امروزه در دنیای کسب وکار، برون سپاری به طور گسترده، به ویژه در شرکت های بزرگ بحث و بررسی شده و به نظر میرسد این روند هم چنان رو به افزایش است. در واقع زمانی که از برون سپاری صحبت میشود، اغلب سازمان های بزرگ با منابع و دانشی کلان به ذهن میآیند، در حالیکه درعصر حاضر، اغلب شرکت ها به نسبت کوچک هستند. از طرف دیگر به رغم متداول شدن روزافزون این راهبرد، اما هم چنان در تحقیقات کارآفرینی کشف نشده باقیمانده است. هم چنین مطالعات پیشین دربارهی انواع راهبرد های همکاری در کسب وکارهای کوچک و متوسط اغلب بر روابطی گرایش دارد که در آن کسب وکارهای کوچک و متوسط، بیش تر تأمینکنندهی بخشی از عناصر یا خدمات برای شرکت های بزرگ تر هستند و نه سپارندهی فعالیت؛ بنابراین شناخت وجود یا عدم وجود برون سپاری، نحوهی آن و ماهیت فعالیت های واگذارشده و در کل چگونگی ماهیت برون سپاری در کسب وکارهای کوچک و متوسط، بسیار حایز اهمیت است. مقالهی حاضر، به منظور آشنایی صاحبان و مدیران کسب وکارهای کوچک و متوسط و هم چنین سایر فعالان این حوزه با مفاهیم و تعاریف، تاریخچه برون سپاری و هم چنین ماهیت و نوع فعالیت های برون سپاریشده به ویژه در سطح کسب وکارهای کوچک و متوسط و تمایز آن با کسب وکارهای بزرگ تر تدوین شده است. نمونهی آماری (136n=) تحقیق شامل کسب و کارهای کوچک و متوسط فعال در زمینه صنایع فلزی (به جز صنایع جوشکاری، آبکاری، تراشکاری سختکاری و قالب سازی و صنایع مشابه) و برق و الکترونیک در شهرکهای صنعتی استان تهران (عباسآباد، چرمشهر، اشتهارد، نصیرآباد، پرند، شمسآباد، علیآباد)» است. نتایج تحقیق حاضر نشان میدهد که این کسب و کارها برخی از فعالیت های خود را به ویژه فعالیت هایی هم چون «توزیع و حمل محصولات» و «بخشی از فرایند تولید» به سایر واحدها واگذار میکند که اغلب این واگذاریها به صورت توافقی انجام میشود.
کارآفرینی دانشگاهی ازرسالت های جدید دانشگاه ها پس از رسالت های آموزش و پژوهش است. مفهوم کارآفرینی دانشگاهی با تجاریسازی دانش قرین میباشد. این مقاله به دنبال یافتن عوامل موثر بر کارآفرینی دانشگاهی است. از این رو در ابتدا سوالات و فرضیه هایی برای پاسخ به آن ها تدوین شد. سپس بر اساس منابع علمی مدل مفهومی برای عوامل موثر بر کارآفرینی دانشگاهی و نیز کارآفرینی دانشگاهی طراحی شد. برای سنجش عوامل و نیز کارآفرینی دانشگاهی دو پرسش نامه جداگانه طراحی شد که پرسش نامه اول را رئیسان یا معاونان مراکز و واحدها و پرسش نامه دوم را مسؤولان کارآفرینی استان ها پاسخ داده اند. جامعه آماری همهی مراکز دانشگاه پیام نور و نیز واحد هایی که حداقل سه سال از تاسیس آن ها گذشته باشد، بود. به دلیل محدود بودن جامعه آماری به 260 مرکز/ واحد در سراسر کشور، بین کل جامعه آماری پرسش نامه توزیع شد و با استفاده از روش های تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر،شاخص ها و رابطه ها بررسی شدند. با آزمون فرضیه ها از 25 فرضیه تدوین شده به جز یک فرضیه از عوامل ساختاری،دو فرضیه از عوامل محتوایی و چهار فرضیه از عوامل زمینه ای و دو فرضیه از فرضیه های اصلی، بقیه فرضیه ها تایید شدند. بر اساس اطلاعات گردآوری شده با استفاده از روش های تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر توسط نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل، الگوی مفهومی طراحی شده آزمون، اصلاح و برازش شده و الگوی نهایی پیشنهاد شد. در پایان برای تحقیق های آینده پیشنهاد هایی مطرح شد.
چکیده هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی با خلّاقیت و اثربخشی از دیدگاه معلّمان مقطع راهنمایی مدارس دخترانه شهر مرودشت بود. پژوهش به شیوه توصیفی ( همبستگی) انجام شد.جامعه آماری کلیه معلّمان راهنمایی مدارس دخترانه شهر مرودشت به تعداد 315 نفر بوده اند. نمونه آماری به تعداد122نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده است.در این پژوهش از سه پرسشنامه فرهنگ سازمانی ،خلّاقیت و اثربخشی استفاده گردیده است. تجزیه وتحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی با استفاده از مشخصه های آماری نظیر فراوانی،میانگین،انحراف معیار و در سطح استنباطی از نرم افزار SPSS و AMOS5 )تحلیل مسیر) ماتریس همبستگی، تحلیل رگرسیون ساده و چند گانه به روش گام به گام استفاده شده است . نتایج نشان داده است که بین فرهنگ سازمانی و اثربخشی سازمانی رابطه معنا دار وجود دارد.خلاقیت سازمانی نیز با اثربخشی سازمانی رابطه مثبت معنا دار دارد. فرهنگ وخلاقیت سازمانی قادر به پیش بینی اثربخشی سازمانی هستند. مدل پیشنهادی و مدل تاًیید شده کاملاً با هم برازنده اند و مدل ارائه شده به طور نسبی قادر به توجیه علی متغیرهای موجود می باشد.
بدبینی سازمانی، یکی از موضوعات مهم رفتاری است که بر عملکرد کارکنان و در نهایت بر کارآمدی و اثربخشی سازمان مؤثر میباشد. این مقاله به مفاهیم اصلی بدبینی سازمانی و رابطه آن ها با دیگر مفاهیم سازمانی میپردازد. در ابتدا، مفهوم بدبینی از نگاه رویکردهای روان شناسی و منابع اسلامی مورد بررسی قرار گرفته، سپس ضمن تعریف بدبینی سازمانی، به متغیرهای تأثیرپذیر پیامدهای بدبینی در سازمان پرداخته میشود. در ادامه مدلی در مورد عوامل تأثیرگذار و پیامدهای آن ارایه میشود. این مدل از طریق انتخاب مجموعه ای از متغیرها میتواند به درک بدبینی سازمانی کمک نماید. در نهایت، نتایج حاکی از آن است، از آن جایی که بدبینی سازمانی ویژگی ذاتی نیست، میتواند به وسیله سازمان ها مدیریت شود.
هدف از انجام این مطالعه، تشریح یکی از رویکردهای نوین در عرصه رهبری، تحت عنوان رهبری بصیر میباشد. بدین منظور مفهوم چشم انداز که از مفاهیم محوری در رهبری بصیر است، مورد مطالعه قرار گرفته و ارتباط آن با بصیرت دهی و رهبری بصیر مورد بررسی نظری قرار گرفته است. روش مطالعه، مطالعه کتابخانه ای و گردآوری اطلاعات از طریق فیش برداری از منابع کتابخانه ای بوده است. در نتیجه تحلیل محتوای داده های گردآوری شده، تعریف، چگونگی ایجاد و چیستی محتوای چشم انداز ارائه شده، و ارتباط چشم انداز و رهبری بصیر مورد تأیید قرار گرفته است. در نهایت رابطه رهبری بصیر با دو رویکرد رهبری تحول آفرین و رهبری کاریزماتیک تحلیل شده و وجوه اشتراک و افتراق این رویکردها ارائه شده است.