از جمله مواردی که توجه نگارنده را در طول سالیان اشتغال به تفحص درباره اوضاع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گوشه هایی از خراسان بزرگ در قرون گذشته به خود جلب کرده، حضور و فعالیتهای آزادانه علویان در محدوده دو حکومت مقتدر آن عهد یعنی سامانیان و غزنویان است که خود ازحامیان سرسخت مذهب سنت و جماعت به شمار می آمدند. در این مقاله سعی بر آن شده است تا از خلال آثار ثعالبی ادیب توانا و نام آشنای خراسان در قرن چهارم و پنجم، گذری کوتاه به آراء و عقاید عمومی نسبت به این گروه داشته باشیم که این خود می تواند ما را با یکی از زمینه های اقبال مردم به مذهب تشیع در قرون بعد نیز آشنا نماید.
دان کیوپیت هرگونه واقعتى مستقل از ذهن و زبان انسانى را نفى مىکند و جهان را محصول افکار انسان مىداند. به اعتقاد وى عناصر «ضرورت»، «تغییرناپذیرى» و «خداوند» که اساس فلسفه و الهیات بودند از جهان ما رخت بربستهاند و دین نیز باید تحولى اساسى پیدا کند تا قابلیت حیات داشته باشد.
در این گفتگو با هدف تبیین میراث امام خمینى(قدس سره) در دو زمینه دین شناسى و سیاست، به بیان ویژگى هاى بنیادگرایى، مکتب تفکیک و نوگرایى و نیز نقش دو عنصر مصلحت و زمان و مکان در زمینه دین شناسى پرداخته مى شود و با اشاره به ویژگى هاى بنیادگرایى و مکتب تفکیک در زمینه دین شناسى و بیان سه منشأ براى مشروعیت سیاسى و اهمیت مشارکت سیاسى، به جایگاه نظرات امام در این زمینه ها اشاره مى گردد. تقدم مشارکت بر رقابت و نیز حضور میلیونى مردم از دیدگاه امام بسیار اهمیت دارند.