هدف از این مقاله شناسایی وضعیت سبک زندگی دختران ورزشکار با توجه به ویژگی بهنجار یا نابهنجار بودن است. روش این پژوهش بر اساس نوع داده های جمع آوری و تحلیل شده، پژوهشی کمی است و از روش پیمایش در این مطالعه بهره گرفته شده است. جامعه آماری شامل تمامی دختران ورزشکار حاضر در دهمین المپیاد ورزشی دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی کشور در شهرکرد می باشد که از میان آن ها، 355 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss 18 و با بهره گیری از آزمون کای اسکوئر انجام گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که 6/51 درصد از دختران ورزشکار در مولفه گرایش به پوشش خاص، 5/7 درصد در مدیریت بدن، 3/54 درصد در مصرف رسانه ای، 6/42 درصد در چگونگی گذراندن اوقات فراغت و 6/46 درصد در مولفه مصرف موسیقی، وضعیت نابهنجاری دارند. در مجموع 8/40 درصد از دختران ورزشکار سبک زندگی نابهنجاری دارند. هم چنین، نتایج نشان دادند که بین متغیرهای رشته ورزشی و نوع مشارکت ورزشی با سبک زندگی دختران ورزشکار رابطه ای معنادار وجود نداشت، اما رابطه معناداری بین میزان سابقه ورزشی و سبک زندگی مشاهده گردید؛ بدین معنا که هرچه سابقه ورزشی دختران ورزشکار بیشتر شود، بر میزان سبک زندگی نابهنجار آن ها نیز افزوده می شود.
این پژوهش با هدف بررسی تمایزات شناختی در باور به دنیای عادلانه در میان زنان و مردان به مرحله ی اجرا درآمد. از بین کلیه ی ساکنان زن و مرد 17 سال به بالا در شهر اصفهان، تعداد 1577 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. پرسش نامه های استفاده شده در پژوهش دو پرسش نامه هشت سوالی درباره ی باور به دنیای عادلانه برای خود و دیگران بود. داده های حاصل از پرسش نامه ها با استفاده از آزمون t تک نمونه ای و آزمون t گروه های مستقل تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که زنان و مردان در باور به دنیای عادلانه برای خود با یکدیگر تفاوت معنا داری (05/0P>) ندارند، ولی در باور به دنیای عادلانه برای دیگران بین زنان و مردان تفاوت معناداری (05/0P<) به دست آمد. مهم ترین یافته ی این پژوهش آن بود که زنان در توجه به رعایت عدالت مبتنی بر انصاف و شایستگی برای دیگران و نه خودشان نسبت به مردان، متفاوت اند، بدین معنی که زنان نسبت به مردان به رعایت عدالت و انصاف بیشتری برای دیگران تمایل دارند.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان بر سازگاری و دلزدگی زناشویی در همسران دارای تعارض زناشویی انجام گرفت. این پژوهش از نوع مطالعات آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره سطح شهر تبریز، دادگاه خانواده و شورای حل اختلاف دادگستری شهر تبریز در طول پاییز سال 95 بود. برای انتخاب نمونه پژوهش از بین تمامی زوجین واجد شرایط ورود به مطالعه 16 زوج (32 نفر) به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و پس از جایگزینی در گروه آزمایش و گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند. سپس زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان طی هشت جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری در برنامه SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر فراهیجان (رویکرد گاتمن) به تفاوت معنی دار بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیر سازگاری و مؤلفه های دلزدگی زناشویی شامل خستگی جسمی، از پا افتادن عاطفی و از پا افتادن روانی منجر شده است. با توجه به نتایج، درمان مبتنی بر فراهیجان با افزایش سطوح چرخه تعامل مثبت، جایگزین ساختن پیوندجویی به جای خصومت و رفتارهای اجباری و جایگزینی رفتارهای تخریبگر با رفتارهای سازنده به افزایش سازگاری زناشویی و با کاهش دامنه رفتارهای تخریبگر همچون انتقاد، تحقیر و حالت تدافعی در همسران دارای تعارض زناشویی به کاهش دلزدگی زناشویی در آنان منجر می شود.
امروزه مفهوم توسعه پایدار کاربردی جهانی پیدا کرده و بسیاری از بخش ها و ارکان هر جامعه را درگیر خود ساخته است. از بین عوامل و شاخصه های فراوانی که بر دست یابی به توسعه پایدار مؤثر هستند، نظام آموزشی به انحای گوناگون در سطح قابل توجهی تأثیرگذار است. کارآمدی این نظام نیز تابع عوامل و مؤلفه های گوناگونی است. مدیران و مدیریت آنها یکی از این مؤلفه هاست که نقشی مهم در کارآمدی نظام های آموزشی دارد. بنابراین، با توجه به تعداد قابل توجه مدیران زن در نظام آموزشی کشور، این مقاله در صدد است تا در گام نخست عواملی را که به افزایش سطوح بهره وری مدیران زن کمک می کند، شناسایی کرده و در اقدامی مبتکرانه و با توجه به اینکه مدل کانو خصلت دسته بندی مؤلفه ها و ویژگی ها را از حیث ابعاد کیفیتی داراست و تاکنون از آن فقط برای سنجش رضایت مشتری استفاده می شده، اکنون به منظور طبقه بندی عوامل مؤثر بر بهره وری مدیران زن آموزش و پرورش به کار گرفته شود. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد از 23 مؤلفه شناسایی شده به عنوان مؤلفه های مؤثر بر بهره وری مدیران زن، 1 مؤلفه الزامی، 16 مؤلفه یک بعدی و 3 مؤلفه جذاب هستند. در پایان، رتبه بندی این مؤلفه ها نیز ارائه شده است
مؤلفههای مهم سیاستگذاری سازمان صدا و سیما در مورد حضور زنان در رسانه ملی کدام است؟ این پرسشی است که درگفتوگویی با دکتر خجسته در خصوص نقد و بررسی سیاستهای جنسیتی صدا و سیما به آن می پردازیم. در این مصاحبه با ما باشید.
با وجود افزایش حضور زنان در محیط های کار، میزان ارتقاء زنان به سطوح عالی مدیریت با پیشرفت تحصیلی و تجربیات حرفه ای آن ها همخوانی ندارند. بنابراین، وجود نوعی مانع نامرئی به نام سقف شیشه ای بارز است. زنان در مواجه با این مانع باورهای مختلفی دارند که می تواند ارتقاء شغلی آن ها را افزایش یا کاهش دهند. این باورها شامل انکار، انعطاف پذیری، پذیرش ، استعفا است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر سبک رهبری بر باور سقف شیشه ای در بانوان شاغل در بخش ستادی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی بود. تحقیق با اتخاذ ماهیت توصیفی پیمایشی از طریق تحلیل همبستگی، سبک های رهبری باس و آوولیو و باورهای زنان ا در مواجه با سقف شیشه ای بررسی کرد. جامعه آماری از میان بانوان شاغل در بخش ستادی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی با تحصیلات دیپلم به بالا، در نظر گرفته شده است. سپس بر حسب تحلیل های آماری نمونه مناسبی از آن ها انتخاب شد و در نهایت با استفاده از پرسشنامه های ساختارمند نسبت به اخذ دیدگاه افراد اقدام شد. نتایج حاصل نشان می دهد، سبک رهبری تأثیر معنادار و مثبتی بر باور سقف شیشه ای بانوان دارد.
هدف مقالة حاضر سنخ شناسی طلاق عاطفی در شهر مشهد است. تحقیق از نوع پیمایشی بوده و با تکنیک تحلیل خوشه ای انجام شده است. این پژوهش در سطح توصیفی و طبقه بندی با استفاده از ابزار ترکیبی متشکل از سه پرسش نامة نیمه استاندارد انجام شده است. جامعة آماری پژوهش را 30 زوج متأهل تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شده اند. بر اساس تکنیک مذکور، نمرات نمونه در ابعاد پنج گانة (توازن من ما، فعالیت های مشترک، نزدیکی، استقلال وابستگی و وفاداری) طلاق عاطفی در چهار دسته طبقه بندی شد. نتایج نشان داد که 35% نمونه از حالت توازن خارج شده و در دو سر طیف قرار دارند و سایر اعضای نمونه در دو دستة «بیش تر متصل» و «بیش تر منسجم» قرار دارند. نمرات طلاق عاطفی برای زنان در همة ابعاد پنج گانه از مردان بالاتر است.
مباحث مربوط به زن، پیوسته یکی از موضوعات جذاب و پر هیاهو بوده است، شخصیت زن را می توان از دو منظر حقوقی و حقیقی واکاوی کرد. از زاویه حقوقی، ابعادی مانند مبانی حقوق زن، تفاوت ها و اشتراکات حقوقی دو جنس، راز تفاوت ها و... کنکاش پذیر است که بررسی آن مجالی دیگر می طلبد. هدف از نوشتار حاضر بررسی «شخصیت حقیقی» زن است تا با تبیین و جمع عرفی میان روایاتِ به ظاهر معارض مربوط به زن و تشخیص احادیث صحیح از سقیم به رفع شبهات اقدام کند. این پژوهش با روش کیفی و تحلیلی به این نتیجه دست یافت که روایات واحدی که در مباحث غیرفقهی زنان وارد شده از نظر بسیاری از علما، فاقد حجیت است، حتی در صورت حجیت خبر واحد نادیده گرفتن ضعف سند، بسیاری از اخبار مربوط به سندیت و نکوهش زنان، باز هم تعارض محتوای این اخبار با آیات قرآن کریم، سیره پیامبر(ص)، اصول عقلی، سایر روایات و... نشانه مردود بودن آن هاست.
پژوهش حاضر به بررسی رابطة بین سبک های دل بستگی و رضایتمندی زناشویی با شاخص عملکرد جنسی در زنان می پردازد. روش پژوهش از نوع هم بستگی است و 200 نمونة آماری به روش تصادفی خوشه ای از میان کلیة زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهر تهران در سال 1393-1394 در این پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سبک های دل بستگی (AAI)، پرسش نامة رضایتمندی زناشویی (ENRICH)، و پرسش نامة شاخص عملکرد جنسی روزن (FSFI) استفاده شد. داده ها به روش ضریب هم بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام تحلیل شد. یافته های این پژوهش نشان داد بین سبک دل بستگی ایمن و رضایت مندی زناشویی با عملکرد جنسی در زنان رابطة مثبت معناداری وجود دارد (r = /245)، و بین سبک های دل بستگی ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا با عملکرد جنسی در زنان رابطة معکوس و معناداری وجود دارد (r = -285, r = -287). هم چنین رضایت زناشویی با شاخص عملکرد جنسی رابطة مستقیم معناداری دارد (r = /222). بر این اساس، سبک دل بستگی ایمن و دوسوگرا بیش ترین قدرت پیش بینی شاخص عملکرد جنسی را دارند، اما زنان با سبک دل بستگی ایمن و احساس رضایت مندی زناشویی بالا بیش از سایرین از عملکرد جنسی مناسب در روابط با همسران برخوردارند
در این مقاله، موقعیت حرفه ای زنان و مردان متخصص در ایران مقایسه شده است. جامعه ی آماری تحقیق، مجموعه ی استادان دانشگاههای دولتی تهران است. تحقیق به روش پهنانگر و با پر کردن پرسش نامه در مصاحبه ای حضوری انجام گرفت. برای تبیین نتایج، چهارچوب نظری فمینیسم لیبرال به کار گرفته شد.
مهمترین یافته ی تحقیق این است که میان آنچه زنان متخصص علاقه مند به انجام آن هستند و امکاناتی که در عمل، برای تحقق این علاقه ها در اختیارشان قرار می گیرد فاصله وجود دارد. ریشه ی اصلی این فاصله وجود تبعیض جنسیتی در محل کار است که فرصت های شغلی را بیش تر در اختیار مردان قرار می دهد