این رساله به زبان عربی و در یک مقدمه ، سه باب و یک خاتمه تنظیم یافته است. باب اول به شرح دوران زندگی بلاغی و حوادث آنروز عراق و دیگر مناطق اسلامی و معرفی آثار تفسیری و شعری این نویسنده می پردازد. باب دوم در روش تفسیری بلاغی و بیان قواعدی است که به آن اعتماد جسته است و در آن به بحث از موضوعاتی چون جمع قرآن ، اعجاز ، مناسبت ، قرائات و اسباب نزول ، نسخ و آیات الاحکام است. باب سوم نشانگر تلاشهای اجتماعی بلاغی و دعوت او به آزاد اندیشی و مقابله اش با انواع افکار ضالة و منحرفه عصر خویش است و ضمن معرفی شخصیت اعتقادی وی مواجهه وی با اهل کتاب و استدلالهایش بر تحریف تورات و انجیل حقیقی را باز می گوید . مؤلف پس از ذکر نتایج بحث ، خطر از بین رفتن کتابهای بلاغی را گوشزد نموده توجه مسئولین را به انتشار دست نویسهای این مفسر معاصر قرآنی جلب می نماید.
موضوع این رساله بررسی قیامهای شیعی است که پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و به طرفداری از خلیفه بر حق آن حضرت شکل گرفت از جمله در دوران امامت حضرت علی (ع) و امام حسن مجتبی (ع) و قیام جاودانه حضرت سید الشهداء و تأثیر این نهضت بر ادب عربی ان چنانکه آثار منظوم و منثور باقیمانده از آن هم چنان بر تارک ادب عربی می درخشد. بررسی « ادب خطابه » « ادب رسائل » « ادب رجز » و « ادب رثاء » از عناوین اصلی این رساله است. پس از واقعه کربلا تا سقوط بنی امیه قیامهای شیعی دیگری چون نهضت توّابین و قیام مختار و قیام زید بن علی ابن الحسین رخ داد که شعار عمومی آنان « یا لثارات الحسین » بوده است که به اعتراف محققین این شعار نقشی عمده در گرد اوردن نیروی مردمی ضد رژیم بنی امیّه داشته است. از نکات قابل توجه آنکه به علت خفقان سیاسی واجتماعی این دوره ، متون نثری همچون نظم به صورت سرّی و مخفیانه دهان به دهان منتقل می شده است و از اینرو در کتابهای تاریخی و ادبی جز خطابه های چند و رسائل و اشعاری معدود چیزی باقی نمانده است. همچنین ادبیات این دوره به لحاظ معنی و لفظ ، خاص می باشد که از جهت لفظی روان و شیواست و از نظر معنوی صداقت در گفتار دارد. ذکر نمونه هایی از رسائل و خطب و رجز و رثاء و نیز شرح حال دو تن از شعرای معاصر این قیامها یعنی « کثیر عزّه » « کمیت ابن زید اسدی » از فصول پایانی رساله است . به اعتقاد نگارنده این رساله در نوع خود بدیع بوده و پیش از این مورد توجه واقع نشده است.
برهان حقایق نفس لاامری تنها برهانی است که خواجه طوسی (ره ) آن را در اثبات عقل مفارق خالی از خلل و رخنه یافته است. این برهان پس از وی نزد غالب متفکران مقبول افتاده است. برهان حقایق ابدی لایب نیتز در اثبات وجود خدا، در اساس ، مانند برهان خواجه طوسی است . حکیمان حوزه فلسفی شیراز معمای منطقی معروف به شبهه جذر اصم را در نشان دادن خلل برهان حقایق نفس الامری طرح کردند . خواجه طوسی بدون آنکه به ارتباط معمای جذر اصم با برهان خویش در اثبات عقل مفارق توجه دهد ، در نقد یکی از اثار منطقی ابهری ، این معما را طرح و برون شدی را پیشنهاد کرده است . بررسی تطبیقی – تاریخی راه حل وی موضوع نوشتار حاضر است.