قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران در ماده 1117 با پیروی از نظام حقوقی اسلام برای زوجه حق اشتغال و برای زوج تحت شرایطی حق مخالفت با اشتغال زوجه را قایل شده است. در مورد محدودیتهای حق اشتغال زوجه و حدود اختیارات زوج در ممانعت از شغل همسر، ابهاماتی در قوانین وجود دارد که شایسته امعان نظر است.
با توجه به جایگاه رفیع نهاد خانواده در دین اسلام و زن به عنوان رکن رکین این نهاد مقدس، انتظار بر این بود که در چهار برنامه توسعه پس از انقلاب اسلامی موضوع زنان و خانواده جزء محورهای حائز اهمیت باشد. این نوشتار با بررسی اجمالی انواع برنامهریزی در ایران، میزان رویکرد نظام اسلامی را به رفع مشکلات و مسایل زنان در برنامههای توسعه بررسی نموده است. نتایج مقاله نشان میدهد در برنامههای اول و دوم توسعه در محور زنان، افزایش سطح سواد عمومی زنان، ارتقای سلامت آنان و برنامههای اوقات فراغت و تربیت بدنی زنان مورد توجه بوده است و در برنامه سوم یکی از مواد برنامه، مختص توسعه مشارکتهای فرهنگی اجتماعی زنان در نظر گرفته شده بود. در برنامه چهارم توسعه نیز علیرغم درک ضرورت توجه به مسایل زنان و خانواده و گنجاندن پارهای مباحث در این خصوص، محورهای مهمی نیز مغفول واقع شده است.
زیباییشناسی فمینیسم چون سایر مقولات این مکتب مفروضات بنیادین و سنتی غرب را بهدلیل تکیه بر پیشفرضها و نظریات متعصبانه و یکسونگری جنسیتی، مورد انتقاد قرار داده و این مفروضات را محور اساسی در شکلگیری و عملکرد زیباییشناسی میداند. لذا معتقد است در حوزة هنر و زیباییشناسی، تبعیض جنسیتی مانع رشد نبوغ، استعداد و خلاقیت زنان برای تولید آثار هنری شده است؛ پس با تمسک به رویکردهای فلسفی، انتقادی، روانکاوانه هم برای اثبات تمایزات آثار هنری زنان و مردان تلاش نموده و هم به دنبال ارائه چهارچوبی با ویژگیهای سبکی مشترک در آثار هنری زنان است تا بتواند کیفیتهای زنانه قابل تشخیصی را در فرهنگ عمومی جریان دهد.
برنامه های تلویزیونی خواه آشکار، خواه نهان سرشار از گفتمان های جنسیتی اند. این که زن یا مرد کیست و چگونه باید در فضاهای مختلف رفتار کند، بخشی از فرهنگ جنسیتی است که نهادهایی چون رسانه تولید می کنند، بنابراین در عصر فراواقعیت که تمایز میان امر واقعی و مجازی خدشه دار شده است بازنمایی های جنسیتی در سریال های تلویزیون اهمیت بیشتری می یابد.
هدف از بررسی این مطلب که آیا در تلویزیون ایران، ساختار خانواده و نقش های جنسیتی برگرفته از فرهنگ سنتی ایران است یا خیر و پژوهش هایی از این دست، تولید دانشی جدید است که می تواند در برگیرنده مفاهیمی مهم برای تغییر سیاست های اجتماعی باشد و روش به کار رفته در آن نیز تحلیل محتوای کمی و کیفی در کنار یکدیگر است.
یافته ها نشان داد در ساخت خانواده، نقش های جنسیتی سنتی در حال بازتولید هستند. زنان، «کدبانو» و «اهل اندرونی» اند و مردان «اهل بیرونی»، اما پیوندهای خانوادگی و نوع خانواده به نمایش درآمده در سریال های تلویزیونی ایرانی، با ساخت خانواده سنتی ایرانی متفاوت است. نوع خانواده به گونه هسته ای و بیشتر تک همسر به نمایش در می آید و تنها صورت قابل قبول «سالار» در خانواده، پدر سالار مهربان و عادل است. از طرفی میزان مشورت و همفکری در میان همه اعضای خانواده (نه فقط در میان زن و شوهر) در سطح پایینی قرار دارد و خشونت نیز تنها از طرف پدر بر خانواده اعمال نمی شود، بلکه همه اعضای خانواده در آن سهیم هستند، گرچه در کل، میزان خشونت بالا نیست.
ایرانیان زیادی در نوبت های گوناگون مجبور به ترک خانه و کاشانه خود در کشور عراق و سکونت در شهرستان ایلام شده اند و با توجه به اینکه در همه پژوهش هایی که درباره سازگاری مهاجران با محیط جدیدشان انجام شده، تنها سرپرست خانوار (مرد) مورد مطالعه قرار گرفته است، هدف این پژوهش بررسی میزان سازگاری و تطبیق پذیری زنان ایرانی برگشته از عراق است. با به کارگیری پرسشنامه و مشاهده، سازگاری زنان معاود، که شامل سازگاری فرهنگی (میزان پذیرش سنت ها و آداب جامعه ایران در مورد غذا، لباس، رسوم اجتماعی و به کارگیری زبان فارسی) و رضایت مندی (میزان رضایت از امکانات اجتماعی، شیوه برخورد ایرانی ها و ایرانی یا عراقی تلقی کردن خود) آنان می شد مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بین سن افراد و سازگاری آنها پیوندی نیست ولی بین تاهل، تحصیلات، درآمد، تعداد فرزندان و نوع شغل افراد با میزان سازگاری آنها پیوندی معنادار وجود دارد. نکته قابل توجه این است که سازگاری بیشتر افراد در حد میانه بود و تعداد کمتری احساس می کردند که توانسته اند با محیط جدید کاملا سازگار شوند.
در میان عوامل مختلفی که در ظهور فمینیسم نقش داشتهاند، مسیحیت مهمترین نقش را ایفا کرده است. نظام الهیات مسیحی دارای ماهیتی کاملاً جنسیتی است و نگرش منفی به زن را القاء میکند. شاهد این مدعا، آموزههای الاهیات مسیحی و به طور خاص آموزههای مربوط به زنان است که در آراء و اندیشههای فلاسفه، متکلمان و متألهان مسیحی و آباء کلیسا به طور برجسته و بارزی نمودار است. این نوشتار در راستای بحث از خاستگاه اصلی جنبش زنان، پس از بررسی آراء اندیشمندان مسیحی قرون اولیه و میانه در شمارة پیشین نوشتار، به بررسی اهم مواضع و رویکردهای تبعیضآمیز جنسیتی متفکرین مسیحی از دوره رنسانس تا عصر حاضر میپردازد. بررسی این مواضع، عمق کینهورزی مسیحیت با جنس مونث را آشکار کرده و نشان خواهد داد که فمینیسم مواجهة طبیعی زن غربی با آموزههای زن ستیز مسیحیت است.
رعایت حقوق زن در ابعاد مادی و معنوی، از موضوعات مهمی میباشد که اصل 21 قانون اساسی تضمین و احیای آن را وظیفه دولت دانسته است. از جمله این حقوق، حق انتخاب شدن است. زنان واجد شرایط نیز حق دارند مانند مردان، برای تصدی مناصب سیاسی و اجتماعی، داوطلب شوند. از جمله این مناصب، منصب ریاست جمهوری میباشد
اوته ارهارت در کتاب «زنان خوب به بهشت میروند و زنان بد به همه جا» قصد دارد با این باور که تفاوتهای جنسیتی صرفاً حاصل تربیت، سنتهای اجتماعی و فشارهای محیطی است و با استفاده از تکنیکهای روانشناختی، زنان را از افسردگی و ستمهای جنسی و جنسیتی رها سازد و کمک کند تا زنان به تساوی حقوق خود با مردان برسند؛ لیکن از یک سو، بسیاری از مدعای وی با یافتههای روانشناختی، فیزیولوژیک و زیستشناختی همخوانی ندارد. این ناهمخوانی موجب تحلیل نادرست نگارنده از علت فروتری زنان و به دنبال آن ناکارآمدی راهکارهای روانشناختی او شده است. از سوی دیگر، ارهارت برخلاف نظرات رایج علمی و آماری، در برخی از گزارههای کلی و جزیی خویش دچار اشتباه شده و بالتبع نتیجه درستی از این مقدمات به دست نیاورده است. نوشتار حاضر به نقد مبنایی و روشی نظرات ارهارت پرداخته و سرانجام به پیامدهای مدعای وی اشاره مینماید.
طرح کلی این پژوهش از نوع پس آزمون – پیش آزمون با یک گروه و پس رویدادی به لحاظ بررسی وضعیت رفتاری گروه ها است. در این پژوهش برای بررسی اختلال های رفتاری در آزمودنی ها، مقیاس ارزش یابی رفتاری راتر (فرم آموزگاران) به کار آمده است. این آزمون از روایی و اعتباری نسبتا بالا برخوردار است. نخست 86 آزمودنی ها به طور تصادفی برگزیده شدند و در مرحله ی پیش آزمون از طریق مربیان مورد مشاهده قرار گرفتند. سپس برای بررسی میزان اثربخشی آموزش مهارت های زندگی، مهارت هایی چون حل مسئله، تصمیم گیری، تفکر انتقادی و خلاق، چه گونه گی بهداشت جسم و روان، مهارت های میان فردی و ارتباطی به شیوه ی آموزش مستقیم به مربیان و به شیوه های غیر مستقیم (یادگیری مشارکتی، بازی های تربیتی، بارش فکری، ایفای نقش، بحث و گفت و گو، کار در گروه های کوچک، الگوی افزایش آگاهی، کندوکاو گروهی، نمایش، پرسش و پاسخ آموزش مستقیم – عملی، و مسئولیت های اردویی) به دانش آموزان دختر در اردوگاه ها آموخته شد. آزمودنی ها در مرحله ی پس آزمون دوباره ارزش یابی شدند.
یافته ها نشان داد که میانگین نمره های پس آزمون نسبت به میانگین نمره های پیش آزمون به گونه ئی معنادار کم تر است که این به معنای اثربخشی آموزش مهارت های زنده گی در بهبود وضعیت رفتاری نوجوانان است. هم چنین تفاوتی معنادار در وضعیت رفتاری نوجوانان در پایه های گوناگون تحصیلی دیده می شود که این تفاوت در مرحله ی پیش آزمون نشان می دهد که نوجوانان پایه ی دوم و سوم راهنمایی مشکلات رفتاری بیش تری دارند؛ در حالی که در مرحله پس آزمون وضعیت رفتاری دانش آموزان پایه های یکم و دوم راهنمایی نسبت به نوجوانان پایه سوم راهنمایی بهبود بیش تری داشته است. به سخن دیگر، آموزش ها در گروه های سنی پایین تر موثرتر است.