دولت ایران در ماههای اخیر ، در مورد فعالیت های هسته ای خود ، چالش هایی حقوقی با آژانس بین المللی انرژی اتمی داشته است . این چالش ها ، نتیجه صدور دو قطعنامه شدید اللحن شورای حکام آژانس در مورد ایران و امضای بیانیه چهار جانبه میان ایران ، انگلستان ، فرانسه و آلمان در تهران ، در فاصله زمانی میان صدور دو قطعنامه شورای حکام آژانس بوده است . این سه سند مهم حقوقی بین المللی و متعاقب آن ، مساله الزامی بودن الحاق ایران به پروتکل معروف به پروتکل 2+93 ، موجب چالش های حقوقی میان ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی شده است . چالش هایی که امکان داشت ایران را درگیر یک بحران مهم بین المللای کند ، اما اعلام آمادگی ایران برای اجرای قطعنامه ها و تصمیمات فوق الذکر که نتیجه یک دیپلماسی فعال وکار آمد بود ، توانست ایران از این تنش رهایی بخشد .
حق برخورداری از یک دادرسی منصفانه، که از جمله بر استقلال و بی طرفی قاضی دلالت می نماید، توسط ماده 6 از کنوانسیون اروپایی حقوق بشر مورد تضمین واقع شده است. ایالات متحده، اگر چه به موجب تعریف، در ردیف کشورهای عضو کنوانسیون مزبور قرار نمی گیرد، اما همیشه حق برخورداری از دادرسی منصفانه را بعنوان عنصری از عناصر تشکیل دهنده مفهوم «آیین دادرسی صحیح»، که قانون اساسی در صدد تضمین آن می باشد، تلقی نموده است. در مطالعه حاضر، پروفسور داربی به بررسی شماری از مسائل و مشکلات مربوط به ضمانت مزبور پرداخته و به طور همزمان به ارائه توضیحی تاریخی و معاصر از شیوه ای می پردازد که به موجب آن استقلال و بی طرفی قضایی بخشی از نظام نظارت و توازن را تشکیل می دهد. این نظارت و توازن دررابطه بین قوای سه گانه به نوبه خود مشخصه نظام حقوقی آمریکایی است.
بینش انسان محورانه که از دورة رنسانس به بعد شالودة تفکر غربی را تشکیل میدهد، در اندیشة دینی الاهیات غربی نیز نقش اساسی و بنیانی بازی میکند؛ اما این نقش:
1. گاهی با ادیان الاهی مانعة الجمع است؛
2. زمانی با اصالت بخشی به عقل انسان فقط دین عقلانی را میپذیرد؛
3. و زمانی قابل جمع با ادیان وحیانی و الاهی است.
به بیانی دیگر:
در رابطة سلبی اومانیسم با خداپرستی انسان آن چنان در زمینة اختیار، آزادی و قدرت، خود را توانا مییابد که به نحو بالقوه یا بالفعل ادعای خدایی میکند و این نهایت درجه طغیان انسان است. در رابطة ایجابی اومانیسم با خداپرستی:
أ. عقل آدمی آن چنان فربه تلقی میشود که از وحی الاهی اظهار بینیازی میکند و قوای درونی و بیرونی انسان و طبیعت بهترین راهنما برای برای دستیابی به حقایق الاهی و سعادت دنیایی و آخرتی معرفی میشود.
ب. با تأکید بر ارزش، اختیار، آزادی و قدرت انسان، وی در مقابل عظمت پروردگار چون قطرهای در مقابل اقیانوس مشاهده میشود و میکوشد تا تمام وجود خود را در معرض انکشاف الاهی و کلمه ا قرار دهد تا با تجربة دینی و تماس وجودی با تعالی در هویتی مؤمنانه، خود را از برهوت نیستی و عدم که وجود محفوف به آن است، در یک جهش ایمانی به طرف هستی و وجود بیپایان سوق دهد و نوعی اومانیسم خدا مرکزانه را به نمایش گذارد.
چگونگی نزول قرآن از مباحث کهن تفسیری و کلامی است که مطمح نظر عالمان اسلامی قرار گرفته است. امروزه با پیش کشیدن مباحث تجربة دینی و تفسیر حقیقت دین و نبوت بر آن، برخی از روشنفکران، به انکار نزول آسمانی پرداخته و حقیقت قرآن را معلول تجربة دینی پیامبر اسلام9 تفسیر کردهاند.
نویسنده در این مقاله به تدوین و تحلیل دیدگاههای کهن و معاصر از چگونگی نزول قرآن میپردازد که عبارتند از: 1. نزول لفظی (قرآن عین کلام خدا)؛ 2. نزول معنایی (قرآن کلام نبوی)؛ 3. انکار نزول (قرآن محصول تجربة دینی پیامبر)؛ 4. نزول حقیقت مجردة قرآن (تفسیر عرفانی).
در این نوشتار، روشن خواهد شد نظریة اول که نظریة معروف متکلمان و مفسران است، هر چند با ظواهر آیات سازگاری دارد، مبانی و اصول فلسفی و عرفانی، آن را بر نمیتابد که در متن مقاله به نظریه بزرگانی مانند محییالدین، صدرالمتألهین و امام خمینی اشاره خواهد شد. نظریة چهارم، برگزیدة عارفان و حکمت متعالیه است که با آیات و مبانی عقلی و فلسفی جمع میشود.
صدرالمتألهین در برخی از آثار خود، همچون تفسیر القرآن الکریم و اسفار از ماهیت و مراتب وحی سخن گفته است. او معتقد است: روح پیامبر اکرم9 به سبب شدت طهارت و نزاهت از دلبستگیها و مشاغل دنیایی، صعود میکند و وحی به صورت «عکس» یا «انتقاش» در قلب وی جای میگیرد؛ آن گاه پس از نزول آن متن وحیانی به مقتضای جهان مادی به صورت حروف و کلمات ظاهر میشود. انواع وحی به میزان مشغولیت و خلوت پیامبر بستگی دارد. از نظر او، ماهیت وحی در تمام مراتب آن اعم از وحی نبوی تا وحی بر حیوانات [= غریزه] یکسان است و آن چه باعث تفاوت آنها شده، مراتب وجودی و شدت و ضعف نزاهت و طهارت آنها است؛ بنابراین، بهرهمندی صالحان از خوابهای راستین و الهام، نوعی ضعیف از وحی است. در این مقاله، افزون بر تبیین این دیدگاهها، برخی از نکات آن نقد شده است.