عکس، از اسناد مهم در زمینه بازیافت تصویری فرهنگ و تمدن گذشته در تاریخ معاصر به شمار می رود. تغییرات ساختاری در عکس های تاریخی، با توجه به عوامل مؤثر بر آنها در طول زمان، منجر به آسیب های تصویری متعددی می شود. تغییر ساختارهای تشکیل دهنده عکس، آسیبهای بصری در آن را به دنبال خواهد داشت که میتواند موجب تغییرات مفهومی و زیباییشناختی در آن گردد.
هدف: این پژوهش به بررسی تغییرات شیمیایی منجر به آسیب در دو عکس پایه کاغذی متعلق به سال های انتهایی دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی می پردازد، که شامل معرفی عکس های مورد نظر، بررسی وضعیت آنها و دلایل آسیب دیدن این عکس ها با توجه به آزمایش های انجام شده می باشد.
روش/ رویکرد پژوهش: ارزیابی ها و آزمایش ها، با استفاده از آزمایش SEM/EDS و FTIR بر روی نمونه ها انجام شد و بر اساس نتایج به دست آمده آسیب های موجود مورد بررسی قرار گرفتند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج، معلوم شد که داروی ثبوت بیش از میزان مجاز بر روی عکس ها وجود دارد که این امر نشان دهنده شست وشوی ناکافی پس از ثبوت، در فرآیند ظهور عکس می باشد. باقی مانده این ماده، با نفوذ بر روی لایه تصویر در طول زمان، در حضور رطوبت، لکه های سولفیدی را تشکیل داده است. از طرف دیگر، تجزیه داروی ثبوت، باعث ایجاد نواحی زرد مایل به قهوه ای در تصاویر شده است و تجمع نقره در سطح محوشدگی تصاویر را موجب گردیده که در نمونه پهلوی از شدت بیشتری برخوردار است. استفاده از دی اکسیدتیتانیوم، به عنوان رنگدانه سفید در پایه کاغذ عکس مربوط به دوره پهلوی اول، انفصال لایهها را تشدید کرده است. در واقع، عدم شست وشوی کافی پس از ثبوت و ضعف تکنیکی در مراحل تولید عکس و نگهداری آن مهم ترین عوامل اولیه شکل دهنده آسیب های کنونی در این تصاویر تشخیص داده شد
هدف: فرش به عنوان یک شی ء موزه ای دربردارندة اطلاعات ارزشمندی است که می تواند به عنوان یک منبع اطلاعاتی در انواع پژوهش های هنری، تاریخی، فرهنگی، جامعه شناختی، و مانند آن مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عناصر استانداردهای فراداده ای موزه ای و کاربرد آنها در سازماندهی فرش های موزه ای انجام شده است.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که با روش مطالعة سندی انجام شده است. داده های مورد نیاز پژوهش از طریق مطالعه و تحلیل محتوای عناصر استانداردهای فراداده ای به دست آمد.
یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان داد که از 818 عنصر 9 استاندارد فراداده ای موزه ای مورد مطالعه، 250 عنصر در سازماندهی فرش های موزه ای کاربرد دارد. این عناصر، در قالب 31 گروه فرعی و دو گروه اصلی توصیفی و مدیریتی برای سازماندهی و مستندسازی اطلاعات فرش های موزه ای در نظر گرفته شده است.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر می تواند به یکپارچه سازی و تسهیل سازماندهی و مستندسازی اطلاعات فرش های موزه ای کمک کند. همچنین، در بازیابی گسترده و دقیق این اطلاعات، اعتباریابی و مدیریت آن، فراهم کردن شرایط مناسب برای انجام پژوهش هایی در ارتباط با فرش های موزه ای، و مانند آن مورد استفاده قرار گیرد.
منصب قاضی، از جمله مناصب مهم ایالتی عصر سلجوقی است که بنا به فرمان سلطان؛ با توجه به شایستگی های فردی و عمومی معمولاً از بین علما انتخاب می شده است. مهم ترین وظیفه ی این قاضیان به مانند تمامی ادوار تاریخ ایران، رسیدگی به امور قضایی، شرعی و برگزاری دادگاه ها بود. تحولات سیاسی، اقتصادی و اداری عصر سلجوقی و گسترش ارضی آن، موجبات تحول در نقش قاضیان این دوره را فراهم نمود. این دگرگونی ها منجر به توسعه ی نقش سیاسی قاضیان و دخالت آن ها در امور مختلف اداری سیاسی و بعضا اقتصادی گردید. به طوری که تحول و توسعه ی نقش قاضیان، بیش از همه ی ادوار در دوره ی سلجوقی رخ نمود. پژوهش حاضر به بررسی این تحول و توسعه، با توجه به تکالیف و تأثیرات سیاسی قاضیان عصر سلجوقی، با تکیه به منابع و فرامین در باب قاضی می پردازد.
فرم در معماری ایران نقش عمده ای ایفا می کند. چهارتاقی گونه ای از فرم های متداول در معماری ایران و دارای پیشینه ای کهن است که با بررسی ساختار و مطالعه روند شکل گیری و توسعه آن می توان با سیر تحول و تداوم معماری اعصار متمادی ایران آشنایی یافت. خراسان از نگاه تعدادی از محققان خاستگاه معماری چهارتاقی، فرم چلیپایی و پلان چهار ایوانی است .نگارندگاندر مقاله پیش رو با توجه به این رویکرد به مطالعه سیر تحول و تداوم فرم چهارتاقی در شمال شرق ایران از دوره ساسانی تا پایان سده چهارم هجری پرداخته اند.از همین رو،در مقاله حاضر برآنیم تا روشن سازیم کهنحوه پراکندگی چهارتاقی های شمال شرق ایران و تقسیم بندی کاربردی آنها به چه صورت بوده است؟ افزون براین،موقعیت مکانی چهارتاقی ها چه ارتباطی با کاربری و چه تأثیری بر فرم و ساختار آنها داشته است؟ و در نهایت چهارتاقی های ساسانی شمال شرق ایران چه تأثیری بر معماری دوره اسلامی منطقه نهاده است؟ این تحقیق به روش توصیفی–تحلیلی وبا ابزار گردآوری اطلاعات بررسی های میدانیانجام شده است. نتایج حاصل از تحقیق حاکی از آن است که دو عامل مذهب و سیاست نقش عمده ای در شکل گیری و توسعه این گونه از معماری داشته است. موقعیت مکانی چهارتاقی ها نیز در نوع ساخت آنها تاثیر مستقیم داشته و معماری دوره اسلامی منطقه شمال شرق ایران به ویژه در بناهای آرامگاهی، مساجد، کاخ ها، کوشک ها و قلاع متأثر از طرح چهارتاقی ساسانی و فرم کلی ساختمان سازی آن دوره است.
در سال های پیش از پیروزی جنبش مشروطیت برخی از نخبگان و مورخان ایرانی ، پیشرفت ژاپن را مورد توجه قرار دادند و تلاش کردند علل آن را تبیین کنند.مساله پژوهش حاضر توصیف و تحلیل چگونگی پیشرفت و ترقی ژاپن از منظر این نویسندگان است.
گردآوری داده های اطلاعاتی بر اساس روش کتابخانه ایی انجام یافته است.مهم ترین نتایج بدست آمده نشانگر آن است که آثار تاریخی مورد مطالعه با گذار از توصیفات صرف به تبیین های عقلانی از مقوله ترقی و مدل ژاپنی آن پرداخته اند.شکاکیت و دیدگاه انتقادی و انواع تبیین های عقلانی در این آثار مشاهده می شود.ایشان تلاش کرده اند با تبیین چرایی و چیستی جریان ترقی خواهی ژاپنی ها الگویی مناسب برای حرکت ترقی خواهانه ایرانیان ارایه کنند.
در طی حکومت قاجاریان (1343 1210 ق/1925 1796) بر ایران، برخی از هنرها از جمله فرش به دلایل متعددی همچون نبود رقیب خارجی و برپایی چند نمایشگاه از فرش های ایرانی در کشورهای غربی، اوجی دوباره می یابد. بازرگانان و تجار ایرانی به خصوص تبریزی ها با توجه به شناختی که از سلیقه ی مردمان مغرب زمین پیدا می کنند، در اکثر نقاط ایران از جمله مشهد، کارگاه های بافت فرش تأسیس کرده بودند. شایان ذکر است علاوه بر منابع موجود در این زمینه، برخی از بافته های موزه ی فرش آستان قدس رضوی، کمک فراوانی به شناخت بهتر شیوه ی بافت فرش در مشهد می نمایند. مهم ترین پرسش های پژوهش این است که هنر صنعت فرش از چه زمانی در مشهد رونقی دوباره یافته است؟ و با توجه به آثار موجود در گنجینه ی فرش رضوی، فرش های مشهد عصر قاجار چه ویژگی های داشته اند؟ هدف این پژوهش، شناخت بهتر فرش بافی مشهد در عصر قاجار است. در این پژوهش، خصوصیات بافت، طراحی و رنگ بندی فرش مشهد مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
هدف از این پژوهش بررسی مناسبات پارسیان هند با زرتشتیان ایران و تأثیرگذاری آنها در حیات سیاسی-اجتماعی عهد قاجار می باشد. زرتشتیان از اقلیت های مهم دینی در سرزمین ایران به شمار می روند که از عصر باستان تاکنون در عرصه اجتماعی و سیاسی به ایفای نقش می پرداختند. زرتشتیان مهاجر ایرانی به هند تا سده دهم هجری در شهرهای مختلف هند به فعالیت می پرداختند. با گذشت زمان پارسیان شهر بمبئی را مرکز خود قرار دادند و در این شهر منشاء تحولات اقتصادی و اجتماعی فراوانی شدند. آغاز مناسبات پارسیان هند و زرتشتیان ایران به سده نهم هجری بر می گردد. این مناسبات با تشکیل انجمن اکابر پارسیان هند موسوم به «پنجایت» رونق پیدا کرد. در دوره ناصرالدین شاه قاجار مانکجی هاتریا به عنوان نماینده این انجمن وارد ایران شد و تلاش های وی در زمینه الغای جزیه زرتشتیان، تأسیس مدارس دینی زرتشتیان و احیای آتشکده ها موجب ارتقاء وضعیت اجتماعی زرتشتیان در ایران شد. اقدامات مانکجی توسط نماینده دیگری از انجمن، کیخسرو جی خان ادامه پیدا کرد. در این پژوهش با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی-تحلیلی به موضوع پرداخته می شود.
به دور از گرایش به مبالغه در نقد میراث تاریخی،اهمیت دورماندن و برحذر بودن از اطمینان ساده در به کاربردن یا تداول سخن (خبر) تاریخی که منطبق با عقل نباشد را ضروری و مهم می یابیم.هدف از بکار بردن عقل در اینجا مطابقت بین سخن و واقعیت می باشد.خواننده و مورخ معاصر باید ایمان داشته باشد که اطلاعات فریبنده و نادرست چه اینکه به صورت مکتوب یا به خاطر تکرار آن در منابع مختلف نباید به عنوان یک حقیقت جلوه گردد.این مقاله تلاشی (سیستماتیک) برای روشن شدن بسیاری از خطاهایی است که سهواً یا عمداً گریبانگیر مورخان شده است.