ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: معری حذف فیلترها
نمایش ۲۱ تا ۳۵ مورد از کل ۳۵ مورد.
۲۱.

قصیده ای از ابوالعلای معری در مرثیه یکی از فقهای حنفی

۲۲.

آسیب شناسی رفتارهای رجال دینی در انتقادهای ناصر خسرو قبادیانی و ابوالعلاء معری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقد ادبیات تطبیقی ناصر خسرو ابوالعلاء معری رجال دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۶ تعداد دانلود : ۵۸۷
یکی از مسائل مهمّ اجتماعی در طول تاریخ، عرصة دین و آسیب شناسی مسائل مرتبط بدان بوده است که از دید منتقدان بزرگ اجتماعی در تمامی دوران ها دور نمانده است. در این میان رفتارهای رجال و وابستگان دینی در شناساندن حقیقت دین و نحوة تعامل آنها با مسائل دینی در اجتماع بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر، به صورت تطبیقی و با رویکردی اجتماعی به بررسی آفات و آسیب های رفتارهای این قشر اجتماعی در انتقادهای ناصر خسرو قبادیانی و ابوالعلاء معرّی؛ دو منتقد ب زرگ اجتماعی ق رن چهارم می پ ردازد و نشان می دهد که وضعیت دینی جامعة دو شاعر دچار فساد و تباهی ناشی از رفتارهای برخی رجال دین بوده و از آن به عنوان دامی جهت به بند کشیدن مخالفان و رسیدن به مطامع دنیوی استفاده می شده است. ریا، حیله گری در مسائل شرعی، پرداختن به ظاه ر دین در عین تغافل از حقیقت آن، تزویر، بی بصیرتی در مسائل اعتقادی، رشوه خواری، ابزاری بودن دین، تصوفِ صوفی نمایان و... از انتقادهای سازنده ای است که در اشعار منتقدان دینی و اجتماعی آن روزگار تجلّی یافته است. با توجّه به حسّاسیّت و رویکرد دینی ناصر خسرو به عنوان حجّت شیعیان اسماعیلیّه در خراسان، بسامد این انتقادها و جزئی نگری اش در مسائل دینی، در مقایسه با ابوالعلاء بیشتر و دقیق تر است. ناصر خسرو در این انتقادها صریح و جسور است و در مقابل ابوالعلاء همچان که شیوة اوست غالباً به طور غیر مستقیم به انتقاد از آفات و آسیب های رفتاری رجال دین می پردازد.
۲۳.

بررسی تطبیقی مکانیسم های دفاعی در شعر ابوالعلاء معری و شوریده شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نهاد فراخود مکانیسم های دفاعی - روانی سقط الزند معری دیوان شوریده شیرازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۳ تعداد دانلود : ۵۴۱
نقد روان شناختی یکی از حوزه های جدید نقد ادبی به شمار می رود که ناقد در آن با تکیه بر اصول و مبانی روان شناسی، محرّک ها و هیجانات روحی و عوامل مؤثر بر آفرینش یک اثر ادبی را مورد بررسی قرار می دهند و با بیان جریان باطنی و احوال درونی شاعر، تأثیری را که محیط، جامعه و سنن در تکوین این جریان ها داشته اند مورد مطالعه قرار می دهد؛ چراکه روان آدمی ابزارهایی را برای کاهش اضطراب و دفاع از خود در اختیار دارد که به آن مکانیسم های دفاعی گفته می شود. فروید در سده بیستم میلادی، آغازگر و پرچم دار روان شناسی علمی بود. شناخته شده ترین دسته بندی فروید از ساختار اجزای روان آدمی، الگوی نهاد، خود و فراخود است. ابوالعلاء معری (۹۳۷-۱۰۵۷م) و شوریده شیرازی (۱۸۵۷-۱۹۲۷م) دو شاعر نابینای عرب و ایرانی هستند که در کودکی و پس از تجربه بینایی محدود، حس دیداری خود را از دست داده اند، اما با وجود این توانسته اند پا به عرصه ادبیات نهاده و آثاری را بر جای بگذارند. پژوهش حاضر بر آن است تا با رویکردی توصیفی–تحلیلی و بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، به بررسی مکانیسم های دفاعی در شخصیت ابوالعلاء معری و شوریده شیرازی از خلال سقط الزند معری و دیوان شوریده بپردازد. نتایج این جستار حاکی از آن است که نابینایی دو شاعر منجر به یأسی آشکار در درون آنها شده و اشعارشان بیانگر میل آنها به زیبایی و دیدار است و برای کاهش اضطرابی که در پی نابینایی در آنان به وجود آمده، از مکانیسم های دفاعی-روانی چون: جبران، باطل سازی، جابجایی، تحقیر دیگران و ... استفاده کرده اند.
۲۴.

بررسی بدبینی، یأس و نهیلیسم در افکار ابوالعلاء معری و صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرگ اندیشی روح افسرده تنهایی گیاهخواری نیست انگاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۵
با نگاهی گذرا به تاریخ گذشته به نحوه زندگی برخی از شخصیت های بزرگ و نام آشنایی برمی خوریم که نوع زیستن آن ها متفاوت بوده است؛ و این تفاوت ریشه در افکار آن ها داشته است. از جمله این موارد دو شخصیت ابوالعلاء معرّی و صادق هدایت هستند؛ ایشان دارای اسلوبی ابتکاری و منحصر به فرد در فلسفه بدبینانه، سبک زندگی پوچ گرایانه و اخلاق ریاضت طلبانه است و شاید بتوان نابینایی اش را آغازی بر زندگی پر پیچ و خم و افکار پیچیده او دانست و صادق هدایت که نویسنده ای نهیلیستی است، یأس و دلهره فلسفی ایشان را شاید بتوان گفت ناشی از رفاه است، رفاهی که خودش در پدیدآمدن آن هیچ سهمی ندارد. بنابراین پژوهش پیش رو بر آن است که برخی از موارد فوق را شناسایی و زمینه هایی که منجر به یأس و ناامیدی و ... شده است را مورد بررسی قرار دهد.
۲۵.

تسلی بخشی اندیشه؛ تطبیق اندیشه های معری و شوپنهاور در باب زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بقای نسل بدبینی اراده عقل لزومیات پوچ گرایی اِگزیستانسیالیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۲۷۷
زندگی انسان چه تفاوتی با زندگی حیوانی دارد؟ آیا او به واقع اختیار و آزادی دارد؟ اگر دارد آیا اختیار، زندگی اش را آسان تر کرده است؟ غریزه تا چه اندازه بر عقل آدمی غالب است؟ شوپنهاور و معری دو اندیشمند ادیب و فیلسوف هستند که در واکاوی فلسفه شان می توان به پاسخ این سؤالات رسید. در مقاله پیش رو تلاش شده است برخی از اندیشه های مشترک میان ابوالعلاء معری و آرتور شوپنهاور بررسی شود. این دو نوعی واقع بینی افراطی نسبت به زندگی داشته اند که معمولاً از آن با عنوان بدبینی یاد می شود. هر دوی این فیلسوفان زندگی را آکنده از رنج و پوچی دانسته اند اما به هیچ وجه در مواجهه با زندگی منفعل نبوده اند بلکه کوشیده اند آثاری جاودانه از خود باقی بگذارند که همواره تسلی بخش روح تشنه آگاهیِ آدمیان طی قرون متمادی باشد. ما در این پژوهش عقیده کلی این دو اندیشمند در باب زندگی و برخی از اجزای آن را به شکل تطبیقی بررسی می کنیم.
۲۶.

نقد و بررسی اندیشه ها و تعابیر مشترک در آثار ابوالعلاء معری و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اخلاق سعدی ادبیات تطبیقی انتقاد اجتماعی ادبیات تعلیمی ابوالعلاء معری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴۰ تعداد دانلود : ۱۸۹۹
سعدی شیرازی (557 ـ 691) شاعر، نویسنده و غزل‏سرای بزرگ فارسی با وجود تفاوت هایی چند که در برخی زمینه های فکری با ابوالعلاء معری (363 ـ 449) دارد، در دو زمینه به‏طور مشخص با وی در اندیشه ها و شیوه بیان، شباهت و اشتراک دارد: 1ـ انتقادهای اجتماعی 2ـ اندیشه های حکمی و اخلاقی. در مقاله حاضر، تعدادی از موارد اشتراک و مشابهت میان آثار این دو شاعر در اندیشه ها و شیوه بیان، عرضه می شود؛ و نیز ابوالعلاء معری، شاعر بزرگ عرب، در زمینه های انتقادی اجتماعی و آسیب شناسی جامعه دینی، یکی از سرچشمه های مهم این گونه مضامین در شعر فارسی، از نیمه دوم قرن پنجم به بعد، شمرده می گردد: و سرانجام این احتمال بررسی می شود که سعدی در بیان این‏گونه اندیشه ها از ابوالعلاء تاثیر پذیرفته باشد.
۲۷.

تحلیل گادامری دیالوگ و کارکرد روایی آن در تطبیق رساله الغفران ابوالعلاء معری و «طلب آمرزش» صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صادق هدایت ابوالعلاء معری تطبیق دیالوگ گادامر رساله الغفران طلب آمرزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۵۹
ادبیات تطبیقی را می توان محفلی برای دیالوگ میان الگوهای اندیشگانی ملل گوناگون دانست؛ پس بررسی شکل های متنوع آن در این حوزه بسیار حائز اهمیت است. از حیث روایی، دیالوگ یکی از ابزارهای کانونی سازی متن از درون است که نویسنده آن را برای عینیت بخشیدن به رویدادهای روایت، نزدیکی بیشتر به خواننده، خالی کردن فضایی برای مشارکت خواننده و نیز به اشتراک گذاشتن باورهای درونی و بیرونی به کار می گیرد. پژوهش حاضر در پی آن است که با نوعی رویکرد ادبیات تطبیقی، از طریق بررسی دیالوگ های دو اثر رساله الغفرانِ ابوالعلاء معری و «طلب آمرزش» صادق هدایت، به تطبیق شکلی دیالوگ های دو اثر براساس الگوی گادامری بپردازد و نیز کارکرد بهره گیری از این شکل روایی را توسط دو نویسنده مقایسه کند. از آنجاکه گادامر به اهمیت دیالوگ در ارتباطات اجتماعی توجه بسیار دارد، این پژوهش می تواند در جهت خوانش جامعه شناسانه دو اثر یادشده مفید باشد؛ پس تحلیل او از دیالوگ مبنای کار پژوهش حاضر است. نتیجه ای که این پژوهش در پایان به آن می رسد این است که به کارگیری دیالوگ در دو اثر، کارکردهای مشترکی دارد؛ ازجمله بازگشت به گذشته، شخصیت پردازی، گفتن به جای نشان دادن، بیان اعتراف ها و اصلاح تفکر اشتباه درباره مردگان. همچنین «گشودگی» به عنوان شرط اساسی دیالوگ گادامری در دیالوگ های هر دو اثر دیده می شود.
۲۸.

تطبیق ضدهای مرگ و زندگی و دنیا و آخرت در اندیشه مولانا جلال الدین رومی و ابوالعلای معری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابوالعلا ادبیات تطبیقی مولانا اضداد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۸۶
یکی از مبانی و معیارهای نوشته های ادبی که منجر به ماندگاری آن می شود، اندیشه مربوط به آن آثار است. در ادبیات فارسی شاعران و نویسندگان تنها به سرودن اشعار و آفریدن آثار ادبی نپرداخته اند بلکه توانسته اند اندیشه های کلامی، اخلاقی، فلسفی، عرفانی و ... را در آثار ادبی وارد کنند. مولانا جلال الدین رومی از شاعران سده هفتم ه.ق با اندیشه های عرفانی و ابوالعلای معری از شاعران سده پنجم ه.ق با پندارهای دینی و فلسفی است. در این پژوهش نگارندگان به صورت تطبیقی مطابق مکتب امریکایی، در پی بیان شباهت و تفاوت نگاه دوشاعر شرقی و هم آیین اما با مسلک متفاوت، نسبت به مسائل متضاد هستی در زمینه مرگ و زندگی و دنیا و آخرت بوده اند. فرضیه نگارندگان این است که به دلیل وابستگی دوشاعر به مکتب شرقی باید نگرش های همسانی در اندیشه ها داشته باشند ولی وابستگی دو شاعر به دو مکتب فکری متفاوت، باعث تضارب آرای این دو شاعر شده باشد. مهمترین نتیجه به دست آمده این است که نگاه مولانا در زمینه یادشده نسبت به امور متضاد ، نظر عارف اندیشمند است و پدیده ها را با دریچه اشراقی خود نگریسته ولی فلسفه ابوالعلا در مواجهه با تضادها، فلسفه شاعرانه، شک و بدبینی بوده است. روش این پژوهش، کتابخانه ای است که بر مبنای توصیفی-تحلیلی به دسته بندی و بررسی داده ها پرداخته شده است. شک و بدبینی بوده است. واژههای کلیدی: مولانا ،ابوالعلا، ادبیات تطبیقی، اضداد.
۲۹.

اظهار نظر درباره مقاله (آیا خیام و ابوالعلای معری زندیق بوده اند؟): 1-نظر مثبت: اندیشمند یا زندیق؟(مقاله علمی وزارت علوم)

۳۰.

آلفرد دو و ینیی شاعری متفکر که چون خیام و ابوالعلاء معری، خالق راهم به محاکمه می خواند

۳۱.

تأثیر مبانی فکری ابوالعلاء معری و خیّام بر سبک زندگی متعارض آن ها (با رویکرد فلسفه و اسطوره شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه اسطوره خیام معری کاسیرر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۴۴۸
ابوالعلاء معری و عمر خیام از شاعران برجسته زبان و ادبیات عربی و فارسی هستند که زمینه های تشابه فکری این دو شاعر نامی، بستر پژوهش های بسیاری بوده است. در این مقاله از تأثیر فلسفه، شعر و اسطوره بر سبک زندگی و زیست متعارض ابوالعلاء معری و عمر خیام سخن رفته است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی تطبیقی ، در پی پاسخ به این پرسش است که با توجه به اشتراکات فراوان میان معری و خیام، چرا این دو شاعر سبک زیست کاملاً متفاوتی را برگزیده اند؟ علت و یا علل این تفاوت سبک زندگی در چیست؟ آیا می توان گفت این تفاوت برایند تغذیه تفکر این دو شاعر از خاستگاه و آبشخورهای متمایز فکری ایشان است؟ همچنین تلاش شده است تا با استناد به نظر افلاطون و کاسیرر، خاستگاه بدبینی های معری و خوش بینی های خیام بررسی شود. حاصل نتایج به دست آمده حاکی از آن است که به رغم اشتراکات فراوان میان معری و خیام، بدبینی و ناشاد زیستن معری، برخاسته از هویت شاعرانه و تفکر اسطوره ای این شاعر است؛ در حالی که منشأ خوش بینی، زندگی شاد و امیدوارانه عمر خیام نشأت گرفته از جهان بینی فلسفی و حکیمانه وی می باشد.
۳۲.

اظهار نظر درباره مقاله (آیا خیام و ابوالعلای معری زندیق بوده اند؟): 2- نظر منفی: جدال خیام با مدعی(مقاله علمی وزارت علوم)

۳۳.

مقاله به زبان عربی: بدبینی در شعر ابوالعلاء معری و عبدالرحمن شکری (التشاؤم فی شعر أبی العلاء المعری وعبدالرحمن شکری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خیام بدبینی ادبیات عربی ابوالعلاء معری عبدالرحمن شکری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰۶ تعداد دانلود : ۱۹۴۸
بدبینی حالتی روحی است که از ناراحتی، نا امیدی و دیدگاه منفی به زندگی نشأت می گیرد ودلایل گوناگونی دارد که این دلایل از یک فرد به فرد دیگر متفاوت است؛ از جمله این دلایل می توان به ضعف انسان و ناتوانی در رسیدن به آرزوها، از مشکلات روحی و جسمی و اوضاع نابسامان اجتماعی و سیاسی کشورها اشاره کرد. بدبینی در دوره های مختلف بین شاعران رایج بوده است، به گونه ای که می بینیم ابوالعلاء معری یکی از شاعران بزرگ دوره عباسی است که شعر وی در اثر شرایط حاکم بر زندگیش رنگ و بوی بدبینی به خود گرفته است. همچنین عبدالرحمن شکری در دوره معاصر، که به دلیل تأثیر پذیری از اوضاع اجتماعی دوره خود و گرایش رمانتیک و خلق و خوی غمگینش و همچنین در نتیجه مطالعات وی در شعر شاعرانی بدبین مانند خیام به سوی تشاؤم گرایش پیدا کرده است. این مقاله تلاش می کند با روش توصیفی - تحلیلی نمود های تشاؤم و عوامل تأثیر گذار عام و خاص را که بر زندگی و تفکر دو شاعر اثر گذاشته رصد کند. نتایج نشان می دهد که که مشکلات جسمی مانند کوری، گوشه گیری از جامعه و شرایط سیاسی و اجتماعی بر زندگی دو شاعر تأثیر گذاشته و باعث بدبینی آنان شده است، علاوه بر این اشتراکاتی در نمود های تشاؤم در نزد دو شاعر مشاهده می کنیم، مانند: مرگ، شکایت از روزگار، ناامیدی، جبرگرایی و ...
۳۴.

نابینایی در معره، شوریدگانی در ایران (بررسی زندگی، شعر، آرا و عقاید ابوالعلا معری و مقایسه او با خیام و صادق هدایت)

کلیدواژه‌ها: شعر مرگ خیام صادق هدایت بدبینی ابوالعلا عزلت

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه خیام پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۲۰۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۳۹
در به تاریخ زندگی انسان ها از آغاز تا امروز، به نام کسانی بر می خوریم که متفاوت از دیگران زندگی کرده اند؛ و پیچیدگی شخصیتی آنان، امکان شناخت حقیقی از ایشان را فراهم نکرده و به همین دلیل همواره دیدگاه ها و نظریات مختلفی درباره آنان وجود داشته است. از جمله این بزرگان در تاریخ ادب فارسی و ایرانی، حکیم عمر خیام در گذشته و صادق هدایت در دوره معاصر است، که یکی لب کلام خود را در دل رباعی های دل انگیز ریخته و سخن خود را در موجزترین و کوتاه ترین قالب بیان داشته و دیگری تفکرات خود را در طول داستان های کوتاه به نمایش گذاشته است. نظیر این دو متفکر در ادب تازی، ابوالعلا معری است که پیش از آن دو (خیام و هدایت) می زیسته است، ولی به گون های، درست همان پیچیدگی های شخصیتی آنان را دارد؛ که در این مقاله تلاش می شود گوش های از زندگی و شعر و فکر این ادیب اندیشمند در فرهنگ عربی، با مطابقه و مقایسه با دیگر متفکران در ادب فارسی به نمایش گذاشته شود.
۳۵.

بیان مفاهیم زیبایی شناسی رنگ در ادبیات اسلامی و اثار هنرمندان قرون دوم و چهارم هجری بر اساس آزمون رنگ ماکس لوشر (نمونه موردی: بررسی بشار بن برد و ابوالعلا معری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان شناسی رنگ نظریه ماکس لوشر شخصیت بشاربن برد ابوالعلاء معری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۴
بشار و ابوالعلاء معری با وجود اینکه از فقدان حس بینایی و تجربه دیدن نور و رنگ در عرصه حیات رنج  می برند اما به دلیل قابلیت ها و استعدادها و خلاقیت های فراوان، توانسته اند در ترسیم تصاویر رنگی و معانی نمادین آن ها به سطح مشارکت همتایان شعری بینای خویش برسند و حتی تا مرحله نوآوری پیش بروند. امروزه روان شناسی کاربردی رنگ ها یکی از بهترین روش های در کنارزدن نقاب ها از سیمای شخصیتی انسان است، زیرا از نظر این علم هر رنگ معنایی ساختاری دارد. آزمایش رنگ ماکس لوشر یکی از جدیدترین نظریه ها در این زمینه است که به وسیله هشت رنگ کارکردی و گروه بندی آن ها به شکل زوج های دوگانه و تفسیر و تحلیل این گروه ها، وضعیت روحی و روان افراد را بازگو می کند. پژوهش حاضر قصد دارد بر پایه آزمون رنگ لوشر به واکاوی بخش پنهان روان دو شاعر و ارتباطات و رفتار اجتماعی شان بپردازد و از این رهگذر، شخصیت آنان را در اختیار خواننده قرار دهد. مهم ترین یافته این پژوهش نشان می دهد که بشار و ابوالعلا در روابط و سبک زندگی راهبرد بینابین و محتاطانه اتخاذ کرده اند؛ بدین معنا که دنیای آن ها به دو بخش تقسیم می شود: از یک سو نیم نگاهی به حوزه جبرانی (تسلط بر هیجانات، بازسازی و مدیریت خود) دارند، چراکه با وجود تلاش در برقراری امنیت و ثبات جسمی و روانی به عنوان مؤلفه و پیش نیاز ارتباط بین فردی و جمعی باز هم به طور متناوب در معرض تهدیدات و عوامل چالش زای ارتباطی قرار می گرفتند و همین مسئله باعث تخریب روابط و البته طرد و تنهایی آن ها می گشت؛ از طرف دیگر، به دنبال فعال کردن تمام قابلیت های بالقوه باقی مانده از روابط و وضعیت موجود خود هستند و به نوعی نمی خواهند مانند کسی باشند که منفعلانه ضربه های سرنوشت را تحمل می کند و این آرامش و ثبات نسبی منجر به بی تفاوتی و درماندگی و بی اعتنایی آنان شود.اهداف پژوهش:بیان مفاهیم زیبایی شناسی رنگ در ادبیات فارسی و آثار هنرمندان قرون دوم و چهارم هجری.زیبایی شناسی رنگ در آثار بشاربن برد و ابوالعلاء معری.سؤالات پژوهش:مفاهیم زیبایی شناسی رنگ در ادبیات فارسی و آثار هنرمندان قرون دوم و چهارم هجری چه جایگاهی دارد؟زیبایی شناسی رنگ در آثار بشاربن برد و ابوالعلاء معری چگونه است؟

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان