فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
بنیادهای نظری مخالفان قضاوت زنان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار در پی دسته بندی و روشن ساختن دیدگاه های مخالفان حضور زنان در دستگاه قضایی کشور است. برای این کار، در کنار تشریح جایگاه زنان در دستگاه قضایی کشور و بیان دگرگونی های حضور زنان در سال های پس از انقلاب، تلاش شده است بنیان های استدلال مخالفان قضاوت زنان بررسی شود. بررسی مدارک مخالفان حضور زنان در جایگاه قاضی، نشان می دهد که نه آیه ها و روایت ها، و نه دیگر استدلال ها، مانند سست نهادی زنان، برای بازداشتن آنان از کار قضاوت پذیرفتنی نیست.
بازنمایی طلاق در سینمای دهه هشتاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، هدف ما پاسخ به این پرسش اساسی است که فیلم های سینمایی دهه هشتاد شمسی طلاق را چگونه بازنمایی و برساخت کرده اند؟ این پرسش در چارچوب نظریه بازنمایی مطرح شده و برای پاسخ به آن، 21 فیلم تولید شده در این دهه که مسئله طلاق محور اصلی روایت شان بود، به روش تحلیل محتوا بررسی شده است. یافته های مقاله نشان می دهد که فیلم های سینمایی ایرانی در خلال روایت های خود، کوشیده اند نوعی شناخت و دانش عامه پسند دربارة طلاق در دسترس مخاطبان قرار دهند و این پدیده و آسیب های ناشی از آن را تبیین کنند. فیلم های ایرانی، هم اطلاعاتی زمینه ای همچون ترکیب سنی و جنسی، طبقه اجتماعی، وضعیت شغلی آسیب دیدگان از طلاق ارائه می کنند و هم اطلاعات مختلفی دربارة روابط اجتماعی و خانوادگی، نگرش ها، شیوه های زندگی و آسیب های اجتماعی آنها به دست می دهند. همچنین تولید کنندگان آنها اغلب کوشیده اند تبیینی از طلاق شخصیت های خود ارائه کنند.
بررسی نابرابری جنسیتی در سازمان های بوروکراتیک (مورد مطالعه: کارکنان سازمان های دولتی شهرستان اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره دوازدهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاشی در جهت مطالعه نابرابری جنسیّتی در سازمان های دولتی ایران با تمرکز بر ساختار بوروکراتیک سازمان است. این پژوهش به شیوه پیمایش و از طریق پرسشنامه انجام گرفته است. نمونه آن شامل 400 کارمند می باشد که به شیوه نمونه گیری خوشه ای طبقه بندی شده از 30 سازمان دولتی در شهرستان اهواز انتخاب گردیده است. نتایج این پژوهش نشان داد؛ زنان در سازمان ها درصد اندکی از نیروی کار را تشکیل داده و در برابر اکثریت مردان در اقلیت می باشند. تفاوت میان پست های سازمانی برحسب جنس نشانه تفکیک جنسی مشاغل در این سازمان ها است. همچنین زنان در مقایسه با مردان در موقعیت های نابرابری از لحاظ حقوق و فرصت های ارتقاء شغلی، آموزش و ثبات شغلی، شبکه روابط شخصی و تمرکز قدرت در ساختار سازمان قرار دارند. بعلاوه، آنان بیش تر از مردان در سازمان های بوروکراتیک احساس بی قدرتی را تجربه می کنند.
جهانی شدن و بازاندیشی الگوهای دوستی دختران و پسران: مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پ ژوهش بر آن است که به بررسی تاثیر جهانی شدن در بازاندیشی تعاملات جنسی میان جوانان دانشجوی ایرانی بپردازد.جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده همه دانشجویان دانشگاه تهران، در سه پایه کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری است، که از میان آن ها 275 نفر، به عنوان نمونه پژوهش و به شیوه نمونه گیری خوشه یی انتخاب شدند. روش پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است. فرضیه کلی پژوهش وجود رابطه یی معنادار میان جهانی شدن و بازاندیشی تعاملات جنسی جوانان دانشجوی ایرانی است، که برای پذیرش آن، چهار فرضیه فرعی فردی شدن تعاملات جنسی، پذیرش الگوهای تازه، سطح روابط جنسی، و داشتن تجربه های گوناگون دوستی با جنس مخالف مورد آزمون قرار گرفته اند.یافته های پژوهش بر پایه ضریب هم بستگی پیر سون نشان می دهد میان جهانی شدن (عمدتا رسانه های نمایشی) و تعاملات جنسی دانشجویان رابطه وجود دارد.
تحلیل اثرات دورکاری زنان شاغل و متأهل بر تعادل کار- زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناسایی اثرات طرح دورکاری بر ایحاد تعادل میان کار و خانوادة زنان شاغل بود.روش این بررسی کیفی و از دو شیوه نظام مند تحقیقات انجام شده و مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته استفاده شد. شیوه گردآوری داده ها، مصاحبه عمیق (با 20 نفر از زنان شاغل و متأهل در ادارات دولتی شهر تهران که تجربه دورکاری را داشته اند) به صورت نیمه ساخت یافته بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. یافته های پژوهش بیان کننده آن است که دورکاری موجب کاهش تعارض کار و خانواده و بهبود توازن میان زندگی کاری و خانوادگی زنان شاغل می شود. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که زنان شاغل به پذیرش دورکاری تمایل دارند، اما مدیران، حامی دورکاری نیستند. شرکت کنندگان ضمن اشاره به اثرات مثبت دورکاری بر تحکیم خانواده و پررنگ شدن نقش مادری و همسری، تأثیر طرح فوق را بر ایجاد تعادل کار و خانواده در زنان شاغل مثبت ارزیابی کرده اند. از نگاه آن ها ساعات کاری مناسب، شناور و منعطف، باعث افزایش بهره وری فعالیت های شغلی و در نتیجه بهره مندی سازمان از نیروی کاری باثبات تر و با انگیزه تر و افزایش توجه به خانواده خواهد شد و اجرای آن بهایی است که برای سلامت خانواده و جامعه پرداخت می شود.
بررسی وضعیت ازدواج و طلاق در استان ایلام طی سال های 1385-1392(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بالا رفتن سن ازدواج و میزان طلاق، سبب شده است که مسئله ی ازدواج و طلاق، موردتوجه گروه زیادی از کارشناسان، قرار گیرد. بررسی این مسئله در جامعه به منظور برنامه ریزی، وامدارِ آگاهی یافتن از شاخص های ازدواج و طلاق است؛بر این اساس مقاله ی حاضر در راستای مطالعه ی شاخص های ازدواج و طلاق در استان ایلام، طی سال های 1385 تا 1392 و مقایسه ی آنها با شاخص های کشوری، نگاشته شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی اسنادی و با تکیه بر تحلیل ثانویه بوده که از طریق آن به بررسی چگونگی وقایع ازدواج و طلاق در استان، پرداختهشده است. نتایج به دست آمده، گواه این است که: میانگین سن ازدواج برای زوج ها در اولین ازدواج، نزدیک به 28 سال است که به طور متوسط 5 سال با زوجه اختلاف دارند(23 سال در مقابل 28 سال). در استان ایلام نسبت طلاق به ازدواج در مقایسه با متوسط کشوری، پایین تر است. به طوری که در اکثر آمارگیری ها این نسبت در کشور، بیش از دو برابر استان ایلام بوده است. در سال 1392 مقدار این نسبت برای استان ایلام و کل کشور به ترتیب برابر با 4/9 و 1/20 بوده است. سن طلاق در بین زنان، پایین تر از مردان است. میانگین سن طلاق برای زنان، نزدیک به 27 سال و برای مردان 34 سال است. در اکثر طلاق های صورت گرفته، سن زوج بیشتر از سن زوجه است که نمای آن، مربوط به چهار سال اختلاف سن زوج نسبت به سن زوجه است. در اکثر موارد، اختلاف سن زوج به زوجه در زمان طلاق، کمتر از 4 سال بوده است؛ البته مقایسه ی میزان دوام زندگی مشترک در استان ایلام با میانگین کشوری، نشان می دهد که در سال 1392 در استان ایلام 7/54 درصد طلاق ها مربوط به زوج هایی بوده است که کمتر از 4 سال زندگی مشترک داشته اند؛ اما متوسط کشوری در سال مذکور، برابر با 8/42 درصد بوده است؛ درواقع می توان چنین بیان کرد که در استان ایلام، میزان دوام زندگی مشترک، کمتر از متوسط کشوری است. در سال 1392 به طور متوسط، طول مدت زندگی مشترک در کشور 9/7 سال بوده است که استان های اردبیل و ایلام به ترتیببا میانگین 5/5 و 6/5، کمترین طول مدت دوام زندگی را در بین استان های کشور، دارا بوده اند. میانگین سن طلاق در بین دختران، پایین تر از پسران است که در استان ایلام، طی سال های موردبررسی، روندی کاهشی داشته و پایین تر از میانگین کشوری بوده است.
جریانی اتفاقی و برنامهریزی نشده
منبع:
حوراء شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه و بینش شناختی در زنان متقاضی طلاق و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق با هدف مقایسه ی طرحواره های ناسازگار اولیه و بینش شناختی در زنان متقاضی طلاق و زنان عادی انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. نمونه این پژوهش شامل 100 نفر (50 زن متقاضی طلاق مراجعه کننده به واحد مشاوره دادگستری شهرستان سمنان و 50 زن ساکن در سمنان که هیچ گاه دادخواست طلاق ارائه نداده بودند) بوده است که با توجه به ملاک های ورود به این پژوهش بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این دو گروه از لحاظ متغیرهای سن، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، محل سکونت و تعداد سال های زندگی مشترک با یکدیگر همتا شدند. در این پژوهش از پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ، بینش شناختی بک و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (به منظور تعیین گروه عادی) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد گروه زنان متقاضی طلاق در بیش تر طرحواره ها به استثنای طرحواره های تائید جویی / جلب توجه، استحقاق / بزرگ منشی با گروه زنان عادی تفاوت داشتند و هم چنین در بینش شناختی بین دو گروه در خرده مقیاس اطمینان به خود تفاوت وجود داشت ولی در خرده مقیاس خود اندیشمندی تفاوت معناداری میان دو گروه وجود نداشت. نتیجه گیری: طرحواره های ناسازگار اولیه و بینش شناختی می توانند از جمله عواملی باشند که منجر به بروز اختلافات زناشویی می شوند. بر پایه این الگو می توان به استناد رویکردی پیشگیرانه در زمینه طلاق در این امر مداخله نمود و در محیط های بالینی و مشاوره ای برای کمک به همسران مشکل دار و در آستانه طلاق به کارگرفت.
بررسی تساوی جنسیتی در دسترسی به آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل اجتماعی – اقتصادی موثر بر سازگاری زنان معاود در ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایرانیان زیادی در نوبت های گوناگون مجبور به ترک خانه و کاشانه خود در کشور عراق و سکونت در شهرستان ایلام شده اند و با توجه به اینکه در همه پژوهش هایی که درباره سازگاری مهاجران با محیط جدیدشان انجام شده، تنها سرپرست خانوار (مرد) مورد مطالعه قرار گرفته است، هدف این پژوهش بررسی میزان سازگاری و تطبیق پذیری زنان ایرانی برگشته از عراق است. با به کارگیری پرسشنامه و مشاهده، سازگاری زنان معاود، که شامل سازگاری فرهنگی (میزان پذیرش سنت ها و آداب جامعه ایران در مورد غذا، لباس، رسوم اجتماعی و به کارگیری زبان فارسی) و رضایت مندی (میزان رضایت از امکانات اجتماعی، شیوه برخورد ایرانی ها و ایرانی یا عراقی تلقی کردن خود) آنان می شد مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بین سن افراد و سازگاری آنها پیوندی نیست ولی بین تاهل، تحصیلات، درآمد، تعداد فرزندان و نوع شغل افراد با میزان سازگاری آنها پیوندی معنادار وجود دارد. نکته قابل توجه این است که سازگاری بیشتر افراد در حد میانه بود و تعداد کمتری احساس می کردند که توانسته اند با محیط جدید کاملا سازگار شوند.
مطالبات حقوقی زنان از دیدگاه سه گروه از نخبگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازسازی معنایی جهت گیری جنسیتی پسران نسبت به دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بنیادهای فمینیسم، چالشهای پیش رو
حوزههای تخصصی:
رابطه آشفتگی زناشویی مادران با زندگی فرزندان همسردار آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو، که پیوند بین آشفتگی های زناشویی مادران و فرزندان همسر دار آن ها را مورد بررسی قرار می دهد، از نوع علی مقایسه یی است و جامعه آماریآن را زنان مراجعه کننده به فرهنگ سراهای شهر تهران (جهت شرکت در کلاس های آموزشی) تشکیل می دهند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس و حجم نمونه شامل 120 زن همسردار و شوهران آن ها، به همراه مادران هر یک از زوج ها است، که در مجموع 480 نفر (240 زن و شوهر و 240 مادرزن و مادر شوهر) را تشکیل می دهند. داده ها، پس از جمع آوری به وسیله پرسش نامه آشفتگی (نارضایتی) زناشویی اشنایدر، با استفاده از ضریب هم بستگی و برازش چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. ضریب هم بستگی مشاهده شده بین آشفتگی زناشویی مادران و فرزندان همسردار آن ها معنادا، و نشان دهنده رابطه میان آشفتگی زناشویی مادران با فرزندان همسردارشان بود و نتایج آزمون تفاوت دو ضریب هم بستگی نیز نشان داد بین فرزندان پسر و دختر در زمینه انتقال آشفتگی زناشویی مادر تفاوت وجود دارد.نتایج برازش چند متغیره نشان داد خرده مقیاس های پرخاش گری، ارتباط عاطفی، جهت گیری نقش، زمان با هم بودن، تاریخچه مشکلات خانواده، حل مساله، رابطه جنسی، و تربیت فرزند، از عوامل پیش بینی کننده آشفتگی زناشویی مرد است و خرده مقیاس های رابطه جنسی، تربیت فرزند، ارتباط عاطفی، تاریخچه مشکلات خانواده، جهت گیری نقش، آشفتگی کلی، پرخاش گری، حل مساله، و زمان با هم بودن، پیش بینی کننده آشفتگی زناشویی زن است.