هدف از این پژوهش بررسی میزان اثر بخشی مشاوره شغلی به شیوه گروهی بر مبنای پردازش اطلاعات شناختی بر کاهش افکار نا کارآمد حرفه ای(شغلی) دانشجویان دانشگاه اصفهان بوده است.
به منظور بررسی فرضیه های پژوهش در قالب یک طرح نیمه تجربی تعداد30 آزمودنی به روش تصادفی ساده از بین دانشجویان مراجعه کننده به مرکز کار آفرینی دانشگاه اصفهان انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت شش جلسه تحت مشاوره شغلی گروهی به شیوه پردازش اطلاعات شناختی قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه افکار ناکارآمد حرفه ای بود که در مورد هر دو گروه به صورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. نتایج پژوهش نشان داد که مشاوره شغلی به شیوه گروهی بر مبنای پردازش اطلاعات شناختی بر کاهش افکار ناکار آمد حرفه ای بود که در مورد هر دو گروه به صورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد.
نتایج پژوهش نشان داد که مشاوره شغلی به شیوه گروهی بر مبنای پردازش اطلاعات شناختی بر کاهش حرفه ای و چهار زیر مقیاس آن یعنی افکار ناتوانی(0.01=p)، افکار تایید دیگران(0.009=p)، افکار نبودن فرصت (0.002=p)، و افکار سردرگمی(0.02=p)، موثر بوده است. همچنین مشاوره شغلی به شیوه پردازش اطلاعات شناختی بر کاهش یکی از زیر مقیاس ها یعنی افکار کمال گرایی (0.45=p) موثر نبوده است.
در این مقاله بهطور مختصر روشها و استراتژیهایی که معلمان میتوانند برای تشویق و ایجاد انگیزه در شاگردان از آنها استفاده نمایند شرح داده شده است همانطور که دورنی (116 ـ 2001) اشاره میکند «مهارت استاد در انگیزه بخشی به شاگردان باید به عنوان عنصر اصلی اهداف آموزش در نظر گرفته شود.» اگرچه تاکنون مقادیر زیادی راهنمای تدریس که بر محور آموزش استوار است چاپ و منتشر شده است، اما آنها در عمل راهنمای سودمند و مفیدی نیستند. بنابراین هدف اصلی ما در اینجا تکیه بر روشها و استراتژیهایی است که آموزش زبان خارجی را بهبود میبخشد.
رشد مقوله اخلاق و تاثیر آن بر نظامهای تصمیم گیری در سازمانها از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. شناخت الگوها و مکاتب اخلاقی و سپس اجرایی نمودن آن در فضای عملیاتی کمک می کند که جامعه جهانی به سوی تصمیم گیری اخلاقی پیش رود. وارد کردن مولفه اخلاق در مساله تصمیم گیری با کاستیهایی همانند فقدان دستگاه مناسب به منظور قیاس میان تابع مطلوبیت گزاره های اخلاقی با سایر مطلوبیتهای محسوس همانند سود و یا درآمد، فقدان راهکار مناسب در شرایط تعارض بین گزاره های اخلاقی با منافع و اهداف سازمان و همچنین عدم شفافیت جایگاه متغیرهای اخلاقی در نظام تصمیم گیری رو به روست. این کاستیها باعث آن شده است که فضای مباحث اخلاقی بیشتر سمت و سوی نظری و انتزاعی به خود بگیرد و کمتر در فضای عملیاتی سازمان، امکان اجرایی کردن آن به وجود آید.یکی از حوزه های تصمیم گیری در سازمانها، تصمیم گیری در حوزه علوم و فناوری است؛ حوزه ای که در حد خود گسترده است و از تصمیم گیری برای خرید و انتقال فناوری صنعتی و تخصیص بهینه منابع مختلف تحقیق و توسعه در یک سازمان تا به کار بستن شیوه های درمانی برای بیماران یک بیمارستان را در بر می گیرد.این مقاله ضمن معرفی دستگاه اخلاقی راس به عنوان یک مکتب سازوار در حوزه اخلاق تلاش می کند که در ابتدا امکان بهره مندی از گزاره های اخلاقی را در نمونه های رایج تصمیم گیری چند معیاره پدید آورد و در نتیجه فضای بهره گیری از آنها را در تصمیم گیری های سازمانی فراهم سازد. در ادامه تلاش شده تا با ارایه مفهوم ارزش مورد انتظار اخلاقی، مجموعه کنشهای انسانی در حوزه تصمیم گیری در قالب گردآوری ارزشهای مورد انتظار ناشی از اجرای وظایف هفتگانه راس و مشتقات آن متجلی شود و سایر اهداف همانند افزایش سود، درآمد و یا کاهش ضرر در قالب یک وظیفه اخلاقی بازخوانی شود. در این صورت، علاوه بر پیش بینی و تبیین رفتار تصمیم گیران، امکان ارایه نمونه های اجرایی برای تصمیم گیری بر مبنای ارزش مورد انتظار اخلاقی فراهم می شود.
هدف از این تحقیق عبارت است از بررسی تاثیر بازی های خانگی بر عملکرد تیمهای حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران در مسابقات سال 83-84 به این منظور اطلاعات مربوط به تعداد برد، مساوی، باخت، تعداد گل زده و خورده، کارتهای زرد و قرمز و تعداد امتیازات کسب شده توسط 16 تیم حاضر در بازیهای خانگی و خارج از خانه از طریق وب سایت www.soccerway.com و کتاب لیگ فوتبال 83-84 در یک نگاه کسب شده و با استفاده از آمار استنباطی و t تست تحلیل و تجزیه شده است. نتایج تحقیق نشان دهنده تاثیر مثبت عملکرد تیمها در مسابقات خانگی بوده، به طوری که تعداد برد در بازی های خانگی به طور معنی داری بیشتر از بازی های خارج خانه بوده (0.05> p ، 3.69=t)، تعداد باخت در بازی های خارج خانه بیشتر از بازی های خانگی بوده (0.05> p ، 5.96- = t)، همچنین تعداد گل زده در بازی های خانگی به طور معنی داری بیشتر بوده است (0.05> p، 4.30= t) و نیز در بازی های خانگی تعداد گل خورده کمتری مشاهده شد (0.05> p ، 3.71- = t). نتایج همچنین نشان می دهد که تعداد امتیاز کسب شده در بازی های خانگی بیشتر از بازی های خارج خانه بوده و تفاوت معنی دار است (0.05> p ، 5.18 = t). اما بین تعداد مساوی به دست آمده و نیز تعداد کارتهای زرد و قرمز در بازیهای خانگی و بازیهای خارج خانه تفاوت معنی داری مشاهده نشد (0.05< p). مجموع درصد امتیازات مربوط به فواید بازی خانگی بیشتر از بازیهای خارج خانه بوده است (53.4 درصد در برابر 35.9 درصد). نتایج این تحقیق نشان دهنده عملکرد بهتر تیمها در بازی های خانگی است.
غالباً خانه داری، اشتغال خاص زنان تلقی می شود، حتی اگر آن ها در پایگاه های شغلی همطراز با شوهرانشان شاغل باشند. به همین دلیل، مسئولیت های خانوادگی و به ویژه وجود فرزندان خردسال، کار آن ها در خارج از خانه را تحت تاثیر قرار می دهد و آن ها را وادار می کند که برای تثبیت هویت شغلی خود به فشارهای ناشی از اضافه بار نقش و تداخل نقش ها تن در دهند و درعین حال بکوشند به هر قیمت، تعادل لرزان میان تعهداتشان در برابر خانواده و کار را حفظ کنند. در شرایطی که این وضع اجتناب ناپذیر است وجود کدام ویژگی های شغلی و خانوادگی می تواند به زنان شاغل در مدیریت نقش های چندگانه و کاهش فشار کمک کند؟ در پژوهش حاضر سعی شده با انجام یک بررسی پیمایشی در بین 311 زن شاغل دارای همسر در دو منطقه از شهر تهران به این پرسش پاسخ داده شود . نتایج حاکی از آن است که مشارکت همسر در کار خانه، تحصیلات وی، احساس برابری زوجین در تقسیم کار خانگی، میزان رضایت زنان از شغل خود، انگیزه اشتغال، محتوای شغل، انعطاف شغلی ، سابقه کار و حجم ساعات کار هفتگی ، منابع مطلوبی برای زنان در جهت انطباق با فشار به شمار می آیند.