هدف تحقیق:هدف پژوهش حاضر بازبینی ماهیت تشکیلاتی است که ازسوی پژوهشگران با نام «خزانه حجت» در سازمان حکومتی غزنویان پذیرفته شده است. مطابق این دیدگاه خزانه ای ایجاد شده بود که تنها به گونه ای از اسناد به نام «حجت» اختصاص داشته است. این پژوهش با هدف بررسی وجود ماهوی این تشکیلات انجام شده است. روش و رویکرد: گردآوری مطالب در این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و اسنادی است. همچنین تلاش می شود تا با استفاده از روش تحلیل محتوای عناصر واژگانی در تاریخ بیهقی-تنها اثری که عبارت «خزانه حجت» در آن به کار رفته است- و یافته های کمی و کیفی به دست آمده، فرضیه پژوهش مورد آزمون قرار گیرد. دستاورد و یافته ها: نتایج این تحقیق نشان می دهد که بازخوانی پژوهشگران از عبارت «خزانه حجت» در تاریخ بیهقیپایه استواری ندارد و بدین ترتیب اذعان به وجود خزانه ای مختص به «حجت» (به عنوان نوعی از اسناد)، مولود قرائت نادرستی از کتاب اخیر بوده است.
«تاریخ سیاسی جدید»، رویکردی مفهومی و روش شناختی به حوزه تاریخ است که با شکل گیری دانش تاریخ در عرصه تاریخ نگاری جدید شکل گرفت و در نیمه دوم قرن بیستم، به یک جریان تقریبا عمومی تبدیل شد. یکی از گفتمان های رایج در تاریخ سیاسی تفاوت بین تاریخ سیاسی «جدید» و سنتی است. بحث های موضوعی/مفهومی، مطالعاتی و روش شناختی در این رابطه قابل طرح است و می تواند به تعریف و تعمیق مطالعات و بررسی های «تاریخ سیاسی جدید» و در نتیجه، حرکت مناسب در مسیر این گرایش کمک کند. بررسی داده ها موبد آن است، با وجود سابقه گسترده در نگارش متون تاریخ سیاسی، چارچوب دهی مفهومی و روش شناختی در تاریخ سیاسی به معنای عام آن صورت نگرفته و این بی توجهی به «تاریخ سیاسی جدید» نیز سرایت کرده است. پژوهش حاضر در پی گشایش مدخلی در حوزة تاریخ سیاسی جدید و پیدایی افق های آن است. مبنای این پژوهش بررسی منابع پرداخته شده به موضوع «تاریخ سیاسی جدید» است؛ چرا که در «تاریخ سیاسی جدید»، افق های تازه ای در حوزه تاریخ سیاسی مثل بازنگری در معنا و قلمرو امر سیاسی، مباحث و موضوعات فرهنگی و زبانی و تاثیرات آن در تاریخ سیاسی و شکل گیری موضوعاتی چون مشارکت سیاسی گسترده اجتماعی، هویت های عمومی و ملی اجتماعی، فلسفه تاریخ جدید و تاثیر آن بر حوزه سیاست و غیره قابل بررسی است.
درباره ی درستی و اصالت مفهوم «تاریخ شفاهی» یک مناقشه ی جدی وجود دارد، زیرا تاریخ شفاهی، در واقع، چیزی جز گردآوری داده های تاریخی حاصل از مصاحبه نیست، که در صورت تدوین، می تواند به تولید یک متن بینجامد، اما سئوال اصلی این است که آیا چنین متنی الزاماً یک متن تاریخ نگارانه است؟و آیا می توان از تاریخ نگاری شفاهی سخن گفت؟ این مقاله برای پاسخ گفتن به این پرسش ها می کوشد، از منظر روش شناسی، به بررسی روند تکاملی دانش تاریخ شفاهی در ایران بپردازد و از مقوله ها و مفاهیمی چون تاریخ شفاهی نقلی، تاریخ شفاهی ترکیبی، وقایع نگاری شفاهی و سرانجام تاریخ نگاری شفاهی سخن براند.نویسنده ضمن تمایز نهادن بین این مفاهیم، بر این باور است که تاریخ نگاری شفاهی در زمره ی آخرین حلقه های تکاملی این دانش است که هنوز، چندان که باید، تعیین تاریخی پیدا نکرده است.به همین دلیل، نویسنده می کوشد تاریخ نگاری شفاهی را از نظر موضوع، روش، شیوه های گردآوری و تحلیل داده ها بررسی کند، و در صورت لزوم، آن را با تاریخ نگاری مکتوب مقایسه کند تا مفهوم تاریخ نگاری شفاهی هر چه بیشتر تبیین گردد.