ارزش ها از ابتدا به عنوان مفهومی محوری در علوم اجتماعی مطرح بوده اند. مطالعه ی ارزش ها برای تبیین شخصیت و نظام های اجتماعی بسیار مهم وتعیین کننده است. افراد و گروهها در ارزش ها متفاوتند، با توجه به تغییراتی که در سال های اخیر در زمینه ی حضور زنان در عرصه های عمومی بوجود آمده است، پرسش اصلی پژوهش این است که آیا دستیابی زنان به مشاغل جدید توانسته است جهت گیری زنان را به سمت ارزش های توسعه سوق دهد.
دیدگاههای نوین در زمینه ی ارتباط ارزش و توسعه و تغییرات اجتماعی را می توان به دو دسته تقسیم کرد از کارل مارکس تا دانیل بل استدلال می کندکه توسعه ی اقتصادی، تغییرات فرهنگی را ایجاد می کنند. دراین پژوهش تاثیر شغل بر ارزش های توسعه مدار زنان مورد بررسی قرار گرفته است و برای سنجش ارزش های توسعه مدار با یک رویکرد فرهنگی دیدگاههای جامعه شناسی را در زمینه ی تغییرات و توسعه و دیدگاههای روان شناسی اجتماعی در زمینه ی ارزش ها را بررسی کرده و بر اساس مبانی نظری خوشه هایی از ارزش ها را بدست آورده ایم. سپس با ساخت پرسشنامه ی اولیه و انجام مطالعه ی مقدماتی و تحلیل عاملی، خوشه ای از ارزش ها را که روی یک عامل قرار گرفته اند را انتخاب کرده ایم که عبارتند از: جهانی گرایی، عام گرایی، علم گرایی، عقلانیت، رضایت از زندگی وگرایش به کار پویاست.جامعه ی نمونه 534 زن 15-45 ساله شهر شیراز هستند، روش پژوهش پیمایشی، با استفاده از پرسشنامه بود. پرسشنامه دارای روایی صوری و سازه ای است و برای پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ استفاده کرده ایم و آلفا برای تمامی مقیاس ها بالای 70/0 است.
یافته های مقایسه ای عقلانیت، علم گرایی و رضایت از زندگی، در بین سه گروه زنان خانه دار، شاغل و محصل تفاوتی نداشته است. به بیان دیکر اشتغال زنان به عنوان امری مدرن در ساختار اجتماعی جامعه ی مورد مطالعه نتوانسته تجهیز شناختی لازم برای زنان ایجاد کند، بنابراین این ارزش های معطوف به توسعه ی زنان در این گروهها یکسان است، اما ارزش های جهانی گرایی، عام گرایی وگرایش به کار پویا بین سه گروه تفاوت معنیداری را نشان می دهد.
به دلیل حضور چشمگیر زنان در عرصه های علمی کشور و با توجه به هم رایی جامعه شناسان بر دیندار بودن بیش تر زنان نسبت به مردان و نقش مهمی که آن ها در آینده ی علمی کشور ایفا خواهند کرد، در این پژوهش به دنبال فهم رابطه ی دینداری دانشجویان زن دوره ی دکتری دانشگاه شیراز با علم گرایی آن ها هستیم. جامعه ی آماری این پژوهش را، تمامی دانشجویان زن مشغول به تحصیل در دوره ی دکتری که شامل 199 نفر می شود، تشکیل می دهند، در این پژوهش تمام شماری صورت گرفته و به تمامی دانشجویان برای جمع آوری داده ها مراجعه شده است. روش پیمایش به عنوان روش پژوهش مورد نظر این مطالعه و پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش نظریه ی ماکس وبر در باب تمایز میان علم و دین است. نتایج توصیفی نشان می دهد که بیش از شصت درصد پاسخگویان از میزان دینداری، متوسطی برخوردارند و میان دینداری پاسخگویان به عنوان متغیر مستقل با گرایش علمی، معدل لیسانس و فوق لیسانس به عنوان بخشی از متغیر وابسته رابطه ی معکوس و منفی وجود دارد، درحالی که این رابطه بین فعالیت علمی و دینداری رابطه ای مثبت و مستقیم است
قرن حاضر، قرنی است که در آن نقش علم و تکنولوژی به طور روزافزونی در تمام جنبه های زندگی تجلی یافته است. باور عمومی بر این است که علم و تکنولوژی پاسخگوی بسیاری از مشکلات جهانی خواهد بود و نقش آن برای رفاه زندگی بشر بسیار حیاتی است. در این میان نقش نیمی از جمعیت جهان، یعنی زنان، در این فرآیند چندان روشن نیست. هر چند انتظارمی رود تکنولوژی ابزاری برای افزایش و تقویت مشارکت اجتماعی زنان باشد. در همه جای جهان، زنان عموماً، حضور قاطعی در عرصه های علم و تکنولوژی ندارند. از جمله دلایل این موضوع، اول دیدگاه خود زنان درباره ی نقش و عملکردشان در جامعه و دوم، انتظارات جامعه از مشارکت آنان است. در بخش آموزشی، گرچه بخش مهمی از دانشجویان در سطح کارشناسی را در بسیاری از کشورهای جهان زنان تشکیل می دهند، اما شواهد حاکی است که به مرور در سطوح بالاتر، تعداد زنان کم و کمترشده و در سطوح بالای علمی تعداد آن ها بسیار اندک می شود. به گونه ای که هر چه به سطوح بالاتر علمی نزدیک شویم از تعداد زنان کاسته می شود. افزون بر این، تفاوت های جنسیتی در انتخاب رشته های تحصیلی نیز مشاهده می شود. زنان بیشتر به سراغ رشته های هنری و علوم اجتماعی می روند و کمتر در رشته های علوم طبیعی و مهندسی وارد می شوند. در صنعت عمدتاً زنان به سمت مشاغلی که تاکید بر نیروی فیزیکی دارد گرایش دارند و کمتر به سراغ مشاغلی که بر مهارت های فنی و فکر خلاق متکی است می روند. این مقاله به بررسی ادبیات موجود در این زمینه می پردازد و نشان می دهد که چگونه نقش زنان در کاربرد و پیشبرد علم و تکنولوژی می تواند به بهبود وضعیت جامعه بیانجامد. همچنین این مقاله درصدد است نشان دهد که چگونه علم و تکنولوژی می تواند برموقعیت زنان اثرگذارد.
ویژگی های منحصر به فرد فناوری های نوین ارتباطی از جمله اینترنت باعث ایجاد کارکردهای متفاوتی در حوزه های مختلف زندگی شده است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقش اینترنت به عنوان یک رسانه نوین ارتباطی در ارتقای جایگاه زنان است که به روش پیمایشی انجام شده است. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه جمع آوری شده و در این پژوهش، اینترنت به عنوان متغیر مستقل و مؤلفه های: «حس استقلال و اعتماد به نفس زنان»، «انعکاس رویدادهای زندگی»، «تعاملات زنان»، «کاهش انزوای اجتماعی»، «مشارکت اجتماعی»، «تغییر باورها و اندیشه های سنتی زنان»، «آگاهی زنان از حقوق اجتماعی خود»، «افزایش سطح آگاهی»، «ایجاد فضای عمومی»، «تحرک اجتماعی» و «عضویت زنان در جامعه اطلاعاتی» جهت سنجش ارتقای جایگاه زنان، به عنوان متغیرهای وابسته بررسی شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شده است. نتیجه کلی تحقیق نشان می دهد که اینترنت امکان حضور زنان را بدون محدودیت زمانی و مکانی فراهم می کند و باعث می شود حس استقلال و اعتماد به نفس آنان بالا برود. زنان با حضور در فضای مجازی، جنبه های شخصی و رویدادهای زندگی خود را منعکس می کنند و این باعث کاهش انزوای اجتماعی و تعاملات زنان با عقاید مشابه هم می شود. زنان با حضور در اینترنت، سطح دانش و آگاهی خود را بالا می برند و خود را عضوی از جامعه اطلاعاتی می دانند. آنان با استفاده از فرصت هایی که اینترنت برایشان فراهم می کند و با ایجاد تحرک اجتماعی، و تغییر عقاید و اندیشه های سنتی می توانند حضور و مشارکت خود را در جامعه افزایش دهند و در نتیجه نقش و جایگاه واقعی خود را در جامعه تثبیت کنند.
تحولات سریع اجتماعی هر روز نیازهای جدیدی را در جامعه ایجاد می کند. برنامه ریزی مناسب فرهنگی برای پاسخگویی به نیازهای خانواده های نیروهای مسلح به منظور افزایش دانش و بینش سیاسی- اجتماعی آنان و افزایش سطح مشارکت آنان در فعالیتهای سیاسی- اجتماعی توسط دفتر امور زنان، نیازمند شناسایی وضع موجود دانش و آگاهی خانواده ها و میزان تمایل آنان به مشارکت در فعالیت های سیاسی- اجتماعی و عوامل تأثیر گذار بر آن می باشد. هدف این مطالعه، پاسخ گویی به نیاز بالا و شناسایی میزان آگاهی ها و سطح مشارکت سیاسی- اجتماعی خانواده های نظامی و عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر افزایش یا کاهش آن بود که در این مقاله به بررسی عوامل انگیزشی مؤثر می پردازیم.
جامعه آماری این مطالعه کلیه خانواده های نظامی در شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی چند مرحله ای به تعداد 512 نفر شامل 285 نفر همسر و 227 نفر از دختران ساکن در شهرک های نظامی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای spss و lisrel حول مدل مفهومی طرح مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که میزان تمایل آنان به مشارکت در فعالیت های سیاسی- اجتماعی بیشتر از حد متوسط است. همچنین با افزایش انگیزه های همبستگی، قدرت و پیشرفت افراد، میزان تمایل به مشارکت سیاسی- اجتماعی آنان افزایش می
تعهد سازمانی ، یک نگرش مهم شغلی می باشد که در طول سال های گذشته مورد علاقه بسیاری از محققان رشته های روان شناسی به خصوص روان شناسی اجتماعی بوده است. این موضوع به عنوان یکی از نگرش های مربوط به کار در دهه گذشته، تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده است. بررسی ادبیات موضوع، نشان می دهدکه تحقیقات در زمینه مفاهیم تعهد سازمانی، عوامل مؤثر بر آن و نیز نتایج حاصل از آن، مورد توجه بسیاری از صاحب نظران رفتار سازمانی ولقع شده است. از آنجا که زنان بخش زیادی از نیروی انسانی در سازمان ها را تشکیل می دهند، توجه به میزان تعهد و وفاداری آنها به سازمان، نقش مهمی در تحقق اهداف سازمانی خواهد داشت. از این رو، در این پژوهش سعی شده است، با توجه به شاخص های ارائه شده در خصوص تعهد سازمانی به بررسی وضعیت آن در میان زنان کارمند آموزش و پرورش استان قم پرداخته شود. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که میان ابعاد تعهد سازمانی زنان کارمند در این سازمان، در سطح اطمینان 95% رابطه معناداری وجود دارد و نیز وضعیت تعهد سازمانی آنها در سطح متوسط می باشد
شناخت جریان روشنفکری در گام نخست، مبتنی بر آشنایی با مفهوم واژه روشنفکر و طیفی است که در عرف اجتماعی امروز به این نام خوانده می شود. به همین مناسبت این نوشتار ابتدا مفهوم شناسی واژه روشن فکر، سپس خاستگاه جریان روشن فکری در غرب و ایران و انگیزه روشن فکران در رویکرد به مسائل زنان، بررسی شده است.
بخش اصلی نوشتار، نگاهی بر مبانی فکری روشن فکران دارد که در بازنگری و تفسیر متون دینی از آنها استمداد شده و البته در افق نزدیک تری به مسائل زنان قرار داشته اند.
این مبانی در سه بخش «روش شناختی»، «دین شناختی» و «فلسفی» به ارائه دیدگاه های روشنفکران پرداخته است و از آن جهت که نگرش روشن فکران غیردینی نسبت به اجتهاد و دین شناسی چندان حائز اهمیت نمی باشد، در بحث مبانی روش شناختی و دین شناختی تنها به ذکر مبانی «روشن فکران دینی» اکتفا گردیده است. «سخن آخر» به تحلیل و جمع بندی کوتاهی از این مجموعه می پردازد.
خانواده مناسب ترین جایگاه برای تامین نیازهای انسان و بهترین بستر برای تامین امنیت و آرامش روانی است. با این حال در عصر حاضر نظام خانواده دچار مشکلات و چالش هایی شده که کم کم آن را به سستی و تزلزل می کشاند. مهم ترین عامل تحکیم و ثبات یا تزلزل و فروپاشی نهاد خانواده چگونگی رابطه ها و داد و ستد عاطفی میان اعضای خانواده به ویژه رابطه زن و شوهر است. عوامل مختلفی در تحکیم و یا تزلزل آن نقش دارند که می توان به طور کلی آنها را به عوامل فردی و اجتماعی تقسیم کرد که با توجه به اهمیت هر کدام از آنها نمی توان هر یک را به تنهایی در این مسیر کافی دانست. این نوشتار در پی آن است تا با بیان هر کدام از این عوامل راهی را برای رشد و ثبات خانواده از طریق معرفی باورها، اخلاقیات و سنت های فرهنگی و دینی بنمایاند.
در این جستار کوشیده ایم تا پیکرک های محوطه ی حاجیلار را در آناتولی مرکزی مورد بررسی و پژوهش قرار دهیم. زمینه ی بنیادین این جستار پیکرک های مؤنث به دست آمده از طبقه ی VI حاجیلار است که فرهنگ دوره ی نوسنگی جدید را دربر می گیرد. افزون بر آن، پاره ای از دیدگاه ها و فرضیات مطرح شده در زمینه ی کارکرد و چیستی پیکرک ها نیز در این جستار گردآوری و واکاوی شده است. در راستای شناخت هرچه بیشتر پیکرک های حاجیلار، کارکرد آن ها و در نهایت ارتباط این داده ها با جایگاه زنان در دوره ی پیش از تاریخ، به ناچار نگاهی گذرا و فراگیر به کلیت پیکرک ها افکنده ایم. امیدواریم که توانسته باشیم در این جستار، جمع بندی و ارزیابی مناسب و مطلوبی از این دیدگاه ها ارایه دهیم.