده در این مقاله روش اجتهادی رایج در فقه شیعی است. نویسنده در این مقاله موضوع را از زوایای مختلف تبیین، و آرا و نظرات گوناگون در این زمینه را مطرح و نقد کرده و در پایان، نظر خود را ارائه کرده است.
این مقاله نشان می دهد که دربارة نقش حکومت اسلامی در آموزش و پرورش رسمی دیدگاه های مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند تعلیم و تربیت اصالتاً وظیفة والدین است و حکومت اسلامی تنها در حد ضرورت و برای پرکردن خلأها و جبران کاستی ها دخالت می کند و برخی دیگر معتقدند این مسئولیت به عهدة حکومت است و والدین موظفند با دولت همکاری کنند. مبنای نظریة اول بخشی از نصوص دینی است که بر وظیفة والدین در تربیت فرزندان تأکید دارد و مبنای نظریة دوم نصوصی است که حکومت اسلامی را عهده دار نقش تربیت مردم می داند. نویسنده دیدگاه دیگری ارائه کرده است که در آن با تأکید بر فطری بودنِ حق آموزش و پرورش، تأثیر تحولات اجتماعی و فرهنگی بر چند و چون این حق پذیرفته شده است. در این دیدگاه آموزش و پرورش علاوه بر یک «حق شخصی»، به عنوان یک «ضرورت اجتماعی» نیز تلقی شده است. بر این اساس حکومت اسلامی، در قبال آموزش و پرورش و براساس مبانی فقهی، یکی از «واجبات نظامیه» به شمار آمده، که نظام زندگی انسان ها، بدان وابسته است.
هدف این مقاله بررسی رویکرد حاکم بر تدوین برنامه های درسی علوم تجربی در ایران، پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تبیین لزوم استفاده از رویکرد دینی در تدوین برنامة درسی علوم تجربی است. نویسنده معتقد است رویکرد حاکم بر تدوین برنامة درسی از ابتدای تأسیس مدارس و دبیرستان ها به سبک مؤسسات آموزشی مغرب زمین در ایران رویکردی سکولار بوده که به دیدگاه های منبعث از آموزه های دینی درخصوص شناخت طبیعت و جانداران توجهی نداشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز تلاش هایی که برای زدودن آثار این تفکر صورت گرفت و کوشش هایی که به عمل آمد تا صبغة سکولاریستی از سیمای برنامه های درسی علوم تجربی زدوده شود، به نتیجة مطلوب نینجامید. بر این اساس، استفاده از رویکرد دینی در حوزة برنامه درسی علوم تجربی به جای رویکرد سکولار امری ضروری است. در رویکرد دینی، برخلاف رویکرد سکولار، شناخت جهان هستی در قالب دروس علوم تجربی برپیش فرض های متافیزیکی مطرح شده درمنابع دینی استوارمی شود ومیان مطالعة طبیعت وآموزه های دینی پیوندی وثیق به وجود می آید؛ درنتیجه، طبق این رویکرد دانش آموزان برای شناخت جهان هستی ضمن استعانت ازروش های تجربی، از دانش مبتنی بر پیش فرض های متافیزیکی مربوط به پدیده ها وموجودات نیز سود می جویند وبه این سان به هنگام مطالعة محیط اطراف فراترازیک چشم اندازمادی به جهان هستی می نگرند وبه فهم عمیق تری از جهان نائل می آیند و با جهان بینی مبتنی بر دین به مطالعة محیط طبیعی می پردازند.
در تدوین برنامه بازاریابی باید ده گام اساسی برداشته شود و هر گام به مراحل کوچکتر و سامان یافته شکسته شده و قبل از حرکت به مرحله بعد باید تمام مراحل کوچکتر گام آغازین یا ماقبل تهیه، تدوین و مستند گردد. این روش ده مرحله ای و منظم برنامه بازاریابی بر روی یک سنگ بنای چهاربخشی قرار دارد.
دربارة تظاهر آوایی انسدادی های بی واک فارسی بعد از سایشی های بی واک دو فرضیة واجی مطرح است. بر اساس فرضیة اول، انسدادی های بی واک در این جایگاه به گونة واک دار خود تبدیل می شوند. این مستلزم آن است که هم زمان با کاهش میزان دمش، بر میزان ارتعاش تارآواها به هنگام تولید آن ها افزوده شود. فرضیة دوم چنین بحث می کند که با کاهش میزان دمش انسدادی های بی واک در جایگاه مورد نظر، لزوماً بر میزان ارتعاش تارآواها افزوده نمی شود؛ بنابراین انسدادی های بی واک در این جایگاه از نظر تولیدی در حد فاصل انسدادی های دمیده و انسدادی های واکدار قرار می گیرند و تظاهر آن ها به صورت همخوان های بی واک نادمیده یا نیم دمیده درمی آید. در این مقاله در چارچوب واج شناسی آزمایشگاهی، میزان صحت و اعتبار این یافته های نظری را محک می زنیم. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در این جایگاه، از میزان دمش انسدادی ها کاسته می شود ولی بر میزان واک آن ها افزوده نمی شود؛ بنابراین تولید انسدادی های بی واک در این جایگاه در حد فاصل انسدادی های بی واک دمیده و انسدادی های واکدار قرار می گیرد.
دستورنویسی زبان ها ازدیدگاه های مختلفی انجام گرفته است. یکی ازاین دیدگاه ها رده شناسی است که براساس معیارها و ویژگی های خاص، زبان ها را در رده های مختلف قرار می دهد. این طبقه بندی دربخش های مختلف دستور یعنی واج شناسی، صرف، نحو و معناشناسی انجام می گیرد. آنچه در این مقاله به آن پرداخته می شود توصیف رده شناختی ساختمان فعل در گویش جرقویه است که هدف آن فقط تعیین ردة صرفی و نحوی این گویش بر اساس برخی از پارامترهای مطرح رده شناسی در حوزة فعلی است.
توسعه اجتماعی با چگونگی و شیوه زندگی افراد یک جامعه ارتباط تنگاتنگ دارد و در بعد عینی خود ناظر یر بالا بردن سطح زندگی عمومی از طریق ایجاد شرایط مطلوب و بهینه در زمینه های فقرزدایی، تغذیه،بهداشت مسکن، اشتغال، آموزش و چگونگی گذران اوقات فراغت می باشد