ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۶۶۱.

Responsibility-Internalism Collapses: Conceptual, Normative, and Relational Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۹
Moral responsibility is a fundamental component of ethics, shaping our understanding of accountability, blame, and praise. Responsibility-internalism, which holds that moral responsibility is grounded in some internal mental states, such as beliefs, desires, and intentions, represents a novel yet radical departure from traditional frameworks that focus on the outcome, circumstances, and interpersonal relationships to draw the moral line. While this theory presents a simple, self-contained picture of moral responsibility, it faces serious theoretical problems that challenge its coherence and practical utility. It specifically cannot adequately explain cases of negligence, culpable ignorance, and the relational aspects of moral responsibility that are central to human interactions. This paper offers a critical-analytic examination of responsibility-internalism and its theoretical and practical shortcomings. It examines positions that would incorporate both internalist assumptions, emphasizing the control agents possess over their actions, and externalist and interpersonal factors, aiming to offer a more complete and nuanced conception of moral liability. Some of the paper is devoted to discussing case studies in which the limitations of responsibility-internalism relative to its alternatives are illustrated. And it concludes that although responsibility-internalism offers a novel take and a new tool in the discussions of moral responsibility, such an internalist approach ultimately fails to provide a full and usable theory of moral responsibility.
۶۶۲.

هوش مصنوعی و روان درمانی: یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۸۱
در سال های اخیر استفاده از هوش مصنوعی در زمینه روان درمانی به میزان چشمگیری افزایش یافته است؛ به گونه ای که تعداد قابل توجهی از افراد، پلتفرم های مبتنی بر هوش مصنوعی را به عنوان درمانگر خود انتخاب می کنند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از فرصت ها و محدودیت های روان درمانی مبتنی بر هوش مصنوعی و شناسایی عوامل موثر بر انتخاب این شیوه درمانی، صورت گرفت. برای دستیابی به این هدف از روش مرور نظام مند استفاده شد. در این راستا، فرایند جستجو با استفاده از کلیدواژه های هوش مصنوعی(Artificial intelligence)، روان درمانی مبتنی بر هوش مصنوعی (AI-based psychotherapy)، چت جی بی تی (ChatGPT)، روان درمانی (Psychotherapy)، مشاوره (Counseling)، سلامت روان (Mental health)، اختلالات روانی (Mental disorders)، در پایگاه های علمی مگ ایران، نورمگز، گوگل اسکولار، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پابمد و اشپرینگر صورت گرفت که در جستجوی اولیه ۸۵ مقاله یافت شد. سپس مقالات براساس معیارهای ورود و خروج تعیین شده، دستورالعمل پریزما و چک لیست مهارت های ارزیابی انتقادی، مورد بررسی و غربالگری قرار گرفتند که در نهایت ۱۲ مقاله، انتخاب شدند. براساس بررسی و تحلیل نتایج، هوش مصنوعی به دلیل محدودیت هایی مانند ضعف در برقراری رابطه درمانی، ناتوانی در ابراز همدلی و نگرانی های موجود در زمینه حفظ حریم خصوصی مراجعان، نمی تواند در نقش درمانگر به صورت موثری عمل کند اما به عنوان دستیار درمانگر از پتاسیل قابل توجهی در جهت ارتقا کیفیت و اثربخشی مداخلات روان درمانی برخوردار است. پیشنهاد می شود، درمانگران و سایر متخصصان در حوزه سلامت روان با استفاده از نتایج این مقاله به برنامه ریزی و اقدام در جهت بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در فرآیند روان درمانی اقدام کنند که این امر می تواند در بهبود نتایج درمان، نقش قابل ملاحظه ای ایفا کند.
۶۶۳.

تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۴
این پژوهش با هدف تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش زنان متاهل شهر اصفهان در سال 1404 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس نمونه ای به تعداد 253 نفر انتخاب و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مقیاس خود-خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، مقیاس زناشویی انریچ (EMS، فاورز و السون، 1989)، مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که رضایت زناشویی هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق ابعاد ارزیابی مجدد و سرکوبی متغیر تنظیم هیجان قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند. همچنین ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک ماکیاولیسم و جامعه ستیزی به صورت غیر مستقیم و از طریق سرکوبی، قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که رضایت زناشویی و ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک، با نقش کلیدی تنظیم هیجان، می توانند خود-خاموشی در زنان متأهل را تبیین کنند و بنابراین درک این مکانیسم ها می تواند به توسعه مداخلات روان شناختی برای بهبود کیفیت روابط زناشویی کمک شایانی کند.
۶۶۴.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۲۱
زمینه: عدم دسترسی به منبع ایمن از جمله مراقب اصلی زمینه را برای آسیب پذیری در برابر اختلالات روانشناختی و کاهش کیفیت زندگی در افراد فراهم می کند. بنابراین زمانی که دسترسی به مادر به عنوان مراقب اصلی امکانپذیر نیست؛ جهت تعدیل آسیب پذیری روانشناختی افراد آموزش و بکارگیری مهارت های روانشناختی می تواند زمینه را برای بهبودکیفیت زندگی فراهم سازد. هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش یک مطالعه شبه آزمایشی که با استفاده از یک طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران در حال تحصیل فاقد مادر شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 45 نفر از دختران نوجوان فاقد مادر شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش واقعیت درمانی (15 نفر)، آموز راه حل محور (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه های آزمایشی واقعیت درمانی را با توجه به راهنمایی آموزش (گلاسر، 2010) و آموزش راه حل محور را با توجه به راهنمایی آموزش (کورمان و همکاران، 2013) دریافت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (ریونز-سیبرر و همکاران، 2008) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.28 و با روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر و آزمون های تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی نوجوانان دختر فاقد مادر اثربخش است (05/0 >P). مداخلات آموزشی بعد از 2 ماه بر روی گروه های آزمایشی از پایداری و ثبات برخوردار بود. نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی با گروه گواه تفاوت وجود دارد (05/0 >P)، اما بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی تفاوت وجود نداشت (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج استفاده از واقعیت درمانی و درمان راه حل محور به عنوان مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد جهت بهبود کیفیت زندگی نوجوانان که مراقبین اصلی خود را از دست داده اند؛ می تواند بخش مهمی از آسیب پذیری روانشناختی آن ها را در برابر اختلالات روانشناختی کاهش دهد. همچنین به هر میزان این مداخلات در سنین پایین تر انجام شود میزان تأثیرگذاری آن در آینده نیز بیشتر خواهد بود.
۶۶۵.

ChatGPT effects on 21st century skills of university students: A systematic review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۷۹
The study was carried out to investigate effects of ChatGPT on 21st century skills of university students. Since there are several 21st century skills, the study focused on only five (i.e. critical thinking, communication, collaboration, creativity, and problem-solving skills). The study employed systematic review of literature in which PRISMA framework was employed to facilitate selection of studies included in the review. Findings revealed that ChatGPT poses effects to students on each of the 21st century skills. However, the type and magnitude of effects depends on the type of skill. ChatGPT was found to bring more positive impacts to university students’ communication skills while more negative impacts on collaboration skills. While that was the case, the study found that ChatGPT can bring either positive or negative impacts on critical thinking, creativity and problem-solving skills. The effects depend mainly on the magnitude of students’ dependency on it. Those that depend more on it are likely to be more negatively affected. For instance, the more the students depend on ChatGPT, the less the ability for them to think critically and solve problems. The study recommends, therefore, that universities should embrace ChatGPT instead of avoiding it. However, they should find ways to reduce students’ over-reliance on it, among other recommendations.
۶۶۶.

مطالعات آزمایشگاهی بر روی آلیاژ و ریزساختارشناسی اشیای فلزی از گورستان تاج امیر (دهنو) یاسوج، متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
مطالعه و شناخت فن اوری های تولی د و اس تفاده از فلزات در ساخت اش یای مختلف در نق اط مختل ف ای ران بسیار مهم اس ت. با تولید آلیاژهای پایه مس، مانند برنز قلع دار و برنز آرسنیکی، صنعتگران کهن به سطح بالایی از دانش و مهارت فنی در زمینه متالورژی دست یافتند. محوطه باستانی گورستان تاج امیر در دامنه های جنوبی رشته کوه دنا و در بخش شرقی شهر یاسوج (استان کهگیلویه و بویراحمد) واقع شده است. این گورستان در سال ۱۳۸۸ هجری شمسی و به دنبال عملیات عمرانی مربوط به احداث کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی یاسوج شناسایی شد. در جریان کاوش های انجام شده در این محوطه، مجموعه ای از اشیای فلزی به ویژه آثار مفرغی از درون گورها به دست آمد. در این پژوهش، تعدادی از اشیای مفرغی سالم تر و ازنظر شکل و کاربری متنوع تر، متعلق به لایه های تدفینی هم زمان از گورستان تاج امیر (دهنو) یاسوج، با هدف شناخت ویژگی های فناوری و شیوه های ساخت در دوره میانه هزاره دوم پیش از میلاد انتخاب و تحت بررسی های آزمایشگاهی شامل متالوگرافی، XRF و SEM-EDS قرار گرفتند تا درک دقیق تری از فنون ساخت و فناوری آلیاژسازی در این مجموعه به دست آید. برای این منظور، از روش های تحلیل ریزساختار، میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنج پراکندگی انرژی پرتوی ایکس (SEM-EDS) و نیز آزمون فلورسانس پرتوی ایکس (XRF) جهت تعیین ترکیب عنصری نمونه ها استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد دو نمونه بررسی شده از آلیاژ برنز قلعی با درصد نسبتاً مشخصی از قلع ساخته شده اند که بیانگر آگاهی سازندگان از کنترل مقدار قلع در فرایند تولید برنز است. همچنین، یکی از نمونه ها به دلیل دارشتن درصد بالای نقره، ماهیت نقره ای خود را آشکار کرد. شواهد ساختاری نشان می دهد تولید این اشیا ازطریق ذوب، ریخته گری و سپس چکش کاری انجام شده و در فرایند شکل دهی آن ها، چرخه های متناوب کار سرد و تاب کاری به کار رفته است.
۶۶۷.

تأملی در مستقل انگاری قاعده تحذیر در رفع مسئولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۹
قاعده موسوم به تحذیر یا هشدار از قواعدی است که در سالیان اخیر به عنوان یکی از نهادهای رافع مسئولیت در پژوهش های محققین مطرح شده و منظور از آن این است که اگر فردی نسبت به خطرات فعل خود به دیگران هشدار دهد اما دیگران توجه نکنند و آسیب ببینند فرد هشداردهنده مسئولیتی ندارد. حقوق پژوهان معاصر هشدار را به عنوان یک عامل مستقل در رفع مسئولیت معرفی کرده اند؛ لیکن با توجه به وجود سایر نهادهای رافع مسئولیت، مانند تسبیب، مسئله ای که نویسندگان پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به آن هستند این است که آیا هشدار یا تحذیر عاملی مستقل است و معیاری متفاوت برای رفع مسئولیت ارائه می دهد یا اینکه از مصادیق نهاد تسبیب محسوب می شود؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی ادله قاعده هشدار، که شامل قرآن و سنت و بناء عقلا می شود، را با رویکرد امکانِ استنباطِ نهادی مستقل برای رفع مسئولیت، ارزیابی می کند و رهاورد آن این است که هشدار عاملی مستقل برای رفعِ مسئولیت نیست و در حقیقت از مصادیق قاعده تسبیب است. زیرا قرآن کریم اساساً دلالتی بر رفع مسئولیت نمی کند و سنت و بناء عقلا دلالتی بر نهادی مستقل از تسبیب نمی کنند.
۶۶۸.

Beckett’s Film: Perceiving Deleuze’s Time Film through Stiegler’s Negentropic Film(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
Gilles Deleuze argues that in Samuel Beckett’s Film the perception of self by self, though agonizing, opens onto a promising vision: for one confined to the personal reduction of life, it discloses a transcendental expansion of LIFE. In cinematic perception, this transformation marks the shift from the classical cinema of movement, where protagonists made films, to a modern cinema of time, where the camera becomes the protagonist, inviting actors, like the audience, to watch the film enriched by its transcendental perspective. This article shows what appears in Deleuzian time-cinema as a proliferation of life, by sustaining the audience’s belief in transcendental time as a horizon of perpetually emerging life-events, is, in fact, an entropic eventization of the audience’s memory, a process that, according to Bernard Stiegler, entails the loss of savoir-faire. Thus, the revelatory shock-images in Beckett’s Film signify an entropic loss of memory’s ground, becoming pathological shocks that require therapeutic care and invention of new life-therapies, anticipating a negentropic reinvention of time the transcendental camera must watch and read its film from. Here, E is seen as a therapeutic camera, healed out of transcendental time through O’s analysing the pharmacological shock.
۶۶۹.

نگارش تأملی به مثابه ابزار پردازش روان شناختی و یادگیری انتقادی در مواجهه با بحران های بشری: مطالعه موردی جنگ ۱۲روزه ایران و اسراییل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۲
این پژوهش با هدف واکاوی نقش نوشتار تأملی در پردازش روان شناختی و یادگیری انتقادی دانشجویان ایرانی در مواجهه با بحران بشری جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل انجام شده است. با بهره گیری از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری (IPA)، تجربه ی زیسته ی ۱۴ دانشجوی مقاطع مختلف علوم انسانی و روان شناسی از طریق نوشتارهای تأملی تحلیل گردید. تحلیل داده ها منجر به شناسایی هشت مضمون اصلی شد که ابعاد هیجانی، شناختی، اجتماعی، معنایی و عملکردی مواجهه با جنگ را بازتاب می دهند. یافته ها نشان داد که نوشتار تأملی نقشی مؤثر در تخلیه هیجانی، معنا بخشی به تجربه، نظم دهی ذهنی و بازسازی هویت پس از بحران ایفا کرده است. هم چنین، ابعاد مختلف یادگیری انتقادی از جمله خودآگاهی وجودی، تحلیل اجتماعی، مسئولیت پذیری جمعی و بلوغ هیجانی در نوشتارها قابل ردیابی بود. تفاوت های فردی و فرهنگی مشارکت کنندگان، به ویژه در زمینه تحصیلات، جنسیت، تجربه زیسته و باورهای دینی، بر نوع واکنش و سطح تحلیل تأثیرگذار بوده اند. این مطالعه تأکید می کند که نوشتار تأملی می تواند ابزاری مؤثر برای مواجهه با بحران های انسانی، تقویت سلامت روانی و ارتقاء بینش انتقادی در محیط های آموزشی باشد.
۶۷۰.

از تجربه تا راهبرد: توسعه چارچوبی نظام مند برای طراحی منظر سبز مبتنی بر تحلیل پروژه های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۵
طراحی منظر سبز به عنوان یکی از رویکردهای نوین در پاسخ به چالش های محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شهرهای معاصر، مستلزم چارچوبی یکپارچه و چندبُعدی برای ارزیابی پایداری است. مرور مطالعات موجود نشان می دهد که به رغم تعدد شاخص ها و مدل های بین المللی، هنوز چارچوبی جامع و بومی پذیر برای ارزیابی پایداری منظر که بتواند هم زمان سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی را پوشش دهد، وجود ندارد. این خلأ نظری و عملی سبب شده است، ارزیابی پروژه های طراحی منظر در ایران فاقد ساختاری نظام مند و قابل سنجش باشد. هدف اصلی پژوهش، تدوین چارچوبی شاخص محور برای ارزیابی منظر سبز با تأکید بر یکپارچگی سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی است. برای دستیابی به این هدف، پنج نمونه برجسته بین المللی شامل پارک هوتان شانگهای (چین)، سوپرکیلن (دانمارک)، مگی دیلی و بلت لاین وست ساید (ایالات متحد) و پارک سبز هوشمند کاشیوا نو ها (ژاپن) و یک نمونه بومی، پارک آب وآتش تهران، به صورت تطبیقی تحلیل شده اند تا امکان شناسایی شباهت ها، تفاوت ها و ظرفیت های بومی سازی فراهم شود. روش پژوهش بر مبنای تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد قیاسی-استقرایی است. در گام نخست، جستجوی نظام مند در پایگاه های Scopus و Web of Science برای استخراج شاخص های مرتبط با ابعاد سه گانه پایداری انجام شد. در گام دوم، پروژه های منتخب براساس معیارهایی چون تنوع جغرافیایی، اقلیمی و نوآوری طراحی، تحلیل محتوایی شدند. شاخص ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی طبقه بندی شدند تا چارچوب مفهومی هدف-شاخص-راهبرد شکل گیرد. در نهایت، یافته ها با نظر خبرگان و چارچوب های جهانی مانند (LSA، MEA و SITES) تطبیق داده شدند تا اعتبار و قابلیت کاربرد چارچوب تأیید شود. نتایج نشان می دهد در پروژه های بین المللی، بُعد محیط زیستی و به ویژه شاخص هایی نظیر اتصال زیست گاهی، مدیریت منابع آب و کیفیت زیست گاه اهمیتی بیشتر دارد؛ در حالی که در نمونه بومی، شاخص های اجتماعی مانند مشارکت جامعه و سرمایه اجتماعی پررنگ تر هستند. یافته ها همچنین بیانگر کمبود انسجام زیست گاهی و ضعف در مدیریت آب در پروژه های داخلی است. نوآوری پژوهش در ادغام استقرایی شاخص ها از ادبیات و پروژه های اجراشده، همراه با انسجام قیاسی بر پایه چارچوب های جهانی و بومی سازی در بستر ایران است. چارچوب پیشنهادی می تواند به عنوان ابزاری تحلیلی و راهبردی برای معماران منظر، مدیران شهری و سیاست گذاران در مسیر توسعه پایدار استفاده شود. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با به کارگیری روش های میدانی و مشارکتی، این چارچوب را اعتبارسنجی و بهینه سازی کنند.
۶۷۱.

گونه شناسی ابنیه اقامتی راهی عصر صفوی بر پایه گزارش های جهانگردان غیر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۰
دوران صفوی را عصر طلایی کاروانسراسازی خوانده اند و شاه عباس را پدر کاروانسراسازی ایران. در این دوره به دلیل رونق تجارت و گسترش روابط میان ایران و اروپا، ساخت راه و ابنیه اقامتی راهی رونق بسیار یافت. جهانگردان بسیاری از این امکان ارتباطی بهره گرفتند و راه های ایران را زیرپا گذاشتند و اقامتگاه هایشان را با جزئیات قابل توجهی وصف و گونه های کمتر شناخته شده ای از ابنیه اقامتی راهی را معرفی کرده اند. بااین وجود پژوهشی مستقل و برخاسته از گزارش های جهانگردان درباره ابنیه اقامتی راهی ایران در دست نیست. هدف اصلی این پژوهش شناخت و معرفی انواع ابنیه اقامتی راهی دوران صفوی از نگاه سفرنامه نویسان غیرایرانی است. برای دستیابی به این هدف، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 20 عنوان سفرنامه به جامانده از دوران صفویان پرداخته و حاصلِ تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از رویکردِ تحلیلی-تطبیقی به نتایج پایانی منتهی شده است. ابنیه اقامتی راهی که سفرنامه نویسان از آن سخن گفته و به شرح جزئیات آن پرداخته اند، شامل سابات و لنگر، رباط، خان و خانقاه، کاربات و کاروانسرا، خانه های شاهی، مهمان خانه و کاروانسراهای شهری، پل ها و قهوه خانه ها، اقامتگاه های شاهی و دسکره ها، روستاهای اقامتی و خانه های شخصی، اماکن مذهبی، خیمه ها و ساختمان های سیار، واحه ها، درختان و ایستگاه های موقت بوده اند.
۶۷۲.

From Book to ARG: A Study of the Relation Between Immersion and Interactivity(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۴
The relationship between the text and the reader has been greatly influenced by the emergence of new forms of narration. These new forms are created by adding interaction to the text. By adding interaction to a narrative, these new forms create more opportunities for readers to control and shape the narration, resulting in a heightened level of immersion. Moreover, this type of narration opens up new possibilities for developing narratives that can serve various purposes beyond entertainment. This study aims to compare interactive forms of narration, such as FMV (Full Motion Video), ARG (Alternate Reality Games), escape rooms, interactive books, and plays, while examining the relationship between immersion and interactivity in these formats. While the reader will be a crucial point of focus, we will employ a qualitative method alongside quantitative measures to illustrate how variations in interactivity within a narrative can alter the readers’ immersive experiences across different modes of interactive narration.
۶۷۳.

An Interdisciplinary Exploration of Power, Conflict, and Climate in American War and The Ministry for the Future(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
This essay discusses the political dimensions of Omar El Akkad's American War and Kim Stanley Robinson's The Ministry for the Future, exploring their distinct yet interconnected critiques of governance, authoritarianism, and global cooperation in times of existential crisis. Drawing upon diverse political theories, such as Hobbesian social contracts, Arendtian distinctions between power and violence, and Marxist critiques of systemic inequality, the analysis situates these novels within the broader context of speculative fiction’s role in reimagining political systems. By examining themes of climate change, radicalization, systemic reform, and international diplomacy, this study illuminates the enduring relevance of speculative narratives as blueprints for understanding and addressing contemporary global challenges. These narratives not only critique existing power structures but also offer innovative perspectives on the possibilities of systemic reform. Ultimately, the essay positions speculative fiction as a vital tool for envisioning alternative trajectories for a just, inclusive, and sustainable future, emphasizing its transformative potential in shaping political and ecological discourse.
۶۷۴.

Senior Tourism in Global Perspective: A Systematic Review ofMotivations, Preferences, and Constraints(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۲
The global demographic shift toward an aging population has driven the growth of senior tourism as a vital and expanding part of the tourism industry. This systematic review synthesizes empirical and theoretical studies published from 1980 to 2025, examining the main motivations, travel preferences, and challenges faced by senior tourists. Using the PRISMA protocol, 31 peer-reviewed studies were systematically identified and analyzed through thematic content analysis in NVivo software. The findings show that senior tourists are mainly motivated by intrinsic factors, such as relaxation, nostalgia, social engagement, and personal growth. At the same time, extrinsic motivators—like destination features and leisure activities—also play a role but are less explored. Preferences among senior travelers are quite diverse, influenced by age, health, socioeconomic status, and cultural background, and reflected in different choices regarding accommodation, travel timing, activities, and services needed. Key barriers to senior travel include physical and health limitations, financial constraints, psychological fears, and infrastructural issues, all of which affect participation and satisfaction. The literature indicates a regional focus on studies from Asia and Europe, with notable gaps in the Middle East and other underrepresented areas. Quantitative methods dominate, highlighting the need for more qualitative and mixed-method research to better understand the lived experiences and changing needs of senior tourists. This review provides an integrated thematic perspective that enhances understanding of senior tourism behavior and lays a foundation for creating more accessible and inclusive travel options that address the complex needs of aging populations.
۶۷۵.

"Island Disease" and Its Treatment Through "Interdisciplinary Thinking" in The Educational System(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۰
The term “island disease” refers to the isolation and fragmentation of academic disciplines, a phenomenon prevalent in Iranian universities and research institutions. Specialization, while enhancing precision and depth within individual fields, often results in limited interdisciplinary interaction, leaving each discipline functioning as an isolated “island.” This fragmentation manifests in curricula that separate related subjects, minimal collaboration among faculty, and disciplinary languages that hinder cross-field understanding. Philosophical perspectives from Rumi, Jaspers, Heidegger, and Ortega y Gasset highlight the importance of holistic knowledge and the university’s role in integrating education, research, and culture. Globally, universities increasingly adopt interdisciplinary, multidisciplinary, and transdisciplinary approaches to address complex societal problems, foster innovation, and prepare students for the demands of the twenty-first century. In Iran, recent initiatives—including the University of Tehran’s College of Interdisciplinary Sciences and Technologies, interdisciplinary engineering programs at Amirkabir University, and national interdisciplinary journals—illustrate growing efforts to overcome the “island disease.” This study examines the origins, manifestations, and consequences of academic isolation in Iranian higher education and argues that interdisciplinary thinking is a necessary remedy for cultivating integrated knowledge, collaboration, and problem-oriented education.
۶۷۶.

بررسی نقش عناصر کالبدی تاثیر گذار در بوستان های شهری با رویکرد اجتماع پذیری (مطالعه موردی: بوستان علوی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۸
شناسایی و تحلیل عناصر تشکیل دهنده کالبدی موثر در پارک های شهری، به باز دهی پارک ها و میزان رضایت مندی شهروندان از عناصر طبیعی و مصنوع موجود در پارک در تحقق اجتماع پذیری و در نتیجه جلب بیشتر رضایت مردم کمک شایانی می نماید. وجود فعالیت های متنوع و متفاوت و تاثیر گزار در فضای پارک باعث جذب و تجمع افراد شده ویژگی جمع پذیری آن را قدرت می بخشد. با توجه به موقعیت شهرقم به عنوان دومین شهر زیارتی کشور و قرار گیری بوستان علوی در این شهر به لحاظ موقعیت و وسعت از پتانسیل های بسیاری در جذب شهروندان، زائران و گردشگران برخوردار می باشد . از این رو پژوهش حاضر، ضمن مطالعه و بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل و عناصر اصلی تشکیل دهنده موثر و ارز یابی نارسایی های موجود به عنوان مسئله به بررسی نقش عوامل کالبدی تاثیرگذار که به جذب و تقاضای بازدید کنندگان و گردشگران در بوستان علوی شهر قم، پرداخته است. روش پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی و مشاهده و بررسی های میدانی و گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و استدلال منطقی صورت گرفته است. جامعه مورد هدف 250 نفر از مراجعان به بوستان علوی شهر قم می باشد. برای انجام تحقیق از روش فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه و نمونه ها به روش تصادفی ساده و تحلیل نرم افزاری (برنامه spss) سود جسته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهم ترین عامل برای مراجعه به پارک بعد از پر کردن اوقات فراغت، استراحت و ارامش، انگیزه مراجعه و استفاده مکرر از پارک ها رابطه مستقیمی با نوع و میزان امکانات موجود در پارک را دارد.
۶۷۷.

بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۹۵
زمینه: مسمومیت یارداری، شایع ترین عارضه بالینی دوران بارداری است و از عوارض مهم آن، آسیب به آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب است. علی رغم وجود درمان های متعدد جهت کاهش عوارض زیستی و روانی مسمومیت بارداری، در مورد بررسی اثربخشی آموزش ترکیبی سبک زندگی سالم و ذهن آگاهی در اصلاح عوارض زیستی و روانی زنان مبتلا به این بیماری شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک و نیم ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به مسمومیت بارداری در سال 1403 بود که بعد از فراخوان مرکز طلوع سلامت تهران به این کلینیک مراجعه کرده و تمایل خود را برای همکاری اعلام کرده بودند. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری هدفمند از بین آن ها، ۳۰ نفر انتخاب شدند. سپس این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) گمارده شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه اضطراب سلامت (سالکوسیس و وارویک، 2002) جمع آوری شدند. هم چنین سطح آنزیم های کبدی از طریق آزمایش خون ناشتا و فشار خون نیز با استفاده از دستگاه فشارسنج جیوه ای یا دیجیتال زیر نظر دکتر متخصص زنان انجام شد. گروه آزمایش، تحت برنامه آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی (یک برنامه 8 جلسه ای، هر جلسه 90 دقیقه) قرار گرفتند. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و کاهش اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری مؤثر بود (05/0 P<). هم چنین نتایج پژوهش حاکی از آن بود که اثر مداخله آموزشی مورد استفاده در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی مانده بود (05/0 P<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی آموزش سبک زندگی به همراه ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی و روانی بر زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. با توجه به یافته های مطالعه حاضر پیشنهاد می شود که آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی به عنوان بخشی از مراقبت های روانشناختی برای زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری در نظر گرفته شود.
۶۷۸.

روش شناسی فقه سیاسی و پیوند آن با حکمرانی دینی: بازنگری در موضوع شناسی و مصداق شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۵
مقدمه و اهداف: حکمرانی دینی، برای آن که هم زمان به مبانی اسلامی پایبند بماند و از کارآمدی لازم در اداره جامعه برخوردار باشد، نیازمند پیوندی روشمند میان نظریه فقهی و واقعیت اجتماعی است. فقه سیاسی، به منزله نرم افزار اصلی سامان دهی نظام اسلامی، نقش محوری در تحقق این پیوند دارد. با این حال، ضعف های روش شناختی در فقه سیاسی به ویژه در دو عرصه موضوع شناسی و مصداق شناسی می تواند شکاف میان نظر و عمل را تشدید کرده و کارآمدی حکمرانی دینی را کاهش دهد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که جایگاه موضوع شناسی و مصداق شناسی در روش شناسی فقه سیاسی چیست و چگونه می توانند در تولید فقه متناسب با نیازهای حکمرانی دینی نقش آفرین باشند؟ هدف، بازاندیشی در روش شناسی فقه سیاسی با تأکید بر این دو حوزه و تبیین نقش آن ها در برقراری تعامل سازنده میان نظریه فقهی و واقعیت اجتماعی است. روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و در چارچوب رویکرد فلسفه مضاف، با بهره گیری از تحلیل مفهومی و مبنایی در ادبیات اصول فقه، به بررسی مبانی نظری و کاستی های موجود در روش شناسی فقه سیاسی می پردازد. افزون بر آن، با تحلیل انتقادی ساختار آموزشی حوزه های علمیه و شیوه های رایج استنباط، چالش های موجود در موضوع شناسی و مصداق شناسی را شناسایی و تبیین می کند. در ادامه، با تحلیل روابط مفهومی، پیشنهادهایی برای پیوند دادن روش شناسی فقه سیاسی با نیازهای حکمرانی دینی ارائه می شود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که تفکیک موضوعات منصوص و غیرمنصوص نقش تعیین کننده ای در کارآمدی روش شناسی سیاسی دارد. در موضوعات منصوص، غفلت از قرائن مرتبط با زمان و مکان مانند ارتکازات عقلایی، تناسب حکم و موضوع و انصراف می تواند به جمود بر ظاهر الفاظ و فاصله گرفتن از اقتضائات روز منجر شود؛ در حالی که توجه به این قرائن، زمینه کشف دقیق موضوع و پاسخ گویی بهتر فقه به مسائل معاصر را فراهم می سازد. در موضوعات غیرمنصوص که بخش اصلی مسائل نوپدید فقه سیاسی را تشکیل می دهند تحولات پیچیده سیاسی و اجتماعی ضرورت بهره گیری از دانش های جدید، به ویژه علوم سیاسی و گرایش هایی چون جامعه شناسی سیاسی و روابط بین الملل را برجسته می سازد. اتکای صرف به روش های سنتی در این حوزه، استنباط فقهی را از واقعیت های بیرونی دور کرده و گاه به قیاس های غیرروشمند می انجامد. در حوزه مصداق شناسی، هرچند استفاده از کارشناسان ضروری است، اما کنار بودن فقیه از فرایند تطبیق، می تواند موجب گسست میان نظریه و عمل و در نتیجه انتزاعی شدن مباحث نظری و عرفی شدن رویه های عملی شود. مشارکت فقیه در مصداق شناسی دست کم از دو جهت اهمیت دارد: نخست، کشف مناط اقوی در موارد تزاحم ارزش ها و مصالح؛ و دوم، تعیین معیارهای معتبر برای عناوین ثانوی، به منظور جلوگیری از استفاده ابزاری از مفاهیمی همچون «ضرر»، «اضطرار» یا «مصلحت». یافته ها نشان می دهد که بی توجهی به اجتهاد تخصصی و روشمند در این دو حوزه، می تواند موجب حاشیه رفتن فقها در مدیریت اجتماعی و تقویت عرفی گرایی عملی در نظام حکمرانی شود. نتیجه گیری: بدون بازنگری روش شناختی در دو حوزه موضوع شناسی و مصداق شناسی، فقه سیاسی قادر نخواهد بود نقش راهبردی خود را در حکمرانی دینی ایفا کند. این بازنگری باید متضمن توجه دقیق به قرائن زمان و مکان در موضوعات منصوص، بهره گیری از تخصص های علوم سیاسی در موضوعات غیرمنصوص، و مشارکت فعال فقها در فرآیند مصداق شناسی باشد. توسعه روش شناسی در این دو حوزه، ضامن حفظ پیوند «اسلامیت» و «کارآمدی» در حکمرانی دینی است و از شکاف نظری–عملی و روندهای عرفی گرایانه در اجرا جلوگیری می کند. بر این اساس، پیشنهاد می شود حوزه های علمیه با بازنگری در برنامه های آموزشی و تقویت آموزش های میان رشته ای، فقها را برای مواجهه با مسائل مستحدثه و ایفای نقش مؤثر در حکمرانی آماده سازند. آینده حکمرانی دینی در گرو این بازاندیشی بنیادین است.
۶۷۹.

The U.S. Securitization and Desecuritization of Iran: An Analysis of the American Presidential Rhetoric on Post-Revolutionary Iran (1979-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۰
This article examines the U.S. presidents’ securitization and desecuritization of post-revolutionary Iran. Employing securitization theory as its theoretical framework and qualitative content analysis as its research method, it analyzes 104 paramount instances of U.S. presidential rhetoric including State of the Union addresses, speeches delivered during the United Nations General Assembly's General Debates, and National Security Strategy reports. The analysis shows how successive U.S. presidents have framed Iran as an existential threat across multiple security sectors—military, political, societal, economic, and emerging cybersecurity—to justify their extraordinary policies regarding the country. A key finding of the research is the distinction between U.S. presidents’ securitization of the Iranian state and the Iranian nation, which first emerged during George W. Bush’s first term. Moreover, the study identifies both continuity and change in U.S. securitization and desecuritization of Iran over the past four decades, conceptualizing them into two overarching frameworks: the Realist approach and the Constructivist approach. This research introduces the novel concept of Positive Securitization, or Desecuritizing Securitization, as a new addition to the theoretical framework of securitization theory, and highlights its application during the Obama administration. Positive securitization refers to the use of securitizing discourse to justify the desecuritization of dialogue and political engagement within a specific context. It does so by claiming that even extreme exceptional measures—military or economic—would prove inadequate in addressing a perceived threat, thereby presenting diplomacy as the only viable solution. The article offers a comprehensive exploration that provides a detailed understanding of U.S. presidential rhetoric and the gradual construction of Iran’s image as a threat.
۶۸۰.

Identity Construction and Historical Narratives: (Mis)Representation of Iran in the Awakening the Great Seljuks(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۱
While existing research highlights the role of drama in shaping Turkish national identity, the veracity of the narratives conveyed through plays has not been investigated. The present study fills this gap through examination of the portrayal of Iran in the play Awakening: The Great Seljuks. This focus is critical, given that Iran constitutes a contrasting other for Turkey, against which Turkish national identity and political narratives are reinforced. Using a narrative analysis, the study identifies and examines discrepancies in the portrayal of time and location, characters, and concepts. The research aims to analyze whether the drama series’ depiction of Iran aligns with historical accounts or reinterprets them through a contemporary lens to serve political-ideological purposes and to fit the series’ narrative agenda. The findings reveal a disregard for Iranian history and figures, often recast or appropriated to serve Turkish narratives, with Iranian characters reinterpreted and/or historical ideas reframed through a contemporary lens. This representation of Iran and Iranian elements is further underscored by the selective deployment of mythological motifs.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان