سؤال اصلی مقاله این است که الگوی پراکندگی، ساخت و تزیین بناهای دوران سلجوقی چگونه است؟ بدین منظور، داده های اولیه با روش میدانی و کتابخانه ای گردآوری و طبقه بندی شده و شهرها، روستاها و شواهد معماری برخوار در دوره ی سلجوقیان معرفی شده است. سپس عناصر معماری و کارکرد آثار با مطالعه نقشه ی بناها معرفی شده و بر پایه ی مقایسه ای تطبیقی، الگوی حاکم بر ساخت و تزیین آنها تبیین شده است. پس از آن، با استفاده از نظریه ی مکان مرکزی کریستالر، سکونت گاه های مرکزی و اقماری دشت برخوار شناسایی و نحوه اثرگذاری و اثرپذیری مراکز سکونتی این دوره بر یکدیگر، مطالعه و مکان های مرکزی و اقماری معرفی شده است.
از مهم ترین دستاوردها و نتایج مقاله، وجود الگوی مشخص در ساخت کاروانسراها و مساجد سلجوقی برخوار است. به عبارت بهتر، الگوی ساخت کاروانسراهای برخوار استفاده از نقشه ی منظم، متقارن و از قبل تعیین شده، شکل یابی بر محور مخالف با وزش بادهای مخرّب شرقی، شمالی و غربی (محور مورّب)، پلان چهارایوانی، قرارگیری اتاق های سکونت مسافران در چهار طرف حیاط، استفاده از سنگ لاشه به عنوان مصالح اصلی، استفاده از گل و گچ به عنوان ملات و اندود و عدم وجود تزیینات در کاروانسراها را نشان می دهد. همچنین الگوی مشترک مساجد سلجوقی برخوار شامل گنبدخانه ی کاملاً همسان و هم اندازه، فرم اولیه ی یک ایوانی، تک مناره ی شاخص با تزیینات آجرکاری با نقوش لوزی شکل به شیوه هشت و گیر، تزیینات آجرکاری، توپی های گچی ته آجری و آجرلعابدار در گنبدخانه ها، کتیبه های کوفی ساده و کوتاه، تزیین آجر پیش بُر با نقوش گره چینی شش بند و شمسه و ترنج است. همچنین از دیگر نتایج این پژوهش، شناسایی مکان های مرکزی و اقماری در دشت برخوار است.
دستیابی مردمان ساکن در فلات ایران به فلزات مختلف در طول هزاره های پیش از تاریخ‘از اهمیت بسیار زیادی درچهارچوب مطالعات فرهنگی ایران برخوردار میباشد.دراین نوشتار ابتدا پیدایش فلزات مختلف در جوامع پیش از تاریخ ایران به اجمال آورده شده است. در قسمت بعدی فرآیندهای فلزگری کهن در منطقه شمال مرکزی ایران مورد بررسی قرار گرفته است .در آخرین قسمت ‘براساس جدیدترین یافته ها از حفاری (8-1376)تپه سگزآباد دشت قزوین و با استفاده از روشهای آزمایشگاهی (منیرالوگرافی و تجزیه عنصری)تکنولوژی فلزگری کهن در مقطع زمانی حدود2100 تا800 پ.م مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
شهر قم، از دیرباز به دلیل جاذبه زیارتی، میعادگاه زائران شیعه مذهب بوده و از سوی دیگر به دلیل موقعیت جغرافیائی آن یعنی قرار گرفتن در مسیر شهرهای باستانی شیراز و اصفهان، گذرگاه سیاحان فرنگی نیز بوده است. شاهان قاجار بخصوص فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه، در افزایش شکوه و جلال و آبادانی آستانه حضرت معصومه اقدامات متعددی به عمل آوردند، از جمله ساخته شدن صحن جدید به دست میرزا علی اصغر امین السلطان در زمان ناصرالدین شاه در مدت هشت سال، و نیز احداث جاده های جدید در فاصله تهران - قم. ناصرالدین شاه قاجار - که پادشاهی شکارچی، عاشق سیر و سفر و گشت وگذار بوده است - در دوران پادشاهی خود هفت بار به قم سفر کرد. سفر ششم وی به قم - که موضوع این مقاله است - در روز دوشنبه 19 رجب 135ق./ اول آوریل 1888م. آغاز شد. این سفر، مختص قم بود و ناصرالدین شاه پس از زیارت و سیاحت در این شهر، به تهران برگشت. در دوره پنجاه ساله سلطنت ناصرالدین شاه، مستشرقان و سیاحان بسیاری از فرنگ به ایران آمدند و از شهر قم بازدید کردند. در این مقاله، خاطرات بعضی از آنها از جمله بروگش مستشرق آلمانی، آرمینوس وامبری خاورشناس مجاری، مادام دیولافوای فرانسوی، ادوارد براون و لرد کرزن انگلیسی، مورد بررسی قرار می گیرد.
یکی از مشکلاتی که رشته ی تاریخ در دانشگاه های ایران از آن رنج می برد، نداشتن روش علمی مخصوص به خود است. این مسأله پژوهشگران و دانشجویان تاریخ را در سردرگمی روشی فرو برده و آنان را به سمت روش های جامعه شناختی و فلسفی کشانده است که در بسیاری از موارد، خلط، تقلیل و عدم التزام روشی را با خود به همراه دارد. حال باید این سؤال را مطرح کرد که پژوهش تاریخی با چه روشی قرابت بیشتری دارد؟ و آیا می توان از روش مختص به تاریخ در کنار دیگر علوم اجتماعی سخن گفت؟ در نوشتار زیر که متن پیاده شده ی دو سخنرانی دکتر محمدعلی اکبری در «دانشگاه باقرالعلوم (ع)» و «پژوهشکده تاریخ اسلام» با عناوین «نقد روش روایی» و «نوروایت گری» است به سؤالات مذکور پاسخ داده است. متن دو سخنرانی با اندکی تغییر و ویرایش توسط سخنران محترم و گردآورنده در قالب یک نوشتار عرضه شده است. به زعم سخنران، نوروایت گری این امکان را فراهم می آورد که با روشی از جنس تاریخ، با تاریخ روبرو شویم. این روش جدید همانند روش سنتی مورخان در پرداختن به روایت های تاریخی نیست، بلکه از دل نظریات جدید نقد ادبی و پست مدرن بیرون آمده که خود حاصل نقد مکاتب اثبات گرا، نو اثبات گرا منطقی و آنال است.