دولت ادریسیان اولین دولت علوی بود که در سال 172ق/ 788 م در مغرب الاقصی استقلال خود را توسط ادریس بن عبداله حسنی از خلافت عباسی به دست آورد. در باب مذهب ادریسیان و این که آیا این خاندان شیعه بوده اند یا نه در میان مورخان اختلاف وجود دارد. گروهی این ها را معتزلی شمرده اند و گروهی دیگر آن ها را شیعه دانسته اند بی آنکه به نوع آن اشاره کنند، برخی دیگر آن ها را شیعه معتزلی خوانده اند و بعضی ها فقط با لفظ علوی از آن ها یاد کرده اند.در این مقاله ضمن بررسی دیدگاه های متفاوت این مورخان به این نتیجه رسیده ایم که می توان حدس زد که ادریسیان بنابر دلایل و مستندات تاریخی، به احتمال قوی از شیعیان زیدیه بودند که به لحاظ اصول عقاید، معتزلی و در فروع عقاید از فقه ابوحنیفه پیروی می کردند، ولی به دلایل سیاسی هرگز به طور رسمی از مذهب خود ذکری به میان نیاورده اند.
روشنفکری، روشن نگری و نقد اجتماعی مفاهیمی مرتبط با یکدیگر هستند، لیکن در مقام عمل الزاما هر روشنفکر و روشن نگری منتقد اجتماعی و روشنگر نیست. آنچه که در مقاله حاضر به آن پرداخته می شود، بررسی آرای طالب اف به عنوان روشن نگری اجتماعی - سیاسی در نقد شرایط، آرا و باورهای جامعه زمان خویش است. همچنین درباره نحوه رویارویی وی با این شرایط و آرا مختلف سخن خواهیم گفت. در این بررسی از آثار طالب اف استفاده و از روش تحلیل محتوا سود برده شده است.
مقاله حاضر با هدف بررسی و نقد آرای فیلسوفان زبان و معنی شناسان منطقی درباره الفاظ خاص و عام نگاشته شده است. برای دست یابی به این مهم، ابتدا به معرفی لفظ خاص و مساله تحلیل چنین لفظی در معنی شناسی منطقی پرداخته خواهد شد و سپس از همان روش برای معرفی و بررسی لفظ عام بهره گرفته خواهد شد تا از این طریق صحت و سقم آرای فیلسوفان زبان و معنی شناسان منطقی از منظر معنی شناسی زبانی معلوم گردد.
خلیفه عمر به سال 23 (644 م) کشته شد و عثمان جانشین وی گردید. دلیل اصلی این رویداد ناخشنودی برخی بزرگان عرب از برنامه های اقتصادی خلیفه دوم بوده است. مطالعات انجام شده در این باره، به ویژه به زبان پارسی بسیار اندک است. برای روشن شدن این رویداد، سیاست های اقتصادی – اجتماعی عمر، به ویژه در مورد زمین، وصیت نامه وی، بهبود جایگاه اقتصادی اشراف پس از قتل خلیفه و حدس و گمان ها درباره این قتل باید بررسی گردد.