اصحاب صفّه تهیدستانى بودند که به صفّه مسجدالنبى پناه برده، مورد توجه ویژه رسولخدا صلىاللهعلیهوآله بودند. بنابر مشهور، پدید آمدن صفّه در پى افزایش کسانى بود که توانایى اداره زندگى و گذران امور خویش را نداشتند یا تمایل داشتند اوقاتى را در مسجدالنبى سپرى کنند. در شأن اصحاب صفّه آیه نازل شده و باعث افتخار آنان بود و حتى پس از بر چیده شدن صفّه نیز براى آنان امتیاز محسوب مىشد. تعداد اصحاب صفّه به دلایل مختلفى کم و زیاد مىشد. برخلاف مشهور گویا صفّه در داخل مسجد قرار نداشته، بلکه در جوار مسجد واقع شده بود. به نظر مىرسد اصحاب صفّه در برخى اوقات، اشتغالات و درآمدهایى داشتهاند، اما از مهمترین مشغلههاى آنان تعلیم قرآن و عبادت بوده است. اهل صفّه رزمندگان همیشه آماده نیروهاى اسلام بوده و خود را به شرکت در غزوات پیامبر صلىاللهعلیهوآله ملزم کرده بودند. با پیشروى اسلام و فتوحات اسلامى و از میان رفتن نیاز مالى اهل صفّه ظاهرا موضوع اهل صفّه نیز از میان رفت. گرچه ممکن است محل صفّه تا دورههاى بعد پابرجا بوده باشد، اما وجود اهل صفّه در زمانهاى بعد بعید مىنماید. امتیاز اهل صفّه و شاید حالات برخى از آنان انگیزهاى براى ادعاى ارتباط صوفیان با اهل صفّه شده است، اما چنین دیدگاهى مورد پذیرش همگان نبوده و درست به نظر نمىآید.
یکى از حوزههاى بسیار مرتبط با مطالعات تاریخى، حوزه علوم حدیث است. انبوه احادیث مرتبط با وقایع صدر اسلام، اطلاعات فراوانى را پیش دیدگان علم پژوهان باز کرده است. در این میان، برخى محققان برآنند تا با استفاده از منابع حدیثى به حل معضلات تاریخى کمک کنند. این کوشش، دریچهاى است براى پیوند دوباره تاریخ و روایت حدیث، البته از منظرى جدید. گاه در روایت وقایع صدر اسلام تناقضهایى دیده مىشود که ذهن و فکر اندیشمندان را به خود جلب مىکند. نبرد بدر یکى از آنهاست. نبرد بدر در وقایع صدر اسلام جایگاهى بس مهم دارد. با این حال، وجود برخى تناقضها در روایتِ جزئیات آن سبب شده تا مقاله حاضر به بحث و پاسخگویى آن مسائل بپردازد.
ابوالرضا راوندى و قطب راوندى، دو عالم شیعى قرن ششم هجرى، در زمینههاى مختلفى از علوم اسلامى، از جمله نگارش تاریخ، سهیم بودهاند. البته شهرت این دو عالم بیشتر در فقه و حدیث است و به این دو جنبه شناخته مىشوند. با توجه به جایگاه آنان در میان علماى شیعه و نیز با عنایت به محل سکونت ایشان (مناطق رى و کاشان) لازم است دیدگاههاى آنان در زمینه تاریخنگارى تشیع بررسى شود. در این میان، هدف عمده، پرداختن به اثر مشهور قطب راوندى، کتاب الخرائج و الجرائح است.
قیام زنگیان در سال 255ق در بصره به رهبرى على بن محمد، مشهور به صاحب الزنج شکل گرفت. صاحب الزنج با استفاده از ضعف دستگاه خلافت عباسى توانست ائتلافى گسترده از تودههاى مختلف، از جمله زنگیان ساکن در بصره و نواحى اطراف تشکیل داده و سازماندهى نماید و سپس دست به تبلیغات مذهبى برضد خلفاى عباسى بزند. وى با استفاده از شرایط نابسامان دستگاه خلافت، شهرهاى بسیارى در عراق و ایران به تصرف خود در آورد. همچنین شهر مختاره را ایجاد کرده، آن را مقر خود گردانید. صاحب الزنج که در مدت پانزده سال توانست به گونهاى مستقل در قلمرو عباسیان کرّ و فر نماید، در زمان خلافت معتمد به سال 270ق توسط موفق شکست خورد و طومار زندگىاش برچیده شد.
ممکن است مهمترین عوامل ایجاد انشعاب در مذهب و فرقهاى دینى، اختلافات فکرى، دورى از آرمانهاى اولیه، تفاسیر متفاوت از نصوص دینى، اختلاف در جانشینى و جاهطلبى برخى رهبران دانسته شود، ولى آنچه در این مجال به عنوان یکى از عوامل ایجاد انشعاب در فرقههاى دینى، بهخصوص در دوران معاصر تلقى شده، روابط معادلات سیاسى است که بر اساس آن، یا دولتمردان، تأسیس و حمایت از انشعابى را وسیلهاى براى دستیابى به منافع و مقاصد سیاسى خود مىدانند و یا برخى از رهبران مذهبى با استفاده از فرصتها و تهدیداتى که در عرصه معادلات و روابط سیاسى بین دولتمردان داخلى و خارجى واقع مىشود، در صدد تحصیل اقتدار مذهبى یا سیاسى براى خود مىباشند. در این تحقیق، سعى شده با بررسى و تحلیل عواملى چون جریانهاى حاکم در دربار قاجار، اوضاع داخلى ایران، روابط ایران و انگلستان و منافع و مقاصد انگلستان در هند و جهان اسلام، به چگونگى تشکیل و تکوین فرقه آقاخانیه پرداخته شود.