پژوهش با هدف تحلیل تأثیرات اخلاق کار اسلامی و ادراک از عدالت سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی با تمرکز بر میانجیگری رضایت شغلی صورت گرفته است. جامعه و نمونه آماری این پژوهش بخشی از کارکنان ادارات دولتی منتخب (ادارات برق، آب، آموزش وپرورش، مخابرات، جهاد کشاورزی، فرمانداری) شهرستان فسا هستند که بر مبنای روش سرشماری انتخاب شدند و هم چنین کل ادارات منتخب با 270 کارمند که از این تعداد، 210 نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های استاندارد رفتار شهروندی سازمانی، اخلاق کار اسلامی، عدالت سازمانی و رضایت شغلی که با پایایی (و روایی همگرا) 768/0(598/0)، 854/0(510/0)، 857/0(699/0)، 856/0(599/0) جمع آوری شده است. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از الگو سازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart-PLS3 انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد اخلاق کار اسلامی و ادراک از عدالت سازمانی بر رضایت شغلی تأثیر مثبت دارد؛ هم چنین اخلاق کار اسلامی به طور مستقیم بر رفتار شهروندی اثر مثبتی دارد ولی تأثیر عدالت سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی مورد تأیید قرار نگرفت؛ از طرفی نقش رضایت شغلی به عنوان میانجی اخلاق کار اسلامی و رفتار شهروندی سازمانی مورد تأیید قرار گرفت و رضایت شغلی هم به طور مستقیم، رفتار شهروندی سازمانی را تحت تأثیر قرار می دهد.
این مقاله برخی از جنبههای مربوط به بافتار تاریخی و اجتماعی و علوم اطلاعرسانی و مؤسسات اطلاعرسانی بررسی میکند. نقطة آغاز این بحث، سخنرانی فیلسوف اسپانیایی «خوزه اورتگا وای گاست» در سال 1934 دربارة تاریخ کتابداری است. «اورتگا» از سویی به تحلیل کوتاهی از نیاز اجتماعی به کتاب و وظایف کتابداران از دیدگاه تاریخی میپردازد. او کتابخانهها را با روشی کلاسیک در بستر تاریخ تمدن، و با پارادایم دهة 30 که در آن، کتابخانه یک نهاد اجتماعی به شمار میآمد بررسی میکند. از سوی دیگر، وی به پدیدههای تازه در دنیای دگرگون شوندة دانش توجه دارد. مقاله از این نقطة آغاز، با توجه به مفاهیم متغیر ساختاری، کانونها و محتوای این رشته، ] امکان و [ چگونگی تأثیر دگرگونیهای تاریخی بر علوم اطلاعرسانی (و طلیعهدار آن، یعنی علوم کتابداری و سندداری) را در دهة کنونی بررسی میکند. پارادایمها و چارچوبهای بررسی شده عبارتاند از: پارادایم پیش از جنگ که کتابخانه را نهادی اجتماعی به شمار میآورد؛ پارادایم فیزیکی؛ دیدگاه شناختی؛ و نگرشهای گوناگون دهة 90 میلادی که نشاندهندة گرایش جدید به نوعی یکپارچگی در بُعد اجتماعی میباشد که مبنای آن، از جمله بر جامعهشناسی علم، هرمنوتیک، و نشانهشناسی استوار است.
مدیریت به عنوان فرایند انجام وظایف مرتبط به هم است که در ماهیت و محتوای این وظایف، سازوکارهایی وجود دارد که هر وظیفه به انجام می رسد و با سایر وظایف ارتباط برقرار می کند. مکاتب مدیریت در جستجوی مفاهیم و اصول مستحکم هستند تا بتوانند کارایی و بهره وری را ازطریق کارکردهای مدیریت در سازمانها تضمین نمایند. هر یک از مکاتب مطرح در مدیریت با اتکا به یک عنصر محوری، تلاش کرده است که کارکردهای مدیریت را حول آن محور سازماندهی کرده و عملیات مدیریت را بر مبنای آن در سرتاسر سازمان محقق سازد
مدیریت جهادی به عنوان سبک مدیریتی بومی موفق در عرصه های مختلف سیاسی، دفاعی، فرهنگی و سازندگی گام اول انقلاب اسلامی، اگر تبدیل به الگوی قابل تکثیر شود، می تواند در گام دوم انقلاب بسیار راهگشا باشد. یکی از بهترین تجربه های موفق در این زمینه در مگاپروژه ها و خدمات در قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا کسب شده است. هدف اصلی این پژوهش ارائه الگوی مدیریت جهادی در فعالیتهای سازندگی است. با مرور ادبیات نظری و پیشینه موضوع، متغیرهای مؤثر بر مدیریت جهادی به روش تحلیل مضمون، استخراج و با استفاده از نظر خبرگان، 22 متغیر نهایی وارد الگوسازی ساختاری تفسیری شد. این متغیرها در سطوح مختلف و با توجه به قدرت نفوذ و وابستگی آنها طبقه بندی و سطح بندی، و به منظور آزمون و تأیید الگو از تحلیل میک مک و تکنیک دیمتل استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که مؤلفه یگانه لا اله الا الله اصل بنیادین و ریشه الگوی مدیریت جهادی، مؤلفه های چهارگانه ارزش مداری، اعتقادمحوری، معرفت محوری و جهادمحوری، مبانی فکری و فلسفی و سطح دوم، مؤلفه های هفتگانه رسالت محوری و آرمانخواهی، تکلیف گرایی و نتیجه گرایی توؤمان، بینش و عمل هولوگرامی، نگاه فراپیمانکاری، نگاه فراجناحی، مردم پایگی کارها و ابتنا بر ویژگیهای شخصیتی، اخلاقی و مدیریت اسلامی و انقلابی، مبنای حرکت مدیریت جهادی و سطح سوم، مؤلفه های چهارگانه بومی سازی و خودکفایی در علم و فناوری، تمرکز بر گلوگاه ها (با استفاده از همه ظرفیتها)، تمرکز بر تکمیل زنجیره ارزش (ظرفیت شناسی و ظرفیت سازی) و به کارگیری صنعت و دانشگاه در سازندگی، راهبردهای متخذه و سطح چهارم و مؤلفه های سه گانه غلبه بر موانع و محدودیتها (غلبه بر تحریمها، انحصارشکنی، بن بست شکنی)، مدیریت بر محیط و چابک سازی و تحرک پذیری، نتایج و سطح پنجم، و درنهایت مؤلفه های سه گانه پیشروندگی (خط شکنی)، پیشبرندگی (شتاب دهی و حرکتهای جهشی میان بر) و اثرگذاری و الگوسازی ماندگار جزء پیامدهای مدیریت جهادی و سطح ششم الگو خواهد بود.
در فرهنگ و آیین ملل مختلف ، برخی رویدادها و مناسبتها هستند که نقطه عطف تاریخی و هویت بخش تمدن آنها محسوب می شوند؛ لذا مقدس شمرده شده و تبدیل به نماد آن فرهنگ و تمدن گردیده و همه ساله با برنامه ای شکوهمند ، آن رویداد تاریخی را گرامی داشته و هویت تمدنی خود را با آن بازنمایی کرده و آیین خود را از آن طریق ترویج و تبلیغ می نمایند. بدون شک نهضت عاشورا یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخی تمدن اسلامی است و پیاده روی اربعین نیز یکی از مهمترین نمادهای بزرگداشت و پاسداشت این رویداد بزرگ اجتماعی است که معرف هویت تمدن اسلامی به جهانیان است. اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(ص) از مدینه برای زیارت مرقد مطهر امام حسین(ع) به کربلا آمد. او اولین زائری است که قبر شریف آن حضرت را زیارت کرد؛ بر اساس این سنت پسندیده ، همه ساله شیعیان با پای پیاده به منظور زیارت آن حضرت، ضمن نشان دادن عظمت امام حسین(ع) و نهضت عاشورا، انسجام و یکپارچگی خود را در عرصه جهانی به نمایش می گذارند.
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین نگرش دینی با عملکرد شغلی کارکن ان شرکت دخانیات ایران انجام شده است. نوع پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شرکت دخانیات ایران به تعداد 2350 نفر که بر اساس جدول مورگان 251 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرس شنامه ه ای نگ رش دین ی سراج زاده (1377) و عملکرد شغلی پاترسون (1992) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین بعد اعتقادی، بعد تجربی و بعد مناسکی با عملکرد شغلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد اما بین بعد پیامدی و عملکرد شغلی رابطه معناداری وجود نداشت. همچنین نتایج نشان دهنده رابطه مثبت و معناداری نگرش دینی و عملکرذد شغلی است. نتایج ضریب رگرسیون نیز ن شان داد ک ه از می ان چه ار بع د متغی ر نگرش دینی تنها بع د تجربی پیش بینی کننده عملکرد شغلی است. براساس نتایج حاصل از پیشنهاد می شود که جهت افزایش عملکرد شغلی کارکنان در دوره های آموزشی به نگرش دینی توجه شود.
آیا ورود به مدیریت های کلان برای زنان جایز است یا خیر؟ برخی فقهاء ورود زنان را به سطوح کلان مدیریتی جایز ندانسته و منکر ولایت زنان هستند یکی از دلایل آنها ، روایات نقصان عقل زنان است آیا این روایات ظرفیت کاربست برای منع زنان از پذیرش مدیریت های کلان را دارد یا خیر؟آیا با استناد به این روایات می توان شایستگی زنان را برای مدیریت های کلان زیر سوال برد؟ بابهره گیری از روش اجتهاد مشخص می شود که این روایات تماماً مشکل سندی دارند و به لحاظ دلالی نیز حامل دیدگاه های متعددی در باره نقصان هستند, برخی دلالت روایت را محدود به زنان خاصی دانسته، و برخی نیز پدیده نقصان را مربوط به شرایط خاص اجتماعی زمان صدور حدیث می دانند برخی مراد از عقل را عقل نظری و برخی نیز عقل عملی می دانند و برخی عقل تجربی را متعلق نقصان گرفته و برخی متعلق نقصان را عقل ذاتی در اداره شئون خانوادگی و اجتماعی گرفته اند، عده ای متعلق نقصان را تعقل دانسته و برخی در معنای روایات توقف کرده و برخی نیز روایات را جدلی دانسته اند و ... باید از نگاه تک بعدی به این موضوع پرهیز کرد و روایات نقصان را در دایره وسیع تر و پازل بزرگتری به صورت نظام مند مورد توجه قرار داد و با توجه به روایات منع اطاعت از زنان,
آنچه امروز موجب تفاوت و امتیاز جمهوری اسلامی ایران از دیگر کشورهای جهان شده است، تلاش این نظام برای ارائه سبک جدیدی از زندگی، حکومت و حکمرانی بر مبنای آموزه های اسلام است. منظور از «حکمرانی اسلامی» شیوه حکومتی است که در آن ابعاد روابط بین حکومت و مردم، تعامل اجزای تشکیل دهنده حکومت و رابطه آن با سایر حکومت ها، در اهداف و سیاست ها، قوانین و خط مشی ها، برنامه ریزی و اجرا و نظارت و ارزیابی بر اساس مبانی، اصول و روش های اسلامی تنظیم می گردد. در این چارچوب، تشکیلات اداری که با نرم افزار حکمرانی اسلامی به ساماندهی امور عمومی مردم می پردازد، «دولت معیار» نامیده می شود. در این پژوهش، نظریه مردم سالاری دینی به عنوان اصل موضوعه برای طراحی الگوی حکمرانی اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. بر همین مبنا مقام معظم رهبری با توجه به دغدغه های خود در باب اقتصاد و فرهنگ و ارتباط وثیق، ولی مغفول واقع شده ی این دو مقوله، راه رسیدن به این دو مقوله را بدون عزم همگانی مردم و مدیریت جهادگونه ی مدیران ممکن نمی دانسته اند، از دیگر در چهلمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن ماه 1397 مجددا در بیانیه گام دوم انقلاب بر مدیریت جهادی به عنوان یک موضوع محوری در نظام و حکومت اسلامی به عنوان یک حکمرانی متعالی تاکید نمودند. بنابراین بازشناسى حکمرانی اسلامی مردم پایه بر اساس مدیریت جهادی با تاکید بر بیانیه گام دوم انقلاب در جمهوری اسلامی ایران بر اساس تدابیر و فرمایشات فرماندهی معظم کل قوا(حفظه الله) و با تاکید و بهره جستی از بیانیه مهم و ارزشمند گام دوم انقلاب، به صورت کامل در جامعه امروزى ضرورتى اجتناب ناپذیر است؛ به ویژه آنکه در طى این سالها، همواره سعى دشمنان در تحریف و نابودى این نوع مدیریت بوده است. بر این اساس، نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق تحلیلی-توصیفی با رویکرد کیفی بوده و با بهره گیری از اسناد و مدارک تاریخی، مقالات و کتابخانه تخصصی اطلاعات لازم جمع آوری شده است. . نتایج حاصل بیانگر این است در این میان، مقوله «مدیریت جهادی» درخور تأمل می باشد. خصوصاً بعد از ملاحظه ی این نکته که اگر کسی مقالاتی را که در همین مدت مطالعه کند، با اختلاف زیادی در تعریف این مقوله برخورد خواهد نمود؛ گویا هر نویسنده ای از ظن خود با این مقوله یار شده و برداشت خود را ارائه داده است. لذا برآن شدیم که نگاهی به این قید و به قدر وسع ناچیز خود، در شناسایی آن و در جهت ارایه راهکارهای علمی و عملی در جهت اعتلای حکمرانی اسلامی مردم پایه داشته باشیم.
در مسائل مکانیابی پوشش نوین، افزایش فاصله از تسهیل ارائه دهنده سرویس در ناحیه پوشش، موجب کم شدن سطح پوشش دهی می گردد و تحت عنوان پوشش تدریجی در نظر گرفته می شود، با ازدیاد نقاط تقاضا، زمان حل در اینگونه مسائل افزایش می یابد. لذا روشهای مختلف حل از جمله دقیق، فرا ابتکاری و ابتکاری برای مدلهای مختلف مسئله پوشش تدریجی مطرح شده است. در این مقاله مسئله پوشش تدریجی با استفاده از روشهای شبیه سازی تبرید، خوشه بندی شبکه عصبی و خوشه بندی k -means حل شده و جوابها و زمانهای بدست آمده از سه روش مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان دهنده کارایی روش k-means در حل مسئله است و این روش می تواند در مدت زمان قابل قبول جوابهایی با دقت بالا (نزدیک به جوابهای بدست آمده از روش شبیه سازی تبرید) تولید نماید. در ادامه کاربرد روشهای خوشه بندی در مسئله پوشش تدریجی برای احداث مرکز خرید در ایران مورد ارزیابی قرار گرفته و تسهیلات بدست آمده با این روش به مکانهایی اختصاص داده شده اند که بیشترین پوشش را دارا هستند.
روش آموزش مبتنی بر مسئله و در قرائتی خاص تر، روش مبتنی بر موردکاوی (قضیه یا افته کاوی) یکی از روشهای مؤثر یادگیری مسئله محور، استدلالی و انگیزشی است. در این مقاله با رویکردی تحلیلی توصیفی و با بررسی اسنادی و تجربی، خوانشی نو و عملیاتی از این روش و دلالتهای آن برای تبیین مکتب شهید سلیمانی ارائه شده است. بدین ترتیب، ضمن بررسی مفهوم، اهداف، خاستگاه و امتیازات موردکاوی، انواع موردکاوی از منظر چگونگی تدوین (کوتاه یا بلند، واقعی یا ساختگی، یک مرحله ای یا چندمرحله ای، ایستا یا پویا، متنی یا گفتاری، توصیفی یا پرسشگرانه)، شیوه اجرا (در میدان یا خارج از میدان، فردی یا گروهی، یک جلسه ای یا چندجلسه ای، گروهی یا تیمی، با دسترسی یا بدون دسترسی، جواب بسته یا جواب باز) و نقش مربی و استاد (توصیف کننده، تبیین کننده، تسهیل کننده، بازیگر فعال) معرفی شده است. در ادامه چهار ملاحظه (مستند یا تخیلی بودن، رویکرد استقرایی یا قیاسی، فردمحوری یا موقعیت محوری، ژرفانگری یا پهنانگری) در مرحله پیش از تدوین شرح داده شده است. به علاوه نه گام عملیاتی برای مرحله تدین موردکاوی و نکاتی درباره مرحله اجرا و ارزیابی موردکاوی، مشخص شده است. سخن پایانی اینکه اگر بخواهیم حاج قاسم را به عنوان مکتب بشناسیم و بشناسانیم، باید در برنامه آموزشی دانشگاهی به او و امثال او بیش ازپیش و به گونه ای نو و متفاوت بپردازیم و یکی از راه های آسان رسیدن به این هدف، بهره مندی از الگوی آموزش موردکاوی است و این مهم جز با گردهمایی و هم افزایی افراد نزدیک حاج قاسم با عالمان دانش مدیریت و فرهیختگان ادبی برای ساخت موردکاوی های جذاب، مؤثر و واقعی میسور نیست.