معماری قدسی، از دیرباز، عالی ترین بستر تکامل و تعالی روحی آدمیان بوده است. اوج اعتلا و شکوفایی هنر معماری مقدس اسلامی را می توان در ساحت مساجد جستجو کرد؛ در این بین به نظر می رسد مساجدی که در دوران طلایی قدرت معنوی، مالی و سیاسی شیعیان در این سرزمین شکل گرفته اند، واجد هویت معنوی ویژه ای بوده اند؛ از این رو این نوشتار بر آن است تا با بررسی دو شاهکار هنر و معماری اسلامی و شیعی این سرزمین، یعنی مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله اصفهان، به باز شناخت اصول قدسی حاکم بر طراحی مساجد شیعی بپردازد. به منظور انجام این مهم، از روش های تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی و شیوه های تحقیق مرور متون، منابع و اسناد تصویری، بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، معرفی انگاره های وحدت و یگانگی، هم آوایی با طبیعت، ابداع و نوآوری و حضور نقوش و اشکال هندسی، به عنوان انگاره های قدسی حاکم بر طراحی مساجد شیعی و ارائه پیشنهادهای طراحی مساجد امروزی بر پایه این انگاره ها خواهد بود.
چکیده : در این پژوهش، روش شناسی امام شافعی در حدیث بر اساس منابع کتابخانه ای واکاوی خواهد شد. ره یافت جدید معرفتی و روشی شافعی در علوم حدیث، برآیند شرایط زمانی و مکانی بود. او با ارائه ی خوانشی جدید از اجتهاد مبتنی بر نقل صحیح و عقل سلیم و در پیش گرفتن روشی متفاوت از معاصرانش در حدیث متأثر از بوم های مختلف و عُرف آن ها، دو رویکرد فقهی رایج اهل حدیث و اهل رأی را جمع کرد.
شافعی در دامان مکتب حدیث پرورش یافت و اصول حدیث را آموخت. از دیدگاه شافعی، حدیث از اهمیّتی هم سطح قرآن برخوردار بود و این اعتبار، اطاعت و پیروی از آن را الزامی می نمود. وی دایره ی کاربست حدیث را در فقه توسعه داد و همان طور که ابوحنیفه با به کارگیری رأی در اجتهاد، مردم را به فهم عقلانی رهنمون بود، شافعی هم با اعتباربخشی به حدیث بر میزان قرآن، اهل حدیث را از دایره ی تنگ و بسته ی فهم ظاهری از حدیث و عمل به آن رهانید.
مبانی روایی اندیشه های امام شافعی به میزان وسعت منابع روایی آن، استوار و مستحکم بود؛ از لحاظ منابع، اندیشه ی او در حدّ یک بوم و شهر متوقّف نماند و شافعی در اخذ روایات افرادی غیر از اهالی مدینه، نه تنها هیچ محدودیّتی قائل نشد، بلکه چه در عراق و چه در مصر، در تلاش بود تا روایات را از راه های مختلف وارد شده بشنود. وی با در پیش گرفتن راه میانه و اعتدال، توانست تا حدّ مطلوب از افراط اهل حدیث و تفریط اهل رأی در به کارگیری حدیث برای استنباط فقهی بکاهد.
دانش «نسب شناسی» از شاخه های علم تاریخ و شعبه ای از تاریخ نگاری عرب جاهلی است که پیوند ناگسستنی با آن دارد. این میراث جاهلی در دوره اسلامی به دلایلی چون، تدوین دیوان، گسترش فتوحات و استقرار قبایل بسیاری از عرب در مناطق مفتوحه و گسترش رقابت ها و تعصبات و دامن زدن برخی خلفا بدانها، رشد سریع یافته و نسب دانان و منابع نسبی مهمی پدید آمد. سهم شیعیان امامی و سادات علوی تبار در باروری این دانش، ازاین رو که آن با موضوع امامت و اهل بیت ارتباط تنگاتنگی دارد، نمود بیشتری داشته است. آنان تلاش بسیاری در دانش نسب شناسی داشته و از همان آغاز آثار ارزشمندی در این عرصه آفریده و سهم سترگی در رشد و بقای آن داشته اند. در این مقاله ضمن مروری اجمالی بر کلیات دانش نسب شناسی، نقش و سهم شیعیان امامی در حوزه انساب نگاری مورد بررسی قرار گرفته است.
یهودیان از گروه هایی بودند که پس از هجرت پیامبر (ص) به مدینه، به عنوان دشمنی جدی در برابر پیامبر (ص) و مسلمانان قد برافراشتند. خطر یهودیان تهدیدی بزرگ برای دین نوپای اسلام بود که پیامبر عظیم الشأن اسلام با تبیین گفتمان اسلامی، در پیش گرفتن راهبردی هدفمند، اعمال سیاست های سنجیده و رهبری خردمندانه توانست آن را خنثا کند و دین اسلام و کیان دولت اسلامی را از شرّ فتنه های این قوم مصون دارد.
راهبردهای پیامبر اکرم (ص) در برخورد با یهودیان موضوع بسیار مهمی است که این مقاله با روش تحلیل تاریخی و با استفاده از قرآن به عنوان منبع اصلی و همچنین مآخذ دست اول و برخی تحقیقات و مطالعات جدید در پی تحلیل و کاوش آن می باشد.
یافته های این پژوهش نشان می دهد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با درایت و خردورزی توانست ضمن خنثا نمودن نیرنگ های یهودیان، توطئه های آنان را سرکوب کرده و اسلام و مسلمانان را از فتنه های آنان در امان دارد. ایشان در این راه به انواع روش ها مانند انعقاد پیمان نامه، دعوت و هدایت آنان، صبر و شکیبایی و در نهایت، برخوردهای قهرآمیز علیه آنان متوسل شدند.
بررسی تعامل پیامبر اکرم (ص) با یهودیان و درک اصول، چارچوب ها و منطق این تعامل، به مسلمانان امروز کمک می کند تا اصول و چارچوب های رفتار خود را با غیرمسلمانان پی ریزی کنند و عملکرد خود را با اعتقادات خود هماهنگ سازند و در این مسیر از سیره رسول خدا (ص)، که اسوه حسنه است، بهره گیرند.