اما این گفتگو را مؤسس و مدیر شرکت تحقیقات بازار اندرسون آنالیتیک (تام اچ سی آندرسون) با جک تروت برگزار می کند. شرکتی که بر تحقیقات بازار بویژه از نوع کمی آن اصرار می ورزد. جک تروت نیز با صراحت زیر بار سخنان مؤسس این شرکت نمی رود و بر دیدگاههای بنیادین خود تأکید می کند که در تحقیقات، باید ذهن مردم را فهمید.
کل تجارت در ذهن مشتری شکل می گیرد. ذهن مشتری همان میدان نبرد است. و از نظر من، هر تحقیقی که صورت می گیرد، به من درک این حس را می دهد که یک محصول یا مقوله ی خاص در ذهن مشتری است.
خرید یا فروش، جز حیطه ی رفتارهای اجتماعی انسان قرار می گیرد. قواعد حرفه ای این دو مقوله تا حد بسیار زیادی تحت تاثیر اصول روانشناسی اجتماعی و شیوه ی اسناد دادن ما قرار می گیرد.
در حقیقت با استفاده از این فنون، نیازی نیست تا منتظر بمانیم و ببینیم چه اتفاقی می افتد بلکه، در واقع می توانیم وقوع اتفاقات را سبب شویم و نحوه ی پاسخ خریداران را مشاهده کنیم. این مقاله برآن است تا به معرفی برخی از این اصول بپردازد که به حوزه ی مذاکرات فروش مرتبط می شود.
"آشنایی دانشگاهیان و روشنفکران ایرانی با دیدگاه های نظریه پردازان آسیایی به دلیل وجود زمینه ها و مسایل مشترک می تواند افق های معرفتی را گسترش داده و امکان تبادل تجربیات را فراهم سازد. در این میان سید حسین العطاس یکی از موثرترین اندیشمندان آسیای جنوب شرقی بوده است که در طی دهه ها آثار متعددی را در مورد مسایل فکری، دانشگاهی و اجتماعی به رشته تحریر درآورده است. سید فرید العطاس فرزند او نیز در نظریه پردازی های پدرش مشارکت جسته و برخی از ابعاد آن را گسترش داده است. در این مقاله اندیشه های سید حسین و سید فرید العطاس در خصوص وضعیت علوم اجتماعی در کشورهای جهان سوم و راهبردهای ارتقا این وضعیت از طریق گسترش علوم اجتماعی مستقل و دگرواره مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. این نوشتار به بررسی دیدگاه العطاس ها درباره رابطه علوم اجتماعی مستقل با مساله شرق شناسی معکوس و بومی گرایی می پردازد و دیدگاه آنان درباره علوم اجتماعی دگرواره و معیارهای مناسب برای گسترش علوم اجتماعی در کشورهای جهان سوم در دو بخش بررسی می شوند. بخش نهایی این نوشتار با نگاهی به خلاصه مباحث طرح شده در این مقاله دستاوردهای اندیشه های سید حسین و سید فرید العطاس و نسبت آن با مباحث موجود در فضای فکری ایران را مورد ارزیابی قرار می دهد.
"
تسطیح و تخصیص منابع از وظایف اصلی مدیریت پروژه میباشد. در صورتیکه محدودیتی در میزان منابع قابل دسترس وجود نداشته باشد، مسئله تسطیح منابع مطرح میشود و لازم است تا نوسانات بکارگیری منابع بدون افزایش زمان اجرای پروژه کاهش یابد. در این مقاله برای سیستم پشتیبان تصمیم گیری در مدیریت جهت حل مسئله تسطیح منابع- وسائط حمل و نقل بویژه در زمانی که از تابع هدف چندگانه که از نوع مسایل NP-hard محسوب میشوند، در کارخانه اندود بتن لوله (Coating) شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران، از الگوریتم ژنتیک استفاده شده است. این روش که الهام گرفته از طبیعت است، مسئله مورد نظر را به خوبی حل نموده و جوابهای مطلوب ارائه میدهد. نتایج حاصل از اجرای برنامه که در ادامه ذکر خواهد شد، این مطلب را تائید میکند. روش تحقیق در این مقاله از نوع میدانی و پیمایشی بوده که در پاسخ به پرسش مطرح شده برآمده که آیا میتوان با استفاده از یک مدل GA، تسطیح منابع را طوری طراحی کرد که با یک DSS به مدیران یاری نماید؟ نتایج تحقیق حاکی از این امر است که الگوریتم GA قادر است جوابهای بسیار خوب را در زمان قابل قبولی ارائه دهد.
خواجه نصیرالدین طوسی (یکی از بزرگترین منطق دانان در تاریخ جهان اسلام) در کتاب اساس الاقتباس تحلیلی از گزاره های شرطیه متصله دارد که به تحلیل های منطق های سه ارزشی از گزاره های شرطی شبیه است. بنابراین، این پرسش پیش می آید که آیا خواجه نصیرالدین طوسی به ارزش سومی برای جمله ها قایل بوده است یا خیر؟ در این مقاله، ما با بررسی نظر خواجه و همچنین شاگردان او و مقایسه این نظرات با نظرات منطق دانان سه ارزشی، نشان می دهیم که خواجه به ارزش سومی غیر از صدق و کذب معتقد نبوده است. همچنین نشان می دهیم که در تحلیل خواجه از شرطی های متصل کلمه «صدق» نه به معنای عام صدق، بلکه به معنای صدق در گزاره های تحلیلی و کلمه «کذب» نه به معنای عام کذب، بلکه به معنای کذب در گزاره های تحلیلی به کار رفته است. بنابراین، در نزد خواجه کلمه «صدق» بین صدق به معنای عام آن و صدق تحلیلی و «کذب» بین کذب به معنای عام آن و کذب تحلیلی مشترک لفظی است.
"هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه شرم با خشم، خصومت، پرخاشگری فیزیکی و کلامی در میان دانشجویان دختر و پسر دانشگاه های تهران بود.
جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 86 ـ 85 بودند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای 270 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. دو پرسشنامه عاطفه خودآگاه (Tosca) و پرسشنامه پرخاشگری باس وپری (1992) اجرا شد، که چهار بعد مختلف پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خصومت و خشم را بررسی می کند. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع علی ـ مقایسه ای بود. رابطه بین شرم و ابعاد خشم و نیز تفاوت های جنسیتی در این هیجان ها با آزمون فرضیه هایی بررسی شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی، آزمون t و تحلیل واریانس استفاده شد.
یافته ها نشان داد بین شرم و پرخاشگری فیزیکی، خصومت و خشم رابطه معناداری در هر دو جنس وجود دارد. در بررسی بین تفاوت های دوجنس یافته ها نشان می دهد بین پرخاشگری فیزیکی و شرم تفاوت ها معنادار است و زنان در مقایسه با مردان پرخاشگری خود را بیشتر به صورت کلامی بروز می دهند. در ضمن خصومت با تمامی متغیرهای درنظر گرفته شده به جز پرخاشگری کلامی رابطه مثبت معنادار داشت."
یکی از جرایمی که در فقه و حقوق موضوعه ایران، از آن به جرم علیه امنیت و آسایش عمومی مردم و تلاش در جهت ناامن کردن راه ها؛ برای ترساندن مردم نام برده شده است، جرم محاربه و افساد فیالارض است. در این نوشتار، سعی شده که تعریفی جامع و مانع از جرم محاربه و افساد فیالارض از دیدگاه فقها و حقوقدانان ارایه شود و در مواردی نیز، به نقد و بررسی تعریف مقنّن از محاربه و افساد فیالارض در قانون مجازات اسلامی و همچنین در لایحه پیشنهادی آن قانون پرداخته شده است.
در این مقاله بر اساس نظریه دریافت (reception theory) هفت پیکر نظامی تحلیل شده است. زمینه این دریافت تلفیق اسطوره و عرفان است که در زبانی رمزی شکل گرفته است. ویژگی آن برداشت استعلایی متن است که در فرایند تعامل میان خواننده و متن شکل گرفته و محتوای آن آگاهی قابل ادراک و شهود متن است که به وسیله خواننده دریافت شده و از آن به نگاه مقدس نظامی به هستی تعبیر شده است. هفت پیکر نظامی به عنوان یک پدیده زبانی امری ظاهری فرض شده که باطن (محتوای) خود را آیینه وار منعکس می کند. به عبارت دیگر، این صورت مظهر و مجلای آن باطن است، که خود آن باطن حکایت از الگوی آسمانی دارد، و بدون این ظاهر، آن محتوا آشکار نمی شود. ظاهر چیزی کمتر از آن است که در پس آن پنهان است و باطن بزرگتر و فراتر از ظاهر است. ظاهر چون کوچکتر است، نمی تواند باطن را به تمامی و چنان که هست منعکس سازد، ولی می تواند آیینه آن باشد و آن را رمزگونه در خود بازتاباند. با همین چشم انداز، گنبد آیینه آسمان (هفت سیاره) فرض شده است. برای تعیین این آیینگی عناصر هم پیوند از قبیل مکان (آسمان، گنبد، هفت پیکرو مرکز)، عدد (هفت)، نور، رنگ، جنس سیاره و شخصیت (بهرام، شیده و سنمار) تحلیل شده است.
در این مطالعه ساختار بازارهای گوشت گاو و گوساله ی داخلی با استفاده از معادله های همزمان با روش سازمان صنعتی تجربی نو بررسی شد . داده های مطالعه مربوط به دوره ی (1385-1350) بوده و از شاخص هرفیندال به عنوان یک متغیر در معادله ی حاشیه ی بازار استفاده شده است . نتایج نشان داد که در طول دوره ی مورد مطالعه ، قدرت بازار و اثر کارایی هزینه در تولید و توزیع گوشت در داخل کشور ، به ترتیب 114/0و 523/0- است . در واقع ، تولید کنندگان دارای قدرت بازار نبوده و نمی توانند قیمت ها را تحت تاثیر قرار دهند و بنگاهها ی تولیدی دارای کارایی هزینه بوده وایجاد منفعت می کنند.
این پژوهش از نوع توصیفی و به منظور بررسی حوزه معنایی بیماران افسرده و کارآیی آن در امر مشاوره صورت گرفت. به همین منظور 30 بیمار افسرده و 30 فرد بهنجار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. میانگین سنی هر دو گروه 20-40 سال و سطح تحصیلات آنها دیپلم تا فوق لیسانس بود. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه افسردگی بک (تجدیدنظر شده)، شکل تغییر یافته آزمون افتراق معنایی آزگود با 6 مفهوم (من، زندگی، گذشته، پدر، مادر و آینده) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، آزمون آماری t، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که حوزه معنایی بیماران افسرده در مورد 6 مفهوم فوق الذکر، در مجموع و در مورد مفاهیم «من» و «آیند» تفاوت معناداری را در جهت منفی با افراد بهنجار دارا است. بین شدت افسردگی و حوزه معنایی بیماران افسرده همبستگی مثبت وجود دارد و مفهوم «مادر» قوی ترین پیش بینی کننده میزان افسردگی است. نتیجه اینکه بررسی حوزه معنایی بیماران افسرده می تواند درمانگر را در امر روان درمانی توانمند سازد.