در حالی که دولتها در تلاشند تا نظامهای رفاهی خود را اصلاح کنند، تأثیر پیر شدن جمعیت بر پایداری نظامهای بازنشستگی به صورت یکی از مباحث داغ اروپا درآمده است. سازمانهای کارفرمایی مدیریت، و اتحادیه کارگری، و کارگران از پر سروصداترین مخالفان اصلاحات هستند. این مقاله می پردازد به مقولات مورد بحث و نشان می دهد که، به رغم دشواری ها، گفت وگو تا اندازه ای می تواند در نیل به اجماع در میان دست اندرکاران سودمند افتد و موجبات اصلاحاتی پذیرفتنی را در بازار کار و نظامهای بازنشستگی فراهم کند. این اصلاحات باید فراگیر بوده و از مفروضات پیشینی رها باشد. در اینجا، به نمونه هایی عینی از گزینه های موجود از جمله در فنلاند، دانمارک، اسپانیا، و بریتانیا اشاره می شود.
مهمترین دغدغة خاطر بزهدیدگان جرائم، پیش از آنکه اجرای مجازات بزهکار باشد، جبران خساراتی است که از رهگذر وقوع جرم متحمل شدهاند. به همین جهت، جبران خسارت بزهدیده نقش بسیار مهمی را در سیاست جنایی داراست و متولیان و مقامات مسئول همواره میکوشند برای تحقق آن، از سایر ابزارهای سیاست جنایی استفادة بهینهای بکنند. اینکه جبران خسارت بزهدیده، شرط بهرهمندی بزهکار از نهادهایی همچون آزادی مشروط، تعلیق مجازات، ارجاع پرونده به میانجیگری کیفری، تخفیف و یا معافیت از مجازات است و نیز اینکه جبران خسارت گاه جایگزین مجازات و گاه به مثابة مجازات است، شواهد خوبی بر مدعای پیشین است. با وجود این عوامل مختلفی باعث شده است که دل بستن به جبران خسارت توسط بزهکار در همة موارد، آرزویی عبث و امیدی خام جلوه نماید. در نتیجه ضرورتها ایجاب نموده است تا دولت به این مهم اقدام کند. اما آنچه در این میان حائز اهمیت است، پیجویی مبانی مطمئن برای این موضوع است. به نظر میرسد دولت در قبال بزهدیدگان، مدیون نیست و مسئولیت مدنی ندارد. دولت تنها وظیفه دارد به این امر اقدام نماید.
وقوع گسیختگی هادردامنه های منطقه که به اشکال گوناگون و توسط عوامل مختلف صورت می گیرد، علاوه بر وارد آوردن صدمات جانی و خسارات مالی مستقیم، موجب افزایش میزان رسوبات وارده به رواناب های سطحی می گردد. با این استدلال که این گسیختگی ها به طورمستقیم و یا غیر مستقیم با ویژگی های مورفولوژیکی حوضه ها در ارتباط هستند، در مقاله ی حاضر میزان رسوبات حاصل از گسیختگی دامنه ها در رابطه با این ویژگی ها، با استفاده از روش های تجربی و با دخیل دادن پارامترهای مختلف، نظیر وسعت حوضه ها و انحنای دامنه ها، محاسبه و تحلیل شده اند و با استفاده از نتایج حاصل، بخش های حساس نسبت به گسیختگی که مواد دامنه ای بیشتری را در اختیار آب های جاری قرار می دهند، ممیزی گردیده اند. نتایج حاصل از تحلیل های صورت گرفته نشان می دهد که بخش های مختلف منطقه از نظر استعداد گسیختگی یکسان نبوده، بلکه از این نظر بخش های مرکزی و جنوب شرقی منطقه، کاملاً متفاوت از یکدیگرند. بخش های متعارض منطقه و دامنه های متشکل از آبرفت های قدیمی تحکیم نیافته و با حساسیت زیاد نسبت به فرسایش آبی، از بخش های مستعد به گسیختگی محسوب می شوند و سالانه مقدار متنابهی از مواد دامنه ای وخاک از سطوح شیب دار منطقه را در اختیار آب های سطحی قرار می دهند.
روشها و ابزارهای مدیریت کیفیت نقش مهمی در مدیریت پیشگیری از اتلاف و بهبود منابع ایفا می کنند. از سوی دیگر توجه به پاره ای عوامل کلیدی و مهم می تواند ضمن کارآتر و اثربخش تر نمودن کاربرد روشها، مدیران را در انتخاب مناسب و گزینه ای آنها یاری کند.در این مقاله نقاط ضعف و قوت روشهای مدیریت کیفیت ارایه و با مشخص شدن اهمیت جامع بودن اطلاعات در مورد انواع روشها و ابزارها، بر استفاده گزینه ای از آنها با توجه به محل کاربردشان تاکید شده است. در ادامه برای انتخاب روشها، طبقه بندیهای مختلفی معرفی شده است. همچنین، چارچوبی برای استفاده از روشهای کیفیت در فرآیند بهبود مستمر و نیز یک دستورالعمل هفت مرحله ای برای بهبود کیفیت پیشنهاد شده که مطابق با آنها، نوع و میزان استفاده از ابزارها و روشهای مدیریت کیفیت در هر مرحله مشخص شده است.