در این نوشته، پس از یادآوری مراحل رشدِ تاریخنگاری در غرب، ویژگیهای مکاتب تاریخنگاریای که در عکسالعمل به سنت پیشین در اوایل قرن بیستم پدید آمدند بررسی میشوند. در این بررسی "مکتب آنال"، "مطالعات فرودستانِ آسیای جنوب شرقی" مورد توجه قرار گرفتهاند. تاریخنگاری معاصر ایران نیز در این مقاله مورد بازبینی قرار گرفته است.
پس از مروری انتقادی به نظریههای روانشناختیِ ویگوتسکی و الکساندر لوریا، نویسنده به گرایشهای جدید در این علم اشاره میکند. این نظریههای جدید، تاریخ انفرادی شخص را برای درک چگونگی بازتاب فردیتِ وی در رفتار، شخصیت و روانشناسی وی در نظر میگیرند.