امروزه گسترش فیزیکی روزافزون و بدون برنامه ریزی شهرها، باعث کاهش کیفیت زندگی جوامع شهری و غیرشهری شده است. درک فرایند رشد شهری در برنامه ریزی و مدیریت شهری به منظور رسیدن به شهری پایدار بسیار مهم است. از طرف دیگر مدلسازی الگوهای فضایی شهری می تواند دید مناسبی در مورد اینکه چگونه شهرها تحت شرایط مختلف اجتماعی و اقتصادی و محیطی توسعه می یابند، ایجاد کند. تاکنون تلاش های زیادی در زمینه مدلسازی توسعه شهری با استفاده از اتوماسیون سلولی صورت پذیرفته است اما برای ایجاد یک مدل قابل اطمینان و معتبر هنوز برخی مسائل بصورت حل نشده باقی مانده است. پیچیدگی در فرآیند توسعه شهری، تعداد متغیرهای زیاد و وجود قوانین مختلف باعث گردیده تا کالیبراسیون مدل اتوماسیون سلولی، یکی از مسائل چالش برانگیز در شبیه سازی گسترش شهری باشد. در این تحقیق تلاش بر این بوده که با تلفیق اتوماسیون سلولی و الگوریتم ژنتیک مدلی مناسب جهت مدلسازی فرایند رشد شهری ایجاد شده و کاربردی عملی از آن در پیش بینی فرایند توسعه شهری شیراز بین سال های 1990 و2000 نشان داده شود. پارامتر های موثر در این فرایند تعداد همسایگی شهری، شیب زمین، فاصله تا راه های اصلی و مناطق غیر قابل توسعه می باشند که به هر کدام سهمی از ژن های کروموزوم اختصاص داده شده و نتایج بهینه از آن ها استخراج گشته و در نهایت از دقت کلی و شاخص کاپا برای ارزیابی مدل استفاده شده است. بدین ترتیب دقت کلی بدست آمده برابر با 91837/0 است که نشان دهنده ی این است که 837/91 درصد سلول ها درست شبیه سازی شده اند و مقدار شاخص کاپای نهایی 68406/0 بوده که نشان دهنده ی این است که نتایج شبیه سازی 406/68 درصد بهتر از زمانی است که شبیه سازی بطور تصادفی صورت پذیرد.
امروزه مسائل مربوط به حمل و نقل در شهرها به یکی از چالش های عمده و اصلی مدیریت شهری تبدیل شده است. حمل و نقل یکی از مهمترین ارکان توسعه شهری است که برای جابجایی مردم و کالاها در بین فضاها و اماکن مختلف جغرافیایی بکار می رود. یکی از چالش هایی که معمولا در زمینه توسعه پایدار شهر ها مطرح است، تعیین نوع سیستم حمل و نقل مطلوب شهر می باشد. سیستم حمل و نقلی که الگو و ساختار شهر نیز تا حد بسیار زیادی از آن تاثیر می پذیرد. کلانشهر تهران در کنار مشکلات عدیده ای که با آنها روبروست، با مشکل ترافیک و حمل و نقل نیز به ویژه در حوزه حمل و نقل عمومی مواجه است. برای حل مشکل ترافیک در تهران ر حل های گوناگونی ارائه شده است. یکی از طرح هایی که در سال های اخیر جهت رفع این مسائل ترافیکی در تهران ارائه و اجرا شده است، ایجاد سیستم حمل و نقل BRT یا سامانه حمل و نقل سریع اتوبوسی، در قالب سیستم حمل و نقل عمومی است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و بر اساس روش مطالعات کتابخانه ای و پژوهش میدانی به ارزیابی عملکرد سیستم حمل و نقل BRT در کلانشهر تهران و ارائه راهکارهای توسعه آن در قالب تکنیک SWOT می پردازد. در نتیجه پژوهش حاضر ظرفیت ها و محدودیت های موجود در خط یک سیستم BRT مطالعه و مشخص گردید و در نهایت، پاسخ های علمی و راهکارهای توسعه آن ارائه گردید. در کل حدود 97 عامل اثرگذار بر خط یک سیستم BRT کلانشهر تهران شناسایی شد.
در فضاهای شهری آمیخته با عناصر طبیعی روح زندگی جاری است و انسان همواره به این فضاها احساس تعلق می کند، تعلقی که ریشه های آن در طبیعت و مظاهر آن وجود دارد و همگی این مظاهر را می توان برگرفته از کیفیت های طبیعی برشمرد. با توجه به فرهنگ کهن ایرانیان و انس دیرینه آنها با طبیعت ضرورت وجود چنین فضاهایی در شهرها خصوصا کلانشهرهایی که بتدریج جای خود را به عناصر مصنوع می دهند حس می شود. هدف این تحقیق شناسایی عوامل تاثیر گذار در سرزندگی و حیات جمعی استفاده کنندگان از فضای عمومی سبز راه ها است بدین منظور پارک خطی باغ بلند به عنوان گذری سبز در فضای شهری انتخاب و فعالیت هایی که می تواند به نوعی حیات اجتماعی ساکنان شهر را تحت تاثیر قرار دهد مطالعه شده است. جهت شناخت کاملتر مفهوم زندگی اجتماعی در فضای عمومی شهری، در روشی توصیفی- تحلیلی، متون تخصصی مختلف بررسی و معیارهای تاثیر گذار شناسایی شده اند. سپس داده ها از طریق پیمایش میدانی، مصاحبه های فردی، تکمیل پرسشنامه و نقشه برداری رفتاری گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بدین ترتیب ضمن بررسی میزان حضور مردم در سبز راه و سنجش میزان تعامل مردم با یکدیگر، تنوع فعالیت ها و تنوع فرهنگی و سنی استفاده کنندگان، مطلوبیت این فضای شهری از لحاظ توانایی برقراری حیات و سرزندگی از جنبه های مختلف ارزیابی شده است. نتایج تحقیق نشان دهنده تفاوت کارکردهای این گذر در طول شبانه روز، ایام و فصول سال و امکان پذیری استفاده از آن توسط گروه های سنی، جنسیتی و قومی مختلف با اهداف گوناگون است. در انتها نقاط ضعف و قوت این گذر سبز با تاکید بر حیات جمعی مشخص و راهکارهای پیشنهادی برای رفع آن ارائه گردیده است.
این پژوهش نگرش نسبت به طلاق را در نسل های مختلف واکاوی می کند. جامعه آماری، افراد (مرد و زن) ۱۵ سال و بالاتر ساکن در استان زنجان هستند که با روش نمونه گیری چند مرحله ای طبقه بندی شده و متناسب با حجم جمعیتی هر یک از شهرها (متناسب با طرح آمارگیری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵)، ۶۱۰ نمونه به طور تصادفی و سیستماتیک مطالعه شده است. یافته ها نشان می دهد که نگرش به طلاق هنوز منفی است (4/47 درصد پاسخگویان)، اما مخالفت با طلاق به طور بین نسلی کاهش یافته است. تحلیل جنسیتی داده ها، این تغییر نگرش نسلی را در بین زنان با معنی نشان می دهد. موافقت نسل های جدید با سنگینی صدمات عاطفی ناشی از طلاق و ارجحیت زندگی زناشویی دشوار به طلاق کاسته شده و بر بی موردی اغلب مخالفت های اجتماعی با طلاق اجماع بیشتر شده است.
گردشگری در مازندران به مثابه استراتژی ایده آل توسعه در نظر گرفته می شود. آمارها نشان می دهند، درآمد حاصل از گردشگری در این استان گاه تا بیش از 5 برابر کل بودجه استانداری بوده است. با وجود این، در نگاهی انسان شناختی درمی یابیم، گردشگری به مثابه یک برنامه در توسعه اقتصادی موفق محقق نشده است. منافع اصلی حاصل از اقامت و پذیرایی گردشگر عمدتاً نصیب سرمایه گذاران غیربومی می شود و بنابراین اقتصاد محلی چنانکه باید سودمند نیست. از سوی دیگر، شیوه های معاش بومی به واسطه فعالیت در بخش خدمات گردشگری در حال نابودی هستند. جان باختن تدریجی کشاورزی و فعالیت های مربوط به صنایع دستی و هنر بومی از جمله مهم ترین این موارد است. در مقاله حاضر با رویکرد انسان شناسی، گردشگری بررسی شده و به تبع آن، با استفاده از روش های کیفی همچون مصاحبه و مشاهده مشارکتی به بررسی تأثیرات اقتصادی گردشگری در مازندران پرداخته شده است.
مراکز قدیمی شهرها در سراسر جهان از اهمیت اقتصادی ویژه ای برخوردار بوده اند. یکی از پدیده های قابل مشاهده در شهرهای ایران، قدمت زیاد و فرسودگی ساختمان های مراکز تجاری و بازارها است. مقاله حاضر تلاش می کند تا نشان دهد، افزایش سرقفلی، مالکیت وقفی و ورثه ای بودن واحدهای تجاری از یک طرف و عدم تمایل سرمایه گذاران به بازسازی واحدها، مانعی برای تحول کالبدی مراکز تجاری گردیده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 90 واحد تجاری برآورد و در انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شده است. اطلاعات و داده ها با بهره گیری از نرم افزار Spss در قالب آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج آزمون کای اسکوئر نشان می دهد بین عدم تحول کالبدی مراکز تجاری (متغیر وابسته) و ورثه ای بودن ملک، مالکیت وقفی، سرقفلی و قوانین و مقررات سازمان های مربوطه (متغیر مستقل) رابطه ی معناداری در سطح 99 درصد وجود دارد. این در حالی است که طرح های نوسازی و بهسازی در مراکز تجاری شهر، جز در مناطقی که برای افراد و سازمانهای مسؤول اجرای طرح منافعی را در بردارند، اجرایی نمی شوند. در این راستا، عرضه اوراق بهادار یا صکوک اجاره به شرط تملیک به عنوان منابع تأمین مالی، تسهیل در انتقال و صدور اسناد مالکیت واحدهای وقفی و ورثه ای در جریان بهسازی و توسعه مراکز تجاری پیشنهاد می گردد.
مقدمه: افزایش سریع هزینه های سلامت، جوامع را به استفاده از برنامه های بیمه ای ترغیب نموده است. همواره قیمت خدمات مذکور برای سازمان های بیمه گر مهم بوده است؛ به طوری که عدم کنترل هزینه ها به کاهش توان مالی آن ها در ارایه ی خدمات به بیمه شدگان می انجامد. تقلب و سوء استفاده از بیمه از عوامل اصلی افزایش هزینه های سلامت در آمریکا می باشد. سالانه 3 تا 15 درصد از بودجه ی بخش سلامت، از این طریق به هدر می رود. این پژوهش با هدف، تعیین موارد مغایر با ضوابط و مقررات سازمان بیمه ی خدمات درمانی مندرج در پرونده ی قراردادی پزشکان طرف قرارداد بیمه ی خدمات درمانی استان اصفهان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه در سال 1390 به روش توصیفی انجام شد. از مجموع 2752 پرونده ی قراردادی پزشک، نمونه ای با حجم 384 پرونده به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، انتخاب گردید. پس از استخراج اطلاعات و انتقال آن ها به فرم گردآوری داده ها و ثبت در رایانه، از نرم افزار SPSS جهت تحلیل داده ها استفاده شد. اعتبار ابزار به روش تعیین اعتبار محتوی و پایایی آن با ضریب Cronbach's alpha، 75/0 تعیین شد.
یافته ها: انجام ویزیت با دفترچه ی غیر (02/0 = P)، جدا کردن بیش از یک نسخه در یک نوبت ویزیت (008/0 = P) و تجویز دارو و انجام خدمات درمانی منجر به خسارت مالی (024/0 = P) توسط پزشکان عمومی به طور معنی داری بیشتر از پزشکان فوق تخصص بوده است. عدم رعایت تعرفه ها توسط پزشکان متخصص به طور معنی داری بیشتر از پزشکان عمومی بوده است (01/0 = P). انجام ویزیت به صورت دسته جمعی توسط متخصصین به طور معنی داری بیشتر از پزشکان فوق تخصص بوده است (007/0 = P). ایجاد محدودیت در پذیرش بیمه شدگان توسط پزشکان فوق تخصص به طور معنی داری بیشتر از پزشکان عمومی بوده است (000/0 = P).
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان داد که در بسیاری از موارد، پزشکان طرف قرارداد قوانین و مقررات را رعایت نموده اند و در کمتر از 1 درصد موارد نسبت به برخی قوانین توجه کافی نداشته اند. بنابراین سازمان های بیمه گر می توانند با اطلاع رسانی قوانین و مقررات، حذف دفترچه ی بیمه و جایگزینی آن با کارت الکترونیک بیمه ی سلامت، پرداخت به موقع مطالبات، برگزاری سمینارهای بازآموزی اخلاق حرفه ای با محوریت شرع و قانون و ... زمینه ی پیش گیری از کم توجهی نسبت به قوانین و مقررات را فراهم آورند.
سیاست های مربوط به انتشار مقالات علمی تا سالیان اخیر به این صورت بود که ناشرین با فراهم آوردن امکان بررسی، چاپ و انتشار مقالات علمی، حق انتشار را از نویسنده کسب می نمودند و در عمل مالک حقوق مادی و معنوی انتشار یک مقاله میگردیدند. با این وجود، در سالیان اخیر و با پیدایش جهش های تکنولوژیکی، سیاست نوینی به نام دسترسی آزاد در بررسی، چاپ و انتشار مقالات علمی رقم خورده است. در این روش جدید، نویسندگان با پرداخت وجه لازم به ناشرین، حق انتشار مقاله را برای خود محفوظ مینمایند. بنابراین، مقاله پس از بررسی و در صورت تأیید، بلافاصله به صورت برخط چاپ می شود و به رایگان در اختیار دیگران قرار میگیرد. با توجه به اهمیت موضوع، مقاله ی مروری حاضر به مقایسه و بررسی این تغییر و تحولات در حوزه ی چاپ و انتشار مقالات علمی مرتبط با امر سلامت پرداخته است.
مقدمه: تأکید مدیریت دانش در کتابخانه ها، ترویج خلق دانش، روابط نزدیک تر بین کتابخانه ها، داخل کتابخانه ها و بین کتابخانه ها و کاربران آن ها با انگیزه ی افزایش میزان رضایت کاربران و بهبود خدمات کتابخانه، تقویت شبکه های جهانی و زنده کردن جریان دانش می باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین میزان کاربست مدیریت دانش در بین کارکنان کتابخانه های مرکزی، دانشکده ای و بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بر اساس مدل Hissig بوده است. مدل Hissig دارای چهار فرایند خلق، ذخیره، نشر و به کارگیری دانش می باشد.
روش بررسی: روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی بود. جامعه ی پژوهش، تمام کارکنان شاغل در 21 کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی تبریز (59 نفر) در سال 1389 بودند. به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول نمونه گیری عمومی Cochrane استفاده گردید، که تعداد 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری، مبتنی بر تصادفی طبقه ای متناسب با حجم بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ی محقق ساخته بود که از مقیاس پنج درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه توسط اساتید مجرب تأیید و به منظور پایایی آن ضریب Cronbach’s Alpha با مقدار 949/0 استخراج گردید. داده های پژوهش با کمک نرم افزار 16SPSS مورد تحلیل قرار گرفت و در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون های One-sample t، MANOVA و آزمون تعقیبی Scheffe استفاده شد. همچنین برای ترسیم نمودارها از نرم افزار 16Excel استفاده شد.
یافته ها: میزان کاربست مؤلفه های خلق دانش با 06/3 بالاتر از متوسط، ذخیره ی دانش با 56/2 در حد پایین تر از متوسط، نشر دانش با 87/2 در حد بالاتر متوسط و به کارگیری دانش با 12/3 در حد بالاتر از متوسط بود. همچنین نتیجه ی آزمون One-sample t بر اساس مدل Hissig نشان داد که میزان کاربست مؤلفه های مدیریت دانش در بین کارکنان کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی تبریز با میانگین 90/2 در حد بالاتر از متوسط می باشد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه، میزان کاربست مدیریت دانش در بین کارکنان کتابخانه ی مرکزی، دانشگاهی و بیمارستانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تبریز در حد بالاتر از متوسط می باشد، اما از بین مؤلفه های مورد بررسی مؤلفه ی ذخیره ی دانش در حد پایین تر از متوسط می باشد؛ بنابراین تبیین اهمیت ذخیره ی دانش در بین کارکنان کتابخانه ها و استفاده از سیستم های ذخیره ی دانش ضروری می باشد.
هدف از این تحقیق، بررسی رابطة بین خودکارامدی و ابعاد روانی، اجتماعی، عقلانی، هیجانی، معنوی و جسمی نیک-زیستی بود. طرح تحقیق حاضر همبستگی است که 285 نفر از دانشجویان تربیت بدنی دختر و پسر با استفاده از شیوة تصادفی ساده به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های بررسی نیکزیستی ادراکشده و بررسی عادات تمرینی و خودکارامدی و برای بررسی رابطة بین متغیرهای تحقیق از همبستگی پیرسون استفاده شد. از مدل رگرسیون چندگانة خطی برای ارزیابی نقش هریک از متغیرها در تبیین نیکزیستی ادراکشده و مؤلفه های تشکیل دهندة آن استفاده شد. نتایج نشان داد خودکارامدی ورزشی کلی، نیکزیستی ادراکشده و ابعاد جسمی، معنوی، عقلانی، روانی و هیجانی نیکزیستی را به طور معناداری پیش بینی میکند (05 /0 P<). خودکارامدی ورزشی پیشگوی معناداری از نیکزیستی اجتماعی نبود. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که خودکارامدی ورزشی شاخص پیشگوی مهمی از نیکزیستی هیجانی، روانی، عقلانی، معنوی و جسمی است. باتوجه به نتایج این تحقیق، با تمرکز بر بهبود خودکارامدی ورزشی و تقویت افکار و اعتقادات مرتبط با توانایی شخصی برای شرکت در فعالیت بدنی و استفاده از نظریة شناختی اجتماعی، شرکت در فعالیت بدنی و ورزش در درازمدت افزایش خواهد یافت
مربیان تأثیر زیادی روی تیم هایشان دارند و رفتارها و سبک های رهبری آنها عملکرد ورزشکاران را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط بین سبک های رهبری مربیان و انسجام گروهی تیم های منتخب دانش آموزی شهر ارومیه است. 75 دانش آموز مقطع متوسطه (100=N) دو ابزار این پژوهش را کامل کردند : مقیاس رهبری برای ورزش (LSS، چلادورای و صالح 1980) و پرسشنامة محیط گروهی (GEQ، کارون و براولی 1985). LSS شامل 40 آیتم است که 5 بُعد از سبک های رهبری – تمرین و دستورالعمل، رفتار دموکراسی، رفتار آمرانه، حمایت اجتماعی و بازخورد مثبت را می سنجد. GEQ با 18 آیتم دو بُعد انسجام تکلیف و انسجام اجتماعی را ارزیابی می کند. ثبات درونی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای LSS، 82 /0 = r و GEQ 81 /0= r به دست آمد. اطلاعات با استفاده آزمون های کالموگروف - اسمیرنوف یک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون، ANOVA اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05 /0 P< تحلیل شد. نتایج نشان داد که مربیان تیم های دانش آموزی بیشتر از سبک رهبری آموزش و تمرین و کمتر از سبک دموکراتیک استفاده می کردند. نتایج نشان داد سبک های رهبری حمایت اجتماعی (37 /0 = r ، 49 /0=r) ، تمرین و آموزش (38 /0 = r ، 56 /0=r) ، و بازخورد مثبت (33 /0 = r ، 34 /0=r) ارتباط مثبت و معناداری با انسجام تکلیف و انسجام اجتماعی، و سبک آمرانه (18 /0- = r ، 17 /0- =r) ارتباط منفی و معناداری با انسجام تکلیف و انسجام اجتماعی دارد. نتایج این پژوهش و پژوهش های قبلی نشان می دهد که سبک های رهبری مربیان تأثیر زیادی روی انسجام تیمی دارد و یک مربی می تواند نقش بارزی در توسعة انسجام تیمش بازی کند.
در دوره مغول، از دل دیوانسالاری مغولی- چینی، گروه تازه ای از نیروهای آزاد متولد شدند که در وقایع دوره ایلخانی و تا حدودی تیموری ایفاگر نقش هایی گاه کلیدی بودند. این نیرو ها در منابع فارسی با عنوان کلی قراوناس شناخته می شوند. در این تحقیق سعی داریم تا با نگاهی به وقایع مرتبط با این نیروها در دوره ایلخانی، به بررسی ماهیت و کیفیت حیات سیاسی- اجتماعی نیروهای آزاد موسوم به قراوناس و به ویژه شاخه ای از آنان که در غرب قلمرو ایلخانی و در نزدیکی بغداد ساکن بودند، بپردازیم. به جهت تفکیک میان دو قسمت نیروهای قراوناس ایشان را با عناوین عراقی و خراسانی- که از یک سو نشانگر محل فعالیت و از سوی دیگر یادآور تقسیمات سنتی این نیرو ها در ایران می باشد- مورد بررسی قرار خواهیم داد. ردپای قراوناس عراقی را در بسیاری از وقایع داخلی دوره ایلخانی می توان پیدا کرد. به عنوان مثال دست کم در تغییر سه ایلخان، نقش ایشان مشهود است. در بسیاری از درگیری های منطقه ای نیز می توان آثاری از حضور آنان یافت. حتی بعد تر ایشان را در قالب نگودریان هرات، در خدمت امرای محلی هرات مییابیم که نشانگر حیات سیاسی تأثیرگذار این گروه است. تا دوره تیموری نیز آثاری از این نیرو ها در دست است.