دائره المعارف اسلام اصلی ترین منبع اسلام شناسی در مغرب زمین شناخته می شود؛ اما مقالات این مجموعه و تصویر ارائه شده از اسلام در آن نیازمند نقد و بررسی است. در این مقاله ضمن آشنایی با ژوزف الیاش و آثار او، به بررسی و نقد مدخل [امام] حسن عسکری[]، تنها مقاله وی در دائره المعارف اسلام می پردازیم.
سیل خروشان قتل و غارت مغولان از آسیای میانه تا ایران را در کام خود فرو برد و حتی شهر بغداد را به آتش و غارت و بیداد خود سوزاند. عده ای از نویسندگان شیعه و سنی باعث حادثه خونین بغداد را خواجه نصیرالدین طوسی می دانند؛ شیعیان هدف خواجه را از این کار، گامی به سود جهان اسلام، و سنیان نابودی اسلام می دانند. خواجه نصیرالدین طوسی اندیشمندی بلند مرتبه است که مقام مهم اداری وی در دستگاه مغولان و هماهنگی او با حمله هلاکو خان به بغداد از یک سو، فعالیت های گسترده او در زمینه های علمی و فنی و نجومی از سوی دیگر موضعی جدال انگیز را درباره او پدید آورده است. به نظر می رسد که طوسی هم از سوی ممدوحان خود و هم از طرف منتقدانش تا حدودی مورد قضاوت نادرست قرار گرفته است. در این نوشتار به میزان نقش یا عدم نقش خواجه نصیرالدین طوسی در یورش مغولان به بغداد پرداخته است
دِه در ایران پیشینه ای کهن دارد و همین پیشینه باعث شده است که واژه ها و مفاهیم در ارتباط با آن، در تاریخ و فرهنگ ایران، گوناگون و گسترده باشد. پژوهش در انواع، معنا، و گستردگی این واژگان برای شناخت بنیادی و سیر تحولات روستا در ایران ضروری است. پیشینه ده ِنشینی در ایران در گستردگی واژه هایی که این مفهوم را تداعی کنند تاثیر داشته است. از این رو، پرسش اصلی این پژوهش آن است که چه واژگانی با چه پیشینه ای به معنی دِه یا روستا در ایران به کار رفته اند؟ تعدد این واژگان و کاربرد برخی از آن ها نشان میدهد که از طریق واژه شناسی تاریخی دِه میتوان زمینه ای برای پژوهش تاریخی در این باره فراهم آورد. از این رو، با بهره گرفتن از روش تحقیق تاریخی و واژه شناسی تاریخی، این پژوهش انجام گرفته است.
در متون تاریخی، همواره از رویدشت به عنوان آخرین ناحیه مسکونی در حاشیه زاینده رود یاد شده است و در مآخذ سده های نخستین دوره اسلامی، آن را یکی از رستاق های اصفهان شمرده اند که در قرون سوم و چهارم هجری از رونق خاصی برخوردار بوده است و پس از آن در ضمن توضیح در خصوص تقسیم زاینده رود و یا مصب این رودخانه، گاه از ین بلوک هم ذکری به میان آمده است. از اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری، مورخین با شرح و بسط بیشتری از عمران آبادانی منطقه روایت می کنند. وجود این اسناد و نیز چندین اثر از مقطع زمانی مزبور در منطقه نتوانسته است کنجکاوی محققین ایرانی و خارجی را که تا حدود کوهپایه وحتی نائین را مورد بررسی ومطالعه قرار داده اند، بر انگیزد تا با شناسایی و تلاش در جهت ثبت آنها، ضمن شناساندن، به حفظ این آثار ارزشمند که شناسنامه تاریخی این حوضه به حساب می آیند، کمک کنند. از این رو نگارنده، محدوده بین اژیه تا ورزنه را به منظور شناسایی و ثبت آثار دوره ایلخانی برگزید، که در جریان مطالعه میدانی آن ناحیه، موفق به شناسایی یازده اثر تاریخی شد که از آن میان تنها شش بنا را می توان به دوره ایلخانی تا اوایل تیموری نسبت داد. در اینجا برای نخستین بار شرح مختصری از هر یک از آثار مزبور را، به همراه پلان هر بنا - که تمامی توسط نگارنده تهیه شده است- ارایه خواهم نمود. هدف نگارنده از استناد به منابع تاریخی کهن و یا جدید، نقد آنها نیست، بلکه بر پایه یافته های میدانی، قصد آن دارم تا با تکیه بر آنها این آثار را که به مثابه اوراقی پراکنده از تاریخ نانوشته و یا از یاد رفته آن به شمار می آیند، بازخوانی نمایم.
بر آمدن صفویان و قاجارها علاوه بر تاثیرات بنیادی در حیات تاریخی ایرانیان موجب خروج عالمان دینی از کنج عزلت درس و بحث و ورود آنان به عرصه عمومی گردید. این تحول موجب نزدیکی به دستگاه سلطنت شیعه و شهور نظریه سلطنت مسمان ذی شوکت شد. اگر چه بیشتر علما و فقهای شیعه قایل به نظریه سلطنت مسلمان ذی شوکت بودند ولی درباره حدود اختیارات، وظایف، ویژگی های سلطان و به طور کلی تعریف این نظریه با هم اختلاف داشتند. این اختلاف وقتی از حوزه نظری خارج و وارد مرحله عمل سیاسی می شد بسیار برجسته و مشخص تر می گشت تا جایی که در برهه هایی حتی به تقابل عملی کشیده شد. این تضاد و تقابل را به وضوح می توان در جریان انقلاب مشروطه مشاهده نمود، زمانی که علما به دو گروه مشخص موافق و مخالف مشروطه تقسیم شده بودند. از نمون های بارز - اگر نگوییم بارزترین نمونه - این تقابل ها، تقابل عملی و نظری دو تن از برجسته ترین مجتهدان شیعه یعنی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (صاحب کفایه) بزرگترین رهبر روحانی مشروطه و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (صاحب عروه) برجسته ترین روحانی مخالف مشروطه بود. این دو مجتهد همنام تقریبا هیچگونه اتفاق نظری درباره مشروطه نداشتند. اگر چه اختلاف این دو عالم برجسته در سال های انقلاب مشروطه حل نشدنی به نظر می رسید، ولی پیش آمدن ماجرای اولیتماتوم روسیه و در پی آن ورود «کفار» به مرزهای شمالی کشور موجب گردید آن دو برای واکنش مناسب و همه جانبه به اشغالگران، همگرایی بسیار مشتری از خود نشان دهند و به صورت هماهنگ علیه این اشغالگری موضعی مشترک بگیرند. این پژوهش بر آن است تا مواضع و رفتارهای سیاسی این دو مجتهد بلند پایه را به صورت تطبیقی بررسی نماید.
فرایند تاسیس مدارس دختران در ایران، با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده است. طبقات و گروههای حامی تاسیس این گونه مدارس و نحوه برپائی آنها در شهرهای مختلف ایران، با ماجراها و حادثه هائی همراه بوده که در این مجال، پس از مقدمه ای درباره چگونگی نهادینه شدن مدارس نوین دختران، به شرح این روند در آستارا می پردازیم، و از آنجا که اساس مقاله بر چندین سند در مورد تاسیس مدرسه دختران در آستارا استوار است، بحث، به نحوه تاسیس و مشکلات پیش روی بنیانگذاران مدارس دختران در آن شهر یعنی «هیئت معارف آستارا»، اختصاص دارد.