مقدمه: تحقیق و پژوهش پس از آموزش نیروی انسانی یکی از ارکان توسعه سالم فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می باشد و دانشگاه اصلی ترین رکن نظام تحقیقاتی محسوب می شود. البته در حال حاضر فاصله زیادی بین تولیدات علمی ایران با بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد. از این رو مطالعه حاضر به منظور بررسی موانع تحقیق از دید اعضای هیات علمی دانشکده های پزشکی و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام شد.روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-مقطعی می باشد که در پاییز 1386 با استفاده از پرسش نامه انجام گردید. روایی پرسش نامه با روش اعتبار محتوا (Content validity) و پایایی آن با روش آزمون مجدد (test-retest) با ضریب همبستگی 0.85 تعیین شد. پرسش نامه به طور مستقیم به کلیه اعضای هیات علمی دانشکده های پزشکی و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان (137 نفر) داده شد که از این تعداد، 83 نفر به پرسش نامه ها پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Excel و آمار توصیفی انجام شد.یافته ها:اکثر (36.8 درصد) اعضای هیات علمی از میان عوامل بازدارنده انجام تحقیق، عوامل شخصی را بی تاثیر دانسته اند و سایر عواملی که از دید آن ها به میزان زیاد جزء عوامل بازدارنده انجام تحقیق بوده است عبارت از عوامل سازمانی-اداری 31.5 درصد، عوامل اقتصادی-مالی 27.7 درصد، عوامل وسایل-امکاناتی 25.8 درصد و عوامل اجتماعی 25.5 درصد بود.نتیجه گیری: با توجه به اهمیت تحقیق در توسعه یک کشور و با عنایت به یافته های این پژوهش، جهت رفع موانع موجود در انجام تحقیق، توجه به موارد ذیل ضروری است: اصلاح فرایند بررسی و تصویب طرح های پژوهشی و پایان نامه ها، فراهم نمودن تسهیلات و امکانات پژوهشی، کاهش ساعت های تدریس موظف و تقویت انجام پژوهش های گروهی.
دیری است که سازمان ها در پی افزایش کارایی و اثربخشی نیروی انسانی خود هستند. یکی از راه های رسیدن به بهبود پایدار در سازمان ها و افزایش بهره وری کارکنان، توانمندسازی منابع انسانی است این امر از طریق ایجاد و گسترش نفوذ مبتنی بر صلاحیت افراد و گروه ها، بر وظایف سازمان میسر می شود. این مقاله، در خصوص تاثیر آموزش های حین خدمت کارکنان بر ابعاد توانمندسازی است. توانمندسازی به معنی توسعه و گسترش نفوذ کارکنان دارای صلاحیت در سازمان است، که به کارگیری آن، هم از طریق فرآیندهای رسمی و هم از طریق فرآیندهای غیر رسمی، در سازمان حاصل می شود و موجب رسیدن به بهبود پایدار در عملکرد سازمانی می شود. این مهم از طریق توسعه و گسترش نفوذ افراد و تیم های شایسته و دارای صلاحیت در بیش تر جنبه های سازمان به دست می آید که در نهایت در عملکرد کارکنان و عملکرد کل سازمان اثر می گذارد. با توجه به اثر توانمندسازی در سازمان و اهمیت این مقوله در پژوهش حاضر، دیدگاه های کارکنان ستادی و عملیاتی پالایشگاه نفت شازند اراک در خصوص تاثیر برنامه های آموزشی به حین خدمت، بر روی پنج شاخص توانمندسازی نیروی انسانی مورد بحث را از طریق تحلیل یافته ها مورد بررسی قرار می دهد. برای تکمیل نتایج حاصل از پرسشنامه های توزیع شده، دیدگاه های افرادی که با آن ها مصاحبه شده نیز بررسی شده است. برای دستیابی به نتایج منطقی در مورد تاثیر آموزش های حین خدمت برای ابعاد توانمندسازی نیروهای ستادی و عملیاتی، یافته های حاصل از دو ابزار پیش رو (پرسشنامه و مصاحبه) مقایسه شده است. نتایج کلی نشان دهنده آن است که آموزش های حین خدمت آن گونه که انتظار می رفت بر شاخص های توانمندسازی نیروی انسانی (شایستگی/ خودکارآمدی، موثر بودن، اعتماد، خودسامان دهی/ استقلال، معنی دار بودن) موثر است. از بین مولفه های گوناگون توانمندسازی، تاثیر آموزش های حین خدمت بر روی شاخص اعتماد و خودساماندهی، به ترتیب بیش ترین و کم ترین درصد، ارزیابی شده است. همچنین میزان ارتباط توانمندسازی با عواملی نظیر جنسیت، محل خدمت و نوع خدمت تایید شد به گونه ای که شدت رابطه در دو نوع متغیر خدمت (مدیریتی/ غیرمدیریتی)، بیش تر از محل خدمت (صف/ ستادی) است. به بیان دیگر، با افزایش سطح آموزش، توانمندسازی نیز افزایش می یابد و این تاثیر در میان افراد شاغل واحدهای ستادی نسبت به افراد شاغل واحدهای صف، و همچنین در بین مدیران بیش تر از غیر مدیران ارزیابی گردید.
بر این اساس با توجه به تحلیل یافته های تحقیق، مشخص شد؛ آموزش های حین خدمت کارکنان، موجب بهبود پیوسته عملکرد سازمانی، عملکرد کارکنان، مدیران و در نهایت توانمندسازی کارکنان پالایشگاه نفت شازند اراک شده است
با ورود به قرن بیست و یکم، از مهم ترین چالش هایی که سازمان ها با آن رو به رو هستند، افزایش استرس شغلی در بین کارمندانشان است. در این بین، این سوال مطرح می شود که این استرس فزاینده چه تاثیری بر کارایی، رضایت و تعهد کارمندان دارد. هدف این پژوهش، ارائه مدلی است که بتواند روابط بین استرس شغلی، رضایت شغلی، تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی را بسنجد. نمونه مورد مطالعه، 103 نفر از کارکنان شرکت حفاری نفت فلات قاره ایران بودند. از روش مدل سازی معادلات ساختاری، برای ارزیابی مدل پیشنهادی استفاده گردید. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل پیشنهادی بوده و یک رابطه معنادار و منفی بین متغیر استرس شغلی و متغیرهای رضایت شغلی و تعهد سازمانی مشاهده شد. همچنین مشخص شد که رضایت شغلی به صورت مثبت و معنادار، بر رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی تاثیر می گذارد
شناسایی مناطق دارای پتانسیل خطر زمین لرزه همواره از دغدغه های اصلی رشته های مرتبط با علوم زمین بوده است و محققان مختلف با نگرش های گوناگون آن را مورد مطالعه قرار داده اند. دانش تکتونیک ژئومورفولوژی نیز با روش شناسی خاص خود به مطالعه این پدیده محیطی پرداخته است. از این رهگذر تعبیر و تفسیر شواهد بر جای مانده از لرزه ها و حرکات تکتونیکی جدید بر چشم اندازها اصول موضوعه این دانش نوپاست. شاخص های تکتونیک فعال از ابزارهای کارآمد برای شناسایی وضعیت تکتونیکی و ارزیابی احتمالی مناطق لرزه خیز به شمار می آید. شاخص هایی چون سینوس جبهه کوهستان، شاخص های دره ای چون شاخص نسبت V شکل دره ها، شاخص پهنا به عمق دره ها، گرادیان طولی رودخانه، شاخص های حوضه ای چون شاخص تقارن حوضه زهکش، شاخص نسبت V شکل و شاخص انتگرال هیپسومتری، از این دست اند. از سویی هم ابرگسل زاگرس در زمره گسل های فعال و اصلی کشورمان است که همواره منشا لرزه های بسیاری در حاشیه خود بوده است و مرز دو زون ساختاری سنندج ـ سیرجان و زاگرس مرتفع است. در این پژوهش حوضه فارسان، که شامل دو زون سنندج ـ سیرجان و زاگرس مرتفع است، به وسیله شش شاخص متفاوت در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و از مدل رقومی ارتفاعی (DEM) با دقت 10 متر مورد آزمایش قرار گرفته و نرخ تکتونیک فعال آن سنجیده شده است. سپس نتایج به دست آمده، با بررسی میدانی مقایسه گردیده اند. نتایج شاخص های متفاوت تبدیل به شاخص IAT شده اند و نقشه پهنه بندی تکتونیکی حوضه فارسان در چهار کلاس بسیار فعال، فعال، نیمه فعال و غیرفعال ترسیم گردیده است. نتیجه به دست آمده این است که در این حوضه گسلی فرعی منشعب از گسل اصلی زاگرس در طول حدود 8350 متر دارای فعالیت تکتونیکی در حد بسیار فعال است. همچنین بخش های زیادی از حاشیه این گسل دارای تکتونیک متوسط است. دو شهر باباحیدر و فارسان در حاشیه گسل های فعال واقع شده اند.
نیروگاه های حرارتی به عنوان بزرگ ترین تولیدکننده ی انرژی برق در ایران از منابع مختلفی از جمله سوخت، نیروی کار و سرمایه استفاده میکنند. این مقاله با استفاده از روش تحلیل مرزی تصادفی (SFA)، کارایی فنی و عوامل مؤثر بر آن را برای 40 نیروگاه حرارتی برق ایران برای سال های 85 - 1382 بررسی کرده و سپس طی یک مقایسه ی تطبیقی با کارایی فنی نیروگاه های حرارتی 22 کشور در حال توسعه، نتایج حاصل را مورد ارزیابی قرار می دهد. نتایج حاکی از آنست که میانگین کارایی فنی نیروگاه های حرارتی کشور برابر با 93% می باشد و افزایش ظرفیت نصب شده ی نیروگاهی و تغییر نوع سوخت مصرفی از گازوئیل و نفت کوره به گاز طبیعی، به طور معنی داری کارایی فنی نیروگاه ها را می افزاید و در مجموع بالاترین کارایی فنی متعلق به نیروگاه های سیکل ترکیبی با سوخت گاز و میانگین کارایی فنی 22 کشور منتخب در حال توسعه بین سال های 6-2003، 7/91% می باشد.
مقدمه و هدف پژوهش: سرمایه های فرهنگی هر جامعه به نوعی ظرفیتهای توسعه فرهنگی و به تبع آن توسعه اجتماعی و اقتصادی آن جامعه را پیش رو دارد به هر میزان که رشد و توسعه و ارتقای سرمایه های فرهنگی داشته باشیم به همان میزان جامعه ای به سامان پویا را خواهیم داشت. نقش و کارکرد سازمان ها و مراکز فرهنگی دارای اهمیت است و میزان اثرگذاری آن از اهداف اصلی پژوهش است.
روش پژوهش: با توجه به پیشینه پژوهش در حوزه سرمایه فرهنگی و فعالیت های فرهنگسرا ها از پرسش های محقق ساخته استفاده و بین بانوان هدف توزیع و میزان اثرگذاری برنامه های مراکز فرهنگی با استفاده از نرم افزار spss مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: فعالیت های پر تکرار در مراکز فرهنگی با ارتقای سرمایه فرهنگی رابطه دارد ولی میزان و شدت این اثرگذاری را نمی توان محاسبه نمود و به همین دلیل از ضریب توافق چوپروف استفاده گردید تا میزان اثربخشی آن مشخص شود و برنامه های فرهنگسرا ها در حوزه آموزش، کارگاه های هنری و گردشگری موثر شناخته شد.
نتیجه گیری: مدیران مراکز فرهنگی، نسبت به مخاطب شناسی برنامه ها دقت داشته و با توجه به تغییرات فرهنگی در جامعه، کارکنان مراکز فرهنگی از بین افرادی انتخاب شوند که از سرمایه فرهنگی بالاتری برخوردار باشند و به طور مستمر تحت آموزش ضمن خدمت باشند و نحوه تعامل اعضا کانون ها با کارکنان مراکز فرهنگی باز طراحی گردد. از آن جا که فعالیت های سازمان فرهنگی هنری در تهران به عنوان الگو برای سایر شهرها قرارمی گیرد، فعالیت های مراکز به خصوص در حوزه های مشارکت های مردمی به عنوان سندی راهبردی تلقی شود و تجارب مثبت و منفی آن برای مراکز فرهنگی شهرهای کشور ارسال گردد.
این مقاله با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر خطرپذیری اعتباری و ارائه مدلی برای رتبه بندی اعتباری
مشتریان حقوقی متقاضی تسهیلات بانک تجارت استان تهران، با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها
انجام شده است. به این منظور بررسی های لازم بر اطلاعات مالی و غیر مالی با استفاده از یک نمونه 146
تایی تصادفی ساده از مشتریان حقوقی متقاضی تسهیلات صورت گرفت. در این پژوهش، 27 متغیر
توضیح دهنده شامل متغیر های مالی و غیر مالی بررسی شد که از بین متغیر های موجود در نهایت با استفاده
از تکنیک تجزیه و تحلیل عاملی و قضاوت خبرگان (روش دلفی)، 8 متغیر تأثیرگذار بر خطرپذیری اعتباری
انتخاب شد که وارد مدل تحلیل پوششی داده ها شد و امتیازات کارایی شرکت های حقوقی با استفاده از آن ها
به دست آمد. سپس برای اعتبارسنجی مدل مربوط به آن، تابع رگرسیونی براورد شد که درآن 8 شاخص
مالی و غیر مالی به عنوان متغیر مستقل و رتبه کارایی حاصل از مدل تحلیل پوششی داده ها به عنوان متغیر
وابسته در نظر گرفته شد. نتایج نشان می دهد که 25 شرکت، روی مرز کارایی قرار داشته و کاملاً کارا
بوده اند. هم چنین با آزمون فرضیه معناداربودن ضرایب مشخص شد که تمامی شاخص ها بجز یک شاخص
""ارزش ویژه به دارایی کل"" بر مسیر های مورد انتظار قرار داشته و از نظر آماری، در سطح 95 % اطمینان
معنادار می باشند.
با مقایسه رتبه های حاصل از به کارگیری معادله رگرسیونی با رتبه های به دست آمده از روش تحلیل
پوششی داده ها، ملاحظه شد که تفاوت معنا داری میان مقادیر محاسبه شده و واقعی وجود ندارد و این
مسأله دلالت بر تأیید فرضیه کارایی مدل تحلیل پوششی داده ها در رتبه بندی اعتباری مشتریان حقوقی بانک
تجارت می کند.
حضور«مهر» ایزد نور و فروغ خورشید، خدای عهد و پیمان و یار و یاور جنگجویان با حماسة قربانی گاو، نماد زایش و فراوانی و به تعبیری غلبه بر هواهای نفسانی را از روزگار باستان تاکنون همواره شاهد بوده ایم. دین مهر هرگز به طور کامل از میان نرفت؛ چنان که با دیگر آیین ها آمیخت و تاکنون نیز آثار و آداب آن در ایران و جهان باقی است؛ اما بن مایة آن همیشه آریایی ـ ایرانی برجای مانده است.
"مقدمه: بیماریهای قلب و عروق یکی از دلایل مهم مرگ و میر انسانها و از عوامل مهم غیرفعال کردن منابع انسانی است. در طراحی سامانهی طبقهبندی اقدامات بیماریهای قلب و عروق، توجه به اهداف، قوانین ملی، نیازها و استانداردهای بهداشتی ضروری است. این پژوهش با هدف مقایسهی سامانهی طبقهبندی اقدامات سلامت قلب و عروق در کشورهای منتخب، به سیاستگذاران بهداشتی در جهت مبارزه با بیماریهای قلب و عروق و ارتقای نظام سلامت کمک میکند.
روش بررسی: این نوع پژوهش توصیفی- تطبیقی بود و در سال 1386 انجام شد. سامانههای طبقهبندی بیماریهای قلب وعروق کشورهای آمریکا، استرالیا، انگلیس و کانادا بررسی گردید و از طریق اطلاعات موجود در کتب، نشریات، اینترنت و همچنین مکاتبه با کشورهای منتخب، ساختار سامانه طبقهبندی آنها استخراج شد. سامانهی طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق در کشور ایران نیز بررسی شد، تحلیل این سامانهها با استفاده از اطلاعات موجود در جداول مقایسهای انجام گردید.
یافتهها: یافتهها نشان دهندهی آن است که تمامی کشورهای منتخب دارای سامانه طبقهبندی اقدامات قلب و عروق خاص کشور خود هستند. کشورهای منتخب به استثنای انگلیس از یک سامانهی طبقهبندی اقدامات چند محوری استفاده میکنند. در تمامی سامانههای اقدامات کشورهای منتخب، خصوصیاتی مانند استفاده از قوانین و استانداردهای مراقبت، استفاده از آموزش از راه دور، برنامهی آموزش سالیانه و مشاوره با متخصصین قلب و عروق دیده میشود. ایران فاقد سامانهی ملی اقدامات سلامت قلب و عروق است.
نتیجهگیری: ملی کردن سامانهی طبقهبندی اقدامات سلامت بیماریهای قلب و عروق در ایران، با توجه به اهداف، نیازهای جامعه و توسعهی فنآوریهای جدید در جهت پیشگیری از بیماریهای قلب و عروق و ارتقای مدیریت اطلاعات سلامت ضروری به نظر میرسد.
"
"مقدمه: سالیان متمادی است که هستی شناسی به اشکال گوناگونی مانند طرحهای ردهبندی، تزاروسها، واژگان کنترل شده، اصطلاح شناسیها و واژهنامهها معنی شده است. ازآن جا که اصطلاحها و منابع دانش، اجزای مهمی از تعامل میان نظامهای نامتجانس است، هدف این مقاله، بررسی هستی شناختی فرا اصطلاحنامهی نظام زبان پزشکی واحد (که در یک سیستم منفرد اصطلاحات از علوم زیست شناسی ادغام شده است و توسط کتابخانهی ملی پزشکی آمریکا تهیه گردید که بخشی از زبان واحد پزشکی است) بوده است.
روش بررسی: در این پژوهش با استفاده از روش مطالعهی سندی و کتابخانهای، به مطالعهی متون و منابع موجود در زمینهی مقایسهی فرا اصطلاحنامه Unified Medical Language Systemیا UMLS و هستی شناسیهای دیگر (مانند WordNetو UCO و کارهایی که در این خصوص توسط افرادی چون Burgunو همکار، در نتیجهی بررسی و مرور منابع معتبر این حوزه و تهیهی فهرستی از لغات مرتبط با علم زیست شناسی، دال بر وجود اسامی، روابط مورد نیاز در علم اطلاعرسانی زیست شناسی، اقدام به مطابقت آنها بر اساس مفاهیم فرااصطلاحنامه UMLS و در نهایت تعیین وجود روابط در منابع اصلی این فرا اصطلاحنامه صورت گرفت) پرداخته شده است. علاوه بر این، به منظور بررسی وجود سازگاری میان نقشهی معنایی UMLS و دو هستی شناسی دیگر، مطابقت دادن در انواع معنایی UMLS و هستی شناسی سلسله مراتبی Cyc و WordNet انجام گرفت و برای ایجاد ساختاری یکپارچه در UMLS و سازگاری آن با Cyc، مفاهیم در Cyc به سه گروه تقسیمبندی گردید.
یافتهها: قریب به50 مقوله از Cyc به طور دقیق برای پوشش دادن شبکهی معنایی UMLS استفاده شده است. نتایج نشان داد که نزدیک به نیمی از آنها در هر دو سیستم شبیه به هم هستند و میان انواع Cyc و شبکه معنایی UMLS همپوشانی وجود دارد. همچنین مشخص شده است که برای بعضی از گونههای معنایی UMLS مقولههای همسان و مشابهی در نسخهی عمومی هستی شناسی سلسله مراتبی Cyc وجود ندارد. بنابراین، مقولههایی در Cyc وجود دارد که دارای هیچ گونه معادلی در UMLS نمیباشد. در زمینهی مقایسهی ردههای معنایی UMLS و WordNet نتایج نشان داد که 2 درصد از مفاهیم ردهی اختلال سلامتی UMLS در WordNet وجود دارد که مطابقت و سازگاری میان ردهها 48 درصد بوده است.
نتیجهگیری: هم اکنون هیچ استاندارد Upper-Level-Ontoligies در دسترس نیست. ممکن است در یک رده، مفاهیم به طور متفاوتی دستهبندی شوند، حتی زمانی که دستهبندیها شبیه به هم به نظر برسند."
"مقدمه: توسعه فنآوری اطلاعات و مدیریت آن با تجهیزات نوین در سازمانها همراه بوده است؛ به نحوی که راهکارهای چندی را جهت ارتقای رضایت اعضای سازمان در بر خواهد داشت. ضرورت این موضوع، موجب توسعه زیر ساختها و برنامهریزیهای جدیدی در دانشگاههای علوم پزشکی کشور شده است و مطالعات جدیدی را میطلبد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی چارچوب فعالیتهای مزبور به بررسی چگونگی صفحات وب کتابخانه های دانشگاههای علوم پزشکی کشور و موجودیت پیوندهای فراسازمانی آنها پرداخت.
روش بررسی: مطالعه حاضر توصیفی، که در آن مجموع صفحات وب دانشگاههای علوم پزشکی کشور که 40 وبگاه بود، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در این بررسی موجودیت صفحات وب، نوع نرمافزار کتابخانهای، ویژگی صفحات راهنما و تجزیه و تحلیل موضوعی پیوندهای فراسازمانی با استفاده از چک لیست محقق ساخته، مورد سنجش واقع شد و در نهایت، دادههای حاصل توسط نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان از توجه دانشگاهها و کتابخانههای علوم پزشکی به بهرهجویی از صفحات وب در سیستم وب جهانی داشت، ولی نیاز به استفاده از همگونی و وحدت رویه در این یافتهها مشاهده میشد. در مجموع 25 دانشگاه معادل 5/62 درصد دارای وبگاه کتابخانه بودند و در این میان نرم افزار افق دارای بیشترین استفاده (16 وبگاه کتابخانه) و نرم افزارهای سیمرغ و پیام دارای کمترین استفاده (هر کدام یک وبگاه کتابخانه) بودند.
نتیجهگیری: صفحات وب در کشورهای جهان سوم حاکی از استفاده مدیران میانی از تجربیات جهانی موجود قلمداد میشود، ضمن آن که توجه به این گونه از خدمات الکترونیکی به مرور افزایش یافته، زمینههای استاندارد شدن این صفحات امری واقعی در آینده قلمداد میشود.
"
"مقدمه: بین رهبری و دانش افراد باید ارتباط پویایی وجود داشته باشد. این ارتباط از راه تشویق، برانگیختن استنباطها و نگرشهای افراد برای کسب دانش صورت میگیرد. هدف این مقاله، تعیین رابطهی بین مدیریت دانش با سبکهای رهبری مدیران گروههای آموزشی از دیدگاه اعضای هیات علمیدانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود که جامعهی آماری آن را کلیهی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 87-1386 تشکیل میدادند. به منظور نمونهگیری، پس از برآورد آماری و مشخص شدن حجم نمونه، تعداد 170 نفر از اعضای هیات علمی با بهرهگیری از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. برای گردآوری دادههای مورد نیاز از دو پرسشنامهی مدیریت دانش و سبکهای رهبری چندگانه استفاده شد. جهت سنجش روایی پرسشنامهی مدیریت دانش و سبکهای رهبری از روایی محتوایی و صوری استفاده گردید و از نظر انطباق سؤالهای پرسشنامه، موضوع و اهداف پژوهش مورد تایید متخصصان قرار گرفت. برای تعیین پایایی پرسشنامهی مدیریت دانش و رهبری چندگانه از فرمول
Cronbach’s alfa استفاده شد که مقدار آنها به ترتیب 92/0 = α و 89/0 = α برآورد شد. تحلیل دادهها توسط آمار توصیفی و استنباطی با آزمونهای آماری مناسب انجام شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که بین مؤلفههای مدیریت دانش با سبک رهبری تحولی، رابطهی معنیدار وجود دارد، ولی بین مدیریت دانش با رهبری تبادلی و رهبری عدم مداخلهگر، رابطهی معنیدار وجود ندارد.
نتیجهگیری: برخورداری مدیران گروههای آموزشی علوم پزشکی اصفهان از سبک رهبری تحولی، ارتباط و مشارکت بیشتر را بین اعضا و تبادل دانش را در بین بخشهای مختلف سازمان میسر نموده است."
هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر مصرف امگا3 و شرکت در فعالیت های هوازی روی هورمون های تنظیم کننده سوخت و ساز کلسیم در زنان یائسه غیرورزشکار بود. به همین منظور 40 زن یائسه غیرورزشکار داوطلب سالم با میانگین سن 53/3?72/57 سال، قد 24/9?75/157 سانتیمتر، وزن 76/12?08/58 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 73/3?78/23 کیلوگرم بر متر مربع و درصد چربی 68/4?18/23 انتخاب و به طور تصادفی در طرح دوسوکور به چهار گروه 10 نفری مکمل و فعالیت، فعالیت، مکمل و گروه کنترل تقسیم شدند.آزمودنی ها در گروه مکمل و فعالیت و گروه فعالیت، 3 جلسه در هفته و به مدت 16 هفته در دامنه شدت فعالیت 50 تا 60 درصد ضربان قلب بیشینه در برنامه تمرینات هوازی شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد تا در گروه مکمل و فعالیت و گروه مکمل روزانه هزار میلی گرم امگا3 (Viva Omega – 3 Fish Oil ساخت کشور کانادا) به مدت 16 هفته مصرف کنند. در حالت پایه و در انتهای 16 هفته برنامه تمرینات هوازی، نمونه های خونی جمع آوری و سطوح کلسیم یونیزه، کلسیتونین (با روش رادیو ایمونواسی) و پاراتومون (با روش کمی لومینومینسنت) اندازه گیری شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مصرف روزانه یک گرم امگا3، طی 16 هفته تمرینات هوازی، سطوح کلسیتونین (001/0=P) و پاراتورمون (001/0=P) را به طور معنی داری تحت تاثیر قرار داد ولی تاثیر معنی داری روی کلسیم یونیزه (619/0=P) نداشت.در مجموع نتایج تحقیق نشان داد که مصرف امگا3 و شرکت منظم در تمرینات هوازی، تغییرات معنی داری را روی سطوح سرمی کلسیتونین و پاراتورمون زنان یائسه غیرورزشکار به وجود می آورد، این تغییرات ممکن است به حفظ، افزایش سلامتی، استحکام و توده سازی استخوان کمک کند. این در حالی است که این نوع یافته ها تاکنون گزارش نشده است.
باهم آیی ها، یعنی ترکیبات بازرخدادی واژه ها که احتمال هم رخدادی آنها بیش از آن چیزی است که تصادفا رخ می دهد در زبان های طبیعی به کرات مشاهده می شوند. از آنجایی که واژه نامه های دوزبانه قادر به ارایه معادل های واژگانی مناسبی برای اغلب این باهم آیی ها نیستند، اکثر قریب به اتفاق سیستم های ترجمه ماشینی در مواجهه با این گونه ترکیبات، اجرای دقیقی نداشته و در نتیجه کیفیت برونداد آنها تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. در سال های اخیر پیکره های یک زبانه در حل مسایل مختلف زبان شناسی، شامل پردازش زبان طبیعی، ترجمه ماشینی آماری، آموزش زبان و سایر حوزه های مرتبط نقش مهمی ایفا نموده اند. مطالعه حاضر فرایند ساخت و استفاده از یک پیکره بزرگ یک زبانه فارسی را مورد بررسی قرار می دهد. این پیکره این امکان را به ما می دهد تا مشکل ابهام باهم آیی های انگلیسی را در حین ترجمه آنها به زبان فارسی توسط یک سیستم ترجمه ماشینی رفع نماییم. با استفاده از چنین پیکره ای به عنوان پیکره زبان مقصد و نیز یک واژه نامه دوزبانه انگلیسی-فارسی، کارآیی این پیکره در یافتن مناسب ترین معادل فارسی برای باهم آیی های انگلیسی، به منظور ارتقای کیفیت سیستم ترجمه ماشینی، مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج آزمایشی که در این راستا بر روی یک پیکره آزمون صورت گرفت بسیار امیدبخش بوده و صحت آن به 90.83% رسیده است.