درخت حوزه‌های تخصصی

باستان شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۲٬۳۲۶ مورد.
۲۲۶۱.

بررسی روشمند نواحی جنوبی استان قم: الگوی استقراری محوطه های باستانی دوران تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۸
بررسی روشمند باستان شناسی با هدف تحلیل محوطه ها و محیط پیرامون آن ها می تواند در حصول درک و شناختی جامع از توالی فرهنگی و روند جمعیتی یک ناحیه ثمربخش باشد. این پژوهش، حاصل تحلیل داده های حاصل از یک بررسی میدانی روشمند در نواحی جنوبی دشت قم است که با هدف شناسایی الگوهای استقراری دوران تاریخی (اشکانی و ساسانی) انجام شده است. در این پروژه، محدوده ای به وسعت تقریبی ۳۳۰ کیلومتر مربع مورد پیمایش قرار گرفت که به شناسایی ۵۴ محوطه باستانی منجر شد؛ از این میان، ۴۱ محوطه دارای شواهد فرهنگی متعلق به دوران اشکانی و ساسانی بودند. نتایج نشان می دهد که به دلیل محدودیت های محیطی و آسیب پذیری زیست محیطی منطقه، الگوی استقراری غالب بر یک نظام معیشتی نیمه یکجانشین مبتنی بر دامداری و کشاورزی محدود استوار بوده است. تحلیل گاه نگاری محوطه ها آشکار می سازد که اوج تراکم استقراری و شکوفایی فرهنگی در این ناحیه، در اواخر دوره اشکانی و اوایل دوره ساسانی رخ داده است. این بازه زمانی با دوره بهینه اقلیمی رومی هم پوشانی دارد که نشان دهنده نقش تعیین کننده شرایط اقلیمی در شکل گیری و تداوم الگوهای استقراری در جنوب دشت قم است.
۲۲۶۲.

مطالعه پتروگرافی آجر و سفال های اشکانی محوطه شهرتپه درگز، خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۱
شهرستان درگز در شمال شرقی استان خراسان رضوی، در مجاورت کشور ترکمنستان واقع شده است. همجواری این منطقه با ترکمنستان و نسا به عنوان یکی از اولین مناطق گسترش و نفوذ اشکانیان، نشان دهنده اهمیت این منطقه در تاریخ اشکانیان، خصوصاً در اولین دهه های شکل گیری و گسترش این حکومت است. در بین 85 محوطه اشکانی شناسایی شده در دشت درگز، شهر تپه با 70 هکتار وسعت، مهم ترین محوطه درگز محسوب می شود. در سال 1395 دو فصل کاوش در این محوطه انجام گرفته که ظروف سفالی و آجرهای منقوش از جمله یافته های به دست آمده از این کاوش ها است. بررسی یافته های سفالی محوطه شهرتپه و مقایسه آن ها با نسا، نشان می دهد شباهت زیادی بین یافته های باستان شناسی این دو محوطه وجود دارد که همین امر منشأیابی سفال های شهرتپه را حائز اهمیت و ضروری می نماید. به همین دلیل در این پژوهش با مطالعه پتروگرافی 18 نمونه شامل: سفال ساده، لعاب دار، تغییر شکل و آجر منقوش به تعیین منشأ آن ها پرداخته شده است. در روش پتروگرافی و استفاده از میکروسکوپ، به مطالعه بافت و ترکیبات مواد هر یک از نمونه ها پرداخته شده است. نتایج مطالعه داده های شهرتپه نشان داد که بیشتر سفال های محوطه در محل ساخته شده اند و شماری از سفال ها که لعاب دار هستند احتمالاً از مکانی دیگر به این محوطه وارد شده اند که نشان دهنده ارتباط فرهنگی و تجاری این محوطه با محوطه های هم دوره خود است. نتایج حاصل اهمیت محوطه شهرتپه را به عنوان یکی از اولین شهرهای مهم اوایل دوره اشکانی را در منطقه خراسان نمایان می سازد.
۲۲۶۳.

آنالیز پتروگرافی سفالینه های دورۀ ایلخانی دره شام در حاشیۀ رود ارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۲
در سال 1398، به منظور شناسایی و مطالعه محوطه های دوره ایلخانی در حاشیه رود ارس، در محدوده استان های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، یک فصل بررسی و شناسایی با تمرکز بر منطقه دره شام در شهرستان جلفا انجام شد. نتایج این بررسی به شناسایی و ثبت 53 سایت باستانی منجر شد که شامل: محوطه، روستا، پل، کاروانسرا، گورستان و کلیسا از دوران پیش ازتاریخ تا دوران اسلامی بود. در این میان، 35 محوطه متعلق به دوره ایلخانی بود که محوطه هایی مانند گورستان ننه مریم و محوطه کلیسای چوپان از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در این محوطه ها تعداد بسیاری سفالینه های ساده و لعاب دار از سده های میانه اسلامی کشف شد. شناخت اجزای سازنده این سفال ها، بررسی تفاوت های ترکیبی میان نمونه ها، تعیین درصد هریک از اجزا، تخمین دمای پخت سفال براساس کانی های موجود و درنهایت، بررسی منشأ اولیه آن ها به لحاظ باستان شناسی (محل تولید) و شناخت ساختار اجتماعی منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است. شناخت اجزای سازنده سفال ها می تواند اطلاعات مفیدی درباره منشأ جغرافیایی و مصرف کنندگان آن ها ارائه دهد. بر این اساس، مطالعات پتروگرافی روی 12 قطعه سفال از دو محوطه گورستان ننه مریم و کلیسای چوپان انجام گرفت. نتایج نشان داد که تمامی نمونه های سفال، تولید محلی بوده و از این رو، ازنظر ساختار شناسی شباهت های بسیاری به یک دیگر دارند. براساس آنالیزهای انجام گرفته، ترکیب همه سفال های مطالعه شده مربوط به منطقه جلفا است. باتوجه به رسوبات رودخانه ارس و رودخانه های فصلی و محلی، بیشتر سفال های بررسی شده دارای ترکیب رسوبی و کربناته هستند و تحت تأثیر آبرفت های منطقه قرار گرفته اند؛ هم چنین، پتروفابریک نمونه های مطالعه شده نشان می دهد که این سفال ها ازنظر ترکیب و منشأ تقریباً یکسان و مشابه هستند.
۲۲۶۴.

ارزیابی روش های هیدروژئولوژیک برای حفاظت برمبنای باستان سنجی در موزۀ عصر آهن تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
آسیب آثار فرهنگی پس از کشف، در اثر عوامل گوناگونی رخ می دهد. یکی از این موارد آسیب زا، رطوبت منشأ گرفته از آب های زیرزمینی است که به صورت رطوبت خاک ظاهر شده و در گذر زمان به علت فرآیند شیمیایی و املاح و یون های موجود در آب و هم چنین pH ناسازگار محیط با بافت و ساخت آثار فرهنگی موجب تشدید فرآیند تخریب می گردد. در راستای رسالت علم باستان سنجی به عنوان پلی میان علم باستان شناسی و سایر علوم، در این مطالعه از هیدروژئولوژی در راستای حفاظت از آثار باستانی استفاده می شود. موزه عصر آهن تبریز در محدوده مرکزی شهر و درمیان رسوبات جوان کواترنری که تشکیل دهنده سفره آب زیرزمینی آزاد تبریز هستند، واقع شده است. آب زیرزمینی از عوامل اصلی تحمیل فرسودگی و بروز واپاشی در استخوان های موجود در این سایت موزه به شمار می روند. این مطالعه با استفاده از داده های موجود در محدوده مطالعاتی که برگرفته از پروژه قطار شهری تبریز و داده های اخذ شده از شرکت آب منطقه ای آذربایجان شرقی است، صورت گرفت و با استفاده از روش های رایانه ای، مقادیر مناسب پمپاژ آب را باتوجه به اُفت بهینه سطح آب شبیه سازی کرده و محل قرارگیری استخوان ها را در موقعیت خشک تعریف می کند. استفاده از علوم جدید برای مقاصد باستان سنجانه هدف اصلی این مطالعه بوده و سعی بر این است تا با ایجاد این ارتباط به رفع معضل تخریب استخوان های باستانی پرداخته شود؛ نتایج نشان می دهند که با توجه به راهکارهای گوناگونی که در هیدرولوژی برای پایین انداختن محلی آب سفره ها وجود دارد، اما باتوجه به مختصات مکانی و ملزومات فنی محوطه مورد مطالعه، بهترین روش استفاده از پمپاژ آب زیرزمینی است. متأسفانه تخریب رطوبتی استخوان های کشف شده در موزه عصر آهن تبریز تاکنون باعث واردآمدن آسیب های جدی به این بقایای ارزشمند تاریخی شده و تاکنون اقدام اساسی برای ممانعت از ادامه این فرآیند صورت نگرفته است.
۲۲۶۵.

مطالعه و بررسی نقوش چهارپایان گِل مهرهای تپه بَردنَکون فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۴
نقش انواع مختلفی از جانوران، یکی از مضامینی است که روی گِل مهرهای ساسانی در تپه بَردنَکون مشاهده می شوند. طی دو فصل کاوش انجام شده در تپه بردنکون، شمار زیادی گِل مهر یافت شد که از این تعداد 150گِل مهر نقش جانوری دارند؛ در این پژوهش تنها نقوش چهارپایان مطالعه خواهند شد. این جانوران بنا به نوع سلیقه و یا کارکرد روی گِل مهرها نقش شده اند. بسیاری از چهارپایان واقعی هستند، تنها دو مورد به عنوان جانوران اسطوره ای دسته بندی شد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقوش چهارپایان این گِل مهرها است؛ در این پژوهش، نقوش تفکیک و مفاهیم هر یک از این تصاویر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مطالعه نقوش جانوران، این که نقش چه جانورانی و با چه مفهومی روی گِل مهرها وجود دارد، پرسش اصلی این پژوهش است. گذشته از وظیفه عملی مُهرها، طرح های ایجاد شده روی آن ها دارای کارکرد های متفاوتی بود؛ برای مثال، می توان کاربرد زیبایی شناختی و یا اعتقادی را برای این دسته از نقوش درنظر گرفت. نقوش جانوران، داری معانی و مبانی مختلفی هستند و نمادهای متفاوتی از ایزدان دوره ساسانی را برای مردم آن زمان تداعی می کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و مواد فرهنگی مکشوف، به اهداف و فرضیات مطرح شده پرداخته شود. با توجه به نتایج، گِل مهر نقش بسیار مهمی در بازسازی مناسبات تجاری و اداری داشته ، و نقوش روی گِل مهرها ارتباط زیادی با مفاهیم مذهبی، نجومی و اساطیری ایران دارد و اطلاعات مهمی نظیر تفکرات مذهبی و اساطیری مردم آن زمان را ارائه می دهند.
۲۲۶۶.

واکاوی و گونه شناسی مفهوم هویت در آثار فرهنگی-تاریخی با نگاهی به اسناد یونسکو و ایکوموس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۲
«هویت» ازجمله مفاهیمی است که دارای گستره معنایی وسیعی در علوم انسانی است. موضوع هویت در سال های اخیر در تقابل با جهانی سازی اهمیت بیشتری یافت؛ از این رو هویت آثار فرهنگی-تاریخی با مفاهیم مختلف موضوع بسیاری از اسناد بین المللی ازجمله سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو و شورای بین المللی ابنیه و محوطه ها ایکوموس بوده است. این که در اسناد بین المللی مرتبط با میراث فرهنگی مانند یونسکو و ایکوموس مفهوم هویت چگونه موردتوجه بوده است، پرسشی است که این پژوهش به آن می پردازد. برهمین اساس در پژوهش حاضر ویژگی های و ابعاد مفهوم هویت در این اسناد مطالعه شد و مفاهیم مرتبط با آن استخراج و تحلیل شدند. به این منظور هویت در اسناد مذکور از چارچوب علوم اجتماعی موضوع مطالعه شد. مطالعات مربوط به علوم اجتماعی به روش تفسیری انجام شد و برای مطالعه اسناد بین المللی از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در تحلیل محتوا پس از مطالعه دقیق متون جملات کلیدی و کدها استخراج شد و در سه مقوله اصلی و 10 زیرمقوله طبقه بندی شد؛ مقوله های اصلی شامل: هویت، ویژگی های هویت و ابعاد هویت است. ازطریق تحلیل نتایج به دست آمده، الگویی برای مطالعه هویت یک اثر فرهنگی-تاریخی را تبیین شد. براساس این الگو گونه های اثر یکی از هفت نوع گونه های هویتی است که شامل سه نوع گونه های تک بُعدی، سه نوع گونه دوبُعدی و یک نوع گونه سه بُعدی است. این الگو در شناخت ابعاد و وجوه هویتی اثر کمک کننده است. اهمیت این الگو در همه جانبه بودن شناختی است که در ارتباط با اثر به دست می آید؛ زیرا همه جانبه بودن شناخت اثر باعث می شود در برای مواجه با آن مناسب ترین شیوه در پیش گرفته شود.
۲۲۶۷.

مطالعه ویژگی های ساختاری انواع سکه های ۵۰ دیناری ضرب شده در دوره پهلوی دوم با نگاهی به شرایط اقتصادی ایران در بازه زمانی 1322 تا 1357(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۱
در هر عصری سکه ها بازتابی از اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن دوران بوده و مواردی نظیر جنس، عیار، جرم و یا حتی مکانیسم ضرب آن ها منعکس کننده اوضاع و شرایط در آن دوره مشخص بوده است. این موضوع به مقطع و دوره زمانی خاصی در گذشته اختصاص نداشته و واقعیتی است که همواره از دوران باستان تا عصر حاضر وجود داشته است. در دوران معاصر و در دوره ی پهلوی دوم مجموعاً ۹ سکه با ارزش های ریالی متفاوت تحت اشکال مختلف ضرب شد که سکه ی ۵۰ دیناری از معدود سکه هایی است که تقریباً در تمام طول مدت این دوره بدون وقفه ضرب گردید؛ بنابراین، بررسی و مطالعه جنس، جرم و مکانیسم ضرب این سکه در طول بازه زمانی مذکور می تواند به خوبی بیانگر وضعیت کشور در این دوره باشد. بررسی های انجام گرفته در این پژوهش نشان داد که نخستین نوع از سکه های ۵۰ دیناری در سال ۱۳۲۲ از جنس مس ضرب گردید که پس از گذشت مدت زمانی بسیار کوتاه به دلیل مقاومت پایین در برابر خوردگی با سکه های اصطلاحاً برنزی جایگزین گردید. هر چند که نتایج آنالیزهای عنصری انجام شده نشان داد که آلیاژ به کار رفته در این سکه ها برنج است. ضرب سکه های اصطلاحاً برنزی تحت دو جرم متفاوت تا اواسط دهه پنجاه ادامه یافت اما نهایتاً در سال 1354، افزایش تورم و پیشی گرفتن ارزش فلز استفاده شده از ارزش ریالی سکه و همچنین عدم امکان پذیری ضرب سکه با جرم کمتر منجر شد که مکانیسم نورد فلزات پیش از فرایند سکه زنی، از فرایند نورد ساده به نورد اتصالی (نورد ساندویچی) تغییر پیدا کند. در نتیجه، امکان تولید سکه هایی که مغز آن ها را فلزی با ارزش ریالی پایین (آهن) و سطح آن ها را آلیاژهای مقاوم به خوردگی (آلیاژهای مس) تشکیل داده است، فراهم آمد و ضرب سکه های 50 دیناری با مکانیسم مذکور تا سال 1358 ادامه یافت.
۲۲۶۸.

قواخ تپه (قباق تپه) کوزران؛ محوطۀ کلیدی دوران تاریخی در شمال ماهیدشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش های باستان شناختی پیشین در منطقه ماهیدشت بیشتر متمرکز بر دوره پیش ازتاریخ منطقه بوده و به رغم اهمیت این دشت بزرگ و مهم، تقریباً اطلاعاتی از دوره تاریخی آن در دست نیست. سرتاسر دشت ماهیدشت و به ویژه بخش شمالی آن پر از تپه های بزرگ و کوچک دوره پیش ازتاریخ و دوره تاریخی است که درمیان این زیستگاه های باستانی قواخ تپه به واسطه وسعت، توالی استقرار و اهمیت یافته های سطحی، شایسته توجه ویژه است؛ از این رو، در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی تلاش می شود قواخ تپه و یافته های سطحی آن مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و درنهایت به این پرسش ها پاسخ داده شود که: 1. قواخ تپه دارای بقایای چه دوره هایی است و روند گسترش محوطه به چه شکلی بوده است؟ 2. یافته های شاخص قواخ تپه درخصوص کارکرد محوطه، چه اطلاعاتی ارائه می دهند؟ نتایج مطالعه یافته های سطحی نشان می دهد که قواخ تپه استقرار با اهمیتی است که حداقل از دوره مفرغ و احتمالاً پیش از آن شکل گرفته و در عصر آهن III و دوره اشکانی به اوج رونق و آبادانی خود رسیده است. درمیان یافته های سطحی، پاشنه در آشوری به دست آمده از محوطه، حاکی از وجود ساختمانی به سبک دوره آشورنو در محوطه است که با توجه به متون میخی مرتبط با وضعیت سیاسی زاگرس مرکزی در این دوره، احتمالاً سرنخی از وجود یک بنای دوره آشور نو در این محوطه است. کشف گنجینه سکه های به دست آمده از محوطه علاوه بر نشان دادن اهمیت محوطه در دوره سلوکی/ اشکانی، احتمالاً سرنخی از ارتباطات تجاری دور بُرد ساکنان این محوطه به عنوان یکی از مهم ترین استقرارهای باستانی امتداد جاده خراسان بزرگ در دشت ماهیدشت-کوزران است.
۲۲۶۹.

بازنمایی دیو در ساختار روایت تصویری آثار سلطان محمد نگارگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
بازنمایی دیو در نگارگری ایرانی، به ویژه در آثار نگارگران دوره صفوی، بازتابی از تلفیق اسطوره، تخیل و جهان بینی فرهنگی دوران است. در این میان، سلطان محمد نگارگر، به عنوان یکی از چهره های شاخص مکتب دوم تبریز، تصویرگری دیو را از سطح تکرار روایت های بصری گذشته فراتر برده و به بازآفرینی خلاقانه ای از این موجودات اسطوره ای دست زده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل ساختار بصری و مفهومی بازنمایی دیو در آثار سلطان محمد، به این پرسش پاسخ می دهد که ویژگی های تصویری دیوها در آثار وی چگونه با لایه های اسطوره ای، زیبایی شناختی و گاه عرفانی گره خورده اند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و نمونه نگاری از نگاره های شاهنامه تهماسبی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که دیوها در آثار سلطان محمد واجد فرم هایی ترکیبی، آناتومی های اغراق آمیز، رنگ پردازی های نمادین و حرکاتی پویای انسانی اند؛ عناصری که در کنار طنز، خشونت، و فانتزی، دلالت های چندلایه ای از نگرش نگارگر به مفهوم شر، تقابل نیروهای متافیزیکی و خیال پردازی تصویری ارائه می دهند. این بازنمایی نه تنها جنبه ای تزئینی یا داستان پردازانه، بلکه بُعدی اندیشمندانه و خلاق در پیوند سنت و نوآوری در نگارگری صفوی دارد.
۲۲۷۰.

Rereading the Concept of Ecosophy in Architecture(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۰
This research provides a comprehensive exploration of ecosophy as a modern interdisciplinary concept in architecture, integrating ecological philosophy and psychology. The research problem focuses on examining how ecosophical principles can be effectively implemented in architectural design by emphasizing the interaction between humans and the environment. The central question is how ecosophy can transition from theoretical discourse to practical application in contemporary architecture. The study employs a descriptive-analytical method, utilizing both inductive and deductive reasoning. Key ecosophical attributes are identified through a literature review and the analysis of case studies that exemplify ecological, psychological, and socio-environmental harmony. The findings highlight the integration of cultural, psychological, and ecological elements in architectural design to enhance human-environment interactions. Furthermore, the research underscores the importance of incorporating natural elements such as daylight, greenery, and sustainable materials to promote physical and mental well-being. The study advocates for design strategies that align with ecological sustainability while respecting cultural and social contexts. By aligning ecosophical architecture with sustainability, environmental consciousness, and human well-being, this research moves beyond conventional functionalist approaches, positioning architecture as a medium for fostering meaningful and harmonious relationships between humans and nature. Ultimately, ecosophy offers innovative solutions in architecture that address contemporary environmental crises while enhancing spatial experience and ecological balance.
۲۲۷۱.

ویژگی های ساختاری و ظاهری کاغذهای دو نسخه خطی قرن 5 هجری قمری متعلق به کتابخانه و موزه ملی ملک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۳
نخستین کاغذهای تاریخی در ابتدایی ترین شکل، اطلاعات ارزشمندی را از فنّاوری ساخت خود حاصل می آورند و همچنان مورد تحقیق و بررسی اند. هدف این پژوهش بررسی ویژگی های ساختاری و ظاهری کاغذهای دو نسخه خطی اولیه متعلق به قرن 5 ه.ق است. برای این منظور مطالعات کتابخانه ای، اطلاعات توصیفی پیرامون کاغذهای تاریخی را فراهم آورد و از طریق آزمون های میکروسکوپی نوری و پلاریزان، میکروشیمیایی و دستگاهی SEM_EDX ماهیت وجودی مواد آلی و معدنی تعیین گشت. ویژگی بصری و ظاهری کاغذها با استفاده از دستگاه های رنگ سنجی و صفحات نوری بررسی شد. نتایج نشان می دهند که الیاف گیاهان کتان و شاهدانه الیاف پایه ای و سلول های همراه آنان فیبرهای جانبی ماده سازنده در کاغذهای این نسخ خطی هستند. وجود سلول های همراه گیاهی همچون آوندها و پارانشیم ها در این کاغذها مؤید استفاده از خود گیاه در تهیه کاغذهای این نسخ خطی است. مواد معدنی در تصاویر SEM و در تطبیق با داده های EDX وجود کربنات کلسیم (آهک) و احتمالاً گل سفید و یا ماده قلیایی شُخار را نشان می دهند که ساختاری متفاوت از شکل کریستال های گیاهی ستاره ای اگزالات کلسیم شاهدانه دارند. پراکندگی غیریکنواخت الیاف در خمیر کاغذهای این دو نسخه خطی، عدم وجود خطوط زنجیره ای و حضور خطوط موازی ناشی از اثر خطوط قالب کاغذسازی که از راستای مستقیم منحرف شده اند و با فاصله زیاد از یکدیگر قرار گرفته اند مبیّن اولین قالب های کاغذسازی هستند. ضخامت کاغذها در مقطع عرضی نسبتاً زیاد است و پوشش سطحی هر دو کاغذ از آهار نشاسته گندم و برنج برخوردار است. کاغذ نسخه خطی 5922 تیره تر از نسخه خود رنگ 345 است و دارای لکه های آهن دار است و از میزان کم آهار نشاسته برنج بهره مند شده است.
۲۲۷۲.

بازشناسی راه های باستانی جنوب استان تهران به قم در قرون متأخر اسلامی (با تکیه بر متون تاریخی و شواهد باستان شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۶
بی شک محدوده جنوب استان تهران که در طول زمان و به ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می شده است؛ همواره از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم چنین شناختِ شکل گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه های باستانی واقع در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم ترین راه های ارتباطی واقع در پهنه جنوبی استان تهران به سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکه راه های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می کرده است؟ بر این اساس و با تکیه بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان شناسی می توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقه موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به صورت یک مجموعه منسجم بودند، تبعیت می کردند. مسیرهایی که جدا از آن که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی های باستان شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکه ارتباطی مهم: 1) دروازه عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به سوی قم به ترتیب زمانی واقع بود.
۲۲۷۳.

New Insights into Early Islamic Glass from Jorjan by Archaeometric Investigation Using LIBS and SEM-EDXS(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۰
This study presents the analysis of nineteen glass samples from Jorjan (northeastern Iran), dating to the Early Islamic period, using Laser-Induced Breakdown Spectroscopy (LIBS) as a first approach. While LIBS allowed rapid screening of elemental patterns, its quantification is not yet fully mastered; therefore, complementary SEM–EDXS analyses were performed for comparative purposes and validation of the results. Both methods consistently show strong calcium (Ca) and potassium (K) with variable sodium (Na), indicating the dominance of plant-ash flux technology and aligning with the well-known transition from natron to plant ash in the 8th–9th centuries CE. Variability in Na (and minor Al) intensities points to multi-source raw materials and highlights Jorjan’s role in regional production and exchange along the Silk Road. We also provide an integrated spectral comparison, group the assemblage by Na and Ca peak strengths, and discuss the analytical and heritage-conservation advantages of LIBS—when supported by SEM–EDXS—for the study of archaeological glass.
۲۲۷۴.

بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۶
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.
۲۲۷۵.

Investigation of the Military Structure of the Ghaznavid Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۷
After Arab invasions and territorial expansion in Sassanian-era Iran, Iranians resisted Umayyad and Abbasid caliphs due to bias and discrimination. Uprisings against biased Arab rulers reduced their control over the Islamic Caliphate's eastern borders, paving the way for local government formation and independence. The Abbasid caliphate, facing challenges in the west and engaging with the Byzantine Empire, was alarmed by emerging local governments like the Tahirids, Saffarids, and Samanids. To maintain influence, the Abbasid caliphate considered granting conditional independence to these regions. The Ghaznavid rulers, originally prominent commanders in the Abbasid army, grew and trained within its military structure. Supported by the people and their soldiers, they pursued independence, breaking allegiance to Baghdad and establishing their government. Initially part of the Abbasid army, these rulers, including Ghaznavid emirs, moved eastward due to conflicting interests with the Baghdad caliphate. There, they formed semi-independent structures to maintain influence.In the eastern borders, where political systems like the Ghaznavids relied on military power, the army (Sepah) and militarism played a crucial role in historical research. The central question explores how the military system and militarism in local governments, such as the Ghaznavids, contributed to their formation, development, and expansion during the early Islamic centuries. Research reveals the Ghaznavid government's military system and militarism were modeled after predecessors like the Abbasids, Umayyads, and Sassanians. Local governments like the Tahirids and Saffarids significantly influenced this evolution. Over time, Ghaznavid rule underwent fundamental changes in the army and militarism, reaching maturity in response to evolving needs.
۲۲۷۶.

تحلیل انطباق پذیری اقلیمی و تمهیدات گرمایشی و سرمایشی معماری هخامنشی (مطالعۀ موردی: مجموعۀ تخت جمشید)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۵
مطالعه انطباق پذیری اقلیمی معماری حال و گذشته با بهره مندی از علوم باستان شناسی، معماری، جغرافیا، اقلیم شناسی کاربردی و دیرین اقلیم شناسی امکان پذیر است. انجام چنین مطالعاتی در ارتباط با مجموعه تخت جمشید در دشت مرودشت متعلق به دوره هخامنشی، اطلاعات نوینی به گستره دانسته هایمان از معماری دوره مذکور می افزاید. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی سه پرسش اصلی است؛ 1) مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه تخت جمشید به منظور انطباق پذیری آن با شرایط اقلیمی چه بوده است؟ 2) میزان اثربخشی این مؤلفه ها در راستای موضوع مذکور در چه حد بوده است؟ و 3) تمهیدات گرمایشی یا سرمایشی غیرکالبدی مجموعه چه بوده است؟ اطلاعات لازم به روش های کتابخانه ای و میدانی و تحلیل های چهار نرم افزار اتوکد، کلایمت کنسالتنت، اکوتکت و دیزاین بیلدر در حوزه انرژی و معماری گردآوری و به روش توصیفی-تحلیلی پردازش شده است. مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه شامل جهت گیری آن به سمت جنوب با کشیدگی شمال غربی-جنوب شرقی، تراکم و ارتفاع زیاد بناها و ایجاد معابر با عرض کم، استفاده از خشت در ساخت دیوارها و ایجاد پوشش مسطح تیر چوبی، تعبیه درگاه ها و پنجره های جانبی در دیوارهای جنوبی در اغلب بناها، ساخت ایوان ستون دار در ورودی اغلب بناها است. این مؤلفه ها در استفاده از حرارت تابشی خورشید جهت گرمایش ساکنان در برخی ساعات در محدوده زمانی اواسط مهر تا اواسط فروردین مؤثر است. اما به کارگیری این راهکارها از اواسط آبان تا اواسط اسفند (درمجموع 1632 ساعت) کافی نیست و به تولید گرما نیاز بوده است. به احتمال، ساکنان جهت دست یابی به آسایش حرارتی، در برگزاری گردهمایی ها مدیریت زمانی داشته و از تمهیدات گرمایشی غیرکالبدی مشابه منقل های آتش قابل حمل مکشوف از کاخ های امپراتوری آشور استفاده می کرده اند؛ درنهایت، انطباق پذیری اقلیمی مجموعه با دشت مرودشت و اتخاذ تمهیدات گرمایشی و سرمایشی مناسب در آن باعث تأمین آسایش حرارتی ساکنان می شده است.
۲۲۷۷.

Public and State Approaches to Safavid Exemption Decrees in the Qajar Period (Case Study: Naser al-Din Shah's Era and Exemption Inscriptions)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۴
Safavid and Qajar rulers, following an enduring tradition, inscribed royal decrees on stone monuments concerning issues such as tax exemptions and reductions. These inscriptions served to preserve the king’s direct voice as an authoritative document, aiming to safeguard a just fiscal system, prevent corruption among officials, avert potential uprisings caused by rising taxation, and reinforce the image of a legitimate and benevolent monarchy opposed to innovation and injustice. This study examines the extent to which Safavid decrees retained their authority and effectiveness during the reign of Nāṣer al-Dīn Shāh Qajar, particularly in the context of the interaction between the state and society. The research is based on primary documents and sources, applying a historical-comparative method and content analysis. The findings reveal that Safavid decrees on exemptions and tax reductions, though inscribed as “perpetual,” did not remain effective in practice. With the dynastic shift, and despite the people’s efforts to preserve documents and demand their enforcement, these decrees rarely yielded favorable outcomes, except in cases where the Qajar state itself benefited from their implementation.
۲۲۷۸.

واکاوی ویژگی های تاثیرگذار در فن ساخت طاق آهنگ مقابر عیلام و الیمایی خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
قدیمی ترین نمونه های ثبت شده از ساخت طاق آهنگ در ایران مربوط به استان خوزستان و مقابر طاقدار دوره عیلامیان است. شناخت ویژگی های هندسی طاق های آهنگ، علاوه بر درک فنون ساخت مرتبط با روش های چینش، می تواند در حفاظت این آثار تاریخی بر اساس اصالت کالبدی مبتنی بر فن ساخت نیز مؤثر باشد. پژوهش حاضر به بررسی این ویژگی ها پرداخته و هدف آن، شناسایی عوامل هندسی و فناوری ساخت تأثیرگذار بر شیوه های چینش، با تأکید بر روابط خاص پیوند اجزا و ارتباط میان دهانه و افراز طاق ها، به منظور بازیابی بخش های فروریخته طاق های آهنگ این دوره تاریخی است. مهم ترین پرسش پژوهش این است که: ویژگی های چینش طاق های آهنگ خشتی-آجری دوره عیلام در خوزستان، با توجه به روابط خاص پیوند اجزا و ارتباط دهانه و افراز طاق ها چیست؟ این پژوهش با رویکرد تاریخی–تفسیری انجام و اطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی گردآوری شده است. بر این اساس، ۱۵ نمونه از مقابر طاقدار با مصالح مربع شکل (شامل مقابر دوره عیلام اول، دوره عیلام میانه، دوره نئوعیلامی و دوره الیمایی)، بر اساس گزارش های باستان شناسی یا بررسی های میدانی انتخاب و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که اجرای طاق آهنگ با چینش ضربی، رومی و ترکیبی، وجود روابط بین مصالح و دهانه طاق، ارتباط معنادار میان افراز و دهانه در دوره های عیلامی و الیمایی، ثابت بودن ضخامت طاق و تناسب میان تعداد لایه های طاق و ابعاد دهانه از مهم ترین ویژگی های این طاق ها هستند. این پژوهش نشان می دهد که هندسه طاق، ضخامت، نسبت دهانه به افراز و روش چینش آجرها تأثیر مستقیمی بر پایداری و مقاومت طاق ها دارند و درک صحیح این عوامل می تواند در بازسازی طاق های فروریخته این دوره تاریخی نقش مؤثری ایفا کند.
۲۲۷۹.

گاه سنجی یافته های معماریِ محوطه ساحلی در بافت تاریخی شهر قصر شیرین با روش ترمولومینسانس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۹
کاوش های باستان شناسی در بافت تاریخی شهرها همواره یکی از چالش های مهم در حوزه مطالعات میراث فرهنگی است. شهر مرزی قصر شیرین در غرب استان کرمانشاه امروزی از اهمیت فراوانی در دوران ساسانی و اسلامی بهره مند بوده است. بناهای کنونی شهر حاکی از شکوه و جایگاه مهم آن در تقسیمات شهری دوره ساسانی داشته است؛ با این حال اگرچه از بناهای دوره اسلامی شهر قصر شیرین اثر چندانی برجای نمانده است، اما به نظر می رسد آثار بیشتر بناهای دوره اسلامی، در زیر بافت شهری و اطراف کاروانسرای مربوط به دوره صفوی تمرکز یافته باشد. ساخت وسازهای چند دهه اخیر منجر به نمایان شدن بقایای پراکنده معماری در زیر بافت کنونی به ویژه محدوده موسوم به خیابان ساحلی و خیابان شهداء در ضلع جنوبی شهر شده است. در این راستا و طی دومین فصل کاوش گسترده بافت تاریخی در شهریور و مهر 1401 نگارندگان در تلاش برای شناسایی کاربری و گاهنگاری آثار معماری مکشوفه با استفاده از علوم میان رشته ای برآمدند. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش پیش رو تعیین گاه سنجی بقایای معماری تاریخی یافته شده از قصر شیرین به کمک تحلیل های باستان شناختی و استفاده از روش سالیابی ترمولومینسانس است. از میان ترانشه های چهارگانه کاوش، دو نمونه آجر از ترانشه های I و III با رعایت شرایط برداشت، انتخاب و به منظور سالیابی ترمولومینسانس به پژوهشکده حفاظت و مرمت ارسال شدند. نتایج پژوهش حاکی از آنست که بقایای معماری مکشوفه ترانشه های I و III (به ویژه سازه آجری محکم و برجای ترانشه I) به قرون 8 9 ه .ق (دوره های ایلخانی و تیموری) تعلق دارند؛ اما با توجه به ناقص و شکسته بودن تمامی مصالح آجری دیوار مستحکم ترانشه III و عجله در ساخت آن، به نظر می رسد از مصالح آجری قدیمی تر در ساخت دیوار بلند و جدیدتر ترانشه بهره گرفته اند. به این معنی احتمالاً دیوار ترانشه III در دوره قاجار ساخته و یا مجدداً استفاده شده؛ اما مصالح آن مربوط به قرون میانی اسلام است.
۲۲۸۰.

A Study of The Semiotics of the Ccommon Language of Christianity in the Structure and Visual Motifs of The Domes of the Armenian Churches of Isfahan: With Emphasis on Peirce's Theory(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۶
With the arrival of Christian Armenians in Isfahan during the reign of Shah Abbas Safavid, churches were built in this city, like the mosques of this period. The structure and decorations of the church building captured the audience's attention. The Armenian churches of Isfahan have large domes with motifs and visual elements. By analyzing them, common signs and symbols can be identified. The primary concern of this research is whether the architectural and visual motifs of the Armenian churches in Isfahan share a common language and convey a unified goal, rooted in the principles of Christian belief. And what are the most important components of their common language, and why were these components used? The need for research is to examine the dimensions of the common language in terms of analyzing the symbols and visual signs in these domes based on the principles of Christianity.The purpose of this research is to examine and identify the common language, the direction of the perceptions, and the kinship of the worshipers. And how to reach this common language requires semiotic analysis. Therefore, the research uses a descriptive-analytical method, and the data collection tool is a library method. And it is discussed based on the semiotic theory of Charles Sanders Peirce. The findings show that the churches have circular domes with skylights. The outer covering of the domes lacks decorative motifs. The visual motifs are engraved on the inside of the building and under the domes. And they all follow the same structure. And they have Christian concepts that form a common language. Including: God, eternity, resurrection, and salvation. The components that have formed the structure and visual motifs of the domes of the Armenian churches of Isfahan have a direct connection with the Holy Bible and faith in God (God the Father)and Jesus Christ (the Son). And they play an important role in the perceptions and identification of the audience.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان