درخت حوزه‌های تخصصی

گروه های ویژه

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۷ مورد.
۸۱.

Obituary: Katja Föllmer (October 17, 1974 – June 11, 2025)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
Katja Föllmer was born on October 17, 1974. She was a senior researcher and lecturer at the University of Göttingen. Katja Föllmer studied Iranian Studies, Arabic Studies, and Ethnology at the University of Göttingen between 1993 and 2002, earning a Master of Arts degree. Katja Föllmer received her doctorate in Iranian Studies in 2007 with a thesis on “Satire im Iran von 1900 – 2000: Eine Analyse exemplarischer Texte” (Satire in Iran from 1900 to 2000: An Analysis of Exemplary Texts) (Harrassowitz, Wiesbaden; 2008), and her habilitation in Iranian Studies in 2017 with a thesis on “Das vorislamische Erbe Irans: Zwischen Tradition und Reform und Modernisierung” (The Pre-Islamic Heritage of Iran: Between Tradition and Reform and Modernization) (Kohlhammer, Stuttgart, 2022).Her research interests include concepts and ideas from the pre-Islamic heritage in Iranian societies, issues in Iranian cultural and religious history from antiquity to the present, Persian historiography, identity construction, classical and modern Persian literature, and Sufism and Persian Sufi literature.Manṭiq-uṭ-Ṭayr (The Conference of the Birds or Speech of the Birds) is a Persian poem by Farid ud-Din Attar, translated into German as Die Konferenz der Vögel by Katja Föllmer (2014). She published Satire in Iran Von 1990 Bis 2000: Eine Analyse Emplarischer Texte (Satire in Iran from 1990 to 2000: An Analysis of Empirical Texts) (2008); and also, Das Vorislamische Erbe Irans: Zwischen Islamischer Tradition Und Reform Und Modernisierung (Iran’s Pre-Islamic Heritage: Between Islamic Tradition and Reform and Modernization) (2022).Dr. Katja Föllmer passed away on June 11, 2025, at the age of 50. May her soul rest in peace.
۸۲.

بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۵
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.
۸۳.

بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۶
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.
۸۴.

شکسته شیشه ای یگانه با آرایه تراش کامئو از کاوش نیشاپور، فراموش شده در سرزمین مادری، قُرب یافته در دیار غربت

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۵۶
نخستین کاوش های باستان شناسی در نیشاپور را موزه هنر متروپولیتن نیویورک بیش از 80 سال پیش انجام داد. بنابر قوانین آن بازه زمانی، یافته های کاوش، میان این موزه و موزه ایران باستان تقسیم شدند. در میان یافته های شیشه ای که به موزه هنر متروپولیتن منتقل شده اند، شیشه شکسته ای با آرایه یک جانور بالدار تخیلی برجسته، وجود داشت که در یکی از اتاق های تپه مدرسه در نیشاپور پیدا شده و متعلق به سده ۳ ه.ق است. 60 سال پس از کاوش های نیشاپور، یافته های شیشه ای موجود در دو موزه یاد شده، ازجمله این تکه شیشه منتشر شدند. این یافته، در میان شیشه های چرخ تراش نیشاپور، گونه شناسی و معرفی شد (Kröger, 1995: 140-143). سال ها پس از آن، ترکیبات آن، تجزیه وتحلیل شیمیایی شد و مشخص شد، این یافته از یک لایه شیشه آبی تیره یا لاژوردی تراشیده نشده بلکه برخلاف شیشه های کامئو دو لایه دوران اسلامی، دارای تراش کامئو سه لایه شامل یک لایه سفید مات بین دو لایه شیشه آبی تیره است که یافته نادرتری از تراش شناخته شده کامئو و البته یگانه در نیشاپور و هر مکان دیگر در سده های نخست دوران اسلامی است (Pilosi et al., 2012). این احتمال که کامئو نیشاپور تولید داخلی نبوده و وارداتی از مراکز شیشه گری دیگری باشد، از اهمیت آن برای شناخت صنعت و هنر شیشه گری و روابط بازرگانی-اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سده های نخست دوران اسلامی نمی کاهد. زیرا این تنها نمونه منحصربه فرد و غیرعادی از نوع خود است که تاکنون از یک کاوش روشمند نه تنها از ایران، بلکه در تمام جهان اسلام پیدا شده است. هدف از نگارش این مقاله، معرفی بیشتر این یگانه شیشه کامئو از کاوش های نیشاپور و مقایسه آن با نمونه های دیگر است، تا انگیزه ای برای جلب توجه باستان شناسان و کاوشگران ایرانی به این نکته باشد که مطالعه و تجزیه وتحلیل شیمیایی حتی یک تکه شیشه، می تواند باعث ارتقای دانش باستان شناسی در این زمینه بشود. 
۸۵.

A Study of The Semiotics of the Ccommon Language of Christianity in the Structure and Visual Motifs of The Domes of the Armenian Churches of Isfahan: With Emphasis on Peirce's Theory(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۶
With the arrival of Christian Armenians in Isfahan during the reign of Shah Abbas Safavid, churches were built in this city, like the mosques of this period. The structure and decorations of the church building captured the audience's attention. The Armenian churches of Isfahan have large domes with motifs and visual elements. By analyzing them, common signs and symbols can be identified. The primary concern of this research is whether the architectural and visual motifs of the Armenian churches in Isfahan share a common language and convey a unified goal, rooted in the principles of Christian belief. And what are the most important components of their common language, and why were these components used? The need for research is to examine the dimensions of the common language in terms of analyzing the symbols and visual signs in these domes based on the principles of Christianity.The purpose of this research is to examine and identify the common language, the direction of the perceptions, and the kinship of the worshipers. And how to reach this common language requires semiotic analysis. Therefore, the research uses a descriptive-analytical method, and the data collection tool is a library method. And it is discussed based on the semiotic theory of Charles Sanders Peirce. The findings show that the churches have circular domes with skylights. The outer covering of the domes lacks decorative motifs. The visual motifs are engraved on the inside of the building and under the domes. And they all follow the same structure. And they have Christian concepts that form a common language. Including: God, eternity, resurrection, and salvation. The components that have formed the structure and visual motifs of the domes of the Armenian churches of Isfahan have a direct connection with the Holy Bible and faith in God (God the Father)and Jesus Christ (the Son). And they play an important role in the perceptions and identification of the audience.
۸۶.

معبد سلوکی آپولون دافنوسیوس در جزیره کِز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
در فصل کاوش‌های باستان‌شناسی سال ۲۰۲۳م. در جزیرهٔ کِز در آپولونیا آد رِندی‌ (Apollonia ad Rhyndacum)، قطعه‌ای از یک لوح نذری که به خدای آپولون تقدیم شده بود، کشف شد. نقش آپولون برروی این استل شباهت زیادی به لوح‌های نذری‌ دارد که در سال ۱۹۹۱م. در محوطه‌ای به نام گاوورکایا در محلهٔ آکچاپینار در ساحل جنوب‌شرقی دریاچهٔ اولوبات، در جنوب شهر آپولونیا آد رِندی‌ کشف شده بودند. کتیبه‌های موجود برروی لوح‌های نذری سالمِ آکچاپینار نشان می‌دهند که این نذورات برای آپولون دافنوسیوس تقدیم شده‌اند. استلِ افتخاری کشف‌شده درمیان یافته‌ها، به‌وجود سکونتگاهی به‌نام دافنوس کاتوییکیا (Daphnous Katoikia) اشاره دارد. این پژوهش به بررسی جایگاه پرستشگاه آپولون دافنوسیوس و مکان احتمالی دافنوس کاتوییکیا براساس یافته‌های جزیرهٔ کِز می‌پردازد. با توجه به شباهت میان نقش‌برجسته‌های نذری آکچاپینار و جزیرهٔ کِز، چنین نتیجه‌گیری می‌شود که پرستشگاه آپولون باید در جزیرهٔ کِز قرار داشته باشد؛ در حالی که دافنوس کاتوییکیا باید در محوطهٔ گاوورکایا واقع‌در محلهٔ آکچاپینار است. هم‌چنین، در پژوهش تأکید شده است که سلوکیان به‌دلیل وجود آئین پرستش آپولون به شهر آپولونیا آد رِندی‌ علاقه‌مند بودند و دافنوس کاتوییکیا نیز به‌عنوان یک سکونتگاه نظامی (پادگانی) در برابر پادشاهی بیثینیا و در نزدیکی محل پرستش آپولون ایجاد شده بود.
۸۷.

کلوپ لاینز و سرمایه اجتماعی در ایرانِ عصر پهلوی دوم: پیوند نهادهای مدنی و مناسبات قدرت بین المللی در بستر جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۵
این مقاله با بهره گیری از نظریه سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام، در پی پاسخ به این پرسش است که کارکرد و جایگاه کلوپ لاینز در ایرانِ عصر پهلوی دوم را چگونه می توان توضیح داد؟ درحالی که پاتنام نهادهای داوطلبانه و مشارکت مدنی را یکی از منابع اصلی تولید سرمایه اجتماعی می داند، پژوهش حاضر می کوشد نشان دهد این نهادها می توانند در پیوند با قدرت کلان و مناسبات قدرت در سطح بین المللی، اهداف شبکه سازی، بسط هنجارهای همیاری و اعتمادسازی را در مناطق  مختلف جهان مانند کشورهای غرب آسیا پیش برند. بنابراین، بر پایه اسناد آرشیوی، مطبوعات، و منابع دست اول، مقاله استدلال می کند که با توجه به الزامات سیاسی حاکم در طول جنگ سرد که در آن، جهت دهی افکار عمومی و بهره مندی از نیروهای اجتماعی فعال در جامعه به موضوعی مهم برای سیاست ورزی کارآمد در جهان دوبلوکی بدل شده بود، کلوپ لاینز ضمن حفظ کارکردهای سنتی سازمان های فراماسونری کلاسیک مانند جاسوسی و جهت دهی به تصمیم های کلان کشوری، از طریق شبکه سازی گسترده، بسط هنجارهای همیاری و جلب اعتماد اجتماعی، در عمل شرایط را برای سلطه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بلوک غرب در ایران فراهم می کرد. در نتیجه، پژوهش حاضر نشان می دهد که برای درک دقیق تر پویایی نهادهای به اصطلاح مدنی در ایران عصر پهلوی دوم، باید هم زمان به ساختار سیاسی حاکم بر روابط بین الملل و اقتضائات اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه توجه داشت .
۸۸.

Investigation of the Military Structure of the Ghaznavid Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۶
After Arab invasions and territorial expansion in Sassanian-era Iran, Iranians resisted Umayyad and Abbasid caliphs due to bias and discrimination. Uprisings against biased Arab rulers reduced their control over the Islamic Caliphate's eastern borders, paving the way for local government formation and independence. The Abbasid caliphate, facing challenges in the west and engaging with the Byzantine Empire, was alarmed by emerging local governments like the Tahirids, Saffarids, and Samanids. To maintain influence, the Abbasid caliphate considered granting conditional independence to these regions. The Ghaznavid rulers, originally prominent commanders in the Abbasid army, grew and trained within its military structure. Supported by the people and their soldiers, they pursued independence, breaking allegiance to Baghdad and establishing their government. Initially part of the Abbasid army, these rulers, including Ghaznavid emirs, moved eastward due to conflicting interests with the Baghdad caliphate. There, they formed semi-independent structures to maintain influence.In the eastern borders, where political systems like the Ghaznavids relied on military power, the army (Sepah) and militarism played a crucial role in historical research. The central question explores how the military system and militarism in local governments, such as the Ghaznavids, contributed to their formation, development, and expansion during the early Islamic centuries. Research reveals the Ghaznavid government's military system and militarism were modeled after predecessors like the Abbasids, Umayyads, and Sassanians. Local governments like the Tahirids and Saffarids significantly influenced this evolution. Over time, Ghaznavid rule underwent fundamental changes in the army and militarism, reaching maturity in response to evolving needs.
۸۹.

Transformation of Scribe Designs in Late Proto-Elamite Tablets: A Study of Scribe Pattern Motifs and Changes in Sealing Practices(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۹
This study examines the so-called “scribe pattern” markers identified in 62 late Proto-Elamite administrative documents housed in the Louvre Museum and the National Museum of Iran. Recent research indicates that Proto-Elamite administrative systems underwent significant developments in the methods used to authenticate and individualize documents. Archaeological evidence suggests that, in the early phases, animal and symbolic motifs predominated in seal designs; however, with the advancement of writing, these were gradually replaced by simpler linear signs. Notably, the emergence of new types of seals inspired by these linear signs characterizes the later stages of this period. These changes reflect a complex phase of interaction between ancient traditions and administrative innovations. It appears that Proto-Elamite society was actively experimenting and seeking optimal solutions for recording and verifying information. Despite recent advances in scholarship, major challenges remain in fully understanding this system, especially regarding the precise status of these markers within the administrative hierarchy. This research not only opens a new window onto the study of early administrative systems but can also inspire comparative studies of the evolution of writing in ancient civilizations. The discovery and analysis of additional examples in the future will undoubtedly clarify many of the current uncertainties.
۹۰.

مطالعه و بررسی نقوش چهارپایان گِل مهرهای تپه بَردنَکون فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۴
نقش انواع مختلفی از جانوران، یکی از مضامینی است که روی گِل مهرهای ساسانی در تپه بَردنَکون مشاهده می شوند. طی دو فصل کاوش انجام شده در تپه بردنکون، شمار زیادی گِل مهر یافت شد که از این تعداد 150گِل مهر نقش جانوری دارند؛ در این پژوهش تنها نقوش چهارپایان مطالعه خواهند شد. این جانوران بنا به نوع سلیقه و یا کارکرد روی گِل مهرها نقش شده اند. بسیاری از چهارپایان واقعی هستند، تنها دو مورد به عنوان جانوران اسطوره ای دسته بندی شد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقوش چهارپایان این گِل مهرها است؛ در این پژوهش، نقوش تفکیک و مفاهیم هر یک از این تصاویر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مطالعه نقوش جانوران، این که نقش چه جانورانی و با چه مفهومی روی گِل مهرها وجود دارد، پرسش اصلی این پژوهش است. گذشته از وظیفه عملی مُهرها، طرح های ایجاد شده روی آن ها دارای کارکرد های متفاوتی بود؛ برای مثال، می توان کاربرد زیبایی شناختی و یا اعتقادی را برای این دسته از نقوش درنظر گرفت. نقوش جانوران، داری معانی و مبانی مختلفی هستند و نمادهای متفاوتی از ایزدان دوره ساسانی را برای مردم آن زمان تداعی می کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و مواد فرهنگی مکشوف، به اهداف و فرضیات مطرح شده پرداخته شود. با توجه به نتایج، گِل مهر نقش بسیار مهمی در بازسازی مناسبات تجاری و اداری داشته ، و نقوش روی گِل مهرها ارتباط زیادی با مفاهیم مذهبی، نجومی و اساطیری ایران دارد و اطلاعات مهمی نظیر تفکرات مذهبی و اساطیری مردم آن زمان را ارائه می دهند.
۹۱.

بررسی پیشینه شهر آق قلعه خراسان، با نگاهی به روند سفرهای دوره ای ایلخانان و ساختارهای شهری دوره یوآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
دژ تاریخی آق قلعه در دشت جوین واقع در شمال خراسان، سازه ای بسیار عظیم و کمتر شناخته شده است که برمبنای مطالعات محدودی که تاکنون انجام گرفته، می توان فرض کرد که در دوره ایلخانان مغول، احداث شده است؛ با این حال، برمبنای مستندات تاریخی مربوط به دوره ایلخانان، نمی توان تعلق این دژ به این دوره را تأیید کرد؛ زیرا این مستندات مطلقاً هیچ اطلاعاتی درباره وجود چنین دژی در دشت جوین ارائه نکرده اند. بر همین مبنا، اتکای نگارندگان برای پذیرش فرضیه احداث آق قلعه در دوره ایلخانان، تنها مستندات باستان شناسی و همین طور کتیبه تاریخ دار مسجد آق قلعه است. این پژوهش برای اولین بار قصد دارد تا با اتکا به بررسی مسیر حرکت های دوره ای ایلخانان در شمال خراسان، برمبنای بررسی مستندات تاریخی و همین طور بهره گیری از تحلیل GIS، میزان اهمیت آق قلعه را در طول این مسیر به عنوان یک استقرارگاه میان راهی روشن سازد؛ همچنین، با مقایسه ساختار آق قلعه با شهرها و شهرک هایی که تقریباً در یک دوره در چین و ایران در سرزمین های تحت نفوذ مغولان، احداث شده اند، فرضیه تعلق این دژ به دوره ایلخانان را بررسی کند. نتایج این بررسی نشانگر آن است که آق قلعه درمیان یکی از مهم ترین مسیرهای حرکت های دوره ای ایلخانان در شمال خراسان قرار داشته و مراجعه سالانه ایلخانان و جانشینان آن ها به این ناحیه، احتمال ساخت استقرارگاهی میان راهی در این نقطه را افزایش می دهد. همچنین مقایسه ساختار آق قلعه با نمونه های مشابه در چین، همانند شانگدو، دایدو و یینگ چنگ لو و همچنین سلطانیه در ایران، گویای وجود شباهت های بسیار زیادی است که سبب تقویت فرضیه احداث آق قلعه در دوره ایلخانان می شود.
۹۲.

The Achaemenid or Post-Achaemenid (?) Stone Column Bases and Slabs of Hannā Site in Semirom County, Esfahan Province, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۶۷
Achaemenid architecture is distinguished by its columned halls and porticoes, which can be found in the empire’s major capitals, such as Pasargadae, Susa, and Persepolis. Column bases are one of the most essential parts of a column, and square and bell-shaped column bases were frequently used during the Achaemenid period. During a 2018 survey conducted in Hannā, Semirom County, Esfahan Province, the authors discovered two square-column bases that showed a striking resemblance to other column bases found in the Achaemenid Empire. The column bases, along with several partly carved slabs, were found by a bulldozer during the digging process. If these column bases and carved slabs are indeed from an Achaemenid period construction, it serves as a strong indication of the importance of the Hannā site in Semirom. An additional indication of the significance of these findings is the lack of palaces or buildings with columns from the Achaemenid period in the region of Esfahan. Furthermore, it is essential to take into account the continued use of square-column bases in post-Achaemenid structures, as well as the fact that the masonry tools employed during this period remained unchanged throughout the following centuries. By analyzing the presence of carved stone slabs and columned bases of pillared buildings and halls from the Achaemenid period and beyond, we may determine that we are dealing with a prestigious structure that is associated with the elite of society. After the decline of the Achaemenid Empire, pillared structures and this type of square and stepped column base were used.
۹۳.

بازشناسی راه های باستانی جنوب استان تهران به قم در قرون متأخر اسلامی (با تکیه بر متون تاریخی و شواهد باستان شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۵
بی شک محدوده جنوب استان تهران که در طول زمان و به ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می شده است؛ همواره از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم چنین شناختِ شکل گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه های باستانی واقع در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم ترین راه های ارتباطی واقع در پهنه جنوبی استان تهران به سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکه راه های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می کرده است؟ بر این اساس و با تکیه بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان شناسی می توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقه موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به صورت یک مجموعه منسجم بودند، تبعیت می کردند. مسیرهایی که جدا از آن که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی های باستان شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکه ارتباطی مهم: 1) دروازه عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به سوی قم به ترتیب زمانی واقع بود.
۹۴.

تحلیل جنبه های فنی و ریزساختار آلیاژهای مس در فلزگری باستانی عصر آهن در سگزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
استقرارهای دشت قزوین در تپه قبرستان و سگزآباد توالی شکوفایی در فلزگری پیش ازتاریخ دشت قزوین را نشان می دهند. هدف این مطالعه، بررسی جنبه های کاربردی، فناوری ساخت، ترکیب شیمیایی، ریزساختار و فازهای آلیاژی اشیاء فلزی به دست آمده از عصر آهن محوطه سگزآباد است. در این راستا، تلاش شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود که فرآیند تولید و روش ساخت این اشیاء چگونه بوده، از چه شیوه هایی برای آلیاژسازی در آن ها بهره گرفته شده و محصولات خوردگی تشکیل شده چه ترکیباتی داشته و تحت چه شرایطی به وجود آمده اند. به منظور دست یابی به این اهداف، از روش های آنالیز دستگاهی ازجمله میکروفلورسانس پرتو ایکس (XRF) برای تعیین ترکیب شیمیایی استفاده شد. نتایج این آنالیزها وجود آلیاژهای متنوعی نظیر مس-ارسنیک، مس-آنتیموان، مفرغ و نیز مس تقریباً خالص را نشان دادند. در دو نمونه دارای مغز فلزی، به کمک متالوگرافی، ریزساختار ریخته گری با مغزه دار مشخص شد که اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه های ساخت در اختیار قرار داد؛ هم چنین، بررسی های انجام شده با میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنجی پراکندگی انرژی پرتو ایکس (SEM-EDS)، به شناسایی دندریت های فاز آلفا و نیز تشکیل فازهای گامای ارسنیکی و آنتیموانی مس منجر شد. نتایج آزمون های عنصری برروی این نمونه ها، بیانگر الگوهای متنوعی از کاربرد آلیاژهای مس-ارسنیک و مس-آنتیموان است؛ امری که نشان دهنده آگاهی فلزگران باستانی از ایجاد خواص مکانیکی مطلوب در فرآورده های فلزی بوده است؛ علاوه بر این، شناسایی آخال های نقره ای و ترکیبات بین فلزی سولفیدی در ریزساختار، امکان ارائه فرضیاتی درباره نوع سنگ های معدنی مورداستفاده در فرآیند استحصال فلز را فراهم کرده است. فناوری ساخت اشیاء از ریخته گری و قالب گیری دو کفه ای تا شکل دهی اسکنه هایی با مقطع مارپیچ و ساده است. اشیاء پژوهش در طبقه بندی اشیاء تزئینی، زیورآلات و اشیاء کاربردی قرار می گیرند. این گونه شناختی مختلف در کنار تفاوت ترانشه های کاوش شده طرح کلی خوبی از تنوع فلزگری در عصر آهن تپه سگزآباد را در اختیار می گذارد.
۹۵.

طبقه بندی و فرم شناسی سفال های زرین فام و تطبیق آن ها با سفال های آبی و سفید در دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۸
سفال زرین فام یکی از زیباترین گونه های عصر صفوی است که در ادامه ساخت سفال های زرین فام دوران میانی اسلام تولید شده است. باوجود اشاراتی مختصر به خاص بودن و فرم سفالینه های زرین فام صفوی در برخی منابع، تاکنون پژوهشی مستقل و متمرکز صورت نگرفته است؛ لذا نگارندگان در این پژوهش با درنظر داشتن ویژگی های فرمی سفالینه های زرین فام موجود، درپی آن هستند تا آن ها را به طور مفصل طبقه بندی کنند و به شناخت کامل تری از فرم ها برسند و سپس به مطالعه تطبیقی آن ها با سفالینه های آبی و سفید بپردازند. برای نیل به این هدف، پرسش هایی نظیرِ فرم سفالینه های زرین فام دوره صفوی را در چه گروه های فرمی می توان طبقه بندی نمود؟ و سفالینه های زرین فام صفوی از نظر فرم چگونه با سفال های آبی و سفید معاصر خود قابل تطبیق هستند؟ مطرح شده است. در این پژوهش، جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی است و با رویکرد توصیفی، تطبیقی-تحلیلی پیش رفته است. جامعه آماری دربرگیرنده 69 ظرف زرین فام و 40 ظرف آبی و سفید صفوی است که این ظروف خود، نماینده 486 سفال زرین فام و 106 سفال آبی و سفید است که براساس ویژگی های فرمی در هرگونه به عنوان نمونه های شاخص انتخاب شده اند. برآیند حاصل از مطالعه فرم شناسی این ظروف آن است که: ظروف زرین فام 17 گروه است که در دو گروه باز مانند: بشقاب، کاسه و پیاله، و گروه بسته مانند: صراحی، بطری، پارچ هستند. همچنین دو گونه سفالی به لحاظ فرم شناسی شباهت بسیار زیادی به یک دیگر دارند؛ با این تفاوت که فرم ظروف زرین فام دارای تنوع بیشتری است و سفالینه های آبی و سفید نسبت به آن ها تا حدی ظریف تر و به لحاظ اندازه بزرگ تر هستند.
۹۶.

Archaeological and Artistic Analysis of Shahrokhi's Merajnameh Miniatures(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
The illustrated manuscripts of Iran in the Islamic period have various cultural, archaeological, social, historical, religious, artistic and other information, And this information is important for historians, archaeologists and scientists of various sciences. kings counted as the main supporters of creating illustrated manuscripts with different topics such as heroic, religious in the Taymurid period. So many books such as Khavaran Nameh, Shahnameh, Khamseh, rewritten and illustrated by same kings in the Taymurid period. Generally, Shahrokhi’s Merajnameh is one of the most important illustrated manuscripts in the Taymuird period and this book has almost 58 miniatures with illustrated pages that written in Turkish,Uighur and Arabic languages. Shahrokhi's Merajnameh has valuable miniatures that indicate us cultural and artistic and historical information about the Taymuird period. One of the main purpose of this article is to introduce the illustrated manuscripts in Merajnameh as one of the study sources in the field of history, art and archeology in the Taymurid period. Archaeological and artistic analysis of the miniatures of this book is another goal of this research.In this research, with fieldwork and library studies, a number of illustrated miniatures of Merajnameh have been studied with descriptive and analytical methods and sometimes with a comparative approach.The result of this research shows the importance of Merajnameh miniatures in the cultural reconstruction of the Taymurid period in Iran.
۹۷.

Tappeh Shah Qoli Beygi: Lapui Phase Settlement (4th Millennium BC) in Shiraz(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۵۲
This study analyzes 26 pottery fragments from the Shah Qoli Beygi archaeological site, focusing on their typology, technology, and chronological significance within the Lapui phase of prehistoric Fars in the Shiraz Plain. The assemblage, dominated by red fine wares, also includes common wares and evidence of different from the preceding Middle and Late Fars (Bakun) Phase. Variations in color, texture, and manufacturing techniques, including both hand-made and wheel-made forms, are examined. Comparative analysis with other Lapui sites reveals regional trends in pottery production, including the shift towards red fine wares and the prevalence of specific vessel forms. The study highlights the transition and continuity of ceramic traditions during the Lapui phase, emphasizing the site's contribution to understanding the cultural dynamics of the fourth millennium BC in southern Iran.
۹۸.

بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۴
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.
۹۹.

کاربست رویکرد «متن بنیان» در معیار عناصر سندشناسی، با تأکید بر اجزای اسناد دیوانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۱
سندشناسی، دانش مطالعه اسناد است و بررسی عناصر اسناد، مشتمل بر ترکیب بندی متن و ویژگی های صوری آنها، موضوع کانونی این رشته به شمار می آید. از اوان شکل گیری مطالعات سندشناسی اسناد ایرانی تا امروز، کوشش های چندی در راستای روشمندسازی بررسی عناصر اسناد به انجام رسیده که امروز، پشتوانه های آموزش، مطالعه و پژوهش سندشناسی ایرانی اند. بازبینی و هم سنجی آثار نگاشته شده در این حوزه، امّا از اندازه ای اختلاف در میان آنها خبر می دهد. ژرف نگری در ماهیّت و سبب اختلاف ها، بیانگر کاستی در فراهم کردن ادبیات تخصصی مشترک و ابهام در مبانی نظری است که عناصر اسناد ایرانی بر پایه آنها بازشناسی و دسته بندی شده اند. پیامد این وضعیت؛ ناکامی در شکل گیری روشی ساخت یافته، در زمینه مطالعات اسناد ایرانی است که خود را در چهره فقدان یک معیار فراگیر و دقیق نمایان می سازد. با نظر به این مسئله؛ مقاله حاضر، با هدف ارایه معیاری که همراه با جذب حداکثری دیدگاه های آثار پیشین، یک مبنای نظری مستدل را به منظور بازشناسی و دسته بندی عناصر اسناد ایرانی حول محور آن، فراهم نماید؛ طراحی معیار عناصر سندشناسی متن بنیان را در دستور کار خود نهاده است.   در این راه، گِرد و فرآوری مبانی نظری و مفاهیم مورد نیاز، هم زمان با بررسی تطبیقی آثار پیشین مورد توجه نویسندگان قرار گرفته و به منظور فراهم آوردن چاچوب نظری؛ انگاره «سند، به مثابه متن»، در بستر رویکردی که به گفتار نویسندگان مقاله، «متن بنیان» خوانده می شود، پی گرفته شد. از چشم انداز این رویکرد؛ سند، به عنوان یک ماهیّت برخوردار از سه بُعد «محتوا»، «بافت» و «ریخت» شناسایی می گردد. بُعد ریختی، دربرگیرنده عناصر اسناد، به عنوان موضوع اصلی مطالعات سندشناسی است. بنابراین؛ کار در زمینه فرآوری مفاهیم عملیاتی مرتبط با ریخت اسناد، گسترش یافته و به یاری انگاره «نحوه انتقال محتوا، محصولِ تصمیمات تولیدکننده متن است»، عناصر همگن اسناد، در چهار دسته «پیکر متن» (محصول تدابیر محتوایی اصلی تولیدکننده)، «دیوان افزود» (محصول نیّات و اقدامات مقامات حاکم و کارگزاران دیوانی در راستای تکمیل اهداف محتوایی)، «زمینه- آرایه» (محصول تدابیر مرتبط با ایجاد بستر های بهینه برای پیاده سازی اهداف محتوایی) و «پس افزود» (افزوده های پس از تولید و صدور سند) شناسایی گردید. در کنار تدوین مبانی نظری، استخراج عناصر سندشناسی از دیدگاه آثار پیشین، مورد توجه قرار گرفت. دستاورد کار، «فرانمای معیار عناصر سندشناسی متن بنیان» بر پایه عناصر اسناد دیوانی ایران است که در آن، عناصر منطبق با هر یک از دسته های چهارگانه (پیکرمتن، دیوان افزود، زمینه-آرایه و پس افزود)، با بهره برداری از خروجی های جدول های مقایسه ای آثار پیشین، در یک جدول رده بندی سازماندهی شده اند. «معیار عناصر سندشناسی متن بنیان» ، با نگاهی مفهومی به ماهیّت عناصر اسناد ایرانی؛ از انگاشت های برآمده از برداشت های سلیقه ای و یا معیارهای سندشناسی مدرن مبتنی بر ماهیّت اسناد اروپایی و غربی گذر کرده و یک بازشناسی، دسته بندی و رده بندی فراگیر از عناصر اسناد دیوانی ایران، بر پایه مرزهای مفهومی مشخص، به دست داده است.
۱۰۰.

واکاوی عملکرد گارد شاهنشاهی در انقلاب اسلامی 1357، فروپاشی و سرانجام آن (به روایت اسناد تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۸۶
انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ش. یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است که به تغییرات گسترده سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منجر شد. در سال های پایانی حکومت پهلوی، نهادهای امنیتی و نظامی از جمله گارد شاهنشاهی در سرکوب قیام مردمی و حمایت از حکومت نقش اساسی داشتند. بر این اساس پژوهش حاضر درصدد است تا با روشی تاریخی و بهره گیری از اسناد آرشیوی، خاطرات و مصاحبه ها، عملکرد گارد شاهنشاهی را مورد واکاوی قرار داده و با شیوه ای توصیفی- تحلیلی زوایای مختلف این امر را مورد بررسی قرار دهد. این مقاله در پی پاسخ گویی به این سوال است که گارد شاهنشاهی به عنوان یکی از ارکان امنیتی حکومت پهلوی چه نقشی را در تقابل با انقلاب اسلامی ایفا نمود و چه عواملی به فروپاشی و سرانجام آن انجامید؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که گارد شاهنشاهی علیرغم داشتن نیروهای آموزش دیده و تجهیزات پیشرفته، نقش پیشرویی در سرکوبی اعتراضات منجر به انقلاب اسلامی سال 57ش. نداشت. این نهاد عمدتاً به پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی از نیروهای امنیتی پرداخت. در روزهای پایانی انقلاب، عملکرد گارد بیشتر نمایشی بود و با خروج شاه از ایران، روحیه آنها تضعیف شد تا جایی که در روزها ی پایانی انقلاب بی طرفی اختیار نمود. پس از پیروزی انقلاب این نهاد منحل گردید و بسیاری از فرماندهان آن محاکمه، اعدام و یا از کشور فرار کردند و سایر افراد در قالب لشکر 21 حمزه ارتش ادغام گردیدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان