گرافیتی یکی از پدیده های هنری مردم پسند جدید است که به ویژه از نظر ارتباط با خرده فرهنگ ها، فرهنگ اعتراض جوانان و هنر خیابانی در شهرهای بزرگ مورد توجه قرار گرفته است. گرافیتی به منزل? راهی برای بیان عقاید و دیدگاه های گروه های سیاسی به حاشیه رانده شده یا محروم که از امکانات تبلیغات رسمی (پروپاگاندا) برخوردار نیستند، نیز مورد استفاده قرار میگیرد. جوانان هم به مدد نمادگرایی گرافیتی وجهی رمزگونه به بیان خود میبخشند، و هم بدان وسیله خود را از فرهنگ رسمی متمایز میسازند و به این طریق گرافیتی وجهی زیرزمینی نیز مییابد. جوانان ایرانی اگرچه مدتی است از این شیوه برای بیان دیدگاه های خود استفاده میکنند، پیوندی پنهان میان آن و دیگر عناصر سبک زندگی جوانان ایرانی - به ویژه موسیقی زیرزمینی- در شهرهای بزرگ (تهران، کرج، مشهد، شیراز) وجود دارد. اگرچه هم انتقاد سیاسی و هم اجتماعی در گرافیتی ایرانی به چشم می خورد، انتقاد اجتماعی بارزترین وجه گرافیتی مشاهده شده در مناطق شهری است. با این حال، هنوز تحقیقات جدی دربار? وجوه جامعه شناختی، به ویژه از منظر جامعه شناسی هنر، دربار? گرافیتی ایرانی صورت نگرفته است. مقاله حاضر تلاشی است برای طرح ایده هایی برای تحلیل این پدیده از منظر جامعه شناسی هنر. در این مقاله از روش نشانه شناسی برای شناخت عناصر آثار گرافیتی ایرانی استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که نظیر موسیقی زیرزمینی، گرافیتی نوعی بیان فرهنگی متعلق به بخشی از جوانان است که تحت تأثیر فرهنگ «جوانان جهانی» قرار گرفته اند و در آنها نشانه های بسیاری از اعتراض فرهنگی و سیاسی به چشم میخورد.
در سالهای اخیر وبلاگ به عنوان یکی از محصولات نسل جدید اینترنت یا آنچه وب2 نامیده می شود جای خود را در شبکه گسترده اینترنت به خوبی یافته است، کتابداران و اطلاع رسانان نیز با توجه به ماهیت رشته خود و نقش های متفاوتی که به عنوان کتابدار در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی ایفا می کنند می توانند از وبلاگ به عنوان محملی سریع و آسان برای اطلاع رسانی و اشتراک دانش استفاده نمایند. در این پژوهش تعداد 150 وبلاگ کتابداری و اطلاع رسانی انگلیسی زبان به منظور بررسی و تحلیل روابط میان نوع وبلاگ ها (شخصی، کتابخانه ای و گروهی) و ساختار محتوایی و فنی آنها، به صورت نمونه گیری هدفمند و با استفاده از شیوه های وب سنجی، انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفته اند، در این مطالعه سعی شده تا با تحلیل آماری ارتباط معناداری بین نوع وبلاگ ها (شخصی، کتابخانه ای و گروهی) و هر یک از جنبه های محتوایی و فنی آنها به پرسشهای پژوهش در مورد معناداری یا عدم معناداری روابط در میان نمونه مورد پژوهش پاسخ داده شده و به نقش این مسئله در جامعه وبلاگهای کتابداری و اطلاع رسانی پی برده شود. یافته های پژوهش نشان می دهند که بین نوع وبلاگها و نحوه روزآمدی آنها ارتباط معناداری وجود دارد، همچنین بین نوع وبلاگها و محتوی آنها نیز ارتباط معنادار است. اما بین نوع وبلاگ و نوع ابزار وبلاگ نویسی ارتباط معناداری وجود ندارد و در برخی موارد هم رابطه معناداری در سطوح مختلف وجود داشته است مانند رابطه بین اهداف وبلاگ نویسی و نوع وبلاگ ها که در چهار مورد معنادار نبوده و در پنج مورد معنادار بوده است. محققین این پژوهش معتقدند که روابط مذکور احتمالا می توانند در جامعه وبلاگ های کتابداری و اطلاع رسانی ایرانی هم وجود داشته باشند که با انجام پژوهشهای مشابهی این مسئله قابل بررسی خواهد بود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی انتظارات دانشجویان آموزش الکترونیکی از ویژگیهای صفحه رابط کاربر کتابخانه دیجیتال دانشگاهی است. این پژوهش به روش پیمایشی انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان آموزش الکترونیکی که در دانشگاههای کشور از این فناوری استفاده می کنند، تشکیل می دهد. بر این اساس 200 پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که همه دانشجویان بر اولویت قابل فهم بودن اصطلاحات مورد استفاده در صفحه رابط کاربر، ویژگیهای صفحه نمایش و روشن بودن عملکرد های هدایت و راهبری به عنوان معیار های کاربرد پذیری صفحات رابط کاربر توافق کلی دارند. همچنین نتایج آزمون تحلیل ANOVA نشان می دهد که بین سه طبقه از دانشجویان در ارتباط با اولویت بندی این معیار ها بجز در مورد عملکرد های هدایت و راهبری تفاوت معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر همه دانشجویان دارای انتظارات مشابهی اند و مهارتهای فناوری اطلاعات دانشجویان به عنوان عامل تاثیرگذار در اولویت بندی این معیار ها مطرح نیست. همچنین نتایج تحقیق در ارتباط با اولویت بندی ویژگیهای صفحه جستجو، نمایش و مرور مدارک نشان می دهد که بجز در صفحه مرور مدارک بین انتظارات سه طبقه دانشجویان مبتدی، متوسط و پیشرفته نسبت به اولویت بندی این ویژگیها تفاوت معناداری وجود ندارد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه ی بین سبک های تفکر و خودکارآمدی جوانان دختر و پسر(دانش آموزان پیش دانشگاهی) شیراز بود. حجم جامعه ی آماری این پژوهش 9109 نفر جوانان دختر و پسر پیش دانشگاهی (2965 پسر و 6144 دختر) بود که بر اساس جدول مورگان شرکت کنندگان در این پژوهش333 نفر(217 دختر و 116 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش از روش پرسشنامه سبک های تفکر استرنبرگ و خودکارآمدی نظامی - شوارتزر و جروسلم گرد آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین متغیر خودکارآمدی با همه ی سبک های تفکر به جز تفکر درون گرا و کل نگر در سطح یک صدم در کل دانش آموزان رابطه ی مثبت معنی دار وجود دارد. هم چنین، بین سبک های تفکر و خودکارآمدی دانش آموزان دختر نیز رابطه ی معنی داری وجود دارد، ولی بین هیچ کدام از سبک های تفکر با خودکارآمدی دانش آموزان پسر رابطه ای معنی دار مشاهده نشده است. نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون حاکی از آن است که سبک تفکر آزاداندیش پیش بینی کننده ی قوی تری برای خودکارآمدی کل دانش آموزان است. هم چنین، نتایج گویای این مطلب است که از بین سبک های تفکر قضاوت گر و آزاد اندیش، سبک تفکر آزاداندیش پیش بینی کننده ی قوی تری برای خودکارآمدی دانش آموزان دختر است.
در بین عوامل مختلف تاثیرگذار در تولید محصولات کشاورزی، شرایط جوی و اقلیمی از مهم ترین متغیرهای محیط طبیعی بوده که انسان در مقیاس کوچک و آن هم با صرف هزینه های گزاف، قادر به کنترل آن نیست. بنابراین تنها راه ممکن برای مقابله با محدودیت های طبیعی به خصوص محدودیت های اقلیمی، شناخت این محدودیت ها و سازگاری با آن ها و لحاظ مدیریت محصولات زراعی است. در این مطالعه نیز به پهنه بندی اراضی مستعد باغات مرکبات در سطح استان لرستان پرداخته شده تا بهترین مکان ها برای کاشت مرکبات از لحاظ پارامترهای محیطی به ویژه عناصر اقلیمی در این محدوده مشخص گردد. در این بررسی، عناصر اقلیمی دما، بارش، درجه روز از 6 ایستگاه سینوپتیک در سطح استان لرستان و پارامترهای محیطی ارتفاع، شیب، جهت شیب، فاصله از شبکه هیدروگرافی و خاک به عنوان فاکتورهای موثر در پهنه بندی اراضی مستعد مرکبات استان لرستان، مورد بررسی و استفاده قرار گرفت.
ابتدا داده های مربوط به عناصر اقلیمی استخراج و اطلاعات موردنظر به دست آمد، سپس نقشه های مربوط به این پارامترها و عناصر در نرم افزار Arc GIS با روش های مختلف مانند درون یابی و ... تهیه شده و این نقشه ها با استفاده از منطق همپوشانی شاخص و منطق فازی و معیارهایی که برای کاشت درخت مرکبات در نظر گرفته می شود، استاندارد شده و به هر کدام وزن خاصی داده شده است. سپس همه نقشه های استاندارد شده با استفاده از مدل AHP با هم تلفیق و نقشه پهنه بندی اراضی مستعد کاشت مرکبات در استان لرستان به دست آمد. بدین ترتیب در نقشه نهایی به روش هم پوشانی شاخص، 56/981523 هکتار از اراضی استان برای کشت مرکبات بسیار مناسب، 14/968921 هکتار دارای قابلیت متوسط و 22/922175 هکتار نیز برای کاشت مرکبات نامناسب هستند.
در نقشه نهایی به روش منطق فازی نیز 231/1003218 هکتار از اراضی استان برای کشت مرکبات بسیار مناسب، 982/1018497 هکتار دارای قابلیت متوسط و 428/837386 هکتار نیز برای کاشت مرکبات نامناسب هستند. نتایج نهایی نشان می دهد که نقش هر یک از عناصر اقلیمی و زمینی، متناسب با مراحل مختلف رشد و در مناطق استان متفاوت است و از طریق تلفیق لایه های موثر در فرآیند کاشت مرکبات در محیط GIS، امکان شناخت مناطق جهت کاشت مرکبات وجود دارد.
تزریق درآمدهای نفتی در کشور سبب پیدایش شهرنشینی شتابان شده است، به گونه ای که «رشد» جمعیت شهری بر «توسعه» پیشی گرفته و مسایل گسترده ای را در شهر پدید آورده است. از این روی باید اصلاحاتی در روش برنامه ریزی شهری کشور صورت گیرد. این اصلاحات نه از گونه کالبدی، که از نوع فرهنگی و اجتماعی است به این معنی که حقوق شهروندی در بخش های گوناگون کشور لحاظ و برنامه ریزی کالبدی هم آهنگ با مفهوم و حقوق شهروندی در بخش های مختلف پیاده شود. در تحقیق حاضر ضمن تاکید بر تقویت روحیه و حقوق شهروند مداری در شهر همدان جای گاه مردم در برنامه ریزی و حرکت به سمت شهروند مداری پی گیری شده است. در این راستا با فرض این که تقویت احساس شهروندی و مشارکت مردم می تواند به عنوان یکی از راه کارهای اساسی در حل مشکلات شهرهای بزرگ بخصوص شهر همدان به عنوان متروپل منطقه غرب کشور مطرح باشد، به جای گاه و نقش آن در جوامع سیاسی و در «قانون اساسی» و «قانون شهرداری ها» پرداخته شده است. لذا نوع تحقیق در این مطالعه کاربردی - تحلیلی است و روش تحقیق مبتنی برگردآوری اطلاعات، مطالعات اسنادی، مشاهده و تهیه پرسش نامه است. جامعه مورد مطالعه شهر همدان و حجم نمونه با توجه به محاسبات انجام شده 116 خان وار بوده است که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از برنامه های SPSS و روش های مرسوم آماری بهره برداری شده است. حاصل تحقیق این است که نبود و ضعف تاریخی جامعه مدنی، بی توجهی به لزوم مشارکت مردمی در اداره امور شهرها و کم بود دل بستگی به مکان و بیگانگی، کم بود قوانین مشخص و مدون – نگرش قیم مآبانه و بیش از همه آشنا نبودن «مردم» با مفهوم « حقوق شهروندی» و «شهروند مداری» و وظایف و مسوولیتها، موجب کاهش تعلق و علاقه مندی شهروندان نسبت به محیط خود و شهر همدان شده است.
توسعه یک جریان چند بعدی است که نیازمند تغییرات اساسی در ساختار فرهنگی و اجتماعی از یک طرف و رشد اقتصادی و کاهش فقر و نابرابری از طرف دیگر می باشد.تمرکز شدید و عدم تعادل از جمله ویژگی های کشورهای جهان سوم است.که این ویژگی معلول نتایج سیاست های رشد قطبی به شمار می آید در نتیجه ی این سیاست ها، تعداد محدودی از مناطق نقش کلیدی داشته و سایر مناطق، حاشیه ای عمل می نمایند.شناخت وبررسی امکانات و توانایی ها و در پی آن تعیین سطوح توسعه یافتگی نواحی از چالش های پیش روی برنامه ریزی شهری به شمار می رود. شناخت و سعی در برقراری تعادل وتوازنی منطقی درنظام شبکه شهری از جمله راهبردهای موثر در ساماندهی فضا و تسهیل در فرایند نیل به توسعه پایدار می باشد.بدین منظورهدف کلی از این مطالعه ارزیابی درجه توسعه یافتگی شهر نایین در سطح استان اصفهان و تعیین سطح توسعه یافتگی این شهر به لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه با استفاده از آخرین آمار و اطلاعات مربوط می باشد. برای ارزیابی سطح توسعه شهرهای استان اصفهان و تعیین سطح توسعه یافتگی از مدل تاکسونومی عددی با انتخاب 30متغیر در قالب شاخص های فرهنگی،بهداشتی و نهادی– کالبدی استفاده شده است.روش کار دراین پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. برخی نتایج حاصل از پژوهش نشان دهنده تمرکز امکانات و خدمات در مرکز استان می باشد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ویژگیهای مجلات هسته لاتین در تولیدات علمی اعضای هیئت علمی رشته های وابسته به علوم انسانی، علوم تربیتی، علوم اجتماعی، و هنر دانشگاه تهران نمایه شده درنمایه نامه استنادی هنر و علوم انسانی و نمایه نامه استنادی علوم اجتماعی در «وب.آو.ساینس» از لحاظ حضور در «آی. اس. آی»و ضریب تاثیر گزارشهای استنادی مجلات (جی. سی. آر.) است. به این منظور تعداد 5434 استناد مربوط به194 عنوان مدرک علمی مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش به روش تحلیل استنادی انجام شده است. مجلات هسته نیز بر اساس قانون برادفورد معرفی شدند. یافته های پژوهش نشان داد میزان استناد به نشریات ادواری (44/59%) است، همچنین در بیش از 50 درصد رشته ها میزان استناد به نشریات ادواری بیش از سایر منابع اطلاعاتی است که این امر مؤید وجود تفاوت میان رشته ای است. همچنین از مقایسه سیاهه مجلات هسته با سیاهه مجلات رتبه بندی شده در «جی. سی. آر.» می توان چنین نتیجه گرفت که تا حدود زیادی میان این دوسیاهه مطابقت وجود دارد و میانگین ضریب تاثیر مجلات هسته به دست آمده بیشتر از میانگین ضریب تاثیر مجلات «جی. سی. آر.» در رشته های مربوطه است.
این مقاله با بررسی مفهوم معماری اطلاعاتی و ارائه مدل مفهومی جدیدی، عناصر مورد نیاز برای جای گیری دانشگاه مجازی در ایران، شناسایی شده و در چارچوبی جامع بازنمایی شده است. دست یابی به این چارچوب چهار گام را دربر می گیرد: درگام نخست مفهوم دانشگاه مجازی و عناصر سازنده آن بررسی می شود. بخش دوم شامل بررسی تطبیقی چارچوب های معماری سازمانی برای تدوین مدل مفهومی معماری دانشگاه مجازی است.بخش سوم به ترکیب عناصر دانشگاه مجازی و مدل مفهومی آن می پردازد و اعتبار آن به کمک پرسش نامه و به کارگیری روش ها و آزمون های آماری مورد سنجش خبرگان قرار می گیرد و در گام پایانی یافته های پژوهش به شکل چارچوب و عناصرمعماری اطلاعاتی دانشگاه مجازی در ایران مورد تحلیل قرار می گیرد. ویژگی اصلی چارچوب پایانی، ایجاد مدلی جامع برای تحقق دانشگاه مجازی است که در بر گیرنده همه وجوه و عناصر مورد نیاز برای جای گیری محیط یادگیری الکترونیکی با توجه به نیازهای بومی ایران است که بهره گیری از آن را در کاربردهای واقعی امکان پذیر می کند.
مشارکت عامه ی مردم در امور سیاسی که خود ناشی از تمایل مشارکت جویانه ی آنان نسبت به نظام سیاسی است، یکی از نتایج و دستاوردهای مراحل پیشرفته ی دموکراسی است، بنابراین مشارکت را می توان یکی از معیارهای موفقیت توسعه ی فراگیر بشمار آورد. زنان به عنوان نیمی از نیروی انسانی موجود در جوامع بشری که خود یکی از مهم ترین منابع توسعه اند، نقشی به سزا در توسعه ی جوامع انسانی ایفا می کنند. مردان تاکنون نخواسته اند و یا نتوانسته اند از منافع زنان به گونه ی کافی حمایت نمایند. در نتیجه مشارکت زنان در همه ی فعالیت های اجتماعی، مانند عرصه ی سیاست ضروری است، به گونه ای که می توان گفت نقش اقلیت داشتن زنان در امور سیاسی موجب عقیم ماندن دموکراسی در جامعه می شود. گزارش توسعه ی انسانی سازمان ملل متحد که رتبه ی کشورهای گوناگون جهان را در امر توسعه ی انسانی مشخص می کند، در آخرین گزارش خود در سال 2009 اقدام به تهیه ی گزارشی از اقدام های کشورهای تحت مطالعه پیرامون میزان پایبندی و اهتمام دولت ها در زمینه ی تحقق اهداف برنامه های «توانمند سازی جنسیتی» نموده است که در این جدول به میزان مشارکت و دخالت زنان در سیاست توجهی ویژه شده است. در این پژوهش که به صورت تحلیلی ـ توصیفی صورت گرفته است، پژوهشگران در پی یافتن پاسخی برای پایین بودن میزان مشارکت سیاسی زنان در منطقه ی خاورمیانه هستند و به همین منظور با بررسی تطبیقی جایگاه کشورهای منطقه در رتبه بندی دموکراسی جهانی و میزان مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان منطقه، سعی در شناسایی دلایل این موضوع دارند که در نهایت، با دسته بندی موانع مشارکت سیاسی زنان، به موانع سیاسی، فرهنگی، آموزشی و همچنین موانع فیزیولوژیکی به نتیجه گیری از مباحث طرح شده پرداخته خواهد شد
هنر هخامنشی، هنر درباری و متاثر از هنر ملل تابعه امپراتوری مانند بین النهرین، مصر، آسیای صغیر و به ویژه هنر اورارتو بوده است؛ نقوش برجسته دیواره ها و دروازه کاخ ها به ویژه در تخت جمشید، بیانگر نفوذ و تاثیر عناصر هنر مادی، ایلامی و بین النهرین (آشور و بابل) بر هنر هخامنشی است. همچنین پس از فتوحات کوروش در آسیای صغیر، هنر متعالی و ظریف یونانیان در بناهای هخامنشی به چشم می خورد. معماری به عنوان مهم ترین هنر هخامنشیان، ابتدا تحت تاثیر معماری ماد و ایلامی قرار گرفت. همچنین تاثیر عناصر معماری اورارتویی مانند؛ آرامگاه های سنگی، راهروهای باریک آرامگاه های شاهان هخامنشی به خوبی قابل تشخیص است. از طرفی فتح مصر توسط هخامنشیان و اقامت طولانی داریوش اول در مصر علاقه مندی و تمایل وی به معماری مصر را در او بیدار کرد که تجلی آن در کاخ داریوش در تخت جمشید به وضوح دیده می شود. هدف از این تحقیق مطالعه تاثیر هنرهای ملل تابعه بر هنر معماری هخامنشیان است.
درآمد ملی سرانه به عنوان یک شاخص رفاه تنها به بعد مصرف در رفاه توجه دارد. شاخص سن و توسعه انسانی اگر چه به ابعاد بیشتری از رفاه توجه دارند ولی امکان ارایه تحلیل های جزیی را ندارند. بنابراین، استفاده از یک شاخص ترکیبی رفاه که ضمن پوشش مختلف رفاه، امکان ارایه تحلیل کلی و جزیی را فراهم آورد، می تواند به ارزیابی و تحلیل بهتر سیاست های رفاهی کمک کند. شاخص رفاه اقتصادی (IEWB) با پوشش ابعاد مصرف، ثروت، توزیع درآمد و امنیت اقتصادی می تواند یکی از شاخص های مناسب برای اندازه گیری و تحلیل های رفاهی باشد. در این پژوهش شاخص CIEWB برای اولین بار در اقتصاد ایران طراحی شد و روند رفاه برای سه برنامه توسعه (1368-1382) اندازه گیری شده است. به منظور اندازه گیری ابعاد و شاخص کل رفاه از روش نرمال سازی بر اساس سال پایه یعنی سال شروع برنامه اول توسعه (1=1368) استفاده کرده و برای آزمون تحلیل حساسیت از جدول وزنی یکسان (0.25 برای هر بعد) و تورش دار به سمت مصرف و امنیت اقتصادی استفاده کرده ایم. نتایج نشان می دهد که استفاده از درآمد ملی سرانه به عنوان یک شاخص رفاه، نرخ رشد رفاه را بیشتر از مقدار واقعی آن نشان می دهد. ابعاد امنیت اقتصادی و مصرف از نرخ رشد بیشتری نسبت به ثروت و توزیع درآمد برخوردار بوده است. اختصاص جداول وزنی تورش دار به سمت امنیت اقتصادی و مصرف نرخ رشد شاخص کل رفاه را افزایش داده است. امید است سیاست گذاران اقتصادی بتوانند در برنامه های رفاهی خود، یافته های این پژوهش را که براساس ملاحظات اندازه گیری رفاه اقتصادی کشور انجام گرفته است، مورد نظر قرار دهد.
فرایند رشد و توسعه اقتصادی کشورها در دهه های اخیر به گونه ای بوده که چالش های زیست محیطی به یکی از مهم ترین دغدغه های سیاست گذاران تبدیل شده است. امروزه کشورها علاوه بر سیاست ها و اقدامات درون مرزی خود، ساماندهی آلودگی را در حوزه بین المللی دنبال می کنند. بدین روی، بررسی عوامل موثر بر رابطه رشد و آلودگی از آن جهت می تواند حایز اهمیت باشد که ممکن است مبنای سیاست گذاری زیست محیطی در سطح ملی و بین المللی قرار گیرد. بدین منظور در این پژوهش تلاش نموده ایم تا با استفاده از روش داده های تابلویی، اثر رشد اقتصادی، تغییرات تکنیکی، ترجیحاتی و سیاسی (نقش دولت ها) بر میزان آلاینده های مهم هوا در 56 کشور منتخب با سطوح توسعه یافتگی متفاوت از جمله ایران، در دوره 1995-2005 را آزمون نماییم. یافته ها نشان می دهد به رغم تاثیر مثبت رشد اقتصادی بر میزان آلاینده ها، ارتقای سطح تکنولوژی در کاهش آلاینده های دی اکسیدگوگرد و نیتروژن و بهبود شاخص های مربوط به اثر سیاسی در کاهش آلاینده دی اکسیدکربن نقش مهمی داشته است.
در این پژوهش، با استفاده از یک مطالعه شبیه سازی اقتصادسنجی اثرات طرح تثبیت قیمت محصولات کشاورزی بر متغیرهای کلان اقتصاد ایران را مورد ارزیابی قرار می دهیم. الگوی استفاده شده در این پژوهش، الگوی تعمیم یافته ای از مدل ماندل - فلمینگ است که با استفاده از روش کوکران - اورکات برای داده های سری زمانی 1340- 1383 برآورد کرده ایم. نتایج نشان می دهد، اثرات طرح تثبیت قیمت محصولات کشاورزی روی متغیرهای کلان اقتصادی بسیار ناچیز است. بر خلاف انتظار، تثبیت قیمت محصولات کشاورزی، اثرات مغایری بر ثبات پولی و تراز پرداخت ها می گذارد. سیاست طرح تثبیت قیمت، روی ثبات اقتصاد کلان اثری ندارد یا به طور کلی شکست خورده است. از منظر اقتصاد کلان، سیاست تثبیت قیمت محصولات کشاورزی نمی تواند در درازمدت مناسب باشد. سیاست های دیگری مانند دگرگونی های فنی، بازار سلف و پس انداز روستایی در کشورهای در حال توسعه را می توان برای مدیریت ریسک قیمت استفاده نمود.
با توجه به میانگین بسیار کم بارش سالانه و محدودیت تشکیل سفره های آب زیرزمینی در سیستان، خشکسالی های این ناحیه را بایستی ناشی از کم آبی و یا خشکی رود هیرمند دانست که در طی تاریخ بارها حیات اجتماعی و اقتصادی روستاهای سیستان را به خطر انداخته است. در دهه های اخیر به دلیل کنترل و بهره برداری بیشتر آب هیرمند در افغانستان، اثرات خشکسالی ها در این روستاها تشدید گردیده است. در این پژوهش، ضمن بررسی تطبیقی اثرات کاهش آب هیرمند بر فعالیت های کشاورزی روستاهای سیستان، نقش آب زیر سطحی قابل دسترس نیز در تعدیل این اثرات در چارچوب مطالعات تطبیقی روستایی مورد کنکاش قرار گرفته است. پژوهش به روش پیمایش، از پاییز 1386 تا تابستان 1387 در 101 روستا از 808 روستای سیستان اجرا گردید که در طی آن از 260 تن از اعضای شورای اسلامی روستاها یا خبرگان محلی پرسشگری به عمل آمده است. نتایج بررسی موید آن است که طی خشکسالی ها، ضمن استمرار بخشی از فعالیت های کشاورزی در تعداد محدودی از روستاهای واقع در نیمه شرقی سیستان (به دلیل وجود شرایط مطلوب دسترسی به آب زیر سطحی)، در سایر روستاهای این ناحیه، این فعالیت ها به شکل بسیار شدیدی کاهش یافته و حتی برخی از فعالیت ها متوقف می گردد.
از جمله طرح هایی که به منظور توسعه روستایی در برنامه چهارم توسعه به صورت همه جانبه آغاز شده، طرح ملی مقاوم سازی مسکن های روستایی است. اعتبارات مقاوم سازی، هم سو با اهدافی چون احداث مسکن مقاوم، تامین مسکن متناسب با نیاز روستاییان، حفظ هویت و سیمای عمومی روستاها، و نظایر اینها به روستاییان پرداخت می شود. کیفیت نامطلوب و آسیب پذیری نسبتا زیاد مسکن های روستایی از حوادث زیان بار و ناخواسته طبیعی، به دلیل استفاده از مصالح کم دوام، مکان یابی نامناسب و دیگر عوامل از این دست، سالانه هزینه های زیادی را به خانوار و جامعه روستایی تحمیل می کند.دهستان بیهق نیز در این مورد، در محدوده خطرپذیری نسبتا زیاد از لحاظ زمین لرزه قرار دارد، و مصالح مورد استفاده در غالب موارد، سنتی هستند و مسکن ها نیز عمدتا فرسوده اند. این مشکلات، بر ضرورت مقاوم ساز و بهسازی مسکن های روستایی تاکید می کنند. در این مطالعه، از روش های توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. در این تحقیق نقش اعتبارات مقاوم سازی مسکن بر توانمندی، رضایتمندی و ماندگاری جمعیت روستایی در دو گروه وام گیرنده و غیر وام گیرنده مورد مطالعه قرار گرفته، و تفاوت معناداری در سطح 0.99 بین دو گروه از نظر توانمندی، رضایتمندی از بهبود مسکن و تثبیت جمعیت مشاهده شده است. بنابراین پرداخت اعتبارات مسکن، ضمن ایجاد توانمندی و رضایتمندی روستاییان در زمینه مسکن، در ماندگاری جمعیت در روستاها نیز موثر است.