پس از فروپاشی دولت امویان، و روی کار آمدن عباسیان در اوایل قرن دوم هجری، جامعه اسلامی شاهد تحولاتی عمیق در تمامی زمینه ها گردید که عمده ترین این تحولات متوجه مبانی اعتقادی مردم شده بود. ظهور مکاتب مختلف مذهبی و تنوع گرایشهای کلامی و فلسفی از شاخصه های برجسته این دوران به شمار می رود. بسیاری از علوم و معارف انسانی از جمله ادبیات و شعر عربی تحت تاثیر این امواج پر خروش فلسفی و کلامی قرار گرفت که حاصل آن را در تنوع موضوعات ادبی می توان جستجو کرد. نگارنده این مقاله سعی بر این دارد تا جنبه های مختلف این تاثیر را بررسی کرده بازتاب آن را در شعر عربی بیان نماید.
منطق فازی را اولین بار در سال 1965، پروفسور لطفی زاده در مقاله ای با عنوان « مجموعه های فازی» مطرح کرد که می توان آن را نخستین قدم در راه رسیدن به نگرش فازی در عرصه معارف بشری دانست. منطق فازی با نگاهی خاکستری به جهان واقعیت، در پی آن است که حقایق خارجی را بطور کامل و آنگونه که هست به تصویر بکشد. جنبه های معرفتی، فلسفی این نگرش که اساساً خاستگاهی فنی، مهندسی دارد بیشتر پس از موفقیت های چشمگیر در عرصه تولیدات صنعتی، مورد توجه قرار گرفت.
برخی و شاید همه نظریه پردازان فازی معتقدند که مبانی معرفتی منطق فازی را می بایست در تفکرات سوفسطایی یونان جستجو نمود و فازی در واقع ادامه همان جریان است. آنان این تفکر را بر اصولی بنا می کنند که نگاه معرفت شناسانه آن را برنمی تابد. این نظریه پردازان محصولات فراوان و چشمگیر فازی را وام دار چنین اصولی می دانند.
این نوشتار با تبیین این مبانی، با نگاهی معرفت شناختی به نقد و بررسی آن می پردازد و درباره این مساله بحث می کند که آیا اساسا منطق فازی _ همانگونه که این نظریه پردازان ادعا می کنند _ بر پایه چنین اصولی شکل می گیرد ؟
در سه دهه اخیر بحث از روشها و رویکردها در مطالعات اسلامی، در پی طرح این مباحث درمطالعات تاریخ ادیان در محافل دین شناسی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در مطالعه اسلام، دو رویکرد اساسی رامی توان سراغ گرفت: رویکرد الهیاتی و رویکرد تاریخی. در این مقاله کوشیده ایم به کار گیری این رویکردها را در دو اثر مهم باموضوع گزارش قرآنی از عیسی علیه السلام (با نظر به تصویرکلی مسیحیت و مسیحیان در قرآن) بررسی کنیم. در اهمیت این موضوع باید گفت این گزارش از سویی، مبنا و هسته شناخت مسلمانان از مسیحیت و مسیحیان است و از سوی دیگر، از همان نخستین مواجهه مسیحیان و عالمان مسیحی در سده های نخست هجری تاکنون این موضوع قرآنی از جمله مهمترین و در عین حال مناقشه آمیزترین مباحث به شمار می آید.در تبیین رویکردهاومسائل روش شناسی، آثار دو محقق تاثیرگذار در این حوزه، یعنی ریچارد بل و جفری پاریندر ،بررسی شده و به مقایسه پیش فرضها،مبانی روشی و نتایج حاصل از این پژوهشها پرداخته شده است.همچنین با مشخص کردن سنت تحقیقی هر یک از این دو پژوهش، و طرح نکات اصلی و مفاهیم اساسی مورد نظر آنها ،بیشتر بر جایگاه و کارکرد خاص متن مقدس در مواجهه با این سنتهای تحقیقی تاکید شده است.
نوشته حاضرپژوهش مختصری است در زندگی فکری گالیله و دستاوردها و کشفیات او و تاثیراتی که برجامعه علمی ومذهبی زمان خود (17 م) گذاشته است. از آن جایی که این کشفیات ارتباط نزدیکی با الهیات مسیحی داشت ،ابتدا زندگی فکری گالیله را به کوتاهی خواهیم نوشت و سپس به نقش و عملکرد کلیسا نسبت به پذیرش و یا عدم پذیرش سخنان او اشاره ای خواهیم کرد. درسیرمطالب به این پرسش نیز پاسخ گفته خواهد شد که آیا تعارض میان علم و دین در این داستان امری حقیقی است یا نه .در انتها گالیله به ترازوی نقد سنجیده می شود.
از آن جا که آدمی از دو قوه نظری و عملی، سرشته شده است و هریک از این دو قوا نقش اساسی در نحوه زندگی انسان، ایفا می کنند جا دارد که پرسش شود نظر و عمل چه نسبتی با یکدیگر دارند و کدامیک بر آن دیگری تقدم دارد؟ درپاسخ به این پرسش ها فیلسوفان اسلامی و غربی پاسخ های مختلف و متعددی بیان کرده اند. در این مقاله هیدگر و ملاصدرا به عنوان دو نماینده ازتفکر فلسفی غرب و اسلامی برای پاسخگویی به پرسش های مطروحه انتخاب شده اند زیرا علی رغم برخی از مشابهت های فکری در مبانی فلسفی و انسان شناسانه، دو پاسخ متفاوت به پرسش های مذکور داده اند.
هیدگر با تعریف و تبیین خاصی که از عمل و نظر دارد قایل به تقدم وجودی عمل و پراکسیس برنظر، در مقام شکل گیری معرفت آدمی است و ملاصدرا با تعریف و تبیین متفاوتی از آنچه هیدگر در باب نظر و عمل دارد قایل به تقدم وجودی و ارزشی علم و آگاهی بر عمل در مقام شکل گیری معرفت آدمی و رجحان آدمی بر دیگر موجودات است.
یکی از مباحث مهم فلسفی و کلامی بحث سعادت و شقاوت است. لذا شایسته است دانسته شود که سعادت چیست. لذت، حکمت، خیر و علم است یا چیزی کاملتر و دربردانده همه اینها. سعادت غایت مطلق و مطلوب نهایی انسان است. سعادت همان چیزی است که انسانها دانسته، یا نداسته در پی آن هستند. و بینش ها و گرایشهای اصیل انسانی آن را تایید می کند.
سعادت چیزی است که با هدف خلقت و کمال نهائی انسان هماهنگی دارد.
بنابراین سعادتمند کسی است که در مسیر الی الله و کمال مطلق گام بر می دارد.
در این مقاله نخست به معنای لغوی و مفهوم اصطلاحی سعادت و شقاوت پرداخته شده و سپس دیدگاه صدرالمتالهین در حکت متعالیه و علامه طباطبائی در المیزان بیان شده است و در ضمن به سؤالاتی از این دست که آیا سعادت از امور حقیقی و مطلق است یا اعتباری و نسبی؟ سعادت امری ذاتی است یا اکتسابی؟ امری دنیائی است یا آخرتی و یا دنیائی ـ آخرتی؟ آرمانی یا دست یافتنی و... پاسخ داده شده است.
پیشگیری بهتر از درمان است. به زبان ساده می توان پیشگیری در حوزه حقوق جزا را به مثابه بهداشت در حوزه سلامت تن و روان دانست. هدف بهداشت عبارت است از پیشگیری از ابتلای به بیماری و هدف پیشگیری از جرم عبارت از جلوگیری از وقوع جرم است. جوامع بشری از سالیان پیش به دنبال راه حل هایی برای کاهش میزان جرم می باشند. در انگلیس امر پیشگیری از جرم را پلیس اداره می کند. در سوئد سازمان مستقلی این وظیفه را برعهده دارد. در بلژیک مدیریت پیشگیری را وزارت دادگستری و پلیس عهده دار هستند. پیشگیری در حقوق ایران نیز دارای وجاهت قانونی است. یعنی خبرگان قانون اساسی در بند 5 از اصل 156 با تعبیر «اقدام مناسب برای پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمین» پیشگیری از وقوع جرم را یکی از وظایف قوه ی قضائیه تعریف کرده است. در خصوص فایده توسل به پیشگیری دو دیدگاه مطرح است. -1 سرکوبی صرف کارایی و فایده لازم را نداشته 2- نه فقط مجازات کارایی نداشته بلکه ضرر هم داشته است. پژوهش حاضر در صدد است با بررسی نقش پیشگیری و جایگاه آن در حقوق ایران و رویکرد قانونگذار ایرانی و نیز پیشگیری از بزهکاری در منابع فراملی نقش بسزای آن را در حقوق کیفری حاضر به تصویر بکشاند.