"هدف اصلى این مقاله، شناخت عوامل مؤثر بر مرگ و میر کودکان در استان ایلام با تاکید بر محرومیت اجتماعى است. بر این اساس، مهمترین سؤال پژوهشى مورد نظر عبارت است از این که محرومیت اجتماعى و شاخص هاى جمعیتى، چه رابطه اى با مرگ ومیر کودکان دارند.
روش تحقیق مورد استفاده براى بررسى موضوع و سؤالات تحقیق، روش پیمایشى است و جامعه آمارى مورد نظر عبارت است از کلیه زنان ازدواج کرده 49-15 ساله استان ایلام که حداقل یک بچه زنده بدنیا آورده اند. مبانى نظرى براى تحلیل و تبیین موضوع این مقاله، مشتمل بر نظریه هاى محرومیت اجتماعى و نظریه هاى مربوط به مرگ ومیر کودکان است که در نهایت با استفاده از نظریه هاى مطرح شده، مدل نظرى مقاله ترسیم شده است. بر اساس اطلاعات به دست آمده، متوسط بعد خانوار در نمونه تحت بررسى، 9/4 نفر، میانگین فاصله بین موالید، 42 ماه، میانگین تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده، 05/3 و میانگین تعداد فرزندان زنده مانده، 8/2 بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح دو متغیره و چند متغیره، صورت گرفته است. در سطح تحلیل چند متغیره از رگرسیون لوجستیک استفاده شده است. بر این اساس در سطح کل استان، شاخص هاى جمعیتى، محرومیت اجتماعى و نوع ازدواج، در مدل باقى مانده اند، اما در نقاط شهرى، محرومیت اجتماعى، نوع ازدواج و آگاهى از مراقبت هاى کودکان، در مدل باقى مانده اند و در نهایت در نقاط روستایى، شاخص هاى جمعیتى، محرومیت اجتماعى، بهداشت تغذیه و نوع ازدواج، در مدل باقى مانده اند. به منظور تایید مدل تحلیلى مطالعه حاضر، از مدل معادلات ساختارى استفاده شده است که در این مدل به استثناى بهداشت تغذیه، تمامى متغیرهاى انتخاب شده به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر متغیر وابسته تاثیر داشته اند.
"
"ادبیات علمی در باب انقلاب ها به سه دسته تقسیم میشوند که دسته اول به ""عللشناسی"" وقوع، دسته دوم به ""فرایندشناسی"" آغاز تا پیروزی و دسته سوم به ""پیامدشناسی"" داخلی و خارجی انقلاب ها میپردازند. مقاله حاضر، در دسته سوم و حول محور تاثیرات بینالمللی انقلاب اسلامی قرار میگیرد. تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر جهان اسلام، واقعیتی است که از سوی صاحبنظران، نویسندگان، روشنفکران و حتی سیاست مداران مخالف، مورد تایید قرار گرفته است. در این مقاله کوشش شده است تا یک چارچوب برای توضیح آن استخراج شود و بر این مبنا چهار سبد برای جمعآوری حجم انبوه و عظیم دادهها در 51 کشور مسلماننشین خاورمیانه و اقلیتهای مسلمان در سایر کشورها و سازماندهی تئوریک اطلاعات در باب تاثیرگذاری انقلاب اسلامی و ""رفع کمبود تئوریک در درس بازتاب انقلاب اسلامی ایران"" طراحی شده است. طبق یافتهها، این چارچوب، چهار محور دارد، شامل نگرش جامعه ایران، نگرش و رفتار دولت و رهبران ایران؛ نگرش و رفتار جامعه موردی نگرش و رفتار دولت موردی. البته این نگرش ها و رفتارها با یکدیگر تعامل داشته و در زمان های متفاوت، دگرگون شده است. هر یک از این محورهای چهارگانه نیز دارای محورهای فرعی است. بر این اساس محقق میتواند اولاً تصویری کلی از تاثیرات به دست آورد. ثانیاً میتواند محورهای کلان سازماندهی اطلاعات خود را شناسایی کند و ثالثاً سؤالات و محورهای قابل بررسی در هر فاز تحقیق را برجسته کند و رابعاً میتواند این چارچوب منعطف را به مثابه الگویی جهت اعمال روش مقایسهای بین کشورهای پنجاهگانه به کار گیرد.
"
هدف: در این تحقیق، هدف طبقه بندی و بررسی انواع غلطها، سرعت و دقت خواندن بریل و تعیین تاثیر نقش پایه تحصیلی، وضعیت بینایی، جنسیت در عملکرد خواندن بود. روش: 41 دانش آموز مبتلا به آسیبهای بینایی که وسیله اصلی نوشتاری آنها بریل بود از مرکز ویژه آموزش نابینایان به صورت قضاوتی انتخاب شدند، 5 متن خواندن محقق ساخته را خوانده و فیلم آنها ضبط شد. داده های استخراج شده بر اساس فیلمها از طریق آزمون کروسکال والیس، یومان - ویتنی و تحلیل مانوا تحلیل شد. یافته ها: غلطها به 6 طبقه از جمله غلطهای اعرابی، حذف حرف، حذف نقطه، حذف کلمه، معکوس سازی نقطه ها و حدسی تقسیم شد. نتایج نشان داد که حذف کلمه، شایع ترین غلطها در هر 5 پایه بوده است. میزان شیوع انواع غلط با پایه تحصیلی و عملکرد خواندن رابطه دارد و با بالا رفتن پایه تحصیلی، عملکرد خواندن بهبود می یابد. افراد کم بینا نسبت به افراد نابینا، دختران نسبت به پسران دقت خواندن بالاتری را نشان دادند. نتیجه گیری: حذف کلمه شایع ترین غلط در خواندن بریل است و پایه تحصیلی، وضعیت بینایی و جنسیت با عملکرد خواندن رابطه دارد.
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی وضعیت بهزیستی روان شناختی مادران کودکان کم توان ذهنی و مقایسه آن با مادران کودکان عادی و بررسی نقش سبکهای مقابله به عنوان یک متغیر میانجی در تعیین بهزیستی روان شناختی بود. روش: برای دستیابی به این مهم 75 نفر مادر کودک کم توان ذهنی که بعنوان آموزش پذیر و تربیت پذیر شناسایی شده و در مدارس ابتدایی استثنایی شهر ارومیه در سال تحصیلی 86-85 مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند. جهت مقایسه 75 نفر مادر کودک عادی که از نظر سن و جنس فرزندان، تحصیلات و طبقه اقتصادی- اجتماعی با گروه نخست همتا شده بودند، انتخاب گردیدند. پس از توجیه، آزمون های بهزیستی روان شناختی ریف و سبکهای مقابله اندلر و پارکر اجرا شد. آزمونهای آماری تحلیل رگرسیون گام به گام، t گروههای مستقل و آزمون مجذور خی برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شدند. یافته ها: t بدست آمده از مقایسه وضعیت بهزیستی روان شناختی دو گروه برابر 5.34 بود که در سطح 0.01 معنادار و میانگین مادران عادی (356.96) بالاتر از مادران کودکان کم توان ذهنی (333.60) بود. آزمون مجذور خی متغیر سبکهای مقابله دو گروه مادران برابر 44.46 بدست آمد که نشان داد تفاوت فراوانی مشاهده شده بین سبکهای مقابله ای مورد استفاده معنادار است و هر دو گروه عمدتا از سبک مقابله مساله محور استفاده می کنند. نتایج تحلیل واریانس و مشخصه های آماری رگرسیون بین میانگین بهزیستی روان شناختی و متغیرهای پیش بین وضعیت مادران حاکی از این بود که F مشاهده شده (14.91) فقط برای وضعیت مادران معنادار است و این متغیر قادر است چهل درصد از تغییرات واریانس مربوط به بهزیستی روان شناختی را تبیین کند و سبک مقابله نمی تواند به صورت معنادار متغیر فوق را پیش بینی کند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از پایین بودن وضعیت بهزیستی روان شناختی مادران کودکان کم توان ذهنی است که می توان نتیجه گرفت احتمالا وجود کودک کم توان ذهنی به عنوان عامل آسیب زننده به این متغیر می تواند عمل کند و سبکهای مقابله که متغیری شخصیتی به شمار می رود متغیر تعیین کننده ای در تعیین بهزیستی روان شناختی مادران هیچ یک از گروهها به شمار نمی رود.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش روش خوددرمانی شناختی-رفتاری بر کاهش علایم اختلال وسواسی – اجباری در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی اصفهان اجرا گردید.
روش: 10 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی – اجباری به روش تصادفی زمانی از میان جامعه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه پنج نفره شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه شاهد قرار گرفتند. پرسشنامه وسواسی – اجباری مادزلی به عنوان پیش آزمون در مورد دو گروه اجرا شد. گروه آزمایشی به مدت دو هفته آموزش روش خوددرمانی شناختی – رفتاری را دریافت کردند و آزمودنی های گروه شاهد در فهرست انتظار قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش روش خوددرمانی به شیوه شناختی – رفتاری در گروه آزمایشی، باعث کاهش معنادار علایم اختلال وسواسی – اجباری (نسبت به گروه شاهد) در مرحله پس آزمون شده است (005/0p<).
نتیجه گیری: آموزش روش خوددرمانی شناختی – رفتاری ممکن است در بهبود علایم اختلال وسواسی – اجباری مؤثر باشد.
"در تجزیه سطوح سبکی هر شاعر، یکی از عناصر مهم مربوط به صور خیال، رنگ است که افکار و عواطف وی را از سویی، و موضوع و درونمایه اثر را از سوی دیگر به هم مربوط می سازد. لذا بررسی نحوه کاربرد رنگ در آثار شاعران صاحب سبک و غیر مقلد دریچه ای به روی شناخت عوالم درونی ایشان است و در عین حال نقدی است بر میزان توانایی هنری و ادبی آنها در بهره گرفتن از عناصر مختلف خیال.
در پی این هدف، مقاله حاضر چگونگی به کارگیری رنگ را در صور خیال فردوسی و توجه شاعر را به تناسب و هماهنگی رنگ ها با هسته روایی داستان های شاهنامه بررسی کرده، نشان می دهد که رنگ در صورخیال فردوسی اصالت ندارد، اما رابطه معناداری میان کاربرد رنگ با مضمون، حوادث و وقایع داستان ها دیده می شود. به همین دلیل، رنگ اسب پهلوانان در موارد متعدد با هسته روایی داستان و اتیمولوژی نام صاحبانشان ارتباط پیدا می کند و نیز درفش هر پهلوان با رنگ و نقش ویژه ای ظاهر می شود. همین طور رنگ خیمه هر یک از نامداران متفاوت با دیگران است. این همه در برخی موارد قابلیت تاویل نمادین پیدا می کند و مهارت فردوسی را در استفاده از تمام گنجایش های ادبی نشان می دهد.
در این مقاله با عرضه بسامد هر یک از رنگ های به کار رفته در شاهنامه، امکان مقایسه دقیق کاربرد رنگ ها در شاهنامه فراهم آمده و نشان می دهد که 53.69% از فضای رنگ های به کار رفته در شاهنامه، به مناسبت فضای حماسه و جنگ و پیکار، به رنگ های سرد و تیره تعلق دارد و گروه رنگ سیاه با %33.29 کاربرد در راس رنگ ها قرار گرفته است.
"