سازمان های تولیدی معاصر با چالش هایی از دو سو مواجه هستند. از یک سو، فلسفه ها و تکنولوژیهای تولیدی جدید برای منسوخ کردن فلسفه ها و تکنولوژیهای تولیدی موجود ظاهر شده اند. از سوی دیگر، مشتریان امروز با تقاضای محصولات و خدمات جدید در یک دوره زمانی کوتاه مدت پیشاپیش جسور و مهاجم تر شده اند. از این رو، سازمان های تولیدی امروز به منظور تأمین چالش های هجوم آورده از هر دو سو نیاز دارند که بر حسب موقعیت های رقابتی پیرامون به سرعت عمل کنند. بنابراین در طی چند دهه گذشته، صحنه تولید به سمت نوع نسبتاً جدیدی از پارادایم تولید تحت نام ""تولید چابک"" جهتیابی کرده است. اما یک سؤال وجود دارد که آیا چابک سازی یک سازمان، یک ضرورت اجتناب ناپذیر فعالیت و رقابت در عرصه اقتصاد جهانی است. در این مقاله، با استفاده از چارچوب مفهومی تحلیل نیاز به چابکی، یک مدل فازی ارایه شده است که از مفهوم فازی در فرآیند سنجش و تحلیل نیاز به چابکی و نیز مدل های تصمیم گیری چند شاخصه استفاده شده است.
هدف این مطالعه، ارایه الگویی به منظور اندازه گیری و تحلیل بر نوآوری در صنعت خودروسازی است. این تحلیل، سه حوزه نوآوری فردی، سازمانی و ماهیت و قوت نوآوری در وضعیت موجود را در بر میگیرد. انتخاب نمونه ها به صورت نمونه گیری تصادفی در دو سازمان طراحی و توسعه محصولات جدید (NPD) و سازمان تحقیق، طراحی و تولید موتور (IPCO ) ایران خودرو صورت گرفت. بر اساس مقدار بارهای عاملی و نحوهی بارگیری مؤلفه ها بر عوامل، در رابطه با هریک از ابعاد سه حوزه مذکور در نوآوری، عوامل مکنون استخراج و نام گذاری شد. اعتبار مدل های مفهومی استخراج شده در رابطه با هریک از عوامل تحلیل نوآوری، از طریق تحلیل مسیر و تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد. نتایج حاکی از تأیید روابط علی بین مؤلفه ها و عوامل مکنون است. در نهایت 7 مدل علی شامل 6 مدل مفهومی از روابط بین مؤلفه های مشهود و عوامل مکنون و مدل جامع استخراج و بر مبنای شاخص های مختلف برازندگی تأیید شد.
قابلیت ردیابی به عنوان یک الزام از سوی دولت ها و مشتریان اکثر محصولات تولیدی مطرح است. این قابلیت رکن اساسی سیستم های کیفیت است و سیستم های اطلاعاتی مربوط به آن نقش عمده ای در تغذیه اطلاعاتی سیستم های زنجیرهی تأمین دارند. هدف این مقاله ارایه یک مدل مفهومی جامع و مرجع با رویکرد مدل سازی ساختیافته جهت توسعه و پیاده سیستم های ردیابی در سطح زنجیره تأمین است که فارغ از ابعاد زنجیرهی تأمین، دامنه تعریف آن، تنوع محصولات و فرآیندهای تولیدی مربوط بتواند پشتیبانی لازم را از برگزاری طرح های فراخوان محصولات تولیدی به عمل آورد، الزامات مربوط به تضمین کیفیت محصولات را در حوزه ردیابی پوشش دهد، امکان مدیریت پیشگیرانه و مؤثر مواد و فرآیندهای تولیدی را فراهم آورد، بهینه سازی مدیریت زنجیرهی تأمین و راهکارهای ارایه شده در این زمینه را پشتیبانی کند، پشتیبانی لازم را در تغذیه اطلاعاتی سایر سیستم های زنجیرهی تأمین به عمل آورد و تعاملات چند زنجیرهی تأمینی را پوشش دهد. روش پژوهش بهکار گرفته شده به طور اساسی بر تفکر عمیق استوار مبتنی بر مطالعات موردی منتشر شده، نظرات مدیران عملیاتی، و توسعه دهندگان سیستم های اطلاعاتی است و در پی ارایه تصویری کامل از موجودیت های سیستم ردیابی در سطح زنجیرهی تأمین به صورت مجتمع و یکپارچه میباشد.
بنگاه های کوچک و متوسط نقش اصلی در ایجاد شغل بر عهده دارند. بعضی پژوهشگران معتقدند بیشتر مشاغل جدید توسط بنگاه های موجود و نه بنگاه های جدید ایجاد میشوند. همچنین مدیریت رشد میتواند مهم ترین تاکتیک برای موفقیت آینده بنگاه باشد. باوجود اینکه رشد، مزایای زیادی برای یک بنگاه به همراه دارد، فرآیند رشد با چالش هایی رو به رو است. در این پژوهش عوامل بازدارندهی رشد بنگاه های کوچک صنعت ریخته گری شناسایی شده-اند، تفاوت بین میزان تأثیر آن ها بر رشد و میزان اهمیت هر یک از این عوامل در صنعت ریخته گری نشان داده شده اند. برای این کار، از داده های پرسشنامه ای و تلفیق آن ها با یافته های ادبیات پژوهش و روش تحلیل عاملی، استفاده شد. سپس موانع رشد، با روش مقایسهی زوجی اولویت بندی شدند. با توجه به نتایج به ترتیب اولویت، عامل ناتوانی در انعطاف پذیری تنوع محصولات، ناتوانی در تأثیرگذاری بر بازار، محدودیت منابع، کمبود شایستگی و تخصص، شناسایی شدند. نتایج این پژوهش نشان میدهد، نبود انگیزه برای رشد، مانعی برای رشد بنگاه های کوچک و متوسط ریخته گری ایران نیست.