مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۲۸۱ تا ۴۸٬۳۰۰ مورد از کل ۵۴۲٬۱۲۸ مورد.
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸۸/۲
217 - 232
حوزههای تخصصی:
پیروان نظریه امر الهی معتقدند که هر آنچه خداوند به آن فرمان دهد خوب است و آنچه خداوند از آن نهی کند بد است. براین اساس، آموزه های وحیانی منبعی برای معیارهای ارزش و همچنین حقایق اخلاقی و معرفت به قضایا و گزاره های اخلاقی خواهند بود. رابرت آدامز از فیلسوفان اخلاق و قائل به نظریه امر الهی است. وی، باتوجه به اشکالات واردشده بر نظریه امر الهی، سعی کرد در مقاله واپسین خود این نظریه را اصلاح کند و نظریه خود را به نحوی تبیین کند که دچار اشکالات ناقدان نباشد. مسئله اصلی پژوهش حاضر تبیین، تحلیل و نقد نظریه امر الهی اصلاح شده آدامز است و ازآنجاکه نقدهای متعددی بر این نظریه وارد شده است، در این مقاله صرفاً بر چالش و نقد معرفت شناختی تمرکز می شود. البته روشن خواهد شد که سایر نظریه های امر الهی، ازقبیل رویکر اشاعره، نیز با این چالش معرفتی مواجه خواهند بود. زیرا در همه آن نظریه ها این شرط معرفتی وجود دارد که وجود الزام اخلاقی منوط به این است که فرمان الهی برای فاعل اخلاقی شناخته شود. حاصل و یافته مقاله این خواهد بود که نظریه امر الهی و، به طورِ خاص، نظریه امر الهی اصلاح شده آدامز با چالشی معرفتی مواجه است و پاسخ های نظریه امر الهی نمی توانند درمقابلِ این چالش ها موفق باشند.
تجربه زیسته فرماندهان از عوامل مؤثر بر آموزش مهارتی در مراکز آموزش مرزبانی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۲شماره ۴
35 - 64
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آموزش های مهارتی مجموعه ای از آموزش هایی است که منجر به ایجاد خزانه مهارتی در ذهن و نظام رفتاری فردِ تحت آموزش می شود و وی را آماده کنش گری و تأثیر عمیق در محیط کاری می کند. این پژوهش با هدف بازنمایی تجربه زیسته فرماندهان از عوامل مؤثر بر آموزش مهارتی در مراکز آموزش مرزبانی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران انجام شد.روش: تحقیق حاضر ازنظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت داده ها و شیوه اجرا، از نوع پژوهش های کیفی از نوع پدیدارشناسی است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. مشارکت کنندگان در تحقیق، 12 نفر از فرماندهان، مدیران و خبرگان مراکز آموزش مرزبانی تا رسیدن به اشباع نظری و به صورت نمونه گیری هدفمند بوده است. برای اطمینان از روایی درونی و بیرونی نتایج پژوهش چهار ملاک توصیه شده توسط گوبا و لینکلن مورد ارزشیابی قرار گرفت و تأیید شد. برای تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار اطلس تی آی استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که عوامل مؤثر بر آموزش مهارتی دارای 65 مفهوم پایه، یازده مفهوم سازمان دهنده و چهار مفهوم فراگیر شامل شایستگی حرفه ای مدرسان، ویژگی های فراگیران، شرایط آموزشی و عوامل سازمانی است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که برای اجرای موفقیت آمیز آموزش های مهارتی و اثربخش و توانمند نمودن فراگیران مراکز آموزش بهتر است فرماندهان مرزبانی براساس مؤلفه های بومی شناسایی شده، زیرساخت های موردنیاز را برای اجرایی نمودن آموزش های مهارتی تهیه و با مدیریت صحیح مورداستفاده قرار دهند.
تبیینی از مردم محوری در آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش و پرورش و تربیت مدرسه ای از دیرباز تحت عاملیت و سیطره حکومت ها بوده و هست. رویکردهای مردم-پایه در دیدگاه های جدید و حکمرانی مشارکتی در آموزش بر تمرکززدایی و مشارکت مردم و تسهیم اقتدار تربیتی تاکید می نماید. نوشتار حاضر درصدد است چرایی و چگونگی مردم محوری در آموزش و پرورش را از منظر تربیت اسلامی با روش توصیفی و استنباطی تبیین نماید. این پژوهش براساس بررسی های مفصل اجتهادی به این نتیجه رسیده که مردم (یعنی خانواده ها، عالمان و توده ها) علاوه بر حکومت دارای حقوق و تکالیف تربیتی می باشند و عاملیت و محوریت مردم در آموزش و پرورش، عاملیتی ذاتی و اصیل است؛ نه عاملیتی ابزاری و تَبَعی و حقی طبیعی است و نه موضوعه. مردم محوری در آموزش و پرورش، به مثابه مشارکت است نه شراکت؛ چراکه شراکت حیثِ اقتصادی و بازاری دارد و «آموزش و پرورش تعاونی» یک «شرّ لازم و اضطراری» نیست؛ بلکه یک «خیر ذاتی و لازم» است. همچنین حکومت علاوه بر تکلیف به تربیت، مکلف به مشارکت جویی و مشارکت پذیری در آموزش و پرورش و تمهید آن برای مردم است. برپایه نظریه فقه تربیتی، الگوی حکمرانی تربیتی، مردم محور و مبتنی بر شبکه ولاء تربیتی به صورت طولی و عرضی دستکم بصورت واجب کفایی است.
اثربخشی برنامه درسی مبتنی بر درک طراحی محور بر پیشرفت تحصیلی و ادراک حل مسئله دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۴
115-146
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه درسی مبتنی بر درک طراحی محور بر پیشرفت تحصیلی و ادراک حل مسئله دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه ششم دوره ابتدایی بود. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان شبستر بود که در سالتحصیلی 1402-1401 مشغول تحصیل بودند و حجم نمونه آماری پژوهش با توجه به ماهیت نیمه آزمایشی بودن آن و بر اساس حداقل حجم نمونه در مطالعات نیمه آزمایشی 60 نفر برای دو گروه (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) برآورد شد که با روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی انتخاب و به صورت کاملاٌ تصادفی در گروه ها جایگزین شدند. به منظور سنجش آزمودنی ها، آزمون پیشرفت تحصیلی معلم ساخته و پرسشنامه ادراک حل مسئله هپنر و پترسون (۱۹۸۲) مورد استفاده قرار گرفت. برای تعیین پایایی آزمون پیشرفت تحصیلی از روش دو نیمه کردن استفاده شد، که مقدار آن 87% به دست آمد. پایایی پرسشنامه ادراک حل مسئله نیز بر اساس آلفای کرونباخ 85% بود. در این پژوهش، گروه آزمایش (یک کلاس 30 نفری) بر اساس الگوی درک طراحی محور و گروه کنترل (یک کلاس 30 نفری) به شیوه مرسوم آموزش دیدند. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از آماره های توصیفی (جداول توزیع فراوانی، کمینه، بیشینه، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیره) تحت نرم افزار SPSS 25 استفاده شد. نتایج نشان داد الگوی برنامه درسی مبتنی بر درک طراحی محور با تمرکز بر نتایج مطلوب یادگیری و ساختارمند کردن فعالیت های یادگیری و نیز ایجاد یک چرخه مستمر شناسائی و اصلاح مشکلات یادگیری دانش آموزان، به طور معناداری بر افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر می گذارد. همچنین تاکید درک طراحی محور بر استفاده از ارزشیابی های اصیل و معتبر، دانش آموزان را به استفاده از مهارت های حل مسئله در دنیای واقعی و موقعیت های عملی تشویق کرده و بر افزایش ادراک حل مسئله دانش آموزان تاثیر می گذارد.
خوانش رواقی غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۰
116-146
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش پس از واکاوی مبانی فلسفه رواقی، کوشیده ایم تا ضمن آشنایی با فنون روانشناختی و رهنمودهای رواقی به بررسی غزلیات حافظ و یافتن رد پای فلسفه رواقی در شعر وی بپردازیم و جنبه ای دیگر از گستره نظام اندیشگی حافظ را آشکار نماییم. از این رو با نظر به فنون رواقی یعنی تجسم منفی، دوگانگی کنترل، تقدیرگرایی... و رهنمودهایی چون پرهیز از خشم، غصه، شهرت طلبی... که شیوه عملی فلسفه زندگی رواقی را شکل می دهند، با روش توصیفی-تحلیلی بر پایه منابع اسنادی، فنون و رهنمودهای آن ها در شعر حافظ بررسی می گردد. نتایج یافته ها نشان می دهد که با توجه به شباهت زمانه و زمینه حافظ و رواقیون، به لحاظ فضای ناآرام اجتماعی، اشتراک نظر دو طرف در ترک اموری است که باعث می شود آرامش فرد بر هم بخورد؛ مانند شهرت طلبی، خشم، غصه و زندگی مجلّل و پرداختن به امور شادی بخش و خرسندآفرین چون زندگی در حال و مرگ اندیشی. حافظ و رواقیون انسان را از امور خارج از کنترل بر حذر می دارند؛ بدین نحو که تقدیرگرایی را نسبت به گذشته درست می دانند اما آینده را امری ساختنی و قابل تغییر، خویشتن داری به عنوان فن روان شناختی در هر دو نظرگاه، نقد حالی است که در قالب قناعت و فقر و درویشی می گنجد. خدای رواقیون نیز همچون خدای حافظ، عاشق، خطاپوش و آزادی خواه است
بررسی مؤلفه های مؤثر در شکل گیری معماری معاصر ایران مبتنی بر تغییرات اجتماعی (نمونه موردی: بنای فرهنگسرای نیاوران و موزه هنرهای معاصر تهران)
حوزههای تخصصی:
همواره جامعه تحت تأثیر عوامل مختلف در حال تغییر است و این تغییرات بر همه ابعاد زندگی ازجمله فرهنگ اثر می گذارد؛ بنابراین زمانی که تغییری ایجاد می شود نیاز به منطبق شدن و هماهنگی هست. شکل گیری کالبد معماری در ایران، علاوه بر سابقه طولانی با آثار قابل توجه، متأثر از تحولات، سریع و چندبعدی قرن بیستم بوده است. به شکلی که گاهاً تقابل میان آنچه بوده است و آن سویی که می خواهد برود باعث شده است تا در دوره هایی سردرگمی در جهت حرکت به وجود بیاید. هدف از این مقاله بررسی مؤلفه های مؤثر در شکل گیری معماری معاصر ایران مبتنی بر تغییرات اجتماعی است. روش تحقیق در این پژوهش، کیفی و بنا به هدف تحلیلی- تاریخی است. تحقیق تحلیل محتوا شامل سه مرحله است: مرحله اول آماده سازی و سازمان دهی است. مرحله دوم بررسی مواد و پیام ها است. این مرحله شامل رمزگذاری داده ها و دسته بندی آن ها است. مرحله سوم پردازش داده های استخراج شده و درنهایت نتیجه گیری می باشد. این مراحل توسط نرم افزار MAXQDA انجام شده است. در مرحله آخر با توجه مؤلفه ها پژوهش به تولید گراف ها پرداخته می شود. در این خصوص، گفی یکی از نمونه برنامه های قابل توجه است. نتایج پژوهش نشان می دهد تغییرات اجتماعی، در طول زمان بر شکل گیری معماری معاصر ایران بسیار مؤثر بوده است. معیارهایی چون: سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اقلیمی و محیط زیست در هر دوره زمانی به صورت مشخصی در شکل گیری معماری معاصر ایران نقش آفرینی کرده است.
موانع اجرای برنامه درسی مبتنی بر فناوری واقعیت افزده برای آموزش ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فناوری های جدید، تغییرات عمده ای در کلاس درس بوجود می آورد،که سبب ایجاد تغییرات در ساختارهای آموزشی، الگوهای رفتاری داخل نظام آموزش و پرورش و حتی محتوا آموزشی شده است. موسسات آموزشی در تمام سطوح سعی کرده اند، با ادغام فناوری در روش های آموزشی بهبود فرایندهای یاددهی- یادگیری را تسهیل کنند. وقتی که فناوری اطلاعات در آموزش وپرورش تغییرات عمده ایجاد می کند، بی شک برنامه های درسی نیز تغییر خواهند کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر، موانع اجرای فناوری واقعیت افزوده در برنامه درسی نظام آموزش ابتدایی ایران است. روش شناسی پژوهش:روش پژوهش کیفی است.از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری صاحب نظران برنامه درسی و کارشناسان تکنولوژی آموزشی و معلمان بودند. که بر اساس نمونه گیری هدفمند 18 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور بررسی روایی و پایایی چهار معیار:1- مقبول بودن 2- تائیدپذیری3 اطمینان پذیری4 انتقال پذیری برای ارزیابی مدنظر قرار گرفت. یافته ها :پس از کدگذاری و تحلیل داده های مصاحبه، تعداد 51 مضمون پایه استخراج شد. از این مضامین پایه تعداد 15مضمون سازمان دهنده و در نهایت 6 مضمون فراگیر که شکل دهنده موانع اجرای برنامه درسی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده بودند، شناسایی شدند. بحث و نتیجه گیری: شواهد نشان می دهد که عوامل زیادی موانع استفاده از فن آوری های نوین آموزشی در فرایند تدریس و آموزش می شوند و ترتیب اولویت این موانع با همدیگر در تحقیقات مختلف، متفاوت است.
مفهوم حاکمیت در اندیشه حقوق عمومی مدرن و ابعاد ژئوپلیتیکی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان فکری پر نفوذ در اندیشه سیاسی به دنبال حذف مفهوم حاکمیت بوده و چند حاکمی را به عنوان جایگزین آن معرفی می نمایند تا این مفهوم به جای آن در حوزه حقوق عمومی به کار گرفته شود. در این مقاله ضمن تبیین حاکمیت ، احساس مرتفع نمودن کاستی های موجود نسبت به معنای این واژه پرکاربرد و نیازمندی آن بیش از هر زمان دیگر به اهمیت و ضرورت این تحقیق می افزاید. در این پژوهش به این پرسش ها پاسخ داده می شود که آیا در اندیشه حقوق عمومی مدرن مفهوم حاکمیت رو به زوال و حذف است؟ آیا حاکمیت در جایگاه نمایندگی از استقلال امر سیاسی برخوردار و تبیین کننده مفهوم بنیادین در اندیشه حقوق عمومی مدرن است؟ هرچند تحولات رخ داده در عرصه حقوق عمومی، لزوم مفهوم حاکمیت را به چالش هایی نو، روبرو ساخته و برخی از پژوهشگران سیاسی، مفهوم حاکمیت را بی نیاز و چه بسا حذف آن را به سود حقوق عمومی می دانند و معتقدند قدرت سیاسی، خلاء برآمده از حاکمیت را پر و جبران می نماید. اما با وجود جریان فکری پیش گفته ، به نظر می رسد چنین برداشتی از حاکمیت ناشی از عدم درک صحیح از وجه های ربطی مفهوم حاکمیت (برداشت سیاسی و حقوقی) و بدفهمی از خود واژه حقوق عمومی مدرن می باشد.
واکاوی اخلاق حرفه ای اساتید دانشگاه فرهنگیان از منظر دانشجو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
۱۲۶-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
از مسائل مهم در تعلیم و تربیت رعایت اخلاق حرفه ای از سوی آموزش دهندگان است. این تحقیق با هدف بررسی کیفیت رعایت اخلاق حرفه ای از سوی استادان دانشگاه فرهنگیان از منظر دانشجومعلمان انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی است. میدان پژوهش دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی است که طی مصاحبه با نفر سیزدهم، اشباع داده ها حاصل شد. جمع آوری داده ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل آنها با روش کلایزی انجام شد. نتایج پژوهش مبنی بر پایبندی و عدم پایبندی به رعایت اخلاق حرفه ای ذیل شش بُعد ویژگی های فردی، آموزشی، ارزش های اجتماعی و فرهنگی، تعهدات سازمانی، ویژگی های اعتقادی و بُعد تربیتی به دست آمد. یافته ها نشان داد استادان در حد متوسط به موارد اخلاق حرفه ای پایبندند.
تأثیر الگو و چیدمان های فضایی بر تجربه فردی در بازار کفاش های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازارهای ایرانی به غیر از جنبه اقتصادی و مبادله کالا به عنوان یکی از مهم ترین مراکز برقراری ارتباط و مناسبات اجتماعی در هر شهر محسوب می شد. علت حضور موفق افراد در این مکان وجود ساختار بازارها و اندام های تشکیل دهنده آن که هر یک دارای هویتی مستقل و پیوندی معنادار برای حضور افراد و فعالیت های انسانی بوده است. در واقع الگوها و چیدمان فضایی مناسب در بازارهای ایرانی پیوندی مستقیم با لایه های کالبدی و معنایی برای ایجاد تداوم در معماری بازار به وجود آورده اند که از فضاها هم زمان به طور مستقل و در ارتباط با یکدیگر از آن ها استفاده شود. فهم نحوه اثر گذاری چیدمان فضایی در بازار و تاثیر الگوهای موجود در که موجب ایجاد تجربه در فرد می شود، از اهداف پژوهش است. بر این اساس، این پژوهش به بررسی بازار کفاش های تهران می پردازد. این پژوهش کاربردی، از نوع توصیفی تحلیلی و با رویکرد کیفی است که با روش بررسی اسنادی، مردم نگاری و فنون کار میدانی، مشاهده غیر مداخله ای به جمع آوری اطلاعات و با روش استدلال و تحلیل های گرافیکی به تحلیل اطلاعات پرداخته است. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی انطباق ویژگی ها عینی الگوهای فضایی بازار کفاش های تهران بر ادراک ذهنی و تجربه فرد و شاخصه های خروجی های حاصل از آن می پردازد. با توجه به مطالعات صورت گرفته بر اساس یافته های پژوهش، نتیجه حاصل شده همگام بودن و ارتباط چیدمان فضایی و ارتباط متقابل نظام های کارکردی کالبدی و ادراکی در بازار کفاش ها منجر به خلق معنی در فضا و تأثیر آن بر تجربه افراد حاضر در بازار می گردد.
جنسیت و سیاست در ایران معاصر: یک تحلیل اجتماعی از جایگاه زنان در قدرت در دوران جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع قدرت مهمترین عنصر در دنیای سیاست است و اینکه زنان چه سهمی از این قدرت را در ایران معاصر داشته و اینکه گفتمان حاکم بر جمهوری اسلامی تقسیم کار در حوزه سیاسی و جغرافیایی را چگونه بازنمایی نموده اند و آیا مبنای تقسیم کار سیاسی، جنسیتی است یا خیر. بدین منظور با بررسی برخی از متون رسمی و مهم گفتمان جمهوری اسلامی به تحلیل این گفتمان و مفصل بندی عناصر تشکیل دهنده آن پرداخته شده است . فعالیت های سیاسی زنان در ایران از دوران مشروطه آغاز و با فراز وفرود هایی به حیات خویش ادامه داده است. در دوران پهلوی خود آگاهی سیاسی زنان در بدنه جامعه بسیار پایین و مشارکت ها غالبا مربوط به طبقه های خاص و به صورت دستوری از بالا بوده است. این فرضیه وجود دارد که جامعه سنتی ایران در پی رشد آموزش های عمومی آگاهتر شده و با اعتماد به نفس بیشتر بود که توانستند انقلابی سیاسی را همراهی کنند و پس از آن نیز زنان در بدنه سیاسی جامعه به دنبال ایفای نقشهای سیاسی و به چالش کشیدن نظم مردانه ساختارهای سیاسی و قدرت بوده اند رویکرد اصلی در این مطالعه تعیین یافتگی هویت های جنسیتی-سیاسی توسط گفتمان های حاکم با نگاهی تاریخی و جغرافیایی بر فعالیت زنان در جمهوری اسلامی است که البته نشان از نقش محدود زنان در سیاست متاثر از پاتریمونیالیسم سنتی دارد که ارتباط معنا داری با زیست جغرافیایی و منطقه خاورمیانه دارد و به بازتولید نگاه جنسیتی و اولویت هویت جنسی زنان نسبت به هویت سیاسی می پردازد.
امکان سنجی توسعه اختیارات ضابطین در جرایم غیرمشهود در نظام حقوق کیفری ایران
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قانون گذار با تفکیک جرایم به مشهود و غیرمشهود و با لحاظ قراردادن اهمیت صحنه جرم در جرایم مشهود و بیان ویژگی های خاص جرایم نامشهود، اختیارات نسبتاً گسترده ای را به ضابطین در برخورد با جرایم اعطا نموده است تا از این منظر ضمن شناسایی مجرمین و به تبع آن ایجاد امنیت عمومی در اجتماع اقدام شود، زیرا ضرورت برخورد با متعدیان به حقوق افراد و جامعه، داشتن اختیار برخورد است. مواد و روش ها: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی و کتابخانه ای است. ملاحظات اخلاقی: کلیه اصول اخلاقی حاکم در پژوهش، در تقریر این مقاله رعایت شده است. یافته ها و نتیجه گیری: در بررسی امکان سنجی توسعه اختیارات به ضابطین درخصوص جرایم نامشهود با رویکردی تحلیلی توصیفی با ابزار کتابخانه ای چنین دریافتیم که چالش ها و موانع اجرایی و قانونی در این میان وجود دارد که علی رغم وجود آیین نامه های متعدد، نقض حریم خصوصی و حقوق شهروندی، تعدد ضابطین و نبود قانون مجزا در این خصوص مانع از توسعه اختیارات می شود که نیازمند بازنگری قانون و تمهیدات خاصی در این خصوص است. برهمین اساس نظارت بر آموزش ضابطان، تخصصی نمودن اقدامات و نظارت های قانونی بر عملکرد انان ضروری است.
طراحی و ارائه مدل توسعه عدالت اجتماعی در خط مشی ملی در راستای برنامه ریزی منطقه ای: مطالعه موردی وزارت امور اقتصادی و دارایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، طراحی و ارائه مدل توسعه عدالت اجتماعی در خط مشی ملی» بود. روش تحقیق به صورت کیفی و کمی بود. اطلاعات تحقیق به وسیله مصاحبه جمع آوری شد. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان، اساتید و متخصصین حوزه مربوطه به تعداد نامحدود بودند که تعداد 18 نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی بود که از مصاحبه شوندگان خواسته شد افرادی مطلع در رابطه با موضوع تحقیق را جهت انجام مصاحبه های بعدی معرفی نمایند. داده های اولیه به شیوه مصاحبه گردآوری شدند. مطابق فرایند روش شناختی، طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، نخست از دل تعداد زیاد انواع داده های اولیه، کدهای مرتبط با موضوع مشخص شدند؛ سپس به شیوه مقایسه مداوم از دل چندین کد، یک مفهوم استخراج شد و به همین شیوه سایر کدها نیز به مفاهیم تبدیل شدند تا در نهایت 96 مفهوم به دست آمد. در مرحله بعد، هر چند مفهوم در قالب یک مقوله قرار گرفتند تا 16 مقوله برای این پژوهش به دست آمده باشد. یافته های تحقیق نشان داد که، 3 مقوله به عنوان مقوله محوری ظاهر شدند که شامل: عوامل فرهنگی، سازگاری با نخبگان، آموزش می باشند. سایر مقوله ها برای ارائه در مدل تصویری در پنج دسته شرایط علّی(3 مقوله)، بستر یا زمینه(3 مقوله)، شرایط مداخله گر (2 مقوله)، راهبردها(2 مقوله)، پیامدها (3 مقوله) قرار گرفتند. در ادامه بر اساس شاخص ها، مولفه ها، مفاهیم و مقوله های مدل پیشنهادی، پرسشنامه ای 96 سوالی تدوین گردید و بر مبنای داده های گردآوری شده روابط مدل
عوامل موثر بر نگهداشت استعدادها در صنعت بانکداری
منبع:
توسعه استعدادسال ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱
123 - 145
جهانی شدن و نتایج حاصل از تشدید رقابت سبب شده است تقاضا برای جذب و حفظ کارکنان شایسته و با استعداد در سرتاسر جهان افزایش یابد. چنانکه سازمان ها بر پایه مهارت ها و استعدادهای کارکنان خود با هم رقابت می کنند و می دانند که با جذب و نگهداشتن بهترین و با استعدادترین کارکنان، سازمان می تواند به بالاترین سهم بازار رسیده و سود خود را افزایش دهد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف "بررسی تفصیلی عوامل اثرگذار بر نگهداشت استعدادها در صنعت بانکداری" انجام گرفته است. بدین منظور، پس از بررسی جامع و گسترده ادبیات، دیدگاه ها و پیشینه موضوع مدیریت استعداد و مقوله حفظ و نگهداشت کارکنان مستعد، پژوهش کیفی انجام پذیرفت. در این خصوص، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق و هدفمند با 15 نفر از مدیران و متخصصین بانکی و نیز خبرگان دانشگاهی صورت پذیرفت و داده های حاصل با روش تحلیل محتوا، مورد تحلیل قرار گرفته و مولفه های موضوع مشخص گردید. روایی یافته های پژوهش با استفاده از روش های بررسی توسط اعضا(مصاحبه-شوندگان) و چندسویه نگری منابع داده ها تضمین گردید. همچنین جهت بررسی پایایی کدگذاری های انجام شده، از روش توافق درون موضوعی استفاده شد. مطابق با نتایج، 15 مولفه اثرگذار بر اساس سوالات پژوهش در قالب عوامل سازمانی و شغلی موثر بر نگهداشت استعدادها در صنعت بانکداری حاصل گردیده که در میان عوامل سازمانی، مشارکت در تصمیم گیری و در میان عوامل شغلی، داشتن کار پویا و چالشی مورد تاکید بیشتری بوده اند
آینده پژوهی شبکه های اجتماعی مجازی در مواجهه با رسانه های سنتی ایران مبتنی بر شکل گیری روزنامه نگاری رباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
108 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به مطالعه سناریوهای آینده مواجهه شبکه های اجتماعی با رسانه های سنتی و چگونگی شکل گیری روزنامه نگای رباتی می پردازد. روش: این پژوهش با روش آینده پژوهی با استفاده از تکنیک سناریونویسی انجام شده است. برای دستیابی به عدم قطعیت ها از روش مدل سازی تفسیری-ساختاری(ISM) با بهره مندی از نرم افزار میک مک و برای کشف سناریوها نیز از روش بالانس اثرات متقابل با بهره مندی از نرم افزار سناریو ویزارد استفاده شده است. یافته ها: خروجی نرم افزار سناریو ویزارد، 4 سناریو با سازگاری صفر(محتمل)، 11 سناریو با سازگاری یک( سناریوهای باورکردنی) و 32 سناریو با سازگاری دو( سناریوهای ممکن) نشان داد. طبق یافته های پژوهش چهار عامل فناورپایه شدن امور، نسل z(بومیان دیجیتال)، مالکیت رسانه و قدرت رسانه های سنتی بزرگ مقیاس به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شد.نتیجه گیری: سناریوهای محتمل نشان می دهد که روند ریزش مخاطب در رسانه های سنتی ادامه دارد و احتمالا حاکمیت، فناورپایه شدن امور را محدود کند اما محدودیت های اعمال شده در حوزه فناوری تغییری در روند افزایشی نفوذ شبکه های اجتماعی و کاهش مخاطبان رسانه های سنتی ایجاد نمی کند از این رو رسانه های سنتی برای برون رفت از مسئله کمبود مخاطب و ادامه حیات حرفه ای باید به شکل های هوشمند روزنامه نگاری ازجمله «روزنامه نگاری رباتی» روی آورند.
آینده های نظام مدیریت سبز منابع انسانی در سازمان های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
247 - 270
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه پیش رو با هدف ترسیم آینده های پدیده مدیریت سبز منابع انسانی در ایران انجام شده است و طی آن تلاش می شود تا سناریو های باورپذیر از استقرار این نظام مدیریتی در بنگاه های ایرانی به تصویر درآید. روش: در این مطالعه ضمن پیروی از روش تحقیق تلفیقی، توسعه ای و پیمایشی، ابتدا پیشران های کلیدی جریان مدیریت زیست محیطی منابع انسانی به استناد گزارش های علمی موجود، شناسایی شده و با نظر متخصصان مورد اولویت بندی قرار گرفته است. در ادامه با تبعیت از روش شناسی شبکه جهانی کسب وکار ضمن ایجاد تلاقی میان عدم قطعیت های بحرانی ناظر بر هرکدام از دو پیشران اولویت دار، چهار سناریو از آینده مدیریت سبز منابع انسانی در ایران معرفی شده است.یافته ها: پیشران های اولویت دار برای شکل دهی به آینده نظام مدیریت سبز منابع انسانی در کشورمان عبارتند از: «مشوق های مادی و معنوی»، «الزامات قانونی یا سیاستی». همچنین عدم قطعیت های بحرانی ناظر بر این پیشران ها بدین ترتیب شناسایی شده اند: الف) همراهی یا عدم همراهی کارکنان با جریان سبز کردن مدیریت منابع انسانی ؛ ب) اراده فعال یا خنثی در مدیران برای سبز کردن مدیریت منابع انسانی. از تلاقی این دو عدم قطعیت، چهار سناریو قابل تصور است که با استعاره هایی شامل «خوشتر از دوران عشق ایام نیست»، «به کجا چنین شتابان»، «عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی» و «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟» نامگذاری شده اند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گزاران و برنامه ریزان نظام توسعه ایران و همچنین مسئولان حفاظت محیط زیست کشور، مسیر بهینه برای شکل دهی به آینده مناسب از سازمان های دوستدار محیط زیست را نشان دهد.
مقایسه اضطراب امتحان در نیمرخ های مختلف انگیزشی: تحلیل مبتنی بر شخص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
1 - 25
حوزههای تخصصی:
عوامل فراوانی مانند انگیزش و اضطراب می توانند بر یادگیری دانش آموزان تأثیر بگذارند. دراین باره، شواهد نشان داده که انگیزش یکی از عوامل مؤثر و مهم در بهبود عملکرد دانش آموزان است. پژوهش حاضر باهدف تعیین نیمرخ انگیزشی دانش آموزان با استفاده از تحلیل مبتنی بر شخص و مقایسه اضطراب امتحان با توجه به این نیمرخ ها انجام گرفته است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی- علّی مقایسه ای است. جامعه آماری، دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوره اول ناحیه 2 شهر قم بوده است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 203 نفر دانش آموز پایه هشتم و نهم، مقیاس جهت گیری اهداف پیشرفت الیوت و اضطراب امتحان را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از روش تحلیل خوشه ای و تحلیل واریانس بهره گرفته شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل خوشه ای، چهار خوشه انگیزش برای دانش آموزان به دست آمد: 7/15 درصد در خوشه عملکردگریزی، 5/29 درصد در خوشه تبحرگرا-عملکرد گرا، 1/21 درصد در خوشه بی انگیزشی و 4/33 درصد در خوشه انگیزش چندگانه قرار گرفتند. اضطراب امتحان خوشه بی انگیزشی و عملکردگریزی بیشتر از سایر خوشه ها بود (001/0P<). یافته های به دست آمده به مسئولان حوزه آموزش کمک خواهد کرد تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی، در ارتقاء یا حفظ انگیزش دانش آموزان، در طول سال های تحصیلی اقدامات مؤثری را انجام دهند.
رابطه سبک های یادگیری و انگیزش درونی دانش آموزان پایه یازدهم با نقش میانجی پیوند معلم- شاگردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
65 - 86
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های یادگیری (عینی، مشاهده تاملی، آزمایشگری فعال و عینی) و انگیزش درونی با نقش میانجی پیوند معلم- شاگردی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه یازدهم منطقه یک شهر زنجان به تعداد 5600 نفر در سال تحصیلی 03-1402 بود که از بین آنها به روش نمونه گیری در دسترس و براساس جدول مورگان تعداد 300 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سبک یادگیری کلب (1984)، مقیاس انگیزش درونی آمابایل و همکاران (۱۹۹۴) و رابطه معلم - شاگرد موری و زیواچ (۲۰۱۱) استفاده شد. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند: بین سبک یادگیری عینی، مشاهده تأملی و آزمایشگری فعال با انگیزه درونی ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد ولی با سبک یادگیری انتزاعی رابطه ای یافت نشد. همچنین بین سبک یادگیری عینی، مشاهده تأملی و آزمایشگری فعال با پیوند معلم- شاگرد ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد ولی با سبک یادگیری انتزاعی رابطه ای یافت نشد (01/0p<)؛ نیز بین سبک یادگیری عینی، تأملی و آزمایشگری فعال به طور غیرمستقیم و با میانجی گری پیوند معلم- شاگرد با انگیزش درونی ارتباط معناداری وجود دارد؛ اما با سبک یادگیری انتزاعی به طور غیرمستقیم ارتباط معناداری یافت نشد (01/0p<). در نتیجه به نظر می رسد که در جهت بهبود انگیزه درونی دانش آموزان می توان سبک های یادگیری و پیوند معلم- شاگرد را مورد بررسی قرار داد.
Studying the Conditions for Acquisition of Iranian Citizenship by the Children Resulting from the Marriage of Iranian Women to Foreign Men(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The conception of nationality is about the place someone is born— in reality the place of his/her birth land. Hence Nationality is relating to the place of birth and can often be regarded as ethnic or racial matter. The right of nationality is the most important and cardinal title of human right. Therefore, International law assigns that States provisions to the persons nationalities is not arbitrary and they have to observe their human rights obligations relating the grant and loss of people nationality. Hence, lack of nationality for someone, make him/her have no chance for school, doctor appointment, job, bank account, or even marriage right_ all the most necessary rights_. Nevertheless, Millions of people all over the world are out of nationality and are regarded stateless ! The conception of stateless is about one who is considered as a nationless, without any legal and political support and protection by a Sovereignty. For more explication of nationality importance, there is a number of regional and international human rights concerning the right to a nationality. Article 15 of the Universal Declaration of Human Rights indicate “[e]veryone has the right to a nationality” and that “[n]o one shall be arbitrarily deprived of his nationality nor denied the right to change his nationality
Impact of Public Health Measures on Muslims in India and International Human Rights Law: Derogations, Limitations and Justifications(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The COVID-19 pandemic made the fight against “leaving nobody behind” even more difficult, by exacerbating existing inequities and discrimination. Discrimination and inequality have no geographical bounds; they exist in varied forms in different social contexts. The widening inequality gaps caused by COVID-19 have severe ramifications for fundamental human rights, including the right to life and, most significantly, access to healthcare, education, and employment. The impacts of these inequities are already noticeable and continue to unfold in the near future. The “Coronavirus stigma,” which is based on racial, religious, and gender grounds, has also been fueled by fear and uncertainty about the pandemic. This has exposed, in particular, the vulnerability of those living in precarious situations and marginalised groups, such as individuals with disabilities, women, children, refugees, and migrants. Therefore, this paper seeks to analyse the profound consequences of these problems, propose essential steps for combatting inequality in a novel way, and recommend strategies to lessen the effects of inequality and discrimination in the post-pandemic era.









