از زمان نزول قرآن مجید و تاکنون بررسی ها و تحقیقات گوناگون و متعددی در مورد این کتاب آسمانی صورت گرفته است، اما با توجه به اعجاز علمی قرآن کریم امر نوظهوری است که البته متفاوت از تفسیر علمی می باشد. کتاب«الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم» نوشته دکتر زکریا همیمی، یکی از جدیدترین و بهترین کتاب ها در این زمینه است که در این مقاله به معرفی و نقد آن پرداخته می شود.
این مقاله با موضوع تقلید و تحقیق در منطق قرآن،نگرش وحی را به این دو مطلب مورد بررسی قرار داده و ثابت می کند که قرآن حکیم تقلید کورکورانه را شدیدا نهی می کند و انسان را برای پیدا کردن شیوه صحیح زیستن به تعقل،تفکر،تحقیق و بکارگیری عقل سلیم فرمان می دهد که این غور و تغوص اگر غیر مغرضانه و منقادانه انجام پذیرد،انسان را به توحید می رساند و در پرتو آن هر انسانی درک می کند که عقل او در بسیاری از مسائل زندگی اش کافی و وافی نیست و ناچار باید از کسانی که بیشتر از او می دانند،تقلید کند.در صدر همه دانایان راویان وحی اند که علمشان به خداوند سبحان متصل است.و بعد از آنان شبیه ترین افراد به آن ها باید مقلد واقع شوند.
بی شک با توجه به آنکه انگاره های شکل گرفته در هر تمدنی ریشه در اعتقادات و تفکرات آن دوران دارد و از طرفی رمزگشایی هنرِ برآمده از این اعتقادات، بدون شناخت این باور ها ممکن نیست، در این مقاله کوشش شد تا با تعمق در یکی از کهن ترین باورهای بشری به نام"" آیین ور""، چگونگیِ نمادپردازیِ این تفکر را در هنر تصویرگری ایرانی بازجست. این باور کهن، گونه ای از داوری و آزمون است که در محاکمات پیچیده صورت میپذیرفت و آن جا که به دلیل کم بودن قراین و مدارک، قضاوت ناممکن مینمود از عناصر طبیعت استعانت جسته میشد. در میان روایاتی که دربردارنده مضامین ور هستند،"" گذر سیاوش از آتش"" یکی از نام آشناترین آنهاست و به همین جهت در این نوشتار یک نگاره با این مضمون مورد تحلیل قرار گرفت و چگونگیِ تجلیِ باور ور در آن بررسی و تلاش شد تا با رمزگشایی اعتقاد به آیین ور و جایگاه آتش در دوران کهن به روش تحقیق کیفی و مقایسه ای به شناختی هرچه عمیق تر از نوع نگرش اداور گذشته و بالخص هنرمندِ نگارگر دست یافت. نتیجه آن که شاید ریشه های باور ور در طول تاریخ رنگ باخته باشد، اما تجلی آن در هنر تصویرگری، همواره به صورت یک سنت باقی مانده است.
در این مقاله برای دستیابی به نگاه متفاوت از دیدگاه عکاسان ایرانی و اروپایی در عکس برداری از ایران دوره قاجار، از روش کتابخانه ای و تطبیق عکس ها استفاده شده است با این دریافت که عکس ها تأثیری مستقیم و غیر مستقیم بر روابط سیاسی ـ فرهنگیِِ شرق و غرب در قرن نوزدهم دارند و نقش تعیینکننده شاه و دربار در عکاسی ایرانی را نشان میدهند. دو فرضیه در این مقاله پی گرفته شده است: میزان تأثیر نگاه عکاسان غربی از جریان شرق شناسی قرن نوزدهم و دلایل عدم گرایش عکاسان ایرانی آن دوره به مستندنگاری اجتماعی. دراین میان به نیاز ضروری ریشهیابی تاریخی علل اعجاب گری عکاسی ایرانی نیز توجه شده است. عکاسان مورد بررسی قرار گرفته شده عبارتند از: آقا رضا عکاسباشی، عبدالله میرزا، ناصرالدین شاه، فرانسیس کارلهیان، لوئیجی مونتابونه، ارنست هولتسر و آنتوان سوریوگین. نتیجه نشان دهنده تأثیر بصری فرهنگ دیداری غرب و هنر ایرانی بر عکاسان ایرانی و جریانات حاکم بر کار هر دو طرف است. این نتیجه با توجه به شناختی که از تاریخ عکاسی ایران بر مبنای این دوگانگی به دست میآورد، در یافتن مسیر آینده این هنر و روابطی که از این طریق در حوزه ارتباطات بینافرهنگی ایجاد میشود، کاربرد پیدا میکند.
دستبافته بایو، یکی از آثار گرانبها و ارزشمند، به لحاظ تاریخی و هنری در تاریخ اروپای غربی و بطور دقیق تر فرانسه و انگلستان می باشد و از جنبه تاریخی اطلاعات تصویری ارائه شده از وقایع سده یازدهم میلادی قرون وسطی، نبرد ها، پوشاک و زندگی روزمره مورد توجه بسیاری از مورخین است. پرده آویز بایو با عنوان پرده آویز ""ملکه ماتیلد"" نیز معروف است و به نظر می رسد که بوسیله اودون دو بایو برادر"" گیوم فاتح"" سفارش داده شده است. این پرده شرح ماجرای فتح نرماند انگلستان در سال 1066 میلادی است که حوادث کلیدی این فتح، بویژه نبرد هاستینگ را با جزئیات تصویر می کند. نقوش سوارکاران به خصوص سوارکار با شاهین بر روی دست و همچنین روش نقش پردازی جانوری حیوانات واقعی و تخیلی و شیوه ترسیم آنها، این فرضیه را که هنر ساسانی و اسلامی در خلق این شاهکارهنری تاثیرگذار بوده اند را مطرح می نماید. دو نوع تصویر در این پرده بافته تاثیر پذیرفته از هنر ساسانی و اسلامی است: 1- حیوانات تخیلی و واقعی متقابل روبرو و همچنین پشت به پشت، 2- سوار کار با شاهینی بر روی دست.
هدف این پژوهش، ارزیابی مجدد برنامه درسی انیمیشن یا تصویر متحرک در رشته لیسانس گرافیک و ارائه یک روش تلفیقی آموزش می باشد، زیرا ارایه ی این واحد درسی در موارد بسیاری، نتوانسته است منجر به شکل گیری خلاقانه کاراکترهای برتر، در فیلمنامه های ارایه شده ی دانشجویان شود. روشی که این مقاله پیشنهاد می کند، یک روش تلفیقی است که از روش های سنتی و حل مسأله، جهت رسیدن به روش آموزش"" تعاملی پویا "" بهره می گیرد. روش اجراء پژوهش حاضر کیفی و کمی بود. بخش کیفی آن، به صورت مطالعه توصیفی بر مبنای مشاهده، پرسش و پاسخ، مصاحبه باز، مطالعه موردی و کتابخانه ای انجام شد و در بخش کمی از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. از جامعه آماری دانشجویان دوره لیسانس گرافیک دانشگاه شهید رجایی که درس کارگاهی انیمیشن را اخذ کرده بودند، یک کلاس به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. متغیر مستقل نیز استفاده از روش آموزشی تعاملی پویا بود. فرضیه پژوهش تایید شد و می توان گفت که استفاده از روش آموزشی ""تعاملی پویا"" بر درک مفهومی دانشجویان از فیلمنامه نویسی تاثیر دارد. در این روش، مشارکت دانشجویان و فعال کردن احساسات، تجارب و مهارت های آنان در جهت ارائه فرض های صحیح، برای حل مساله و آزمودن آنها از اولویت برخوردار است.