نویسنده مقاله بر این باور است که با واکاوی مبانی فکری و پیش فرض های فلسفی یک اندیشمند یا یک نظام فکری ـ اقتصادی میتوان هدف اصلی در عدالت اجتماعی ـ اقتصادی را معیّن کرد، لذا نقطه شروع را در تحلیل فلسفی مفهوم عدل و مراحل میانی را به بازتاب این تحلیل بر گستره های فکری یک مکتب درباره خدا و انسان قرار داده است. قضاوتی که درباره هدف اصلی در عدالت اقتصادی میشود، متأثر از این نظام اندیشه ای باشد.
نویسنده در پی اثبات این فرضیه است که عدل به معنای توازن بوده و معانی دیگر این واژه با تحلیل هستیشناختی، به معنای اصلی بازمیگردند و فرهنگ علوی در سه گستره «خداشناسی»، «انسان شناسی» و «اجتماع» با ارائه برداشت هایی از «عدل الاهی»، «اعتدال انسانی» و «عدالت اجتماعی ـ اقتصادی» در پی نقش بندی ذهن انسان در این باره است.
«عرفان اسطوره ای»، نخستین و بنیادی ترین عرفانی است که تا اکنون انسان آن را ورزیده است. «عرفان اسطوره ای»، عرفانی است از آن انسان های کهن و اسطوره ای، که در سپیده دمان تاریخ، به گونه ای یکسر طبیعی و ناآگاهانه، آن را می آزموده اند و به کار می بسته اند.گمانم بر آنست که، انسان های اسطوره ای و کهن، نخستین عارفان گیتی بوده اند، چرا که، جهان بینی آنان با عارفان امروزین، البته با نگاهی به فراخی و نه به ژرفی، همسانی هایی داشته است. این جستار، یک همسنجی (= تطبیق) فراخ نگرانه، بر پایه های «حکمت ذوقی»، «خاکساری»، «ریاضت کشی»، «زیباپرستی» و «دست افشانی رازورانه» (= سماع)، میان عارفان امروزین و انسان های اسطوره ای و کهن را به سامان می رساند، و نمونه هایی از اسطوره های «زنده» و «مرده» را برای اثبات این همسانی ها، فرادست می دهد.جدای از این همسنجی (= تطبیق)، عرفان انسان های کهن، نامزد به «عرفان اسطوره ای» به گستردگی، کاویده و بررسیده و آشکار می آید، و نظریه هایی نغز و نو، درباره دست افشانی رازورانه (= سماع) و دین بهی (= زردشتی)، دینی بر بنیاد «زیباپرستی»، نشان داده می شود.
«وایه» که در فرهنگها به معنی آرزو، کام دل و خواست آمده است، در حقیقت، دگرگونه یافته باورِ اساطیری «وایو»، «وای»، «وات»، «اندروای» و «وای وه» است، که در طول و طی دگرگونی های زمانی، این اسطوره، در ذهن و زبان بعضی از ایرانیان مانده است و به صورت مثبت آن «وایه بر آمدن» و منفی آن «وایه ت ورنیامدن» به کار می رود: چون «وایه» را، در گذشته های دور، به صورت جوانی بلند بالا تصور می کردند که نیاز «دوشیزگان هنوز به مردها نرسیده» را بر می آورد و آنها را به آرزویشان، که داشتن همان «خانخدای = شوهر» باشد، می رساند.
تاریخ پزشکی در ایران، بی گمان به دوران باستان برمی گردد. به طوری که پیش از تاسیس دانشگاه و بیمارستان جندی شاپور نشانه هایی از این علم در سطوح و اشکال مختلف، وجود داشته است. در دوره حکومت سلسله هخامنشی، علم طب سازماندهی گردید و در عصر اشکانیان، طب ایرانی با طب یونانی و زردشتی درآمیخت. طب اسلامی نیز از قرن دوم هجری قمری آغاز شد و با تالیف «فردوس الحکمه» یکی از مهم ترین کتب طب عربی توسط علی بن ربن الطبری در قرن سوم هجری قمری ادامه یافته، با ظهور ابوعلی سینا در قرن چهارم به اوج رشد و ترقی خود دست یافت، این شیوه، متاثر بود از شیوه طبابت درجندی شاپور. با توجه به اهمیت این دانش و جایگاه والای آن در میان سایر علوم، شاعران زبان فارسی نیز کم و بیش با مقدمات و اصول آن علم آشنایی یافته، در آثار خود، جایی برای پرداختن بدان در نظر گرفته اند. از میان شاعران ایرانی می توان به فردوسی، انوری، خاقانی، نظامی، سعدی و مولوی اشاره نمود که با مطالعه آثارشان می توان به میزان آگاهی آنان از دانش پزشکی پی برد. دراین مقاله، شعر انوری از زاویه ای دیگر نگریسته شده است.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی انگیزه ها و دلایل حضور فارغ التحصیلان رشته های غیرتربیت بدنی در مقطع کارشناسی ارشد تربیت بدنی بود. این پژوهش توصیفی (از نوع پیمایشی) بود که به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه انجام شد. نمونه آماری پژوهش 136 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران، تربیت مدرس، تربیت معلم، علامه طباطبایی و شهید بهشتی بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود که با استفاده از روش های علمی روایی و اعتبار آن تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل عاملی و U من- ویتنی انجام شد و نشان داد اصلی ترین عامل در خصوص انتخاب گرایش تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد، علاقه مندی دانشجویان به آن گرایش تحصیلی است. اهمیت بیشتر گرایش مورد نظر و همچنین نیاز بیشتر جامعه به گرایش مورد نظر نسبت به سایر گرایش ها از مهمترین دلایل انتخاب گرایش تحصیلی دانشجویان دوره کارشناسی ارشد تربیت بدنی است. بازارکار گرایش مورد نظر و نیز سهولت ادامه تحصیل تا مقطع دکترا در مرتبه بعدی اهمیت قرار دارند. همچنین، علاقه مندی به رشته تربیت بدنی و جذاب بودن این رشته، از جمله مهمترین انگیزه های فارغ التحصیلان غیرتربیت بدنی از حضور در دوره کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی بود. مقایسه میانگین درصد دروس بین دانشجویان تربیت بدنی و غیرتربیت بدنی نیز نشان داد، در درس های آسیب شناسی و حرکات اصلاحی (014/0P=) و زبان تخصصی و عمومی (018/0P=) تفاوت معنادار و در سایر دروس تفاوت غیرمعنی دار بود (05/0P>). با توجه به اینکه حضور فارغ التحصیلان رشته های دیگر در آزمون کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی و قبولی آنان در این رشته، مشکلاتی را به دنبال دارد؛ به دست اندرکاران و برنامه ریزان امر توصیه می شود، با بررسی تمامی جوانب شرایط را به نحوی به پیش ببرند که مصالح رشته تربیت بدنی به بهترین نحو ممکن لحاظ شده و شایسته ترین افراد از طریق آزمون کارشناسی ارشد، انتخاب شوند.
اگر چه روش های متکی بر منطق و مجموعه های فازی در بسیاری از زمینه های کاربردی GIS به کار گرفته می شوند، ولی نظریه فازی مرسوم دارای محدودیت هایی نیز هست. با وجود علاقه شدید به استفاده از منطق فازی سنتی در بسیاری از برنامه های کاربردی سیستم های اطلاعات مکانی، منطق فازی سنتی دارای دو کاستیِ عمده است. نخست آنکه برای استفاده از نظریه فازی معمول، برای هر مشخصه باید یک تابع عضویت قطعی تعیین گردد. دیگر آنکه نظریه فازی تفاوتی را بین گزاره ای که از آن آگاهی و دانش ندارد و گزاره هایی که دلایل نفی و اثبات آن یکسان است، قائل نیست. مشکل دیگر نظریه فازی متداول هنگامی رخ می دهد که کمبود اطلاعات مرتبط وجود داشته باشد. در این حالت روش های متکی بر مجموعه های فازی به خوبی عمل نمی کنند. بسیاری از پدیده ها و عوارض جغرافیایی و به ویژه عوارض طبیعی، به دلایل گوناگونی دارای مرز و شکل و اندازه های نامعین اند. از این رو بررسی این گونه اشیا و روابط بین آنها جزو موضوعات مهم تحقیقی محسوب می شود. هدف فعالیت تحقیقی حاضر، مدل سازی و توصیف یک شیء غیرقطعی یا فازی، یعنی شیء با مرزهای نامعین و البته تهیه مبانی روابط توپولوژی چنین اشیایی در بستر نظریه فازی شهودی است. در این مقاله نشان داده خواهد شد که چگونه می توان شیئی جغرافیایی با مرزهای نامعین را به کمک فازی شهودی توصیف کرد و به ارزیابی روابط مکانی آن با دیگر اشیای جغرافیایی پرداخت. مدل پیشنهادی، کمبودهای مدل های مبتنی بر نظریه فازی مرسوم را ندارد. به منظور تأیید قابلیت مدل پیشنهادی، نحوه استفاده از مدل پیشنهادی راجع به انواع عدم قطعیت بررسی می شود.
تورم بالا و متغیر از خصیصه های اصلی اقتصاد ایران در دهه های گذشته بوده است. پژوهش حاضر به دنبال بررسی و تحلیل تجربی تورم در ایران و یافتن مؤلفه های اصلی آن با استفاده از رویکرد ه مانباشتگی 1 و مدل تصحیح خطای 2 در دو دهه گذشته است. طبق نتایج پژوهش، متغیرهای پولی، (VECM) برداری مهمترین عوامل در توجیه و توضیح فرایند تورمی در ایران هستند. علاوه بر حجم نقدینگی، نقش نرخ ارز و تورم وارداتی نیز در بلندمدت بر تورم حائز اهمیت اس ت. هر چند تأثیر واردات بر تاز تورم وارداتی تأثیر م یپذیرد. همچنین نتیجه حاصل از آزمون نظریه پولی نشان می دهد که این نظریه به طور کامل نمی تواند فرایند تورمی ایران را توجیه کن د. تغییرات حجم پول در ایران، بیشتر تحت تأثیر فعالی تهای مالی دولت بوده است و طبق برآوردهای پژوهش حاضر، رابطه پول و تورم، رابط های یکبهیک 1 نیست. اما یافته ها نشان م یدهد که رابطه علیت 2 در این فرایند، از پول به تورم است و در واقع، حجم پول، علت تورم است نه معلول آن.ورم، تأثیری کاهنده است، اما نوسان های تورم در بلندمدت از تورم وارداتی تأثیر می پذیرد. همچنین نتیجه حاصل از آزمون نظریه پولی نشان می دهد که این نظریه به طور کامل نمی تواند فرایند تورمی ایران را توجیه کند. تغییرات حجم پول در ایران، بیشتر تحت تأثیر فعالیت های مالی دولت بوده است و طبق برآوردهای پژوهش حاضر، رابطه پول و تورم، رابطه ای یکبهیک [1] نیست. اما یافته ها نشان می دهد که رابطه علیت [2] در این فرایند، از پول به تورم است و در واقع، حجم پول، علت تورم است نه معلول آن.
اقتصاددانان غالباً به تفکیک علم اقتصاد از اخلاق معتقد هستند و از سهم اخلاق در تبیین پدیده های اقتصادی غفلت کرده اند. در اقتصاد توسعه، به عنوان یکی از شاخه های مهم علم اقتصاد، این غفلت بیش از هر حوزه دیگری مشاهده می شود. هدف از تألیف مقاله حاضر آن است که نشان دهد اخلاقیات در علم اقتصاد، به طور کلی، و اقتصاد توسعه، به طور خاص، اهمیت تعیین کننده ای دارد. اخلاق توسعه به این دلیل مطرح می شود که به مسائل اخلاقی مطرح در اقتصاد توسعه پاسخ گوید. اما ظاهراً پاسخ اقتصاددانان توسعه در این زمینه کافی نیست. تحلیل سه مقوله اخلاقی مطرح در توسعه (ارزش ها، اصلاحات اقتصادی و نابرابری) که در توسعه اقتصادی نقش دارند، نشان می دهد که به پرسش ها و مسائل اخلاقی در اقتصاد توسعه به راحتی نمی توان پاسخ گفت و برای حل این مسائل، اقتصاددانان توسعه باید ابزارهای تحلیلی جدیدی معرفی کنند که تحقق این کار، خود مستلزم تعامل آنها با فیلسوفان اخلاق است.
هدف از این مطالعه ساخت، اعتباریابی، رواسازی و استاندارد کردن مقیاس مهارت های ارتباطی در بین مردان و زنان متأهل شهر تهران بود. 342 زن و مرد شرکت کننده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس مهارت های ارتباطی زوجین پاسخ دادند. ضریب پایایی آلفای کرونباخ کل مقیاس 93/0 و ضریب بازآزمایی (به فاصله ی دو هفته) 92/0 بدست آمد. تحلیل مولفههای اصلی با استفاده از چرخش واریماکس (با حذف چهارده ماده) سه عامل مهارت کلامی و همدلی، موانع ارتباطی و مهارت ارتباط جنسی را نشان داد. روایی همگرای کل و عوامل سه گانه با مقیاس کیفیت زناشویی معنادار بودند. هم چنین، روایی واگرای (تشخیصی) این مقیاس بیانگر این است که مقیاس یاد شده می تواند افراد عادی را از افراد فاقد مهارت ارتباطی مطلوب متمایز نماید. روی هم رفته، می توان گفت که نتایج این پژوهش حمایت تجربی کافی را برای پایایی و روایی این مقیاس در نمونه ی مورد مطالعه فراهم می کند.
هدف از این مطالعه تبین شاخص های روان سنجی نسخه ی فارسی پرسشنامه ی تنظیم شناختی هیجان بود. گروه نمونه ی مورد مطالعه شامل 409 دانش آموز دبیرستانی مرکب از 204 دختر و 205 پسر با میانگین و انحراف معیار سنی 5/14 و 5/4 بود. ابزار مورد استفاده در این مطالعه نیز شامل نسخه ی فارسی پرسشنامه ی تنظیم شناختی هیجان(CERQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب و فشار روانی (DASS) بود. نتایج تحلیل عامل به شیوه ی مولفه های اصلی در این پژوهش نشان داد که CERQ دارای یک ساختار هفت عاملی است که شامل: تمرکز مجدد مثبت/ برنامه ریزی، ارزیابی مثبت، سرزنش دیگران، سرزنش خود، نشخوار فکری، فاجعه آمیزکردن و پذیرش می باشد. نتایج بررسی ضریب آلفا و بازآزمایی برای خرده مقیاس های CERQ حاکی از اعتبار مناسب این پرسشنامه بود. هم چنین همبستگی خرده مقیاس های مستخرج از CERQ با نمره ی کل DASS حاکی از روایی همگرا و واگرا CERQ بود. در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد که CERQ ابزاری مناسب برای اقدام های پژوهشی می باشد.
در دوران معاصر که با ظهور اندیشه های سیاسی مدرن همراه بوده است، انقلابی به وقوع پیوست که پشتوانه نظری و مبانی رفتاری رهبری آن از سنخ اندیشه های مدرن نبود. در زمانی که اندیشه های سیاسی مدرن، نسبتی با دین نداشتند و اندیشه های پست مدرن بر پایه فروریختن تمام یقین ها شکل می گرفت، امام خمینی1 انقلابی را به وجود آورد که در شعور و شعار، امتزاج ذاتی با دین داشت. سؤال این است که امام خمینی با اتخاذ چه شیوه هایی این انقلاب دینی را رهبری کرد؟ در این نوشتار، دفاع قاطع امام خمینی از گفتمان ناب سیاست دینی ـ از طریق افشای عوامل استعماری ترویج جدایی دین از سیاست، ارائه الگوی اسلامی در نظام هدفمندی سیاست و ترویج گفتمان اخلاقی در سیاست دینی ـ گزینش واژگان دینی در موضع گیریهای سیاسی، استفاده از گفتمان دینی در انگیزش سیاسی، ارجاع مستمر به سیره معصومان و تاریخ صدر اسلام، پرهیز از اشتراکات لفظی در کاربرد واژگان سیاسی، گفتمان ساده و همه فهم و بهره گیری از عنصر تذکر و یادآوری برای زنده نگاه داشتن حافظه تاریخی جامعه، به عنوان برخی از مهمترین شیوه های حرکت سیاسی امام خمینی، معرفی شده است.