عواملی را که در آسیب رساندن و تخریب بناهای تاریخی ایران نقش داشته است، می توان به دو دسته تقسیم کرد: نخست، پدیده هایی طبیعی همچون سیل، زلزله، قحط و خشکسالی، و دوم، رفتارهای انسانی که گاه خواسته و گاه ناخواسته، خسارت هایی را به بناهای تاریخی وارد ساخته است. سیاست های نادرست حاکمان که معمولاً منجر به بروز جنگ و درگیری شده، کشمکش و نزاع میان پیروان فرق و مذاهب گوناگون، وضعیت نامناسب اقتصادی جامعه و از دست رفتن جنبه کاربردی برخی از بناها، از جمله عوامل انسانی است که در صدمه و آسیب رساندن به بناهای تاریخی نقشی مؤثر داشته اند.
این مقاله به عوامل تخریب کننده آثار معماری ایران در عصر اسلامی تا برآمدن مغولان (سده 7 ق) پرداخته است.
این کار با جستجو در منابع تاریخی، جغرافیایی و ادبی و تکیه بر گزارش های موجود در این آثار صورت پذیرفته است.
ادیب قاسمی (1238- 1308ه.ش)، نویسنده و شاعر طنزپرداز کرمانی در زمان قاجاریه بود. تدریس در دارالفنون و حشر و نشر با مشروطه خواهان را از ویژگی های بارز حیات او دانسته اند. وی نیستانو خارستانرا با نظیره گویی از بوستانو گلستانسعدی تألیف کرد. این نظیره گویی طنزآمیز با ابتکار شخصی مؤلّف خویش همراه گشته و مجموعه ای متنوّع و مفرّح را فراهم نموده است. بلاغت طنز در آثار ادیب قاسمی با شگردها وصنعت های خاصّی در دو شاخة علم معانی و بیان برجسته شده که افزون بر معرّفی سبک وی، یافته های ارزشمندی را در زمینة پیوند طنز و بلاغت سنّتی ارائه نموده است. این پژوهش به شیوه ای تحلیلی- توصیفی، شگردهای بلاغی طنزپردازی در آثار ادیب قاسمی کرمانی و کارکردهای هریک را در پیوند با مخاطب و کلّ متن تحلیل نموده است. یافته ها نشان داده که کاربرد صنعت های ادبی با محوریّت تشبیه، در شکل گیری سبک ادیب و برجسته سازی طنز وی نقشی مؤثّر داشته است.
In this article first of all we invest the name of Therita in Avesta and then the frequency of this name in middle Persian texts, after that introduce the first doctor in the historical books of Islamic Iran that some of them say he is Fereidoon and some say he is Jamshid. These three Iranian mythical characters somehow have connections with medicine, and in order to define the first doctor all three should be studied and differences in their characteristics in sources should be noticed.
By a way it is thought that Ferdosi, in first four verses of Jamshid's introduction describes Therita adjectives for Jamshid.
قدرت یابی سلجوقیان (429-552 ق) در ایران و عراق و ائتلاف نیروهای سیاسی مذهبیِ اهل سنت (سلطنت و خلافت)، موجب رشد نفوذ حدیث گرایانِ سنی مذهب شد. همچنین در اثر عملکرد واگرای انه برخی مراکز علمی عصر و تقابل رویکرد عقل گراییِ شیعی و سنت گراییِ اهل تسنن و... همگراییِ شیعه و سنی با چالش هایی مواجه گردید. در این اوضاع متکلمان اهل تسنن در عرصه تقریب شیعه و سنی موضع انفعالی داشتند ولی متکلمان شیعه در این عرصه فعال تر شدند، زیرا منازعات فرقه ای، ائتلاف نیروهای سیاسی مذهبی اهل سنت، عملکرد واگرایانه ی مراکز آموزشی نظیر نظامیه ها و... سبب گرایش کمترِ اهل تسنن به تقریب شده بود. درمقابل، متکلمان شیعه با علم به وضعیت شیعیان در بغداد و ری به دلیل مجاورت با مراکز سیاسی مذهبی اهل تسنن، تضعیف پشتوانه سیاسی و کسب تجربه از حوادث تلخ منازعات فرقه ای دریافتند که حفظ میراث شیعه با تقریب میسر است. البته در درون جوامع شیعی، تقابل مکتب متکلمان و محدثان، تندروی های اسماعیلیه و جریان غلّو، نیز بحث تقریب را به چالش می کشید. این پژوهش درصدد است با روش توصیفی تحلیلی و برپایه منابع کتابخانه ای، راهکارهای متکلمان شیعة امامی را درجهت تقریب، از طریق طرح مشترکات دینی، فقه مقارن، برگزاری کرسی درس مشترک، مناظره، پاسخگویی به شبهات و اتهامات علیه شیعه و آشکارساختن تفاوت شیعه امامی با سایر انشعابات تشیع و ... بررسی و تحلیل نماید.
این مقاله، سعی در روشن نمائی جنبه های مختلف ویراستاری در تاریخ شفاهی دارد. این، بدان دلیل است که پیوسته تولیداتی در زمینه تاریخ شفاهی شکل می گیرد که تحت این نام عمومی دارای سطح، ارزش و اشکال مختلفی است. به نظر می رسد این تنوع، بیش از همه محصول نگاه ویرایشی است. از این رو، در این نوشته ابتدا به چشم اندازهای مختلف کاربریهای تاریخ شفاهی پرداخته شده است. آنگاه ویرایش در سه مرحله پیش مصاحبه، مصاحبه و استخراج، مورد توجه قرار گرفته است. چرا که این شیوه باز نمائی گذشته، از همان ابتدا تحت اندیشه ویرایشی شکل می گیرد. در بخش آخر به آسیب شناسی ویراستاری در راستای شناخت سازوکارهای جانبداری در تاریخ شفاهی پرداخته شده است. در مجموع، در اینجا هدف آن است که پایه و زمینه های نظری و عملی جهت ایجاد مباحث بیش تر در زمینه ویرایش تاریخ شفاهی فراهم گردد. در این راستا، در خاتمه ده مورد پرسش طراحی شده است تا اندیشمندان به یافتن راهکارهای بیش تر و بهتر در این زمینه توجه کنند.
سفرنامه های سیاحان اروپائی که در قرن هفدهم میلادی به ایران آمدند، از جهت تعداد و سودمندی مطالبشان بسیارمشهورند؛از آن جمله، سفرنامه الئاریوس است.مولف ، فردی تحصیل کرده بود و در دانشگاه لایپزیک زبان لاتین تدریس می کرد.از این رودر تدوین مطالب تنها به مشاهدات خود اکتفا نکرده بلکه شیوه تحقیق و تتبع را بکار گرفته است.مطالب سفرنامه بر جنبه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، تاریخی و سیاسی احتواء دارد.این شمول ، امتیاز دیگری برای این کتاب محسوب می شود.
چکیده تیموریان سلسله ای ترکی – مغولی هستند که در فاصله سالهای ( 913- 771 ق ) عموماً در نواحی ماوراءالنهر و ایران حاکمیت داشتند . تجربه همزمان زندگی یکجانشینی و کوچ نشینی در الوس جغتای و آسیای مرکزی باعث شد تا تیمور و جانشینانش با اسلام و فرهنگ ایرانی آشنایی هر چند مختصری داشته باشند. به همین سبب مؤلفه های هویت ایرانی از جمله هنر ایرانی و مذهب تشیع در این زمان فرصت رشد و وحدت بیشتری یافتند . سیاست تسامح گرایانه دولتمردان تیموری ، پیوند تشیع با جریان تصوف و تلاش شیعیان چه در درون جنبش های شیعی و چه به صورت فردی زمینه ای را فراهم ساخت تا مذهب تشیع به ویژه در بعد اجتماعی رشد بیشتری نسبت به ادوار گذشته پیدا کند . از طرفی هنر ایرانی و شاخه های متعدد آن بویژه هنر خوشنویسی در این زمان همانند ظرفی هستند که سایر مؤلفه های هویت ایرانی از جمله مذهب تشیع موضوع و مظروف آن را تشکیل می دهند. هنر خوشنویسی که با عنوان هنری اسلامی و مقدس شناخته می شود ، در عصر تیموری در دو بعد نظری و عملی با مفاهیم ، ارزش ها و شخصیت های شیعی ارتباط نزدیک و ملموسی پیدا کرد . الهام روحانی و الگوبرداری استادان خوشنویس از شخصیت امام علی (ع) و کاربرد فرهنگ شیعی در نظام استاد – شاگردی این دوره از ابعاد نظری و نگارش نسخه های خطی ، اشعار و کتیبه های شیعی در بعد عملی قرار می گیرند . تحقیق حاضر با هدف تبیین نقش هنر خوشنویسی در نشر و نمایش معتقدات مذهبی جامعه تیموری از یک سو و چگونگی ارتباط این هنر با مذهب تشیع در این زمان از سوی دیگر به دنبال بررسی علل و زمینه های این ارتباط وثانیاً ویژگی های آن در دوره تیموری است. مواردی که به شیوه تحلیلی – توصیفی و با استفاده از منابع و اسناد تاریخی و هنری به آن ها پرداخته خواهد شد.
اسطوره ها بخشی عمده ای از فرهنگ ملّت ها را تشکیل می دهند و همین امر باعث شده که هنرمندان و بخصوص شاعران از این پدیده تأثیر بسیار پذیرند. شعر فارسی در نخستین دوران شکوفایی خویش، یعنی عصر سامانی و اوایل عصر غزنوی، شاهد توجه چشمگیر و مثبت شاعران به اساطیر و نیز حماسه های ایرانی است، امّا با تحکیم قدرت دولت های غزنوی و به ویژه سلجوقی در ایران، شاهد کاهش یافتن- امّا نه قطع شدن- توجّه به اساطیر و حماسه های ایرانی هستیم. یکی از مهم ترین شیوه های توجّه شاعران این دوره به اساطیر، پایه قرار دادن شخصیّت ها و روایت های اساطیر ایرانی برای تصویرسازی های شعری است که لزوماً هم تصویرسازی های مثبت نبودند و بسیار اتفاق می افتاد که شاعران، برای بزرگداشت ممدوح خویش، به کوچک شمردن شخصیّت های اساطیر ایرانی می پرداختند. همچنین در این دوران، شاهد جایگزینی روایت ها و شخصیّت های سامی و اسلامی به جای اساطیر ایرانی هستیم. خاقانی شروانی، شاعر بزرگ قرن ششم هجری، نمونه ای کامل از شعر عصر سلجوقی و مختصّات آن است. در این مقاله برآنیم که با جست وجو در اشعار خاقانی، به بررسی شیوه کاربرد اساطیر ایرانی در شعر عصر سلجوقی با شیوه تحلیلی بپردازیم.