تاریخ نویسی محلّی در عصر صفویه از مقوله هایی است که کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است. شاید دیدگاه تندروانه ای که دوره صفویه را زمانه انحطاط دانش و ادبیات و تاریخ نگاری می پنداشته است در عدم توجه به این شاخه مهم از تاریخ نگاری مؤثر بوده و در چگونگی و چرایی آن ارزیابی های متفاوتی را رقم زده است. از اینرو، بازکاوی این مقوله میتواند در تصحیح و تعدیل این دیدگاهها راهگشا باشد.در این مقاله، علاوه بر بیان دیدگاه های گوناگون، جایگاه تاریخ نویسی محلّی در عصر صفویه، ویژگی ها و مؤلفه های آن، انگیزه های مؤلفان از نگارش این تواریخ بررسی شده و فهرستی از این دست تواریخ با تعیین حوزه جغرافیایی اثر ارائه شده است.اساس مقاله حاضر بر بنیاد این پرسشها سامان یافته است که آیا در دوره صفویه در تداوم سنّت تاریخ نویسی محلّی مورخان ایرانی در دورههای پیشین، این گونه تواریخ تألیف شده اند؟ یا خیر؟ آیا تاریخنویسی محلّی در عهد صفویه از رونق برخوردار بوده یا ضعف؟ و مؤلفه های این تواریخ و انگیزه های مؤلفان آنها چه بوده است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که در عهد صفویه سنّت تاریخنویسی محلّی، هرچند نه پُررونق، تداوم داشته امّا سیاست تمرکزگرایی صفویه، نیاز به مشروعیتبخشی به حاکمیت سلسله، و برافتادن حکومتهای محلّی، تمایل به تاریخنویسی عمومی و سلسلهای را نسبت به تاریخ محلّی تقویت کرد.
بلغارها گروهی از اقوام ترک بودند که در آسیای مرکزی می زیستند و در طول تاریخ و تمدن اسلامی در ثغور اسلامی و در سرزمین قپچاق گذران زندگی می کردند. این گروه از ترک ها ضمن تعاملات با مسلمانان هم جوار خود به دلیل نیازهای طبیعی و امور زندگی خود به کناره های شمالی دریای خزر و سپس به سواحل رود خانة ولگا مهاجرت و سرانجام در اروپای شرقی سکونت دائم پیدا کردند و امروزه به عنوان کشور بلغارستان شناخته می شود. این مقاله بر آن است، فرآیند این فراز و فرودهای آنان و علل مهاجرت به نواحی خوش آب و هوای آسیای مرکزی و در کنار روس ها و تعامل با آنان و یا با مسلمانان و خلفای اسلامی و مغول ها و حاکمان ترک اسلامی در منابع جغرافیایی مسلمانان و مورخان اسلامی را بیان کند.
رستقباد نام شهر یا قریه ای است که هسته نخستین شهر عسکر مکرم در خوزستان، در نزدیکی آن بنا نهاده شد و سپس به مرور گسترش یافت؛ اما جستجو در منابع مکتوب نشان می دهد بیش از یک مکان با نام رستقباد وجود داشته است: نخست مکانی است از توابع دستوا در خوزستان و دیگر ناحیه یا ناحیه هایی است در عراق. این چندگانگی سبب شده تا شناسایی موقعیت رستقبادی که در چندین مورد، محل وقایعی مهم در نیمه دوم سده نخست هجری قمری قرار گرفته، با اشکال مواجه گردد و ازهمین رو تاریخ ادامه حیات رستقباد دستوا در هاله ای از ابهام قرار گیرد. نتایج این پژوهش به روشنی نشان می دهد که رستقباد خوزستان، دست کم تا سال نود هجری قمری همچنان از حیات و هویتی مستقل برخوردار بوده و تنها اندکی پس از این تاریخ است که به دلیل ایجاد هسته اولیه شهر عسکر مکرم و گسترش آن، نام و هویت خویش را از دست داده و شهر عسکر مکرم جایگزین آن شده است.
جغرافیای تاریخی پژوهشی میان رشته ای تاریخ و جغرافیا است، که جهت تحقیقات میدانی و آمایش سرزمینی از درجه اعتبار فراوانی برخوردار است. در این روش بررسی سیر جغرافیایی در میانه تحولات تاریخی، اهمیت زاید الوصفی دارد و هدف از آمیزش این دو رشته، ایجاد الگو و روشی منطبق و سازگار با پژوهش های جدید است تا تحولات منطقه ی جغرافیایی خاص را در دوره تاریخی بررسی کند. لذا در این نوع پژوهش تاریخ از معاصریت برخوردار است و اهمیت آن به خاطر چارچوب کاربردی آن بسیار است.
قم دوره قاجاریه به دلیل نزدیکی به پایتخت و قرارگیری در محور مواصلاتی اصفهان، کاشان و سلطان آباد (اراک)، از موقعیت ویژه ای برخوردار بود. رفته رفته از دوره ناصرالدین شاه هسته اولیه شهر به عنوان ساختار فعلی شهر قم شکل گرفت و تحولات منجر به رشد و گسترش شهر در این دوره پایه گذاری شد. هدف اولیه در این پژوهش شناخت ویژه گی های شهر قم در دوره ناصری است. در وهله بعد با ارزیابی و بررسی ویژگی های فوق، نسبت بین رشد شهر و محدود جغرافیایی شهر نقد و بررسی می شود. با توجه به مسائل فوق یافته های پژوهش حاکی از این است که جغرافیای طبیعی و سیاسی قم، در کنار جاذبه های مذهبی شهر در دوره قاجاریه، زمینه های رشد و گسترش شهر را فراهم نمود. زمینه های رشد شهر به ایجاد و ترمیم راه های بین شهری، گسترش داد و ستد کالاهای تجاری، ایجاد کارگاه های صنعتی، تنوع گروه های قومی و اجتماعی و ... انجامید.
چکیده
آستان قدس رضوی به عنوان یک قطب مذهبی مهم در مطالعات تاریخ ایران و تاریخ محلی خراسان جایگاه ویژه ای دارد. در ساختار تشکیلاتی این نهادمذهبی، منصب تولیت بالاترین مقام به شمار می آید. در کنار این منصب، مناصب دیگری چون نایب التولیه، قائم مقام التولیه و ناظرآستانه وجود دارد که صاحبان این مناصب، کارگزاران اصلی آستانه اند. آنچه مقرر است در این مقاله، با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر اسناد و داده های تاریخی مورد بررسی قرار گیرد، واکاوی پیشینه منصب تولیت از آغاز تا پایان دوره قاجار، نحوه ی انتصاب و کارکردهای منصب تولیت و تعاملات این منصب با والیان خراسان و حکومت مرکزی است. در انتها نیز عوامل مؤثر بر این منصب مورد تحلیل واقع شده اند.