این مقاله پیرامون تلاش های دیپلماتیک سیدضیاءالدین طباطبایی می باشد که در رأس یک هیأت رسمی از سوی دولت ایران در سال 1298 (هجری شمسی) به منطقه قفقاز اعزام شده است. این هیأت بلندپایه دیپلماتیک زمانی به قفقاز اعزام شده است که منطقه در تب و تاب تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی به سر می برد. امپراتوری بزرگ روسیه همسایه شمالی ایران و یکی از نیرومندترین قدرتهای جهانی به سرعت در حال فروپاشی است. جنگ جهانی اول (1293-1297 هجری شمسی) به همراه جنگهای دیگری که با سایر قدرتهای اروپایی از نیمه دوم قرن نوزدهم در امپراتوری روسیه اتفاق افتاده، زمینههای اضمحلال آن قدرت را به همراه آورده است. انقلاب اکتبر (1296) روند این فروپاشی را تسریع می نمود. این انقلاب روسیه را در ورط? یک جنگ داخلی تمام عیار میان نیروهای موافق و مخالف انقلاب گرفتار ساخته. در اثناء این تحولات حکومت ایران هیأتی را به ریاست سیدضیاءالدین طباطبایی به منطقه قفقاز اعزام می دارد. هدف هیأت رسیدگی به وضعیت ایرانیانی است که در نتیجه انقلاب روسیه در منطقه قفقاز گرفتار شدهاند. اما جدای از این هدف، سیدضیاء تلاش می نماید تا شاید مجدداً پیوندهایی میان ایران و مناطق قفقاز بالاخص آذربایجان به وجود آورد. تضعیف چشمگیر قدرت روسیه این انگیزه را در برخی مقامات ایرانی به وجود می آورد که شاید بتوان پیوند با ایران را در قالب یک فدراسیون جایگزین پیوند این مناطق با روسیه نمود.
تحقق دموکراسی مستلزم وجود پیوند (Unity) میان جامعه و دولت است. دیدگاه های متفکران برجسته ی نظریه دموکراسی و همچنین بررسی مراحل مختلف جامعه ی سرمایه داری (در شکل لیبرالیسم کلاسیک، لیبرالیسم تجدید نظر طلب و نئو لیبرالیسم) مبین ضرورت وجود این پیوند برای تحقق دموکراسی می باشد. بر این اساس، در پژوهش حاضر استدلال می شود به علت گسست رابطه ی جامعه و دولت در عصر جهانی شدن، دموکراسی با بحران مواجه می شود. تلاش های نظری متعددی از سوی دانش پژوهان به منظور تبیین چشم انداز دموکراسی در عصر جهانی شدن صورت پذیرفته که در این نوشتار در قالب سه رهیافت، "پایان دموکراسی"، "جهان وطن گرایی" و "مدرنیزاسیون بازاندیشانه " طبقه بندی و مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته اند.