شریف عبدالعظیم محمد، دکتری خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه کوئین (واقع در کینگستون، اونتاریو، کانادا) اخذ نمود و اکنون عضو گروه مهندسی برق دانشگاه قاهره میباشد. وی چندین مقاله پیرامون اسلام و مسائل اسلامی معاصر، به رشته تحریر درآورده و حافظ کل قرآن است. مقاله ایشان را که به مقایسه جایگاه زن در اسلام و ادیان مسیحی و یهودی می پردازد از نظر می گذرانیم.
احکام مربوط به عدة زنان در قوانین اسلامی متناسب با کرامت و ارزش انسانی زنان وضع و تشریع شده است. این تکلیف (عده) آثار فقهی و حقوقی فراوانی به دنبال دارد و گسترة آن بسیاری از زنان جامعه را شامل می¬شود؛ لذا شناخت دقیق این مسأله و تشخیص محدوده زمانی آن نسبت به حالات و وضعیتهای مختلف زنان از اهمیت بسزایی برخوردار است، به ویژه اینکه امروزه با پیشرفت دانش پزشکی و امکان اخراج رحم، سوالات جدیدی نیز در این رابطه مطرح می-شود، در این مقاله عده زنان در حالات مختلف از جمله عده طلاق، عده وفات، عده زنان باردار، عده در عقد موقت و زنان فاقد عده مورد بررسی قرار گرفته؛ همچنین عدم لزوم رعایت عده برای زنان فاقد رحم و نگه داشتن دو حیض در نکاح موقت پیشنهاد شده است.
دکتر نعمتالله فاضلی، دکترای انسانشناسی از دانشگاه لندن و استادیار انسانشناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی است. وی عضو پژوهشی وابسته به دانشگاه مطالعات جهان دانشگاه تهران و عضو پژوهشی وابسته به مدرسه مطالعات شرق و افریقایی دانشگاه لندن است. از ایشان تا کنون 5 عنوان کتاب به زبان فارسی و انگلیسی، ترجمه، تألیف و منتشر شده است که عبارتند از تألیف کتاب «مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایرانی» به زبان فارسی، «ابعاد سیاسی فرهنگ در ایران» به زبان انگلیسی و ترجمه کتاب «بازاندیشی در سیاست فرهنگی» و دهها مقاله علمی و پژوهشی در مجلات داخلی به چاپ رسیده است. نوشتار پیش رو بیان نظرات ایشان در مورد تحولات خانواده در ایران معاصر است.
نکته مهم در مبحث حقوق زن نکات قابل توجهی است که اسلام بر آنها تأکید مؤکد دارد، در این استقلال مالی زن از نگاه اسلام و قرآن نکته ای مهم و برجسته است به تفصیل قابل بررسی است...
دکتر سید محمد صادق مهدوی، متولد 1327 و فارغالتحصیل رشته جامعهشناسی خانواده و جوانان از دانشگاه وین اتریش است. وی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی است. از وی بیش از بیست مقاله در نشریات علمی- پژوهشی به چاپ رسیده است. در زمینه خانواده و جوانان نیز ترجمهها و تألیفات متعددی دارد.گفت و گوی پیش رو بیان نظرات ایشان در مورد آسیب شناسی روابط زوجین در ایران است.
تحول روابط میان زن و شوهر،در دهههای اخیر، قابل تردید نیست. برخی، تحولات موجود را، از آن رو که به افزایش ناسازگاریها و فزونی طلاق انجامیده است نگران کننده ارزیابی میکنند و برخی آن را ناشی از تغییراتی میدانند که در روند توسعهی اجتماعی و دستیابی به نقطهی تعادل جدید، اجتنابناپذیر و گاه مطلوب مینماید. نگاه نقادانه به این تحولات و بررسی تأثیر عوامل مؤثر بر آن، از دو جنبه حائز اهمیت است؛ هم به لحاظ تبیین مسئولیتهای فردی زن و مرد به عنوان دو رکن پیوند خانواگی و هم به لحاظ تبیین مسئولیت نهادهای اجتماعی. دراین مقاله به آسیب شناسی مسائل زوجین می پردازیم.
مقوله جنس زبانی در زبانشناسی از مقوله جنس زیستشناختی بازشناخته میشود. بررسیهای زبان شناختی نشان دادهاند که اگرچه میان این دو نوع جنس در زبان هایی که از جنس زبانی بهره میبرند رابطه برقرار است، لیکن این رابطه متناظر نمی باشد. زبان عربی و عربی قرآنی (یا کلاسیک) از زبانهایی قلمداد میشود که جنس زبانی در آن از گستره و تنوع زیادی برخوردار است. این پژوهش با بررسی جنس زبانی در آیات قرآن کریم، با ارایة تقسیمبندی جدید و متفاوتی از آنچه در دستورهای موجود عربی در مورد جنس صورت پذیرفته است، به نحوه عملکرد و رابطه آن با جنـس زیـستشناختی در چارچوب نظریة نشانداری میپردازد. نتایج این بررسی میتواند از یکسو در تفسیر آیات و به ویژه نقش و اهمیت زنان در کلام الله مجید برپایة توصیف زبانشناختی به کار رود و از سوی دیگر مسیری جدید و متفاوت را پیش روی پژوهشگران دستور زبان عربی بگشاید.
دوجنسیتی بودن و روان نژندگرایی، دو متغیر تاثیرگذار بر کیفیت زندگی زنان اند. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که کیفیت زندگی زنان نابارور، در مقایسه با زنان بارور، پایین تر است و آنان مشکلات روان شناختی بیش تری را تجربه می کنند. هدف این پژوهش تعیین ارتباط دوجنسیتی بودن و روان نژندگرایی با کیفیت زندگی زنان نابارور و بارور شهر تهران است و نمونه پژوهش را 120 زن نابارور و بارور (هر گروه 60 نفر) تشکیل می دهند، که از میان زنان مراجعه کننده به دو بیمارستان شهر تهران انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از فرم کوتاه پرسش نامه شخصیت نئو، پرسش نامه نقش جنسیتی، و پرسش نامه کیفیت زندگی استفاده شد. ضریب هم بستگی پیرسون نشان داد که بین دوجنسیتی بودن و کیفیت زندگی نابارور و زنان بارور 0.43) در مقابل (0.30، رابطه مثبت، و میان روان نژندگرایی و کیفیت زندگی زنان نابارور و بارور -0.55) در مقابل (-0.23 رابطه منفی وجود دارد. نتایج رگرسیون چند متغیری نشان داد که 57 درصد از واریانس کیفیت زندگی در زنان نابارور، به وسیله متغیرهای دو جنسیتی بودن و روان نژندگرایی تبیین می شود، در صورتی که این مقدار در زنان بارور حدود 30 درصد است. نتایج این پژوهش، که تا حدود زیادی با یافته های پژوهشی دیگر هم خوانی دارد، بیان گر آن است که سطح بالای دو جنسیتی بودن و سطح پایین روان نژندگرایی باعث افزایش سطح کیفیت زندگی زنان نابارور می شود.