منطق مکالمه محصول اندیشه میخاییل باختین، نظریه پرداز حوزه علوم انسانی در قرن بیستم است. این دیدگاه بر برقراری تعامل دائمی میان نظرگاه های متن، مؤلّف و مخاطب تأکید می کند و این که شناخت واقعی تنها از لابه لای شراکت ها، تفاوت ها و نقیضه های معانی این سه عنصر حاصل می شود. از نظر او، سخن سرشت مکالمه ای دارد و این مکالمه گرایی نیز به شکل تام در گونه ادبی رمان بازتاب مییابد؛ زیرا رمان، عرصه بازتاب زبان ها، صداها و سبک های گوناگون است. بنابر این رمان ماهیتاً چندمفهومی است. از این رو زمینه اصلی مطالعات باختین است. در این جستار تلاش شده که تاریخ بیهقی اثر ابوالفضل بیهقی، بنا بر سرشت رمان گونه آن در گستره منطق مکالمه مورد پژوهش قرارگیرد. روش پرداختن به این پژوهش، اثباتی-تحلیلی است و به مؤلّفه های شاخص مکالمه ای همچون دوصدایگی، دگرمفهومی، کرونوتوپ و ذکر مصادیق آن؛ ازجمله پوشیده گویی، محاکات و دیالکتیک پرداخته می شود.
تئوری منظر «برنارد لاسوس» از پژوهشی عمیق در باب وضوح (نور، رنگ، جلوه)-آغاز شده و به مبحث باغ، به مثابه نهایت منظر، منتهی می شود؛ آنجاکه زیرساخت ها، که در اعماق ریشه دارند، در روند سریع جهانی شدن در مقیاس محلی ظاهر می شوند.
منظر در میدان دید «محدود» و به واسطه نظر، که عامل تجربه سامان بخشی فضاهای مستقر بر تخیلی ازلی است، «قابل درک» می شود؛ تجربه ای که در عین حال تئوری است. این تجربه در یک تبادل درونی مرتباً میان نظر و عمل به یکدیگر ارجاع داده می شود. این فعل وارد فضا شده و حضور اشیا و ارتباطات شان را که سازنده هویت منظر است، ثبت می کند تا تصویر واحد، هویت مند و عمیق آنها را به دست دهد. اینها ویژگی هایی هستند که باید آنها را درنظر گرفت تا آینده تحقق پیدا کند.
رابطه میان اُبژه (عین) و منظر، پیچیده، دوپهلو و ویرانگر است. کاربرد عمومی واژه «منظر» و پژوهش مدام برای تعریف آن، بر دشواری بیان ارتباط و پیوند میان اشیا و اُبژه ها صحه می گذارد.
توجه به این روابط در بطن تجربه منظر است که بر یک نگاه استوار است. این نگاه تنها بخشی از فضای متراکم را در مقیاس دید می سازد. در این مقیاس عناصر در وحدتی قرار دارند که اغلب به صورت بخشی نیز قابل مشاهده هستند. بنابراین منظر، فرضیه ای بصری در ارتباط با مکان و محیط اطراف ماست. منظر، نادیدنی ها را بیش از دیدنی ها پوشش می دهد؛ یک بازی دایمی میان پیدا و پنهان، حقیقی و خیالی؛ بازی تخیل با روشی خاص و ابزاری برای پرده برداری از منظر و نه تعریف آن. هیچ تجربه ای بدون مبنای نظری پدید نمی آید و بالعکس : ساماندهی مکان ها با درنظر گرفتن مرز میان واقعیت و صورت روشی آشکار در پروژه های برنارد لاسوس است؛ او روشی را پدید آورده که منظر را در حسی واقعیت گرا به گونه ای خاص تجربه و پیش بینی می کند. این مقاله به بررسی روند نظری وی می پردازد.
نوسازی شهرها و انطباق پذیری آنها با شرایط و تحولات زندگی مدرن از اقدامات اصلی برنامه ریزی شهری و منطقه ای در همه کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه جهان به شمار می رود. در دورانی که شاهد مجموعه ای از تحولات در زمینه های اجتماعی جمعیتی (دموگرافیک)، تکنولوژیکی و جغرافیای اقتصادی شهرها هستیم، توجه به بافت های داخلی و استفاده از قابلیت های آنها برای ارتقای شرایط اجتماعی و اقتصادی شهرها یک ضرورت انکار ناپذیر است. نوسازی با الگوهای بازآفرینی خلاق که مبتنی بر ارتباط میان اقتصاد و فرهنگ و تولید مکان های خلاق و نوآور است، بیش از آنکه به دنبال رفع محرومیت های اجتماعی باشد در پی رقابت پذیر و نشان مند کردن مکان برای بهره گیری از فرصت های اقتصاد جهانیِ خلاق و مبتنی بر دانش است. در این زمینه مراکز شهرها خصوصاً مراکز تاریخی از ظرفیت های بی نظیری برای ساخت و باززنده سازی فضاهای خلاق مورد نیاز جهت جذب و نگهداری گروه های نوآور و همچنین ایجاد زمینه تعامل و برهم کنشی افراد و نهادها برخوردار هستند. در این مقاله ضمن بررسی مدل قطب های نوآوری به عنوان مجموعه ای از سیاست های شهری در زمینه بازآفرینی خلاق و ویژگی بافت های مرکزی تاریخی در شهرهای ایران به امکان احیای شبکه شهرهای تاریخی در سطح سرزمین و در راستای توسعه اقتصادی خلاق و دانش بنیان پرداخته شده است.
«طرح متن جامع غزلیات سنایی» اولین نمونه تصحیح یک متن فارسی با استفاده از روش های رایانه ای است. این طرح در سال 2001 میلادی به صورت یک پروژه تحقیقاتی در دانشگاه ونیز ایتالیا آغاز شد. مجریان اصلی پروژه خانم ها والنتینا زانولا و دانیلا منگینی بودند. زانولا دکتری ایران شناسی خود را از دانشگاه ناپل ایتالیا با دفاع از رساله ای دربارة سنایی غزنوی دریافت کرده و خانم منگینی نیز با دفاع از رساله دکتری خود با عنوان «فرخی، حافظ، طالب: بررسی مقایسه ای بسامد واژگانی» در سال 1992 دکتری ایران شناسی خود را اخذ کرده است.
فکر استفاده از رایانه برای تصحیح متون، از حدود چند دهه قبل در اروپا مطرح و مورد استفاده واقع شد؛ اما استفاده از این روش ها در تصحیح متون فارسی برای نخستین بار در این طرح انجام شده است. بنا به پیشنهاد خانم زانولا و با مشاوره ایران شناس بزرگ، پروفسور د. بروین ، غزلیات سنایی به عنوان ماده و موضوع اصلی این پروژه مطرح گردید. علاوه بر د. بروین که در پیشبرد این طرح همواره مجریان را راهنمایی می کرده، ریکاردو زیپولی، دیگر ایران شناس برجسته ایتالیایی نیز به مجریان طرح مشاوره هایی داده است. این پروژه چندین بار در مراحل مختلف به دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی نیز ارائه گردیده و وی نیز نظریات اصلاحی مفیدی را در این زمینه ارائه کرده است
هدف : هدف از این پژوهش حاضر، ارزیابی وبگاه موزه های ایران و شناسایی نقاط ضعف و قوت آنهاست .
روش / رویکرد پژوهش : این مقاله با روش پژوهش تلفیقی ( کمی و کیفی ) تعداد 27 وبگاه موزه ایرانی با استفاده از یک سیاهه ارزیابی به نام میوزیم کوال ارزیابی شده است .
میوزیم کوال، یک سیاهه ارزیابی است که در سال 2008 فوتاکیس و اکونومیرز با استفاده از آن به ارزیابی وبگاه موزه های انگلیسی زبان پرداخته اند . با استفاده از این سیاهه ارزیابی شش معیار محتوا، نمایش، قابلیت استفاده، تعامل و بازخورد، خدمات الکترونیکی و فنی مورد ارزیابی قرار گرفتند . همچنین در این پژوهش، نتایج ارزیابی و با کمک مصاحبه با متخصصان موزه، تجزیه و تحلیل شده است .
یافته ها و نتایج : نتایج ارزیابی نشان داده است وبگاه موزه های ایران در بعد محتوا با نمره میانگین 70/2 در سطح مناسب، در بعد نمایش با نمره میانگین 14/3 در سطح خوب، در بعد قابلیت استفاده در نمره 6/2 در سطح مناسب، در بعد تعامل و بازخورد با نمره 94/0 در سطح بسیار اندک، در بعد خدمات الکترونیکی با نمره 8/2 در سطح مناسب و در فنی با نمره 69/2 در سطح مناسب قرار دارند . در نتایج مصاحبه ها مشکلات اصلی موجود در ایجاد وبگاه موزه های ایران، عدم تخصیص بودجه کافی، عدم توجه مسئولان به لزوم ایجاد وبگاه، تغییرات مداوم در تصمیم گیری های مدیریتی و در نتیجه، عدم اتخاذ سیاست واحد در برنامه ریزی ها، عدم درک ضرورت مسئله، تخصص های موضوعی غیر مرتبط مدیران موزه ها و متولیان برنامه ریزی، بیان شده است .
از گذشته های دور، دو نظریه متضاد درباره ترجمه شعر وجود داشته است. گروهی، مانند دانته و درایدن و ولتر، بر این عقیده بودند که شعر هرگز ترجمه پذیر نیست؛ و در مقابل، گروه دیگری، از جمله هوراس و پوپ و بِن جانسن، شعر راترجمه پذیر می دانستند و در ترجمه آن می کوشیدند. اهمیت مقاله حاضر در این است که به طور ویژه به ترجمه شعر کلاسیک فارسی می پردازد و به قلم یکی از اساتید و مترجمان برجسته ادبیات کلاسیک فارسی است. دیک دیویس به طور کلی شعر را ترجمه ناپذیر نمی داند، بلکه معتقد است که شعر برخی شعرا ترجمه پذیر نیست و این شاعران همان ها هستند که هویت یک ملت را در آثار خود تلخیص می کنند. مقاله «در ترجمه ناپذیری شعر حافظ» در سال 2004 در نشریه نیوانگلند ریویو (Dick Davis (2004). “On Not Translating Hafez”. The New England Review. Vol. 25, No. 1&2)منتشر شده و ترجمه فارسی آن اکنون با اجازه نویسنده در ویژه نامه ادبیات تطبیقی منتشر می شود.
دیویس شاعری توانا و از اساتید برجسته شعر فارسیِ سده های میانه است. او که به تازگی از کار تدریس در دانشگاه بازنشسته شده، کارنامه ادبی پرباری دارد. ترجمه شاهنامه فردوسی، منطق الطیرِ عطار، ویس و رامینِ فخرالدین اسعد گرگانی و دایی جان ناپلئونِ ایرج پزشکزاد چند نمونه از آثار اوست و ترجمه فیتس جرالد از رباعیات خیام با ویرایش دیویس به چندین چاپ رسیده است. در خانه و دور از خانه (At Home and Far From Home: Poems on Iran and Persian Culture. Washington DC.: Mage Publishers, 2009) مجموعه اشعار دیویس درباره ایران و فرهنگ ایرانی است. او به تازگی مجموعه ای شامل ترجمه 175 شعر از حافظ، جهان ملک خاتون و عبید زاکانی را با عنوان چهره های عشق: حافظ و شاعران شیراز (Faces of Love: Hafez and the Poets of Shiraz. Washington DC.: Mage Publishers, 2012) به چاپ سپرده است. (م. ح. و ب. م).
هدف: شناسایی ویژگی های استفاده کنندگان از کتابخانه ملی، بهره گیری آنان از منابع و خدمات کتابخانه، و مطابقت و بهره گیری آنان با اساسنامه این سازمان. روش/ رویکرد پژوهش: جامعه پژوهش حاضر، استفاده کنندگان از منابع و خدمات قسمت های مختلف بخش اطلاع رسانی (تالارها، مخازن و کتابخانه ها) معاونت کتابخانه ملی هستند. تعداد کل جامعه در این مدت ۵۰۰۰۰ نفر عضو حقیقی و حقوقی بودند. حجم جامعه نمونه براساس جدول کرجسی- مورگان ۲۵۴ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. همچنین پرسشنامه در طول تحقیق حاضر به صورت تصادفی در ساعات مختلف روز دربین بخش ها، تالارها و کتابخانه ها با همکاری مسئولین کتابدار شاغل در این قسمت ها توزیع وگرد آوری شد. داده های این پژوهش در دو بخش آمارهای توصیفی و آمارهای تحلیلی گردآوری وآزمون های لازم توسط متخصص آمار انجام شد. یافته ها: بیشترین انگیزه و هدف از مراجعه به کتابخانه انجام تکالیف درسی و دانشگاهی است. بیش از 50 درصد از مراجعان به کتابخانه از تالارهای مطالعه استفاده می کنند. میزان استفاده مراجعان از تالار علوم انسانی در حد 50 درصد و میزان استفاده از منابع و خدمات بخش های دیگر کتابخانه کمتر از 50 درصد است. فراهم نبودن امکان استفاده از پایگاه های معتبر علمی دنیا توسط کتابخانه ملی، بیش از 50 درصد در دسترسی مراجعان به منابع محدودیت ایجاد کرده است. نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش، بین استفاده مراجعان از منابع و خدمات این کتابخانه تفاوت معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر مراجعان کتابخانه ملی، از منابع کتابخانه بیشتر از خدمات آن استفاده می کنند.
این پژوهش درباره ی استفاده از ابزار کمکی جابجایی الکترونیکی1 موجود ارائه شده تا به افراد نابینا برای حرکت در محیط های آشنا و ناآشنا کمک شود. همچنین نقاط قوت و ضعف اساسی ابزار کمکی جابجایی الکترونیکی توصیف شده و راهنمایی هایی برای طراحی و استفاده ی موثر از آنها پیشنهاد گردیده است. همچنین طرح پیشنهادی هم برای توسعه و کاربرد ابزار کمکی جابجایی تهیه شده است. در نتیجه این کار می تواند اولین قدم در جهت شناسایی جنبه های اساسی توسعه ی ابزار کمکی جابجایی برای کمک به تحرک و جهتیابی افراد نابینا باشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی کاربرد سه سبک مکانیزم¬های دفاعی در سنجش فرسودگی شغلی کارکنان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران است. فرضیه اصلی پژوهش امکان استفاده از سبک¬های دفاعی مورد استفاده کارکنان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران جهت سنجش فرسودگی شغلی آنان می¬باشد. در این پژوهش 234 نفر (137 نفر مرد و 97 نفر زن) از کارکنان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران از طریق نمونه¬گیری در دسترس، انتخاب شده¬اند. ابزارهای اندازه-گیری در این پژوهش پرسشنامه سبک¬های دفاعی (DSQ اندروز، 1993) و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و جکسون است که پس از جمع¬آوری پرسشنامه¬ها، کار تجزیه و تحلیل با بهره¬گیری از روش¬های آمار توصیفی، همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندمتغیری و آزمون T مستقل در مورد داده¬های حاصله انجام گرفته است. نتایج این پژوهش پس از تجزیه و تحلیل داده¬ها نشان¬دهنده این است سبک دفاعی رشد نایافته دارای اثر مثبت و معنادار بر متغیر خستگی عاطفی است و سبک دفاعی رشد یافته و نوروتیک دارای اثر معنادار بر متغییر مسخ شخصیت می¬باشد. هم¬چنین یافته¬ها نشان می¬دهد سبک دفاعی رشد یافته و نوروتیک بر مولفه موفقیت فردی اثر معنادار دارند.
تعیین مالیات زیست محیطی ازنظر کنترل آلودگی نوعی پیامد جنبی مهم و اثرگذار در رفاه جامعه است و معرفی آن به عنوان نوعی پایه مالیاتی جدید حائز اهمیت است. بر این اساس، هدف اصلی مطالعه حاضر تعیین سیاست زیست محیطی بهینه مالیات در چارچوب الگویی پویاست. برای این منظور، امکان انتقال تکنولوژی پاک به الگوی رشد AK اضافه شده و الگو به صورت نظری به اقتصاد باز تعمیم داده شده است. ویژگی اصلی اقتصاد موضوع مطالعه، ایجاد آلودگی در فرایند رشد اقتصادی و تأثیر منفی آن در رفاه جامعه است. انتقال تکنولوژی پاک ازطریق کاهش انتشار آلودگی، تأثیر مثبتی در کیفیت محیط زیست و رفاه جامعه بر جای می گذارد. به منظور تعیین میزان مالیات زیست محیطی با استفاده از نظریه کنترل بهینه، مقادیر نرخ رشد مصرف در تعادل بازار و برنامه ریز اجتماعی بر روی مسیر وضعیت پایدار [1] (SS) محاسبه و نرخ مالیات بر تولید به عنوان ابزاری برای انطباق این دو نرخ محاسبه شده است. حل الگو به روش هامیلتونین بیانگر این نتیجه است که مقادیر نرخ رشد بر روی مسیر وضعیت پایدار و مالیات بهینه، تابع این هاست: شاخص های ترجیحات زیست محیطی مصرف کننده، کشش آلودگی نسبت به تولید، بهره وری کل عوامل تولید، انتشار تکنولوژی پاک، نرخ رشد مصرف خارجی، نرخ استهلاک سرمایه، معکوس کشش جانشینی بین دوره ای مصرف و شاخص های تجاری. در مرحله بعد، با استفاده از شاخص های متناظر با اقتصاد ایران، الگوی مدنظر به صورت تجربی حل شده است. نتایج حل تجربی، بیانگر این است که نرخ بهینه مالیات بر آلودگی حدوداً 15درصد است. همچنین براساس نتایج تحلیل حساسیت، شاخص های کشش آلودگی نسبت به تولید و ترجیحات زیست محیطی مصرف کننده بیشترین تأثیر را بر مالیات زیست محیطی در ایران دارد ضمن اینکه شاخص های نرخ رشد خارجی و شاخص های تجاری کمترین تأثیر را دارد.
هدف از این تحقیق بررسی اثر یک دوره تمرین های پایداری ناحیه مرکزی بدن بر مؤلفه های آزمون تعادلی Yدر بازیکنان فوتسال دانشگاه مازندران بود. 24 نفر از دانشجویان فوتسالیست دانشگاه مازندران(سن: 67 /22 سال، وزن:12 /70 کیلوگرم، قد: 75 /1 سانتی متر و شاخص توده بدنی: 70 /22) بطور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. قبل از شروع تمرینات، تعادل پویا با استفاده از آزمون تعادلی Y و ثبات بدن بازیکنان به وسیله آزمون های میدانی معتبر پایداری ناحیه مرکزی بدن اندازه گیری شد. گروه تجربی به انجام یک دوره شش هفته ای(سه جلسه در هفته) تمرینات پایداری ناحیه مرکزی بدن پرداختند. در این مدت، گروه کنترل هیچ گونه تمرین های پایداری ناحیه مرکزی بدن را تجربه نکردند. پس از پایان تمرین های، تعادل پویا و ثبات بدن مورد ارزیابی قرار گرفت. از آزمون t مستقل برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. در بخش آزمون تعادلی Y، نتایج حاکی از تفاوت معناداری در جهت های قدامی و خلفی ـ داخلی و عدم معناداری در جهت خلفی ـ خارجی بین دو گروه بود. همچنین یافته های تحقیق، تفاوت معناداری را در نمرات آزمون های سورنسن، فلکشن تنه، پل زدن به پهلوی راست و ابداکشن ران بین دو گروه تجربی و کنترل نشان دادند. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تمرین های پایداری ناحیه مرکزی بدن می توانند در بهبود مؤلفه های قدامی و خلفی ـ داخلی آزمون تعادلی Y از طریق بهبود شاخص های پایداری ناحیه مرکزی بدن موثر باشند و در جهت خلفی ـ خارجی نیاز به تمرین های بیشتر وجود دارد.
امروزه کاهش نابرابری در استفاده از منابع، امکانات و تسهیلات، یکی از مهم ترین معیار های اساسی توسعه پایدار در سطح مناطق کشور به شمار می رود. از طرفی یکی از الزامات اساسی فرآیند توسعه پایدار ملی، توجه به ویژگی های منطقه ای با استفاده از مجموعه ای از شاخص های اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی است تا ضمن شناسایی این تفاوت ها بتوان منابع را به صورت بهینه به مناطق مختلف تخصیص داد. پژوهش حاضر به منظور تعیین سطح توسعه یافتگی استان های کشور ایران و رتبه بندی آنها براساس میزان توسعه یافتگی، برای هدایت برنامه ریزان و سیاست مداران در تعیین اولویت سرمایه گذاری در استان ها انجام گرفت. بدین منظور، ابتدا 13 شاخص از حوزه های اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی شناسایی و داده های متناظر با آنها برای 28 استان کشور ایران گردآوری شد. برای تهیه شاخص ترکیبی از روش تحلیل عاملی استفاده شده و شاخص های ترکیبی برای استان ها محاسبه و سطح بندی شدند. بر اساس این سطح بندی، استان های کهکیلویه و بویر احمد، تهران و سمنان به ترتیب در رتبه های اول تا سوم و استان های کردستان، سیستان و بلوچستان و همدان به ترتیب در رتبه های آخر قرار گرفتند.
یکی از روشهایی که در زمینه های مختلف علمی استفاده شده و می تواند فرایند پیچیده بارش – رواناب را شبیه سازی کند، استفاده از مدلهای شبکه عصبی مصنوعی است. هدف این تحقیق بررسی کارآمدی شبکه های عصبی مصنوعی در شبیه سازی فرایند بارش- رواناب و مقایسه نتایج آنها با مدل HEC – HMS در حوضه آبریز رودخانه اعظم هرات در استان یزد است. داده های مورد استفاده در این تحقیق شامل بارندگی روزانه به همراه دبی روزانه و لحظه ای رودخانه مزبور طی یک دوره آماری 24 ساله (1361-1385) است. ابتدا بارش نگارهای چندین پیشامد بارندگی و آبنمودهای رواناب آنها مبنای کار قرار گرفت. سپس شبکه عصبی مصنوعی با الگوریتم پس انتشار خطا و استفاده از تابع تبدیل سیگموئید آموزش داده شد. معیار گزینش پارامترهای شبکه در مرحله آموزش، تولید کمترین مقدار (RMSE) در خروجی های آن بود. مدل HMS به روش پیشنهادی SCS و شماره منحنی (CN) اجرا شد. برای ارزیابی کارایی شبکه عصبی مصنوعی، داده های شبیه سازی شده و مشاهده ای مربوط به کل دبی و حجم رواناب، دبیها و زمانهای اوج مقایسه شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که ضرایب همبستگی کل دبیهای مشاهده ای و برآورد شده شبکه عصبی 978/0 و مدل HMS 823/0 است و خروجی شبکه نسبت به خروجی مدل از دقت بیشتری برخوردار است. ضرایب همبستگی مربوط به حجم رواناب برآورد شده و دبی اوج به ترتیب برای شبکه 986/0 و 981/0 و برای مدل 979/0 و 972/0 به دست می آید. مقایسه زمان اوج آبنمودهای واقعی با موارد پیش بینی شده ANN و HMS نشان می دهد که دقت شبکه در این مورد نیز به مراتب از دقت مدل استفاده شده بیشتر است و ضرایب همبستگی شبکه 833/0 و مدل 491/0 برآورد می شود. مقایسه عملکرد شبکه و مدل به کار رفته نشان می دهد که در تمام پارامترهای مورد نظر دقت شبکه بیشتر از مدل HMS است. با انجام آزمون t با سطوح احتمال 95 و 99 درصد، اختلاف معنی داری میان اندازه های مشاهده ای و شبیه سازی شده مربوط به همه پارامترهای مورد بررسی مشاهده نشد.
در دو دههء اخیر فراگیری ساختارهای موضوعی توسط محققان مختلفی که در زمینهء یادگیری زبان دوم فعالیت می کنند (( Atay, 2010; Can, 2009; Chay, 2006; Kras, 2007 مورد بررسی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر ""فعل"" به عنوان اساسی ترین عنصر جمله مورد بررسی قرار می گیرد. سه نوع فعل در زبان انگلیسی وجود دارد که به نظر دشواری بیشتری برای فراگیران فارسی زبان ایجاد می کند: (الف) افعال مفعول پذیر دو وجهی (مثل: open) (ب) افعال مفعول ناپذیر (مثل: cry) و (ج) افعال فاعل ناپذیر (مثل: die). هدف از این تحقیق بررسی و شفاف سازی دشواریهای فراگیران فارسی زبان در راستای یادگیری ساختارهای یاد شده است. همچنین نقش تاثیر بین زبانی و بسندگی زبانی نیز در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج بررسی نشان می دهد که فراگیران دشواری هایی در ارتباط با افعال فاعل ناپذیر و همچنین شکل ناگذرای افعال مفعول پذیر دو وجهی داشتند. همچنین تاثیر زبان اول (فارسی) در فراگیری ساختارهای مفعول ناپذیر و حالت ناگذرای افعال مفعول پذیر دووجهی با وضوح بیشتری مشاهده شد به طوریکه فراگیران به خاطر تاثیر منفی انتقال از زبان اول به زبان دوم اشکالاتی در زبان دوم داشتند. در مورد افعال فاعل ناپذیر، چالش های فراگیران مربوط به فقدان دانش شهودی آنها در زبان دوم بود.