گسترش شیخیه در کرمان، متأثر از عوامل متعددی بود که این پژوهش در پی بررسی آن عوامل و عملکرد شیخیه در این شهر است. بررسی داده های تاریخی بر اساس روش تحلیلی در تحقیق تاریخی نشان می دهد که عوامل چندی با دامنه تأثیرگذاری متفاوت در این جریان تأثیر داشته اند: آشفتگی اوضاع اجتماعی ـ فرهنگی و از آن جمله وضعیت عقیدتی و فکری در کرمان، نبود حوزه علمی و فقاهتی قوی در این شهر، همسایگی ولایت کرمان به یزد که اقامتگاه شیخ احمد احسایی بود، دلبستگی حکمران کرمان، ابراهیم خان ظهیرالدوله به علمایی چون به شیخ احسایی، گروش پسر او حاج محمد کریم خان به شیخ تا آنجا که از سید کاظم رشتی، دومین رهبر شیخیه، اجازه نامه دریافت کرد، و... از عوامل مهم گسترش شیخیه در کرمان است. استفاده حاج محمد کریم خان از پشتوانه های مادی و معنوی در کرمان و کوشش وی و جانشینانش در برگزاری مجالس وعظ، سخنرانی در مسجد و تدریس در مدرسه ابراهیمیه و تألیف کتب و رسائل مستقل درباره فقه و کلام شیخی به انسجام عقیدتی و اجتماعیِ این فرقه مذهبی کمک فراوانی کردند.
اهمیت تاریخ جهانگشای جوینی، به لحاظ تاریخی، بر کسی پوشیده نیست. قطعاً اصلی ترین مأخذ تاریخی برای بیان وقایع حمله مغول به ایران، تاریخ جهانگشای است. نقل حوادث ناگوار و مصائب بی شماری که بر ایرانیان آن روزگار رفته است، خوانندگان این کتاب را به گونه ای تحت تأثیر قرار می دهد که آتش آن دامن نویسنده کتاب را نیز می گیرد و او را متهم به همکاری با مغولان می کند. این مقاله بر آن است تا اثبات کند که عطاملک با هوشیاری و تیزبینی، به خلق و ایجاد نوعی از گفتار دست زده است که به وسیله آن، در عین فرمانبرداری از مخدومان خویش، وقایع حمله مغول را نیز، به دقت، ثبت و نگهداری کند و از سفاکی ها و خشونت های ایشان در ویرانی سرزمینش سندی معتبر بر جای گذارد. وی در ضمن نقل تاریخ، پرده از چهره مغولان برداشته و به شیوه های گوناگون، مغول ستیزی خود را نشان داده است. نویسندگان این مقاله کوشیده اند تا با مطالعة دقیق تاریخ جهانگشای جوینی، نگرانی ها و انتقادهای عطاملک را شناسایی و استخراج کنند و با طبقه بندی آنها ذیل دو محور «گزارش ها» و «روش ها» به بررسی و تحلیل این اثر بپردازند.
تاریخ در شمار پیچیده ترین رشته های علوم انسانی است که امروزه ایجاد تحوّل در آنها مدّنظر قرار دارد. در این پژوهش با هدف آسیب شناسی درس تاریخ، به اسناد، روزنامه های قدیمی و کتاب های درسی تاریخ مراجعه گردیده و به روش «اسنادی» و «توصیف تاریخی» تلاش شده تا مسایل آسیب زای آموزش این رشته ریشهیابی گردد.
جامعه آماری پژوهش تمامی کتاب های درسی از آغاز تا پایان دوره رضاشاه است که پژوهشگر در یک تحقیق آکادمیک آنها را بررسی نموده و در این نوشتار تنها به برخی نتایج آنها استناد کرده است.
در مجموع این بررسی نشان داد: کتاب های درسی تاریخ اگرچه از مهم ترین وسایل آموزشی در دوره مورد بررسی بوده اند؛ لیکن کاستیهایی هم داشته اند. پایبندی معلمان به روش های سنّتی، رواج باستانگرایی افراطی و روند رو به فزونی دخالت دولت در امر آموزش تاریخ، از مهمترین موانعی بوده که به آموزش مطلوب این درس آسیب رسانده است.