این نوشته بر آن است که نشان دهد دیه، خون بها و ارزش زن یا مرد نیست تا بر اساس آن بتوان گفت اسلام به زن بهایی کافی و مساوی مرد نداده و او را تحقیر کرده است. شواهدی مانند آیات و روایات مربوط به شان انسان (اعم از زن و مرد)، تساوی دیه اعضا با دیه انسان، تساوی دیه زن و مرد تا یک سوم، برابری دیه جنین، طفل، جاهل، و فاسق با انسان کامل، و میزان دیه ماه های حرام نشان می دهد دیه، نه به منزله قیمت افراد، بلکه جریمه و جبران خسارتی مالی است، که با توجه به نقش برتر اقتصادی مردان در خانواده ها و جوامع مختلف، تفاوت در میزان آن، تنها یکی از حکمت های این حکم است؛ زیرا هر چند احکام الهی تابع مصالح و مفاسد واقعی است، اما انسان. محدود توان احاطه به همه دقایق احکام را ندارد.
دیوید پوپنو فارغ التحصیل دانشگاه پنسیلوانیا است و اکنون نیز استاد جامعهشناسی دانشگاه راتجرز در ایالت نیوجرسی است و معاونت پروژهی ملی ازدواج را بر عهده دارد. وی در حوزهی مطالعات خانواده و زندگی اجتماعی در جوامع مدرن، تخصص دارد و یکی از کتابهای اخیرش "زندگی بدون پدر: شواهد جدید و محکم مبنی بر ضرورت وجود پدری و ازدواج برای سلامت کودکان" است. در این مجال به معرفی او و بیان دیدگاه هایش در مورد طلاق می پردازیم.
هر چند ضرورتهایی سبب شده است تا خداوند به طلاق مشروعیت بخشد؛ اما سیاستهای دینی به دعوت مردم برای حفظ خانواده و پرهیز از طلاق بنیان شده است. آموزههای روایی، طلاق را ناپسندترین حلال در نزد خدا میشمارد و خانهای را که در آن طلاق واقع شده باشد به خرابه تشبیه میکند و مردی که بدون علت همسران خویش را طلاق میدهد، ملعون می شمارد.در چند دهه گذشته، طلاق در جامعهی ما که جامعهای اسلامی و حافظ ارزشهای اخلاقی است، آهنگی روبه رشد داشته و توجه کارشناسان را به خود معطوف داشته است. این نگرانی هم از رشد سریع طلاق، هم از تحول در شیوههای طلاق و هم از فقدان مکانیزمهایی است که به کاهش طلاق یا کم کردن پیامدهای مخاطرهآمیز آن بیانجامد. در این مقاله با نگاهی دینی به مسئله طلاق و فروپاشی خانواده می پردازیم.
چنانچه حجاب یک نوع رفتار قلمداد گردد، این رفتار همانند سایر رفتارهای دیگر تحت تأثیر قواعد خاصی است. بر اساس تئوریهای جامعهشناختی و روانشناختی، انجام یک رفتار، تحت تأثیر عوامل متفاوتی است. یکی از عوامل مهم و اثر گذار بر انجام و نحوة رفتار، اطلاعات و آگاهیهای فرد از رفتار میباشد. به عبارت دیگر، سطح شناختی فرد، اقدام و نوع رفتار وی را مشخص میسازد. اطلاعات و آگاهیهای فرد، نسبت به اشیاء، پدیدهها و مفاهیم، طی فرآیند جامعهپذیری وی ایجاد میشود. در این نوشتار، جامعهپذیری از دیدگاه تئوریهای کارکردگرایی، تقابل و کنش متقابل نمادین بررسی شده است و خانواده، مدرسه، گروه همسالان و نهادهای اجتماعی و ارتباطی به عنوان عوامل مؤثر بر جامعهپذیری حجاب معرفی میشوند که ناهماهنگی و بدکارکردی این عوامل میتواند منجر به آسیبپذیری فرآیند جامعهپذیری حجاب گردد.
در اوستای گاهانی، زن در جایگاهی رفیع قرار دارد. او در تمام شوون اجتماعی و دینی با مرد برابر دانسته شده است. در اوستای متاخر، زن سرچشمه بسیاری از ناپاکیها است و به هیچ وجه، مقاوم و موقعیت زن گاهانی را ندارد. در این مقاله، سعی شده است تا حد امکان، هر جا تضاد و یا تشابهی در حقوق زن، در اوستای گاهانی، اوستای متاخر و نیز سایر متون پهلوی دیده می شود، این تضاد با تشابه بازگو شود...
مقایسه تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد شناختی- رفتاری و کتاب درمانی شناختی بر افسردگی زنان 30-40 ساله هدف اصلی پژوهش حاضر است. این پژوهش، پژوهشی نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون در دو گروه آزمایشی (مشاوره گروهی با شیوه شناختی - رفتاری و کتاب درمانی شناختی) با گروه کنترل می باشد. به این منظور از بین مراجعه کنندگان به مراکز خدمات مشاوره ای شکوه و انجمن ایرانی مطالعات زنان یک نمونه متشکل از 30 نفر زنان 30-40 ساله که در آزمون افسردگی بک نمره خفیف و متوسط داشتند، انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه شناختی - رفتاری، کتاب درمانی شناختی و گروه کنترل قرار گرفتند.
پس از مداخله های درمانی، تست مذکور به طور مجدد روی آزمودنی ها اجرا شد و با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون t استیودنت برای مقایسه میانگینها به وسیله نرم افزار SPSS به تحلیل داده ها و بررسی فرضیه ها پرداخته شد.
نتایج تفاوت معناداری را در کاهش میزان افسرگی در گروههای آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (P<0.05). همچنین یافته ها نشان داد که روش درمان شناختی - رفتاری از روش کتاب درمانی شناختی در کاهش افسردگی آزمودنی ها موثرتر بوده است، هر چند که این تفاوت معنادار نیست.
پوشش زن از احکام مشترک میان همه ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) است که هر کدام جداگانه اهمیت و جایگاه آن را مورد تأکید قرار دادهاند؛ تنها تفاوت در حدود حجاب و گاه فلسفه آن میباشد. در آیین یهود، بر استفاده از پوشش سراسری برای اندام و پوشش سر تأکید شده است؛ البته در مورد دختران مجرد، موی سر به شرط سادگی میتواند مشخص باشد. به عبارت دیگر در یهودیت، رعایت حجاب متلازم با تأهل است؛ حال آن که در آیین مسیحیت، تجرد مقدس شمرده میشود، لذا رعایت پوشش کامل و پرهیز از آرایش و جلوهگری برای از بین بردن زمینه تحریک در جامعه، به صورت شدیدتری دنبال شده است؛ چرا که رهبانیت و ترک لذایذ دنیوی از اصول این دین بوده و فلسفه پوشش هم به همین امر برمیگردد. در اسلام رعایت حجاب به منظور حفظ پاکی و قداست زن و اجتماع مورد توجه خاص قرار گرفته و حدود آن با توجه به آیات و روایات، پوشاندن همه بدن به جز وجه و کفین معرفی شده است.
کلیشه های جنسیتی نگرش هایی اند که با مقاومت در برابر هرگونه تغییر، تکرار و باز تولید می شوند و شامل ذهنیت هایی ایستا، ثابت، و معمولا فاقد اساس علمی اند، در ادراک ما از خود و دیگران نقشی مهم ایفا می کنند... متغیر مستقل در زیر مقیاس تسلط داشتن و منفعل بودن، نمرات مردان را بیش از زنان، و در مورد رفتار اغواگرانه و هوش منطقی، نمرات زنان را بیشتر از مردان کاهش داده است.
پژوهش حاضر، که شکاف بین زنان و مردان را از نظر میزان، شیوه، و نوع استفاده از کامپیوتر و اینترنت مورد بررسی قرار می دهد، با استفاده از روش پیمایش و گردآوری اطلاعات با پرسش نامه انجام شده است و جامعه آماری آن را دانشجویان (دختر و پسر) مشغول به تحصیل در دانشگاه های دولتی تهران در پایه کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته های علوم فنی و مهندسی، علوم انسانی، علوم پایه، و هنر تشکیل می دهد.
بر اساس یافته های پژوهش، جنسیت بر میزان استفاده از اینترنت تاثیرگذار است و دانشجویان پسر زمان بیش تری را صرف استفاده از کامپیوتر و اینترنت می کنند. نوع استفاده از اینترنت نیز بین دختران و پسران دانشجو متفاوت است؛ دختران دریافت و ارسال پست الکترونیکی، خرید کالا، و سرگرمی را ترجیح می دهند و پسران از اینترنت به منظور جست و جوی اطلاعات و دریافت خبر استفاده می کنند. بنابراین می توان گفت هم چنان که در دنیای واقعی، زنان به حفظ روابط با وابستگان، دوستان، و آشنایان اهمیت می دهند، از اینترنت نیز بدین منظور استفاده می کنند و کم تر در پی جست و جوی اطلاعات و کسب خبراند.
به رغم حضور موثر بانوان در مقاطع تحصیلی عالی و احراز شایستگیهای عمومی، متاسفانه هنوز تعداد زنانی که توانسته اند در سطوح عالی مدیریتی منصوب شوند، بسیار اندک است؛ یعنی میزان ارتقای زنان به سطوح عالی مدیریت با پیشرفت تحصیلی و تجربیات حرفه ای آنان همخوانی ندارد. بنابراین وجود نوعی مانع نامریی به نام سقف شیشه ای بسیار بارز است. این پژوهش سعی بر شناسایی عوامل موثر بر ایجاد سقف شیشه ای در سازمان، ارایه راهکارهایی مبنی بر کاهش و از بین بردن آن دارد. در این امتداد، تسلط دیرینه مردان بر ساختارهای اداری به مثابه مهمترین عامل در ایجاد سقف شیشه ای و نیز سایر عوامل موثر همانند رواج فرهنگ و زبان مردانه در سازمان به مثابه سایر عوامل موثر بر توسعه قدرت مردان در سازمانها مدنظر قرار گرفته است.
این تحقیق با اتخاذ ماهیتی توصیفی پیمایشی از طریق تحلیل همبستگی به بررسی شاخصهای موثر بر شکل گیری سقف شیشه ای در سازمانها می پردازد. جامعه آماری از میان بانوان شاغل در سازمان توسعه برق (وابسته به مجموعه توانیر) در نظر گرفته شد، سپس بر حسب تحلیلهای آماری نمونه مناسبی از آنها انتخاب شد. در نهایت با استفاده از پرسشنامه های ساختارمند نسبت به اخذ دیدگاه افراد اقدام شد. نتایج حاصل نشان می دهد که میان تسلط دیرینه مردان بر ساختار اداری، رواج فرهنگ مرد سالاری در سازمان، افزایش قدرت مردان در سازمان و ایجاد سقف شیشه ای در آن رابطه مستقیم وجود دارد. سقف شیشه ای مانعی است که زنان با آن روبرو می شوند و از پیشرفت آنان در محیطهای کاری جلوگیری می شود (Emerald group,2006:19).
خانم استفانی کونتز تاریخشناس و نویسنده کتب و مقالات بسیار در حوزهی خانواده، از سال 1975 عضو هیئت علمی مطالعات تاریخ و خانواده در کالج دولتی اورگرین در واشنگتن بوده است. تازهترین کتاب وی با عنوان "ازدواج، یک تاریخ، از اطاعت تا صمیمیت، یا چه طور ازدواج مغلوب عشق شد"؟ در سال 2005 منتشر گردید و به زبانهای آلمانی، اسپانیایی، نروژی، چینی و ژاپنی ترجمه شده است. در این نوشتار ریشه های اجتماعی طلاق را از نظر ایشان پی می گیریم.