این مقاله آموزه آفرینش بنابر روشنایینامه ناصرخسرو قبادیانی، حکیم نامدار اسماعیلی مذهب سده پنجم هجری را مورد توجّه قرار داده و از همسانی بنمایههای این آموزه با آموزه آفرینش مانوی سخن میگوید. به نظر نگارنده، توجّه به مسائلی مانند حضور مانویان در خراسان سدههای چهارم و پنجم هجری و آشنایی اندیشمندان این دوره مانند ابنسینا و ابوریحان بیرونی با آثار مانوی، ما را بر آن میدارد که برخلاف نظر فیلیپ ژینیو، تأثیر این آموزهها بر ناصرخسرو را جدّیتر از آموزههای یونانی پی بگیریم؛ به ویژه که ناصرخسرو برخلاف سنّت یونانی، عقل و خرد را عنصری مردانه میداند و در ادامه سنّت ایرانی، بر آن است که نفس خصیصهای زنانه دارد. در ادامه مقاله نیز همانندی کارکردهای برخی مراتب دعوت اسماعیلی با طبقات روحانی مانوی مورد توجّه قرار گرفته و احتمال همسانی این مراتب و طبقات، مانند نیوشایان مانوی و مستجیبان اسماعیلی بررسی شده است.
درک و شناخت بهتر میزان توسعه یافتگی شهرستان های کشور نسبت به یکدیگر نه تنها باعث توجه خاص از نظر اقتصادی به آنها می شود، بلکه موجب شناخت نقاط ضعف و قوت، توان ها و کمبودهای آنها و در نهایت موجب توفیق برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای می گردد و این حاصل نمی شود مگر با شناخت دقیق تر ناحیه با استفاده از شاخص های مناسب و ارایه اطلاعات و آمارهای بسیار دقیق و در نتیجه ارایه راهبردهای مناسب جهت نیل به اهداف.
راه های گوناگونی برای تجزیه و تحلیل نواحی مختلف وجود دارد که میتوان از آنها در برنامه ریزی ناحیه ای به اشکال مختلف استفاده نمود. در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش طولی و عرضی ایزارد روند تحولات شاخصهای توسعه شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری نسبت به یکدیگر و به کل استان در یک دهه آماری (75- 65) با در نظرگرفتن 24 شاخص که از شاخص های مهم میزان توسعه هر ناحیه محسوب می شود، مورد بررسی قرار گیرند. (سرشماری عمومی نفوس و مسکن، استان و شهرستان 75 و 1365).
با مقایسه ای که بین 24 شاخص درسطح شهرستان ها صورت گرفته است بیش از نیمی از شاخص ها هنوز از جایگاه مناسبی از نظر رشد و توسعه هم در سطح شهرستان و هم در سطح استان برخوردار نیستند و به طورکلی بیان نگر عقب ماندگی زیربناها یا شاخص های انسانی توسعه و رشد دراین استان نسبت به کل کشور می باشد، همچنین با استفاده از زوایای بدست آمده در کل نمودارهای بعضی شهرستان ها (فارسان) هنوز از کل استان و شهرستانهای دیگر از بعد رشد فاکتورها عقب مانده محسوب شده اند
تداوم اقتدار دولت از یک سو و ضعف و وابستگی نسبی سیاسی جامعه از سوی دیگر ، موانع برطرف نشدنی را پیش روی روند دموکراسی در خاورمیانه قرار داده است . به همین دلیل ، هیچ کدام از سه خصیصه اصلی دموکراسی سازی - دموکراسی سازی از طریق جامعه مدنی ، توسط کناره گیری داوطلبانه رهبران سلطه جو و ایجاد شکاف در هسته یکپارچه نخبگان حاکم - نتوانسته اند به طور عمده در این ناحیه جلوه گر شوند . البته دو کشور لبنان و ترکیه استثناء واقع میشوند . در ایران ، در دوره نخست ریاست جمهوری آقای خاتمی ، به نظر میرسید که نبود هماهنگی نهادی و ایدئولوژیکی در دولت ، باعث کند شدن روند دموکراسی شود...
"گسترش رفتارهای بزهکارانه نظیر مصرف داروهای مخدر، مشروبات الکلی، رفتارهای نامشروع جنسی، خرابکاری و فرار از خانه و مدرسه در بین جوانان مناطق حاشیه نشین کلان شهرها همواره مورد توجه جامعه شناسان بوده است. جامعه شناسان شهری نظیر پارک (1967) ساویج و وارد (1993) و جامعه شناسان انحرافات نظیر لاوسون و هیتون (1999) و رید (2000) تمایل جوانان حاشیه نشین به رفتار بزهکارانه را از منظر بی سازمانی اجتماعی مورد توجه قرار داده اند. لوییس (1998) حاشیه نشینی را با «فرهنگ فقر» همراه دانسته و ویژگی های خاص روانی، فرهنگی واجتماعی کسانی که فرهنگ فقر را تجربه می کنند را با «بزهکاری جوانان» مرتبط می داند.
در این مطالعه از «روش پیمایشی» استفاده شده که با شیوه «خودگزارشی» اطلاعات مورد نیاز در مورد ویژگی های جمعیت شناختی، اقتصادی و اجتماعی پاسخگویان، مولفه های فرهنگ فقر و گرایش جوانان به رفتار بزهکارانه را جمع آوری نموده است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر شاخص های فرهنگ فقر بر گرایش جوانان به رفتار بزهکارانه انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه جوانان منطقه حاشیه نشین ده پیاله شهر شیراز می باشد. انتخاب برخی از حوزه های سکونتگاهی جنوب شهر شیراز که به لحاظ وضعیت اقتصادی مشابه جامعه مورد مطالعه می باشد به عنوان «گروه مقایسه» به منظور آزمون رابطه فرهنگ فقر با بزهکاری جوانان بوده است. یافته های حاصل از «تحلیل پراکنش دوسویه» بیانگر رابطه معنی داری حدود 99 درصد بین حاشیه نشینی و مولفه های فرهنگ فقر نظیر عدم تمایل به پس انداز، احساس سرشکستگی و میل به انزوا و کمبود حمایت خانواده را با گرایش به رفتار بزهکارانه و تعامل بین حاشیه نشینی و مولفه های فرهنگ فقر در رابطه با رفتار بزهکارانه جوانان می باشد"
نقش سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر اشتغال در کشور میزبان، به دو صورت است: اولاً، با ورود بنگاه های چندملیتی به داخل کشور میزبان ـ به دلیل بهره وری بالای این شرکت ها ـ تقاضا برای نیروی کار ماهر در داخل کشور میزبان افزایش می یابد؛ و معمولاً شرکت های چندملیتی، دستمزد بالاتری نسبت به شرکت های مشابه داخلی پرداخت می کنند. ثانیاً، اثر سرریز این بنگاه ها بر بنگاه های داخلی است؛ به این ترتیب که شرکت های چندملیتی، دارای بهره وری بالاتری نسبت به بنگاه های داخلی هستند. بنابراین، بنگاه های داخلی برای رقابت با شرکت های چندملیتی سعی می کنند تا شکاف بهره وری خود را با شرکت های خارجی کاهش دهند. در صورت تحقق این مورد که لازمه ی آن استفاده از تکنولوژی مشابه خارجی و استخدام نیروی کار ماهر است، اثر سرریز بنگاه های خارجی بر بنگاه های داخلی عملی می شود. در این تحقیق، با استفاده از داده های صنایع کارخانه ای ـ به تفکیک گروه دو رقمی ISIC ـ بین سال های 1376 ـ1383، به روش ادغام داده های سری زمانی ـ مقطعی، اثر سرریز سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر صنایع کارخانه ای آزمون شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که اثر سرریز سرمایه گذاری مستقیم خارجی در صنایع مربوط به نفت، به صورت افزایش در تقاضا برای نسبت نیروی کار ماهر به غیرماهر خواهد بود؛ اما این اثر در مورد صنایع دیگر مشاهده نمی شود.
این مقاله به بررسی اثر گذاری تغییرات نرخ واقعی ارز بر سرمایه گذاری در 8 زیر بخش صنعت ایران طی دوره ی 79-1350 می پردازد. به این منظور برای بیان رفتار سرمایه گذاری، مدلی بر اساس اصل شتاب انعطاف پذیر ارائه شده است. در این مدل از سطح مطلوب انباشت سرمایه و در نتیجه میزان سرمایه گذاری توسط متغیرهای ارزش افزوده، واردات کالاهای سرمایه ای، حاشیه ی نرخ ارز و نرخ ارز واقعی و به روش داده های ترکیبی (سری زمانی-مقطعی) استفاده شده است. برای تخمین مدل از روش اقتصاد سنجی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد از آنجا که نرخ ارز از دو کانال درآمد و هزینه ، سرمایه گذاری را تحت تاثیر قرار می دهد، تغییرات آن اثر دوگانه ای بر سرمایه گذاری صنایع دارد و بسته به ویژگی های این صنایع متفاوت است.