ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۲۶۱ تا ۱۵٬۲۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۱۵۲۶۱.

رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر با نقش میانجی خودکارآمدی خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم منطقه 4 شهر تهران بودند که 341 از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری پلوپا، خودکارآمدی خلاق کاروسکی و همکاران و خطرپذیری فکری بگتو استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری بیانگر تأثیر مثبت و معنی دار سبک های پذیرش و حمایت از استقلال بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری بود (01/0p<). تأثیر محافظت افراطی بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (01/0p<). تأثیر خواسته های افراطی بر خودکارآمدی خلاق (05/0p<) و خطرپذیری فکری (01/0p<) منفی و معنی دار بود. خودکارآمدی خلاق در تأثیر پذیرش و حمایت از استقلال بر خطرپذیری فکری نقش میانجی مثبت و معنی دار داشت. نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در تأثیر محافظت افراطی و خواسته های افراطی بر خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (05/0p<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که سبک های فرزندپروری نقش قابل توجهی در خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر دارند و لزوم آگاهی والدین از شیوه های صحیح فرزندپروری جهت موفقیت علمی دانش آموزان را مورد تأکید قرار می دهند.
۱۵۲۶۲.

تحلیل تجارب زیستۀ دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان از چالش های ساختاری دروس کارورزی مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف این پژوهش، بررسی تجارب زیسته دانشجو معلّمان از چالش های ساختاری دروس کارورزی مجازی در دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : برای دستیابی به این هدف، از پارادایم انتقادی، رویکرد کیفی و استراتژی پدیدارشناسی هفت مرحله ای کلایزی، استفاده شد ابزار پژوهش، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. میدان پژوهش، شامل کلیه دانشجو معلّمان دانشگاه فرهنگیان در استان کردستان در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند ملاک دار و بر اساس قاعده اشباع یافتگی نسبی داده ها، با ۱۰ نفر مصاحبه انجام شد. ملاک انتخاب دانشجویان، داشتن تجربه کارورزی مجازی و یا در حال گذراندن کارورزی به صورت مجازی و تمایل به شرکت در مصاحبه بود. یافته ها: یافته ها در دودسته مزایا و چالش های کارورزی مجازی به دست آمد. مزایای آن در دو مقوله ۱.رفع محدودیت زمانی و مکانی و ۲. توسعه مهارت های فناورانه، دسته بندی شد که در این راستا هفت مفهوم حاصل شد. چالش های نیز در سه مقوله اصلی:۱. چالش های ساختاری، ۲.اجرایی و ۳.محتوایی، دسته بندی شدند که در این زمینه ۲۳ مفهوم حاصل شد. نتیجه گیری: بنا بر نتایج پژوهش، اگرچه دانشجو معلّمان در کارورزی مجازی از مزایایی مانند توسعه مهارت های فناورانه و رفع محدودیت زمانی و مکانی برخوردار بودند، امّا بیشتر از مزایا، با چالش های کارورزی مجازی مواجه بودند. لذا کارورزی مجازی به تنهایی نمی تواند پاسخگوی نیازهای دانشجو معلّمان و آماده سازی آن ها برای کسب مهارت ها و شایستگی های معلّمی باشد.
۱۵۲۶۳.

تأثیر نوروفیدبک فرکانس بسیار پایین بر بهبود توجه انتقالی در کودکان دارای اتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف : اتیسم از جمله اختلالات عصب - تحولی است که با طیفی از کمبودهای رشدی و رفتارهای اضافی همراه است. یکی از مشکلات رایج در اتیسم، نارسایی های توجه و انعطاف پذیری شناختی است. هدف پژوهش حاضر بررسی هرگونه تأثیر احتمالی نوروفیدبک فرکانس بسیار پایین (ILF) بر توجه انتقالی در کودکان دارای اتیسم با عملکرد بالا بود. این کنش شناختی توسط تکلیف انتقال توجه (SAT) از مجموع  آزمون های کامپیوتری کاگنیلا (2019) سنجیده شد. روش : این پژوهش از نوع طرح تمام_آزمایشی و از نظر هدف کاربردی- توسعه ای است که به صورت پیش آزمون و پس آزمون روی 8 کودک پسر دارای اتیسم در طیف سنی 8-4 اجرا شد. شرکت کنندگان در سال 1401-1400 با روش نمونه گیری در دسترس از مرکز تهران_اتیسم انتخاب شدند. پس از یک ماه آشنایی کودک با محیط آزمایشگاه و ارتباط با پژوهشگر، SAT طی چهار مرحله اجرا شد: پیش آزمون1، پیش آزمون2، پس آزمون و پیگیری. در پایان، داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بن فرونی با 26SPSS تحلیل شد.   یافته ها : با توجه به افزایش معنا دار (01/0>p) پاسخ های صحیح در SAT در مرحله سوم و پایداری تغییرات مرحله چهارم و نیز چشمگیر بودن اندازه اثر (95/0)، احتمال اثر پایدار نوروفیدبک ILF بر بهبود عملکرد در SAT وجود دارد.   نتیجه گیری : به نظر می رسد نوروفیدبک ILF موجب بهبودی نسبتاً بادوام عملکرد توجه انتقالی در کودکان اتیسم با عملکرد بالا می شود. البته یافته های این مطالعه باید در نمونه های مشابه با حجم بزرگتر اجرا و به تأیید برسد و اعتبار بوم شناختی این گونه بهبودهای شناختی در محیط آزمایشگاهی بررسی شود.
۱۵۲۶۴.

Mediating Role of Organizational Envy in the Relationship between Quality of Work Life, Job Burnout, and Organizational Productivity among employees at Zahedan University of Medical Sciences

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۴۳
This study aimed to investigate the mediating role of organizational envy in the relationship between quality of work life, job burnout, and organizational productivity among employees at Zahedan University of Medical Sciences. A descriptive-correlational design was employed using structural equation modeling (SEM). A total of 165 employees were selected through convenience sampling. Data were collected using validated questionnaires: the Organizational Envy Questionnaire (Valizadeh & Azarbayejani, 2009), the Job Burnout Questionnaire (Reis & Xanthopoulou, 2015), the Quality of Work Life Questionnaire (Lopez et al., 2007), and the Organizational Productivity Questionnaire (Hersey & Goldsmith, 2002). Data were analyzed using Smart PLS–4 software, incorporating Pearson correlation, reliability and validity tests (Cronbach’s alpha, composite reliability, AVE, HTMT), and bootstrapping for mediation analysis. Organizational envy showed significant negative correlations with organizational productivity ( r = -0.43, p < 0.01) and quality of work life ( r = -0.18, p < 0.05), but was not significantly related to job burnout. Quality of work life significantly predicted reduced burnout ( β = -0.417, p < 0.001), lower envy ( β = -0.252, p < 0.05), and increased productivity (β = 0.299, p = 0.001). Organizational envy significantly reduced productivity ( β = -0.384, p < 0.001), yet it did not mediate the relationship between quality of work life and either burnout or productivity. Based on the findings, enhancing the quality of work life directly contributed to reducing job burnout and increasing organizational productivity, underscoring its strategic importance in human resource development.
۱۵۲۶۵.

طرحی بر مطالعات بین رشته ای جامعه شناسی و ریاضیات: به سوی جامعه شناسی ریاضیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۹
مطالعات بین رشته ای، به عنوان رشته علمی دانشگاهی، از نیمه دوم قرن بیستم در پاسخ به چالش های نظری و پژوهشی شکل گرفت که رشته های علمی موجود، به تنهایی از عهده حل و فصل آن چالش ها برنمی آمدند. این مطالعات در حوزه علوم اجتماعی، به دلیل پیچیدگی و درهم تنیدگی مسائل اجتماعی، از اهمیت خاصی برخوردار است. بر این اساس، از نیمه دوم قرن بیستم شاهد شکل گیری رشته های متعدد بین رشته ای در علوم اجتماعی هستیم. جامعه شناسی ریاضیاتی، یکی از این شاخه های بین رشته ای است که مناسبات بین جامعه شناسی و ریاضیات را برقرار کرده و هدف آن؛ معنا بخشی به انبوه داده های به ظاهر بی ربط اجتماعی، عینیت بخشی به فرایند های اجتماعی و کمک به تنظیم دقیق چارچوب تئوری سازی در جامعه شناسی است. اگرچه سابقه طرح مطالعات بین جامعه شناسی و ریاضیات به ابتدای نیمه دوم قرن بیستم بر می گردد اما طرح این مطالعات به عنوانیک رشته جدید در اواخر قرن بیستم شکل گرفت. مسئله مندی پژوهش ناظر بر این است که به رغم سابقه بیش از نیم قرن در حوزه مطالعات بین رشته ای جامعه شناسی و ریاضیات، این مهم در حوزه دانشگاهی ایران مورد غفلت قرار گرفته است. مقاله حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و به استناد منابع علمی، نیم نگاهی به مناسبات ریاضیات و جامعه شناسی داشته و با تمرکز بر اهمیت و ضرورت جایگاه ریاضی در جامعه شناسی، بر ضرورت شکل گیری رشته جامعه شناسی ریاضیاتی در ایران تأکید داشته است. برای این منظور ابتدا چشم اندازی به مطالعات بین رشته ای داشته سپس در بستر مطالعات بین رشته ای به تشریح جامعه شناسی ریاضیاتی و در ادامه به کاربرد ریاضیات در تحلیل جامعه شناسی پرداخته شده است. با وجود پژوهش های صورت گرفته، اما جامعه شناسی ریاضیاتی، پیکری بسیار نحیف دارد و کمتر مورد توجه جامعه شناسان و ریاضی دانان قرار گرفته است. این کم توجهی در ایران، تا جایی است که به رغم ضرورت و اهمیت چنین مطالعاتی، جامعه شناسی ریاضیاتی حداقل در قالب واحد درسی نیز نمود پیدا نکرده است.
۱۵۲۶۶.

تحلیل فلسفی چیستی، جایگاه و نقش مدل ها در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی با اقتباس از مبانی حکمای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۶
مقدمه و اهداف: یکی از مسائل بنیادین فلسفه علم و علم اقتصاد، تحلیل جایگاه مدل ها در نظریه پردازی اقتصادی است. در علم اقتصاد، مدل ها ابزارهای مفهومی و ریاضی هستند که برای ساده سازی، تبیین و پیش بینی پدیده های اقتصادی به کار می روند. با وجود اهمیت مدل ها، نگاه های متفاوتی نسبت به آنها وجود دارد. برخی مدل سازی را استمرار ریاضی سازی علم اقتصاد دانسته و نسبت به آن نگاه انتقادی دارند؛ درحالی که برخی دیگر بدون بررسی مبانی نظری، از مدل سازی در تحلیل های اقتصادی استفاده می کنند. ازاین رو، تحلیل فلسفی مدل سازی در علم اقتصاد اسلامی ضرورتی اساسی دارد. مبانی حکمای اسلامی، به دلیل استحکام نظری و سازگاری با اقتصاد اسلامی می تواند نقش کلیدی در تبیین جایگاه مدل ها ایفا کند. مقاله حاضر تلاش دارد تا با بررسی چیستی، جایگاه و نقش مدل ها در اقتصاد اسلامی، چهارچوبی نظری برای این حوزه ارائه دهد. در این راستا، ابتدا مدل ها در فلسفه علم و علم اقتصاد بررسی می شوند و سپس جایگاه آنها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی تحلیل می شود. نوآوری پژوهش حاضر در بررسی جایگاه نظری مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی و ارائه مراحل مدل سازی براساس این است. روش: روش این پژوهش از حیث گردآوری داده ها، کتابخانه ای و از حیث تحلیل، ترکیبی از روش تاریخی و روش عقلی است. در بررسی جایگاه مدل ها در اقتصاد متعارف، روش تاریخی به کار رفته است؛ به این معناکه وضعیت موجود مدل سازی در علم اقتصاد و نظریات مختلف درباره چیستی و کارکرد مدل ها بررسی شدند. در مقابل، برای تحلیل جایگاه مدل ها در اقتصاد اسلامی، از روش عقلی استفاده شده است. این روش با استناد به مبانی حکمای اسلامی تلاش دارد تا تبیینی سازگار با اقتصاد اسلامی برای مدل سازی ارائه دهد. در این راستا، مفاهیمی مانند اعتباریات و صورت علمی از فلسفه اسلامی استخراج و در زمینه مدل سازی اقتصادی استفاده شده است. همچنین، برای بررسی کارکرد مدل ها در اقتصاد اسلامی، انواع مدل ها شامل مدل های تبیینی، تجویزی و سیاستی شناسایی شده و مراحل منطقی استفاده از مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس این چهارچوب تدوین شده است. درنهایت، مراحل ارائه شده بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شده اند تا امکان کاربردپذیری عملی این چهارچوب سنجش شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که مدل ها در اقتصاد اسلامی را می توان براساس مفاهیم حکمای اسلامی همچون اعتباریات و صورت علمی تبیین کرد. برخلاف دیدگاه های رایج که مدل ها را صرفاً ابزاری انتزاعی برای ساده سازی می دانند، در چهارچوب نظری حکمای اسلامی، مدل ها به لحاظ معرفت شناسی صورت ذهنی منفرد و یا مجموعه ای از صورت های ذهنی هستند که به غرض واقع نمایی و یا ایجاد امری در خارج ایجاد می شوند و به لحاظ هستی شناختی نوعی «وجود ذهنی ادعایی» هستند که دانشمندان برای فهم بهتر نظریات، مفاهیم، و روابط میان آنها طراحی می کنند. بنابراین مدل ها هم در جنبه معرفت شناختی و هم در جنبه هستی شناختی دارای دو جهت حقیقت و اعتبار هستند و ترکیبی از این دو را به همراه دارند. غلبه یک جهت نوع مدل را تعیین می کند. بر اساس این، مدل ها ابزارهای نظری تنزیلی و ادّعایی هستند که در افق ذهنی به کمک نظریه پرداز اقتصاد اسلامی می آیند. در این راستا، مدل های اقتصادی اسلامی در سه دسته تبیینی، تجویزی و سیاستی تقسیم می شوند. مدل های تبیینی به دنبال ارائه تصویری از واقعیت های اقتصادی موجود هستند و عمدتاً بر شناخت وضعیت جاری تمرکز دارند. مدل های تجویزی، اهداف و روابط مطلوب را براساس مبانی اسلامی تبیین می کنند و درحقیقت، الگوهایی برای جامعه ای مطلوب ارائه می دهند. مدل های سیاستی نیز راهکارهایی برای دستیابی به اهداف تجویزی ارائه می دهند و در ارزیابی آنها، میزان موفقیت سیاست ها در تأمین اهداف تعیین کننده است. اما نکته مهم استفاده از نوعی اعتبار و تنزیل در تمام این مراحل است. یکی از مهم ترین نتایج این پژوهش، بازتعریف جایگاه مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس نظریه حکمای اسلامی و ارائه مراحل منطقی برای مدل سازی در این حوزه است. همچنین، این پژوهش نشان می دهد استفاده از مدل های علمی در اقتصاد اسلامی با رعایت اصول و محدودیت های مشخص مانند حفظ مرز جنبه های حقیقی و اعتباری، و مخدوش نشدن غرض مدل امکان پذیر است و می توان از مدل ها به عنوان ابزارهایی برای فهم، تبیین، تجویز و یا سیاست گذاری بهتر در مسائل اقتصادی بهره برد. بحث و نتیجه گیری: بررسی جایگاه مدل ها در علم اقتصاد نشان می دهد که مدل ها نقش اساسی در تبیین، تحلیل و پیش بینی مسائل اقتصادی دارند. در اقتصاد متعارف، مدل ها در سه دسته اصلی تقسیم بندی می شوند: 1. مدل های نظری - مفهومی و ریاضی که به منظور ارائه ابتدایی یا نهایی یک نظریه استفاده می شوند؛ 2. مدل های اقتصادسنجی که برای آزمون تجربی نظریات به کار می روند و 3. مدل های سیاستی که ترکیبی از دو نوع قبلی هستند و برای تحلیل آثار سیاست ها استفاده می شوند. در مقابل، در اقتصاد اسلامی، مدل ها با استفاده از مفاهیم فلسفی مانند صورت علمی و مفاهیم اعتباری بازتعریف شده اند. پژوهش حاضر نشان می دهد که مدل ها در اقتصاد اسلامی، ابزارهایی برای تبیین، تجویز و سیاست گذاری اقتصادی هستند و می توان آنها را به گونه ای طراحی کرد که با مبانی اسلامی سازگار باشند. از نتایج کلیدی این پژوهش، تبیین مفهوم نمایندگی حقیقی و نمایندگی اعتباری در مدل هاست که براساس آن، مدل ها در اقتصاد اسلامی به عنوان ابزارهای نظری ادعایی و تنزیلی برای ساده سازی فهم و تصویرسازی واقعیت های اقتصادی عمل می کنند. افزون براین، مراحل منطقی مدل سازی در اقتصاد اسلامی، از شناخت مفاهیم پایه تا ارائه بسته سیاستی کامل، مشخص شده است. این چهارچوب می تواند به پژوهشگران و سیاست گذاران اقتصادی کمک کند تا با تکیه بر مبانی اسلامی، مدل هایی عملی و کارآمد برای حل مسائل اقتصادی طراحی کنند. در پایان، این مراحل بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شده اند تا امکان پذیری و کاربرد عملی آنها در اقتصاد اسلامی نشان داده شود.
۱۵۲۶۷.

شناسایی و دسته بندی شکست های سیستمی در نظام ملّی نوآوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقاله پیش رو با هدف شناسایی شکست های سیستمی نظام ملّی نوآوری ایران تدوین گردیده و سعی نموده تا به کمک نظرات طیف وسیعی از خبرگان حوزۀ سیاست گذاری علم، فنّاوری و نوآوری و کنشگران نظام ملّی نوآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون، شکست های سیستمی نظام ملّی نوآوری ایران را شناسایی و دسته بندی کند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، در مجموع 43 شکست سیستمی عمده در نظام ملّی نوآوری ایران شناسایی گردید که این مجموعه شکست ها ذیل 12 حوزه ی کارکردی از فعالیت ها دسته بندی شد. این 12 حوزه کارکردی عبارتند از: 1) سیاست گذاری، جهت دهی، ارزیابی و نظارت نظام؛ 2) مشروعیت بخشی به نوآوری؛ 3) آگاه سازی عمومی نسبت به مسائل؛ 4) آموزش، توسعه و توانمندسازی سرمایه انسانی؛ 5) تأمین مالی پژوهش، توسعه فنّاوری و نوآوری؛ 6) خلق دانش و انجام تحقیق وتوسعه؛ 7) انتشار دانش، همکاری و شبکه سازی؛ 8) فعّالیت های محرک تقاضا و بازار؛ 9) فعّالیت های کارآفرینانه (تولید محصولات و خدمات جدید)؛ 10) ارتقاء هوشمندی سیاستی راهبردی؛ 11) انجام تغییرات ساختاری و نهادی؛ و 12) شتاب دهی و تسریع رشد کسب وکارها. همچنین با مقایسه و تطبیق نتایج حاصل از این پژوهش با دیگر مطالعات انجام گرفته، مهمترین شکست های سیستمی نظام ملّی نوآوری ایران به ترتیب عبارتند از: 1) نبود انسجام میان سیاست ها و ضعف در نظارت، ارزیابی و ایجاد سازوکارهای اجرائی و حمایتی برای سیاست های نوآوری کشور؛ 2) وجود تولی گری چندگانه در امر علم، فنّاوری و نوآوری در کشور؛ 3) ضعف در حضور، هماهنگی و تقسیم کار شفاف بین بازیگران نظام ملّی نوآوری؛ 4) ضعف در سازوکارهای مناسب جهت مشارکت و هم افزایی بین بازیگران مختلف برای ارائه مشاوره و انتشار فنّاوری و 5) ضعف در اولویت بندی مسائل و ارائه راه کارهای سیاستی با توجه به نیازهای منطقه ای و ملی.
۱۵۲۶۸.

بررسی عناصر محتوایی و سبکی نسخه خطی شرح مخزن الاسرار، تألیف قاضی ابراهیم تتوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۸
: شرح مخزن ‌الاسرار، اثر ابراهیم تتوی، دانشمند و قاضیِ شبه‎قارّه در قرن یازدهم، یکی از شروح نگاشته‌شده بر مخزن ‌الاسرار نظامی گنجه‌ای است که به‌دلیل احاطه مؤلّف بر علوم گوناگون، ازجمله آیات، احادیث، عرفان، گیاه‌شناسی، جانورشناسی، طب، فلسفه، نجوم، موسیقی، لغت، دستور زبان و صنایع ادبی و اهتمام بر بیان دقایق ابیات این مثنوی، شرحی عالمانه است. وی در سال 1037ق این شرح را تألیف کرد و از آثاری چون صراح، قاموس، فرهنگ ابراهیمی، شرفنامه و تحفه سعادت بهره برد. این پژوهش با استفاده از شیوه سندکاوی و روش توصیفی ‌–‌ تحلیلی انجام یافته و ضمن معرفی اجمالی قاضی ابراهیم تتوی، به معرفی شرح مخزن‌ الاسرار و بیان ویژگی‌های سبکی آن پرداخته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که وفور لغات، ترکیبات و جملات عربی و در نتیجه عربی‌مآبی شارح، وجود جملات معترضه، جابه‌جایی اجزای جمله، ترکیبات وصفی و اضافی طولانی از جمله ویژگیهای زبانی این اثر است.
۱۵۲۶۹.

ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۹۸
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و  پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
۱۵۲۷۰.

بررسی تطبیقی مضامین مشترک در حکمت های ایرانیان باستان و منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۵
یکی از نشانه های ژرف اندیشی و خردمندی ایرانیان باستان، سخنانی است کوتاه و پرمغز و پندهایی ارزشمند است که نشان از خردگرایی و دین مداری و دادورزی و پایبندی به اخلاقیات آنان دارد. نیاز و شیفتگی عرب ها به فرهنگ و تمدن ایرانی و اشتیاق آنها به شنیدن اخبار ایرانیان باستان، باعث آشنایی آنها با حکمت ها و پندهای این قوم از طریق ترجمه متون پهلوی و اختلاط نژادی و درنتیجه ورود این سخنان حکیمانه به فرهنگ عربی شد. این پژوهش تکمله ای است بر کتاب حکمت های ایرانیان باستان در منابع عربی که به معرفی بیش از هزار مضمون حکیمانه ایرانی در ادب عربی پرداخته است. از آنجا که در پژوهش مذکور برخی منابع در دسترس نبوده و یا از قلم افتاده است، به معرفی حدود 250  مضمون جدید پرداخته همسویی و اشتراک آنها را با حکمت های نهج البلاغه، غررالحکم و احادیث نبوی و...  از جهت ساختار کلامی و مضمونی نشان داده ایم. علاوه بر معرفی حکیمانه های جدید ایرانی، تلاش کرده ایم که با روش عِلّی- مقایسه ای، احتمالات مختلف را برای توجیه و تفسیر این شباهت ها مورد بررسی قرار دهیم. نتایج  مقایسه بر اساس این احتمالات، نشان از  قرابت فکری و فرهنگی ایرانیان باستان با بسیاری از مضامین اسلامی به سبب تجربه و عقلانیت و آموزه های دینی دارد. هرچند احتمال جعل و انتساب دروغین با انگیزه تعصبات دینی و شعوبی منتفی نیست.
۱۵۲۷۱.

معنای زندگی (قسمت پایانی)

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
عنوان بخش دوم مقاله «هدف وجود انسان» است. در این بخش دو معنا از هدف از یکدیگر متمایز می شود. در معنای اول، هدف معمولاً فقط به اشخاص یا رفتارشان نسبت داده می شود. در معنای دوم، هدف معمولاً فقط به اشیاء نسبت داده می شود. اگر زندگی انسان به معنای اول هدف نداشته باشد بی معنا خواهد بود اما جهان بینی علمی ما را مجبور نکرده است که زندگی مان را به این معنا بدون هدف بدانیم بلکه برای دستیابی به اهداف به ما قدرت بسیار بیش تری داده است. اگر زندگی انسان را به معنای دوم هدفمند بدانیم به او توهین کرده ایم زیرا او را به یک شئ و ابزار فروکاسته ایم. جهان بینی علمی هدف را به این معنا از انسان می گیرد اما جهان بینی مسیحی هدف را به این معنا به او می دهد، زیرا انسان را مخلوقی می داند که باید هدف خالقش را تحقق بخشد، هدفی که روشن نیست که چیست و نمی تواند رنج های فراوان و ناسزاوار در جهان را توجیه کند. در بخش سوم مقاله که عنوان آن «معنای زندگی» است گفته می شود که در جهان بینی مسیحی زندگی دنیوی ارزش زیستن ندارد. بنابراین اگر قرار است زندگی معنایی داشته باشد باید زندگی اخروی وجود داشته باشد. اما این نظر درست نیست زیرا معیاری را برای ارزیابی معنای زندگی به کار می گیرد که بیش از اندازه سطح بالا است. زندگی دنیوی، با معیار معمولی، می تواند ارزشمند باشد حتی اگر کوتاه باشد، اما اگر ارزشمند نباشد ابدی بودن آن کابوس واقعی است. نویسنده در بخش آخر مقاله به نتیجه گیری می پردازد. نتیجه گیری اصلی او این است که پذیرش جهان بینی علمی هیچ دلیلی به دست نمی دهد که بگوییم زندگی بی معنا است، بلکه برعکس دلایل خوبی به دست می دهد که بگوییم زندگی های بسیاری وجود دارند که بامعنا هستند. نتیجه گیری فرعی او این است که جهان بینی مسیحی، برخلاف ادعایش، نمی تواند تضمین دهد که زندگی معنا دارد. اگر از جهان بینی مسیحی، که اساساً نادرست است، دست بکشیم و جهان بینی علمی را اختیار کنیم زندگی می تواند معنا داشته باشد، گرچه تضمینی وجود ندارد.
۱۵۲۷۲.

اختیار شاعری تسکین؛ شگردی در خدمت محتوا (مطالعه موردی: غزلیات سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۴
اختیار وزنی تسکین، یکی از شگردهای عروضی در شعر فارسی است که اغلب به عنوان مفرّی برای رهایی از تنگناهای وزنی از آن استفاده شده است؛ چنان که می دانیم از دیرباز اختیارات شاعری اغلب در سطح موسیقایی بررسی شده اند؛ بااین حال، بررسی کارکردهای اختیار تسکین در غزلیات سعدی، به گمان نگارندگان نشان می دهد که این اختیار علاوه بر نقش موسیقایی به عنوان ابزاری در خدمت معناسازی و القای عواطف به کار رفته است؛ به همین دلیل در این پژوهش کارکرد اختیار تسکین در غزل های سعدی به منظور تبیین پیوند میان تسکین با معانیِ ضمنیِ بیت و همچنین بازنمایی عواطف با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای بررسی و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سعدی آگاهانه از این اختیار وزنی برای تأکید بر واژگان کلیدی، بازنمایی حالت های عاطفی و خلق لایه ای پنهان از معنا بهره برده است. بررسی نمونه ها نشان می دهد که تسکین در میانه مصرع ها، گاه به دلیل کشش های آوایی، در القای اندوه و سکوت مؤثر بوده و گاه، ازطریق ایجاد سکته موسیقایی، احساس حیرت، اعجاب، تردید، شادی و... را به مخاطب منتقل کرده است. مطالعه موردی غزل ۵۶۴ دیوان سعدی به مطلع «مرا دلی ست گرفتار عشق دلداری/ سمن بری گلرخی جفاکاری» نیز به عنوان نمونه ای شاخص از غزلیات که بیشترین نمودهای تسکین در آن وجود دارد، نشان می دهد که سعدی با تکرار آگاهانه این اختیار در واژگان کلیدی و هجاهایی خاص، نه تنها موسیقی شعر را تقویت کرده، لایه ای پنهان از معانی ضمنی و عواطف را نیز خلق کرده است. در نهایت می توان گفت، نتایج این پژوهش نشان می دهد که اختیار تسکین در غزلیات سعدی ابزاری آگاهانه برای هماهنگ کردن هرچه بیشتر موسیقی شعر با محتوای آن، همچنین خلق و تعمیق معنا و عواطف است.
۱۵۲۷۳.

طبیعی گرایی و فرافلسفهٔ زمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۳
در دهه های اخیر، متامتافیزیک به عرصه ای مهم برای بررسی روش شناسی و موضوع متافیزیک در سنت تحلیلی تبدیل شده است. رویکردهای طبیعی گرایانه تلاش می کنند متافیزیک را با علوم طبیعی هم سو سازند. در مقابل، شماری از فیلسوفان چون جاناتان لو از استقلال متافیزیک دفاع می کنند و آن را پژوهشی عقلانی و پیشینی در باب امکان های متافیزیکی می نگرند، به طوری که مساهمت علم در این میان، به تعبیری، در تعیین مصادیق صادقِ این امکان ها خواهد بود. در حوزهٔ فلسفهٔ زمان، علی رغم ارجاعات پراکنده به این حوزه، معدود آثاری چون اثر اخیر هتر دایک به طور مستقیم به طبیعی سازی متافیزیک زمان می پردازند. این مقاله از رویکردی غیرطبیعی گرایانه به متافیزیک زمان دفاع می کند و ضمن بررسی امکان های مختلفِ تعامل علم و متافیزیک، سه رویکرد اصلی طبیعی گرایانه را مدنظر قرار می دهد: الف) متافیزیک به مثابه نظریه ای برگرفته از علم، ب) متافیزیک در خدمت علم، و ج) رویکرد میانه روانه با پذیرش استقلال نسبی متافیزیک. در این مقاله کوشش بر آن است که نشان داده شود این رویکردها در مواجهه با متافیزیک زمان با چالش هایی روبه رو هستند و در نهایت، ناتوان از کنار گذاشتن یا فاصله گرفتن از تلقیِ لویی متافیزیک به عنوان علمِ امر ممکن اند.
۱۵۲۷۴.

تدوین استراتژی توسعه شهری با تاکید بر آسیب شناسی و آینده پژوهی در شهرهای ساحلی استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۶
در سال های اخیر، رشد جمعیت سریع و عدم برنامه ریزی مناسب منجر به چالش هایی در زمینه محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شده است. بنابراین، تدوین استراتژی توسعه شهری با تاکید بر آسیب شناسی موجود و آینده پژوهی برای پیش بینی چالش های آتی ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تدوین استراتژی توسعه شهری با تأکید بر آسیب شناسی و آینده پژوهی در شهرهای ساحلی استان بوشهر انجام شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع و ماهیت، توصیفی-تحلیلی بوده و شیوه گردآوری اطلاعات و داده ها از نوع کتابخانه ای و میدانی است. تحلیل داده ها از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS Smart بوده است. یافته ها نشان می دهد که مدل تحقیق از کیفیت مناسبی برخوردار است و برازش آن با استفاده از شاخص های اعتبار اشتراک و اعتبار افزونگی مثبت تأیید شده است. واریانس تبیین شده (68/0) نشان دهنده تأثیر همزمان سه معیار شامل راهبردهای اشتغال و اقتصادی، حفظ محیط زیست و گسترش روابط تجاری بر توسعه پایدار شهری در شهرهای ساحلی استان بوشهر است. نتایج آزمون فرضیات نیز نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار اجرای راهبردهای اشتغال و پایداری اقتصادی، راهبردهای محیط زیست و گسترش روابط تجاری بر توسعه پایدار شهری است. در نهایت، شاخص نیکویی برازش (GOF) برابر با 732/0 به دست آمد که بیانگر مطلوبیت مدل ساختاری پژوهش است. نتایچ پژوهش نشان می دهد سیاست گذاران باید برنامه هایی متناسب با نیازهای واقعی منطقه ارائه دهند تا هم رشد اقتصادی محقق شود و هم محیط زیست حفظ گردد و یک چشم انداز جامع برای توسعه شهرهای ساحلی استان بوشهر و شناسایی اولویت های سرمایه گذاری باشد.
۱۵۲۷۵.

پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۷
با تغییرات فناوری، عملکردها و فرم ها در طراحی فضاهای آموزشی دچار تغییرات معنادار شده و به عنوان یکی از چالش های آینده، مطابقت معماری این فضاها با نیازهای آموزشی نسل آتی را طلب می کند. این پژوهش به عنوان هدف اصلی خود، شناسایی پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده را مدنظر دارد. روش این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی و در این چارچوب از نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی است. با استفاده از روش کتابخانه ای، عوامل تأثیرگذار شناسایی و دسته بندی شدند. سپس دو مرحله پیمایش با استفاده از پرسش نامه و تشکیل پنل نخبگان انجام شد؛ در مرحله نخست، معلمان ابتدایی به عنوان متخصصان آموزش در مورد تغییرات احتمالی و عملکردهای موردنیاز آینده اظهارنظر کردند. در مرحله دوم، خبرگان معماری با تکمیل ماتریس اثر متقابل به تحلیل روابط عوامل پرداختند. تحلیل داده ها نیز با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج نشان داد که پیشران های مؤثر در معماری آینده فضاهای مذکور شامل ادغام با عناصر فرهنگی - هویتی ایرانی، طراحی یکپارچه با طبیعت، هندسه پیچیده و غیرمنتظم، نمای دیجیتال و مدولار، استفاده از بام و تراس، پلان ماژولار و انعطاف پذیر و عملکردهایی چون فضاهای حمایتی و مراقبتی است. تحلیل پیشران ها نشان می دهد که طراحی مدارس آینده باید با تأکید بر اصولی همچون استفاده از عناصر هویت ملی و فرهنگی ایرانی (معماری زمینه گرا)، ارتباط با طبیعت (معماری بیوفیلیک)، انعطاف پذیری فرمی و عملکردی و نوآوری در طراحی از طریق معماری تکرارپذیر و غیرمنتظم (طراحی پارامتریک) و تلفیق با فناوری روز طراحی گردند.
۱۵۲۷۶.

کانون صنفی معلمان و منازعه برای شناسایی: تحلیلی انتقادی از ساختار قدرت در میدان آموزش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
مقدمه: در این مقاله با رجوع به روایت نمونه ای از فعالان صنفی در خصوص جایگاه خود در میدان آموزش تلاش شد تا مناسبات قدرت در میدان آموزش، فرهنگ مدرسه، ارزشهای بدیل و اشکال منازعه کانون صنفی معلمان شناسایی شود. روش: روش پژوهش حاضر اتنوگرافی انتقادی و میدان موردمطالعه اعضای کانون صنفی معلمان شهر سنندج است که به روش نمونه گیری هدفمند و حداکثر تنوع، با 33 عضو مصاحبه نیمه ساخت یافته به عمل آمد. یافته ها: بر مبنای روایت نمونه ای از فعالان صنفی، قدرت در ساختار اجتماعی و تعاملات میدان آموزش رخنه کرده است و برای هم نواسازی معلمان، قدرت در شیوه های «انضباطی»، «پاداش دهنده» و «شرطی» به کارگرفته می شود و فرهنگ مدرسه با برساخت «معلم هم نوا و متعهد» و «ساده زیست و قناعت پیشه»، هویت فردی و اجتماعی معلمان را مخدوش ساخته است. معلمان به دلیل غیاب در نظام تصمیم سازی و چگونگی مدیریت میدان آموزش، احساس نادیده انگاشتن می کنند. در چنین بستری، «عاملیت بخشی در میدان آموزش و اجتماع»، «استیفای حقوق مدنی» و «برابری فرصتها» به ارزشهای بدیل کانون صنفی معلمان تبدیل شده است و «آگاهی بخشی»، «ایدئولوژی زدایی از میدان آموزش»، «نفی کالایی شدن آموزش» و «مقاومت خاموش»، اشکال منازعه کانون صنفی معلمان را شکل داده است. بحث: با وجود اعمال قدرت، کنشگران میدان آموزش در برابر سازوکارهای همنواساز مقاومت می کنند و کانون صنفی معلمان جلوه ای از مقاومت و منازعه در میدان آموزش است؛ نزاعی که به تأسی از اکسل هونت، با هدف شناسایی و تصدیق نهادی و ضرورت بازتعریف و بازسازی قواعد میدان آموزش و بازتعریف جایگاه معلمی در میدان آموزش ساری و جاری است.
۱۵۲۷۷.

ارزیابی پیامدهای توسعه بخشی از منظر ساختار و اقتضائات درونی برنامه های توسعه ای (مطالعه موردی: کمپ B در بندر امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۳
در دهه های اخیر، مفهوم توسعه به یکی از ارکان اصلی سیاست گذاری شهری و منطقه ای بدل شده و اغلب با هدف بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابری های فضایی و ارتقای زیرساخت ها در مناطق کمتر برخوردار مطرح شده است. با این حال، نتایج حاصل از اجرای برنامه های توسعه ای در بسیاری از مناطق، به ویژه سکونتگاه های حاشیه ای، نشان از شکاف عمیق میان اهداف اعلام شده و پیامدهای واقعی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی، به واکاوی ساختار مفهومی و منطق درونی برنامه های توسعه در ایران می پردازد و تجربه زیسته ی محله کمپ B در بندر امام خمینی (ره) را به عنوان نمونه ای از بازتاب این ساختارها بررسی می کند. این مطالعه با بهره گیری از روش کیفی و مطالعه موردی تفسیرگرایانه، از ترکیب تحلیل اسنادی برنامه های رسمی توسعه و مشاهده میدانی در کمپ B استفاده کرده است. در مرحله نخست، مجموعه ای از مؤلفه ها که نشانگر ضعف های ساختاری و مفهومی در برنامه ها هستند از جمله فقدان انسجام راهبردی، عدم انعطاف پذیری، مشارکت ناپذیری اجتماعی، غیبت عدالت فضایی و اجتماعی، ضعف نهادی و سیاستی، اقتصادگرایی افراطی و کم توجهی به خدمات انسانی و زیرساخت های پایه استخراج شدند و سپس، با وضعیت زیستی و اجتماعی محله تطبیق داده شدند. یافته ها حاکی از آن است که بحران های پایدار در کمپ B نه تنها نتیجه ضعف های اجرایی، بلکه بازتاب مستقیم همان مؤلفه هایی است که در ذات و منطق برنامه های توسعه ای نهادینه شده اند. در واقع، پژوهش نشان می دهد که شکست در این نمونه، بازتابی از یک قاعده فراگیر است که از درون ساختار برنامه ها تغذیه می شود. از این رو، تنها با بازنگری در بنیان های مفهومی و گذار از رویکردهای بالا به پایین به سمت برنامه ریزی زمینه محور، مشارکتی و عدالت محور، می توان به توسعه ای انسانی و پایدار امیدوار بود.
۱۵۲۷۸.

نسبت مستقلات عقلی و قانون طبیعی در آراء اندیشمندان معاصر حقوقی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۹
باوجود دگرگونی های معرفتی و چرخش های فلسفی در تمدن غرب، آموزه «قانون طبیعی» همچنان یکی از بنیان های نظری مؤثر در اخلاق، حقوق و اندیشه سیاسی باقی مانده و امروزه نیز در تبیین حقوق بشر و شهروندی نقش آفرین است. این مقاله با هدف بررسی امکان هم ارزی مفهومی میان «قانون طبیعی» در سنت غربی و «مستقلات عقلی» در اندیشه اسلامی شکل گرفته است. ضرورت این بررسی ازآنجا ناشی می شود که برخی متفکران اسلامی، مستقلات عقلیه را ناظر بر حسن و قبح ذاتی دانسته و آن را واجد ظرفیت هایی مشابه با حقوق طبیعی قلمداد کرده اند. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیلی - مقایسه ای است و با تمرکز بر منابع فلسفی و فقهی اسلامی، به واکاوی مفاهیم و ارزیابی تطبیقی آنها پرداخته می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد اگرچه شباهت هایی در مبانی عقلانی و غایتمندی میان این دو آموزه وجود دارد، تفاوت های بنیادین در نحوه تبیین، جایگاه معرفت شناختی و نقش عقل در هر سنت، مانع از انطباق کامل آنهاست.
۱۵۲۷۹.

بررسی واقع نمایی مشاهدات این جهانی در تجربیات نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۵
تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهداتی با سنخ تجربه گری ویژه اند که فراتر از ابزارهای همگانی و در دسترسِ مادی، تصویری از حالات انسانِ در آستانه [بازگشته از] مرگ را نشان می دهند. این مشاهدات، از قابلیت راستی آزماییِ معرفت شناختی برای دستیابی به وثاقت معرفتی برخوردارند. هدف این مقاله، نقادی تحلیل فیزیکالیستی مبتنی بر توهم انگاری تجارب بیرون از بدن است. در این میان، گونه شناختِ مشاهدات در تجربه های بیرون از بدن و گزارشی از منابع موجود با تاکید بر مشاهدات این دنیایی بیان شده است. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانه ای و داده پردازی مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی طراحی شده است. در این پژوهش نشان داده خواهد شد که مشاهدات گزارش شده در این تجربه ها، به دو دسته سابجکتیو (آن جهانی) و آبژکتیو (این جهانی) قابل تقسیم اند. شفافیت تفکر، تجربه های فرازمانی، سرعت انتقالات تجربه گری، و داشتن تجربه های نوین فرامادی از ویژگی های دسته نخست از مشاهدات آن جهانی است. ادراکات فرابدنی و مشاهده رخ دادها و اتفاقات عینی روزمره از اوصاف مشاهدات این جهانی به شمار می روند. در این مقاله ضمن گزارشی از پژوهش های معتبر در خصوص مشاهدات این جهانی، بر پایه چهار رویکرد، توهم انگاری تجربه های نزدیک به مرگ مورد نقد قرار گرفته است. عینیت گزارش ها، تعدد اشتراکات، تجرد نفس و مساله آگاهی از مهم ترین تکیه گاه های این رویکردهای چهارگانه اند. با توجه به کاهش یا متوقف شدن سطح فعالیت های مغزی در تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهدات ناظر بر رخ دادهای این دنیایی، قابلیت اعتبارسنجی معرفتی دارند.
۱۵۲۸۰.

The Critical Role of Women in Social Resilience and Development in Disaster Management: A Comprehensive Review with a Focus on Iran(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۵
INTRODUCTION: Women represent half of the world's population and play a crucial, yet often unrecognized in disaster risk reduction, sustainable development, and social resilience. Their involvement in caregiving, informal leadership, and crisis response, especially in a disaster-prone country like Iran, has a significant impact on community recovery and long-term development. However, socio-cultural barriers often limit their formal participation in disaster management processes. METHOD: This narrative review employed a descriptive-analytical approach supported by a systematic literature search. A total of 20 key articles were selected from both Persian and English academic databases, including Magiran, Noormags, Civilica, ISC, SID, Scopus, and Google Scholar. Inclusion criteria focused on peer-reviewed literature published between 2010 and 2024 that addressed women’s roles in disaster management and sustainable development within Iran or comparable contexts. FINDINGS: The analysis reveals that women in Iran play essential roles in environmental sustainability, psychological recovery, and community rebuilding in the aftermath of disasters. Despite their critical informal contributions, structural challenges—such as limited access to education, healthcare, leadership positions, and disaster preparedness resources—continue to hinder their involvement in formal Disaster Risk Management (DRM). The findings highlight the effectiveness of grassroots efforts led by women and the need for institutional support to enhance their impact. CONCLUSION: According to the results, there is an urgent need for gender-sensitive disaster response policies that recognize and empower women as active agents of change. Involving women in disaster planning and response through targeted education, community participation, and legal reforms will not only reduce vulnerabilities but also advance sustainable development and societal resilience in Iran.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان