خشونت خانگی علیه زنان به عنوان قربانیان خشونت بر اساس رویکردی دلبستگی محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آزمون رابطه علّی بین سبک های دلبستگی و خشونت خانگی در گروهی از زنان متأهل انجام شد. در این پژوهش، 120 زن متأهل از بین مراجعه کنندگان به سرای محله کوهسار در منطقه 4 شهر تهران با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه سبک های دلبستگی (هازان و شیور، 1987) و سیاهه خشونت علیه زنان (حاج یحیی، 2001) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که مدل علّی اثر مستقیم سبک های دلبستگی بر خشونت خانگی با داده ها برازش مطلوبی دارد. در این مدل مفروض، رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با خشونت خانگی منفی و معنادار و رابطه بین سبک های دلبستگی ناایمن/اضطرابی و دوسوگرا با خشونت خانگی مثبت و معنادار بود. علاو ه بر این، نتایج نشان داد تمامی ضرایب مسیر از نظر آماری معنادارند و 56 درصد از پراکندگی نمرات خشونت خانگی از طریق سبک های دلبستگی زنان تبیین شد. نتایج این مطالعه، همسو با آموزه های نظریه دلبستگی نشان داد که الگوی کیفی رابطه کودک و مراقبِ نخستین و متعاقب آن چگونگی شکل گیری مدل های کاری درونی که به طور اساسی، ناظر بر دیدگاه او نسبت به خود و جهان پیرامون هستند، در شکل دهی به اشکال ایمن و ناایمن سبک های دلبستگی در بزرگ سالان مؤثرند. علاوه بر این، نتایج نشان داد دلبستگی یکی از همبسته های مفهومی خشونت خانگی علیه زنان به عنوان قربانیان خشونت تلقی می شود.