نقش واسطه ای نگرش های ناکارامد در رابطه بین استرس تحصیلی و راهبردهای مقابله ای در دانشجویان مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز
حوزههای تخصصی:
استرس تحصیلی به عنوان یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر سلامت روانی دانشجویان، می تواند بر انتخاب راهبردهای مقابله ای آن ها تأثیرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین استرس تحصیلی و راهبردهای مقابله ای مسئله مدار با نقش میانجی نگرش های ناکارآمد در دانشجویان مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز است. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نظر هدف بنیادی است. جامعه آماری شامل 350 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد بود که بر اساس جدول مورگان 175 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس تحصیلی زاژاکووا و همکاران (2005)، پرسشنامه نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (1978) و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر (1990؛ CISS-21) بود. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS و روش تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بین استرس تحصیلی و راهبرد مقابله ای مسئله مدار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (β=0.681, p<0.001). همچنین استرس تحصیلی اثر مستقیم و معناداری بر نگرش های ناکارآمد داشت (β=0.692, p<0.001)، اما اثر نگرش های ناکارآمد بر راهبرد مقابله ای مسئله مدار معنادار نبود (β=0.049, p=0.516). بنابراین، نقش میانجی گری نگرش های ناکارآمد در این رابطه رد شد. یافته ها بیانگر آن است که استرس تحصیلی بیشتر به صورت مستقیم موجب افزایش استفاده از راهبردهای مقابله ای مسئله مدار می شود.این یافته ها بر لزوم تمرکز بر مداخلات مستقیم برای مدیریت استرس تحصیلی تأکید دارد. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای تقویت راهبردهای مقابله ای مسئله مدار در دانشگاه ها اجرا شود.







