در این مقاله سعی بر آن است با استناد به منابع به کاوش چگونگی روابط میان نزاریان و خلافت عباسی در دوران مورد بحث پرداخته شود. روابط سیاسی اسماعیلیان الموت با خلافت عباسی در فاصله سالهای 487 تا 654ق تغییر فاحشی پیدا کرد. اسماعیلیان نزاری در این دوران به چند دلیل در چهارچوب سیاست مدارا و گفتگو با عباسیان رفتار می کردند: یکی اینکه عباسیان نمی توانستند برای متصرفاتشان خطری جدی ایجاد کنند و دست خلافت عباسی از خراسان و عراق عجم کوتاه بود. دیگر اینکه ضعف و فترت سلجوقیان پس از مرگ ملکشاه و افزایش توان اسماعیلیان الموت از یک سو و تلاش خلافت عباسی برای بازگشتن به جایگاه محوری خود در سطح مراوده با مسلمانان از سوی دیگر، باعث شد شرایط سیاسی تازه ای فراروی دو حکومت قرار گیرد. همچنین تحرکات سیاسی خوارزمشاهیان علیه خلافت عباسی و آغاز هجوم مغولان به سرزمینهای اسلامی، تغییر روابط نزاریان را با خلافت عباسی ایجاب می نمود. بنابراین هم برای خلافت عباسی و هم برای اسماعیلیان، سیاست مدارا و تغییر در روش ضروری به نظر می رسید.
یکی از مهم ترین مباحث کلام اسلامی مسأله امامت و رهبری است، به گونهای که اختلاف دیدگاه مسلمانان در آن نخستین انشعاب را در بین شان در پی داشته است و آنها را به دو گروه بزرگ شیعه و سنی تقسیم کرده است. از نظر متکلمان شیعه مشروعیت امامت و جانشینی پیامبر بر اساس نصی الهی است، گرچه امامت در بعضی از ابعادش نیازمند به بیعت و مقبولیت مردمی است. یکی از مهمترین دلائل متکلمان شیعه بر امامت امیرمؤمنان علی (ع)، حدیث غدیر است که از حیث سند حدیثی است متواتر، و اگر اختلافی هست در دلالت آن است که اهل سنت دلالت آن را بر خلاف انکار می کنند. شیعه که دلالت آن را بر امامت تمام می دانند باید به این سؤال پاسخ دهند که چرا صحابه رسول خدا پس از آن حضرت به آن عمل نکرده اند؟ مقاله حاضر بررسی موقعیت سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی مدینه در آخرین سالهای عمر پیامبر و نقش تأثیر گذار قبائل مختلف، به علل نادیده گرفتن حدیث غدیر پرداخت است، و ضمنا دیدگاه متفکران اهل سنت را پیرامون حدیث غدیر روشن ساخته است. امید آنکه بتوان از رهگذر بررسی های تاریخی به پاسخ های درخور و شایسته برای پرسش های کلامی دست یافت.
در میان نظریه های مربوط به هدف امام حسین(ع) از حرکت عظیم خود، نظریه سید بن طاووس در کتاب لهوف، شهرت زیادی یافته و امروزه گروه زیادی از اهل علم و عموم مردم بر این باورند که آن حضرت، به منظور شهادت و با هدف ریختن خونش در راه خدا و برای احیای اسلام، به سوی کربلا رفت. در این مقاله به بررسی دلایل و مستنداتی می پردازیم که در کتاب اللهوف ابن طاووس به عنوان یکی از پیشتازان این نظریه وجود دارد. برخی از این مستندات قابل توجه و برخی از نظر علمی قابل تأمل است.
مدینه پس از هجرت پیامبر (ص)،نیازمند تبیین روابط افراد و ایجاد فضایی برای تبلیغ دین اسلام بود. این امر به تعیینحدود آزادی افراد و گستره فضای سلوک آنان نیاز داشت.درمدینه آن سال ها، به سبب نبودتصوری روشن از عملکرد پیامبر (ص) و آموزههای اسلام نزدبرخی گروههای اجتماعی و افراد، زمینه ناسازگاری با حکومت مدینه فراهم بود. علاوه بر آن، نباید از برخی تمنیات شخصی افراد و ارتباط آنان با مخالفان، به ویژه قریش غافل شد؛ عاملی که ممکن بودفضای شهر را گرفتار آشوب کند.درپاسخ به پرسشهایی درباره هنجارشکنیو نیز شناسایی مهمترین راهبردهای پیامبر (ص) در مقابله با آن،فرض برآن است که تخطی از قانون عمومی شهر، کمک به دشمنان،ایجاد آشوب و ناامنی در شهر و ضدیت با قوانین دین، به منزله مشخصترین و مهمترین جلوههای هنجارشکنی تعریف شدند؛ پیامبر (ص) نیز با ابزارهای نظارت بیرونی و درونی به مقابله با هنجارشکنی پرداخت.پیامبر (ص) با کمک آموزههای دینی و به وسیلهنظارت و کنترل اجتماعی، با دو ابزار کارآمدامور را سامان داد که عبارت بودند از:درونی سازی ارزش ها و دعوت به جایگزینی معیارها و ملاکهای مبتنی بر دین به جای ارزش های جاهلی یا برخاسته از نفسانیات شخصی و نیز مبارزه با کجروی و هنجارشکنی ازطریق کنترل اجتماعی. این امور به ابزارهایی کارآمد در کنترل هنجارهای جامعه و ممانعت ازهنجارشکنی تبدیل شد.
شیعیان در سده هفتم هجری به رشد فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی، به ویژه در شهر بغداد، دست یافتند. بی تردید رضی الدین علی بن موسی بن طاووس (589 664ق) در این پویایی و رشد سهمی مؤثر داشت. این مقاله با روش وصفی تحلیلی بر آن است، پس از مروری بر وضعیت شیعیان در قرن هفتم و نیز شخصیت سید بن طاووس، نقش او را در این زمینه بررسی کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سید بن طاووس با تدوین و نشر کتاب در موضوعات مختلف، رواج دادن مقتل و منقبت خوانیِ اهل بیت:، بر پا کردن مجالس مناظره با پیروان سایر فِرَق اسلامی، ترویج اندیشه مهدویت و نزدیکی ظهور منجی، همکاری با ایلخان مغول در چارچوب یک نظریه سیاسی دینی و سرانجام تدوین ادعیه و رواج دادن فرهنگ دعا، در رشد فرهنگی و اجتماعی شیعیان در این دوره نقش داشته است